تبليغاتX
آفتاب حسن
...كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ   بقره - 249
بسا گروهى اندك كه بر گروهى بسيار به اذن خدا پيروز شدند و خداوند با شكيبايان است


رییس شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت(ع) که با سفربه لبنان ودیدار با سیدحسن نصرالله پیام تبریک این مجمع را به دبیر کل حزب الله لبنان ابلاغ کرده است امشب گزارشی ازاین سفرارائه کرد. آیت الله مصباح یزدی در این گزارش مواردی ازامدادهای غیبی که در جنگ 33 روزه به كمك نیروهای مقاومت اسلامی آمده بود را نیز برای حضار بیان نمود.

ایشان با تأکید بر اینکه برخی از پیروزی­های حزب الله عظیم تر ازمعجزات صدر اسلام بوده به موارد زیر اشاره کرد که در دیدار با سید حسن نصرالله بلاواسطه از خود وی شنیده است:


دوربین دید در شب!

دشمن در این جنگ دو برگ برنده داشت. یكی اینكه مجهز به دوربین مادون قرمز بود و در شب به راحتی ما را هدف قرار می داد اما ما در شب هیچ دیدی نسبت به آنها نداشتیم ودومین ترفند بزرگ آنها گسترش جبهه مبارزه با استفاده از هلی برن و تخلیه نیروهای مجهز در پشت خط بود.

فرمانده یكی از قرارگاه­های مهم ما كه كاملا مورد اعتماد و وثوق من است برای من تعریف كرد: شبی كه از این جنگ گسترده و حربه اسرائیلی ها خسته شده بودم و دشمن هم با استفاده از هلی كوپتر در حال پیاده كردن نیرو در خط مقدم بود و به علت در اختیار نداشتن وسایل دید در شب كاری از دست ما برنمی­آمد، از شدت خستگی به خواب رفتم. در خواب حضرت زینب(س) را دیدم و از اوضاع نزد ایشان گله كردم. ایشان با اشاره بنده را متوجه قسمتی كردند كه خانمی ایستاده بود. من به آن سمت رفتم و حضرت زهرا(س) را مشاهده و درد دل های خود را به او عرض كردم. حضرت فرمودند: ما به فكر شما هستیم و برای شما دعا می كنیم .من اصرار كردم و وضع وخیم جبهه را كه به خاطر هلی كوپترهای اسراییلی ها به وجود آمده بود یادآور شدم .حضرت مرا به صبوری دعوت كردند. اما من همچنان اصرار كردم! حضرت كه اصرار مرا مشاهده كردند با دست خود اشاره ای كردند و سپس فرمودند: برو تمام شد.

من درهمین حین از خواب بیدارشدم و به خاطر سماجتی كه كرده بودم ناراحت وپشیمان بودم . معمولا اخبار خط مقدم جبهه با تاخیر پانزده دقیقه ای به قرارگاه می رسید. بعد از حدود پانزده دقیقه از لحظه خواب من ، به من اطلاع دادند كه یك هلی كوپتر اسرائیلی با عده ای از افراد زبده سقوط كرده ومن متوجه شدم در همان لحظه­ی اشارٍه حضرت، این حادثه برای هلی كوپتر اسراییلی اتفاق افتاده و همین سقوط باعث ترس شدید دشمن و عقب نشینی آنها گردیده است.

جالب اینكه دشمن صهیونیست، پس از این حادثه تصور می­كرد كه حزب الله از ابزار پیشرفته­ی دید در شب بهره­مند است.


ادامه آتش، بدون مهمات!

در یکی ازجبهه ها که مهمات بخشی از نیروهایمان تمام شده بود دستورعقب نشینی را صادر کردیم . این نیروها در کنار رودخانه ای بودند که اسراییل می خواست تا ساحل آن پیشروی کند وآن را مرز خود قرار دهد.این رزمندگان با گروهی که پشت رودخانه بودند تماس می گیرند که ما درشرف سقوط هستیم و تقاضای کمک می کنند. آنها هم پاسخ می دهند که امیدی به ما نداشته باشید چون ما هم مهمات نداریم.

در همین اثناء می بینند آتشی بر سر اسراییلی ها فرود آمد. نیروهای خط مقدم هم تماس گرفته بودند که خوب جایی را زدید همین جا را بزنید!

آتش ادامه پیدا می کند وبراثرشدت حجم آن، اسراییلی ها موفق به پیشروی نمی شوند و فرار می کنند.

بعد از فرار آنها، نیروهای جلو از نیروهای پشت رودخانه تشکر می کنند ولی آنها هم پاسخ می دهند ما که گفتیم: سلاح ومهماتی نداریم و آن آتش هم کار ما نبود! و بالاخره هم معلوم نمی شود که چه کسی این آتش را بر سردشمن ریخته بود.


تواضع و نورانیت سید حسن نصرالله

آنچه برای خود من اهمیت داشت تشرف خدمت آقای سید حسن نصرالله بود.

برخورد و تواضع ایشان بسیار برای من عجیب بود. هر شخصی که به چنین پیروزی­های برسد و موقعیت جهانی پیدا کند به طور طبیعی تغییراتی در منش ، رفتار ، گفتار و موضع گیری های وی پیدا می­شود. اما چیزی که ما از ایشان دیدیم این بود كه نه تنها تغییری در وی ایجاد نشده بود بلکه بر تواضع وی افزوده هم شده بود.

ایشان به قدری نورانی، پاک و با صفا بود که من احساس می کردم خدمت یکی از سربازان امام زمان(عج) نشسته ام .

منبع:WWW.SHIANEWS.ORG

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 16:23  توسط احسان  | 
هنگامي كه حزب‌الله هيبت پوشالي "مركاوا " را در هم شكست

خبرگزاري فارس: پايگاه خبري المحيط در گزارشي به بيان ابعاد شكست رژيم صهيونيستي در جنگ 33 روزه از جمله پايان اسطوره شكست‌ناپذيري ارتش رژيم صهيونيستي و افسانه هيبت تانك مركاواي اسرائيل پرداخت.



به گزارش فارس به نقل از پايگاه خبري محيط، جنگ 33روزه لبنان به وضوح ميزان سستي ارتش اسرائيل را در مقابل اراده چند صد نفر از مبارزان حزب‌الله لبنان نشان داد. اين اولين جنگ در ميان جنگ‌هاي اعراب و اسرائيل بود كه مقاومت لبنان به عنوان يك طرف عربي در آن موفق شد تا عمق خاك رژيم صهيونيستي را هدف قرار دهد و علاوه بر آن خسارات بسيار سنگيني نيز به تل‌آويو وارد كرد.
آمارهاي ارائه شده از سوي رژيم صهيونيستي به اين صورت است كه در طول اين جنگ نزديك به 119 نظامي صهيونيستي و 39 شهرك نشين كشته شدند، پنج هزار نفر زخمي شده و نزديك به 3970 موشك كاتيوشا نيز در شهرهاي شمال و مركز سرزمين‌هاي اشغالي فرود آمد. بر اساس آمارهاي اسرائيل خسارات رژيم صهيونيستي در اين جنگ 25 ميليارد شيكل تخمين زده شد.
البته از نظر تجهيزات نظامي بايد گفت كه ارتش اسرائيل در جريان اين جنگ تعداد زيادي از تانك‌هاي مركاواي خود را از دست داد، مركاوا يكي از جديدترين و محكم‌ترين تانك‌ها در جهان به شمار مي‌رود كه رژيم صهيونيستي پيش از اين جنگ ادعا مي‌كرد ميزان امنيت كادر داخلي اين تانك 100درصد است.
همچنين تعدادي از بلدوزرهاي غول پيكر و جنگي اسرائيلي، چهار هواپيماي جاسوسي بدون سرنشين، سه هلي‌كوپتر از نوع آپاچي و ناو جنگي ساعر 5 از جمله خسارات رژيم صهيونيستي در اين جنگ بود.

آمارهاي رسمي اسرائيل دور از واقعيت بود

بنا بر اين گزارش با وجودي‌ كه آمار ارائه شده از سوي رژيم صهيونيستي نيز زياد است اما بسياري اين آمار را دور از واقعيت مي‌دانند و معتقدند كه آنچه روي داده است بسيار فراتر از اين آمارهاست.
مركز آمريكايي محور منطق ((axis of logic در دهم ژوئن سال 2008 يك گزارش محرمانه فرانسوي در 300 صفحه از جنگ لبنان را منتشر كرد. اين گزارش حاوي اسرار بسيار عجيبي از جنگ لبنان بود كه تا آن زمان ناشناخته مانده بود.
بر اساس اين گزارش، سازمان جاسوسي رژيم صهيونيستي "رفيق‌الحريري " نخست‌وزير اسبق لبنان را ترور كرد.
همچنين اين گزارش آمار جديدي از تلفات و خسارات رژيم صهيونيستي در جنگ لبنان ارائه داد: بر اين اساس 2300 صهيونيست در جريان اين جنگ كشته شدند، هفت هزار نفر نيز زخمي شدند، تنها 24 نظامي صهيونيستي در ناو ساعر كشته شدند، اين در حالي است كه آمار ارائه شده از اسرائيل اين تعداد را 4 نفر اعلام كرده بود.
بنا بر اين گزارش فرانسوي، 160 تانك اسرائيلي در اين جنگ منهدم شد كه 65 دستگاه از اين تانك‌ها مركاوا بودند، 65 نظامي صهيونيست نيز بر اثر ويران شدن پناهگاههايشان در اثر فرود موشك‌هاي ضد تانك به هلاكت رسيدند.
اين در حالي است كه بر اساس آمارهاي سازمان ملل متحد و دولت لبنان تنها 49 يا 50 رزمنده حزب الله در اين جنگ به شهادت رسيدند.
نيروهاي حزب‌الله تنها در يك عمليات كمين كه در روز 27 ژولاي انجام دادند موفق شدند كه 41 نظامي صهيونيستي را به هلاكت برسانند و 12 زره‌پوش و سه نفربر را منهدم كنند.
در روز نهم آگوست نيز 23 سرباز اسرائيلي بر اثر فرود موشك و ويران شدن منزلي كه به آن پناه برده بودند، كشته شدند، در 12 آگوست نيز نيروهاي حزب‌الله موفق شدند تا 24 نظامي ديگر صهيونيستي را در يك عمليات نابود كنند، پنج صهيونيست ديگر نيز همان روز در اثر سقوط بالگرد اسرائيلي به دست نيروهاي حزب‌الله به هلاكت رسيدند.
در خصوص مهماتي كه در اين جنگ استفاده شد بايد گفت كه هواپيماهاي اسرائيلي 12 هزار مورد حمله هوايي به لبنان داشتند و نيروي دريايي اين رژيم نيز 2500 بمب و موشك به سمت لبنان شليك كردند. نيروهاي زميني نيز صدهزار گلوله توپ در اين جنگ به سمت لبنان شليك كردند.

ادامه دارد...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 15:50  توسط احسان  | 


آيت الله ناصر مکارم شيرازي با صدور بيانيه‌اي ، ضمن محکوم کردن جنايات دولت چين در کشتار وسيع مسلمانان سين کيانگ تصريح کرد که داشتن روابط خوب با چين دليل بر آن نمى‏شود که برادران و خواهران مسلمان ما را در آن منطقه به وضع فجيعى سرکوب کنند و ما خاموش بنشينيم.

متن بيانيه بدين شرح است.

  بسم الله الرحمن الرحيم

اخبار وحشتناکى که از ايالت سين کيانگ چين درباره کشتار وسيع و سرکوب مسلمانان اين منطقه منتشر شده است، موجب تأسف شديد هر مسلمان و انسان آزاده‏اى است.

اين منطقه که در غرب چين واقع شده و تقريباً يک ششم مساحت چين را تشکيل مى‏دهد، اکثريت قاطع اهالى آن مسلمانند تنها گروه کوچکى از نژاد «هان» از کمونيست‌ها در آنجا زندگى مى‏کنند. اين منطقه صنعتى و حاصلخيز اخيراً محل شديدترين درگيري‌ها بين مسلمانان و گروه نژادپرست «هان» واقع شده است، گرچه دولت چين آن را يک نزاع قومى قلمداد مى‏کند ولى حمايت دولت از گروه مخالف و سرکوب شديد مسلمانان و تعطيلى مساجد آنها همه حکايت از اين دارد که توطئه‏اى بر ضدّ مسلمين منطقه در جريان است.

درست است که دولت و ملت چين روابط دوستانه و نزديکى در امور اقتصادى و سياسى با ما و ساير کشورهاى اسلامى دارند ولى اين دليل بر آن نمى‏شود که برادران و خواهران مسلمان ما را در آن منطقه به وضع فجيعى سرکوب کنند و ما خاموش بنشينيم.

 ما ضمن محکوم کردن شديد اين سرکوب‏ها از همه مسلمانان و تمام آزادگان جهان دعوت مى‏کنيم که اعتراض شديد خود را نسبت به اين حرکت غير دوستانه اظهار دارند و يک صدا از دولت چين بخواهند که به اين وضع خاتمه داده و مجرمان را مجازات کنند.

مردم از مسئولان دولت جمهورى اسلامى نيز انتظار دارند در اين مورد سکوت نکنند و موضع قوى مناسبى بگيرند، و برادران و خواهران مسلمان خود را تنها نگذارند.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 13:18  توسط احسان  | 

خبرنامه دانشجویان ایران: در پی کشف ستاد عملیات روانی و شایعه پراکنی میرحسین موسوی در یکی از برج های متعلق به یکی از آقازاده های معروف، نحوه ارتباط تشکیلاتی ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی با بی بی سی فارسی لو رفت.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، پس از کشف مکان اصلی ستاد جنگ و عملیات روانی میرحسین موسوی در برج 10 طبقه ای واقع در قیطریه، شواهد و اطلاعات بسیاری در مورد ارتباط تنگاتنگ تشکیلاتی ستاد موسوی با بی بی سی فارسی به دست آمد.

بر اساس این گزارش، در ستاد مستقر در این برج 10 طبقه که متعلق به "م -ه" استودیوی ضبط برنامه های انتخاباتی کشف شد که متعلق به شبکه بی بی سی فارسی بوده و از این مکان برنامه های مکرر تلویزیونی برای پخش در این شبکه ضبط می شده است.

لازم به ذکر است، مدیریت ستاد عملیات روانی مذکور را "محسن امین زاده" از اعضای اصلی حزب مشارکت بر عهده داشته است.

ارتباط تشکیلاتی بی بی سی فارسی با ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی آنجا عمیق تر می شود که بدانیم سردبیری این شبکه تلویزیونی که با مصوبه مستقیم مجلس انگلیس آغاز به کار کرد را فردی به نام "علی اصغر رمضان پور" بر عهده دارد که وی معاون فرهنگی عطاءالله مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت خاتمی بود.

گفتنی است، اعضای حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب به عنوان احزاب دوقلوی حامی میرحسین موسوی در انتخابات در ایام پیش از آغاز تبلیغات انتخاباتی در جلسات محفلی خود با اشاره به قطعیت حمایت بی بی سی فارسی از کاندیدای متبوع خود، اذعان می کردند که با توجه به ذهنیت منفی ایرانیان نسبت به دولت انگلیس و رسانه دولتی بی بی سی، بایستی این حمایت به صورت غیرمستقیم و حرفه ای انجام شود، اما شکست قاطع این کاندیدا در انتخابات و رأی 25 میلیونی مردم به رقیب وی، موجب شد که رسانه مذکور با زیر پا نهادن اصول حرفه ای رسانه ای، به صورت مستقیم وارد گود شده و قسمتی از برنامه های پیش بینی شده اغتشاشگران و طرفداران انقلاب مخملی را رأسا به دوش بکشد که البته ناموفق ماند.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 13:14  توسط احسان  | 

فارس: در 9 ماه منتهي به سوم تير 1384، دست كم 8 نفر از مقامات امنيتي و جاسوسي كشورهاي انگليس، آمريكا، هلند و ... تحت پوشش هاي دانشگاهي، رسانه اي و ديپلماتيك وارد تهران شدند. ماموريت آنان، تجديد ساختار و سازمان «فعالان جامعه مدني» براي كمك به پيروزي اصلاح طلبان در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بود. اگر در خرداد 1383، «ريچارد رورتي» در كسوت مغز متفكر سازمان CIA و «بزرگترين فيلسوف آمريكا» در تهران ميهمان اصلاح طلبان بود، اين بار پرفسور «جان كين» به ايران آمد تا آخرين دستورالعمل هاي «كودتاي مخملي» را به «سعيد حجاريان» منتقل كند؛ كسي كه هم مغز متفكر «سرويس اطلاعات خارجي انگلستان» (MI6) به شمار مي رود و هم صاحب لقب «موثرترين متفكر بر تئوري سياسي انگليس» است. كين، انجام ماموريت هاي برون مرزي مهمي را در كارنامه امنيتي خود داشت كه شركت در عمليات فروپاشي حكومت هاي اروپاي شرقي، يكي از آنان بود.

در عصر جنگ سرد، سازمان هاي جاسوسي CIA و MI6 در ائتلافي راهبردي، يك «سيستم امنيتي واحد» را براي سرنگوني رژيم هاي «ضد سرمايه داري» ساختند كه مركز رهبري آن، «شوراي برنامه ريزي رواني» (PSB) در آمريكا بود. از دهه 1980، اين شورا براي براندازي حكومت هاي كمونيستي چكسلواكي، لهستان و ... استراتژي و شعار «تقويت جامعه مدني» را برگزيد و نخستين بار، تاثير آن را در تبليغات «جنبش همبستگي لهستان» آزمايش كرد. «شوراي برنامه ريزي رواني» (PSB) در جستجوي مدلي جديد از «جامعه مدني» بود؛ مدلي كه يك «منطقه آزاد» براي سرمايه گذاري و نفوذ غرب باشد و از كانال آن، حكومت هاي ناسازگار با نظام سرمايه داري نابود گردند. اين ماموريت به «جان كين» سپرده شد. او سال هاي 1973 و 1974 را در چكسلواكي سپري كرده بود و با انتشار كتابي در سال 1985، از جاسوسي مانند «واسلاو هاول» تصوير يك «رهبر صلح جو» و «مبارزي خشونت گريز» را ساخت. سپس، براي كنترل و ارزيابي پروژه «جامعه مدني» در طرح براندازي حكومت لهستان، بارها به اين كشور سفر كرد. سال 1988، با نشر كتاب «دموكراسي و جامعه مدني»، مدلي ستيزه گر از جامعه مدني را ارائه داد. يكسال بعد، چكسلواكي و لهستان كمونيستي فرو ريخت. در واقع؛ واژه «جامعه مدني» پس از 130 سال غيبت و خاموشي در مغرب زمين، اين بار براي استفاده در پروژه «براندازي نرم» به فلسفه سياسي غرب بازگشت.

«جان كين» از سال 1994، در «مركز مطالعات دموكراسي لندن» (CSD) پروژه «جامعه مدني ايران» را پايه گذاشت. او در دوره رياست جمهوري خاتمي، پس از آشوب هاي 18 تير 1378 به تهران آمد. اما اين سفر، مصادف با 2 رويداد مهم ديگر نيز بود. از يك سو، حمله كم سابقه «حلقه كيان» و روزنامه هاي زنجيره اي به مباني و اسوه هاي ديني ايرانيان اوج گرفته بود. «عبدالكريم سروش» در مصاحبه با نشريه «اكسپرس» گفت از «محمد خاتمي» خواسته كه اجازه دهد در دانشگاه ها و مطبوعات مباني مسلم ديني نقد و در صورت لزو م طرد شود تا بتوان «جامعه مدني» را مستقر كرد. اتفاقا اين اتفاق در حال وقوع بود. هفته نامه «راه نو» نوشت «مخالفت محققانه با دين، كفر نيست» و مجله «كيان» ارتداد را «حق طبيعي هر فرد» مي دانست. از سويي ديگر، پروژه ساختن «گاندي مسلمان» و «واسلاو هاول ايران» آغاز شده بود و اصلاح طلبان، «محمد خاتمي» را شايسته اين القاب مي دانستند.

از نيمه پنهان سفر «جان كين» در چنين موقعيتي، يك مقام بلندپايه امنيتي رازگشايي كرد. براساس اسنادي كه «مايكل برانت» (معاون سابق سازمان سيا) در كتاب Plan to Divide and Desolate Theology A فاش كرد، آن هنگام سازمان CIA و سرويس MI6 پروژه مشتركي را به نام «طرح براندازي تشيع تا سال 2010» تعقيب مي كردند كه نخستين هدف آن «فروپاشي انقلاب اسلامي ايران» بود. مبلغ 40 ميليون دلار از بودجه 900 ميليون دلاري اين پروژه، به «مبادلات آكادميك» مراكز اسلام شناسي غرب با حوزه ها و دانشگاه هاي اسلامي اختصاص يافت. هدف از گسترش اين مبادلات، جمع آوري اطلاعات حياتي، شناسايي و شكار جاسوس، نفوذ در مراكز ديني و تقويت روشنفكران ليبرال براي تبديل تشيع به يك «مكتب درويشي محض» تا سال .2010م (يعني تا 1389هـ.ش!) بود. يكي از اهداف اين پروژه در ايران، ايجاد موج فراگير تبليغاتي پيرامون «تحريفات تاريخي اسلام»، «هويت غير سياسي تشيع» و «نسبت دين و جامعه مدني» بود تا به دينداران القا شود كه تنها «اسلام سكولار» ضامن حيات «جامعه مدني» است.

«جان كين» گويي مرد پروژه هاي مشترك بود. او تحت پوشش مبادلات آكادميك ميان «مركز مطالعات دموكراسي لندن» و «دانشگاه مفيد» وارد تهران شد و روز 27 مهر 1378 براي ملاقات با آيت الله «عبدالكريم موسوي اردبيلي» به قم رفت. كين، رايزني هاي بسياري را با مشاوران رئيس جمهور خاتمي، مقامات «حزب مشاركت ايران»، اعضاي حلقه «كيان» و برخي روحانيون اصلاح طلب انجام داد كه جزئيات آن مذاكرات، «محرمانه» مانده است. بار ديگر، «جان كين» در پاييز 1383 به ايران آمد؛ هنگامي كه ديگر پروژه «جامعه مدني» شكست خورده بود. وقتي او پا به تهران گذاشت كه «عبدالكريم سروش» و «حسين بشيريه» نيز از ديدار با «جرج شولتس» (وزير خارجه سابق آمريكا) و «فرانسيس فوكوياما» (استراتژيست پنتاگون) به ايران بازگشته بودند. از رهگذر اين ديدارها، مقامات ايالات متحده قصد پيشبرد پروژه «لهستانيزه كردن ايران» را داشتند؛ پروژه اي كه از مدل «جنبش همبستگي لهستان» اقتباس شد و البته تئوريسين انگليسي آن هم در تهران بود.

در پاييز 1383، «جان كين» با مأموريت ايجاد يك «هسته مادر» براي «كودتاي مخملي» به ايران آمد و يك كارگاه آموزشي را نيز برگزار كرد. در بانك اطلاعاتي «مركز تحقيقات سياست هاي علمي كشور» اين كارگاه با نام «دوره آموزشي گذار به مردم سالاري» ثبت شده است. او جلسات متعددي با رهبران «حزب مشاركت ايران» برگزار كرد، اما با «سعيد حجاريان» به ديدار و گفتگويي طولاني نشست. در اين ملاقات، كين آخرين دستورالعمل هاي «براندازي نرم» و مدل هاي «دموكراتيزاسيون» را به حجاريان انتقال داد. راهبردهاي كين چنان براي حجاريان شگفت انگيز بود كه وي با شرح آن در يكي از جلسات حزب مشاركت گفت «ما در تئوري دموكراسي هم عقب مانده هستيم!» كين، بيشتر به «براندازي قانوني» از راه انتخابات تمايل داشت. پيشنهاد كرد كه دولت با حمايت ويژه مالي از سازمان هاي غير دولتي، رسانه هاي مستقل و نهادهاي مدني، سريعاً و به هر وسيله اي عرصه عمومي (جامعه) را فتح كند. او معتقد بود هر NGO يك «آزمايشگاه كوچك» براي جامعه مدني است كه نه تنها حساسيت كسي را برنمي انگيزد، بلكه خيلي راحت مي تواند كارهاي خود را در حاشيه امن پيش ببرد. وقتي تعداد اين آزمايشگاه هاي كوچك زياد شود، حكومت با چالش مواجه مي شود و به تدريج بايد عرصه را به آنان واگذار كند. چنانچه پروژه دولتي جامعه مدني از رژيم شكست بخورد، اين NGOها به عنوان يك منجي، «مبارزه مدني» را عليه رژيم آغاز مي كنند و وارد عمل ]كودتاي مخملي[ مي شوند. كين اعتقاد داشت كه در كنار اين نيرو، اصلاح طلبان بايد يك شبكه چند قطبي از رسانه هاي اينترنتي و... را بسازند تا از طريق مصادره افكار عمومي، انتخابات را «مهار» كنند.

با بازگشت شاه كليد انگليسي به لندن، يك شوك بزرگ رخ داد. آيا اين شوك سبب بازگشت اصلاح طلبان به قدرت مي شد؟
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 11:9  توسط احسان  | 
  خبرگزاري فارس: رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح در قالب انتشار رنج‌نامه‌اي، به بيان برخي از نكات مهم سي ساله انقلاب اسلامي و دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري پرداخت.

به گزارش خبرگزاري فارس، متن كامل رنج‌نامه سردار سرلشكر فيروزآبادي رئيس ستادكل نيروهاي مسلح و عضو شوراي عالي امنيت ملي بدين شرح است:
بسم‌الله الرحمن الرحيم
اللهم نرغب اليك في‌ دوله كريمه
تعز به الاسلام و اهله
و تذل به النقاق و اهله
"حمد باد خداوندي را كه آفريدگار بندگان است و گستراننده زمين است و روان كننده آبهاست به پستي‌ها و روياننده گياهان است بر بلنديها اوليتش را آغازي نيست و ازليتش را پاياني نيست. اول است بي‌هيچ زوالي، باقي است بي‌هيچ مدتي. پيشاني‌ها در برابر او بر خاكند و لبها به ذكر وحدانيت او در جنبش. "
با اين مقدمه اجازه مي‌خواهم عرض كنم: يا صاحب الزمان سلام عليكم
سلام خدا و ملائك بر تو و بر پدران طيب و طاهرت. سلام بر جد بزرگوار پيامبر اعظم و بر جد مظلومت شير خدا امير مومنان. سلام بر جد مظلومه پهلو شكسته اول شهيده راه ولايت حضرت زهرا سلام بر عموي دل شكسته مغموم و مظلوم و مسموميت امام مجتبي، سلام بر پدر غريب و مظلوم و لب تشنه‌ات سيد الشهداء و بر خون پاك او و خاندان شهيد و اصحاب بي نظيرش. سلام بر پدران معصوم و مظلوم و شهيدت از امام سجاد تا امام حسن عسكري، سلام بر نايب بزرگوارت خميني بت شكن، سلام بر شهيدان اسلام از عصر رسول الله (ص) تا عصر روح الله و تا امروز، عصر سيد مظلوم و استوار نائبت سيد علي خامنه‌اي عزيز و سلام بر امت مسلمان و امت خاص و آزاده‌ات ايرانيان سرافراز، مراجع عظام تقليد، روحانيت معزز و خانواده بزرگوار شهيدان و ايثارگران.
مهدي جان، آقا! مي‌دانيم آنچه تو مي‌داني . تو شاهد و ناظر مايي و در ميان مايي. اما دلمان مي‌خواهد با شما درد دل كنم، با روح بلند خميني كبير، با ارواح مطهر شهيدان، با نائبت خامنه اي عزيز. مي‌دانم آنچه مي‌گويم در برابر آنچه بر شما اهل بيت عصمت و طهارت گذشت و آنچه بر خميني كبير گذشت و آنچه بر خامنه اي بزرگوار مي‌گذرد چيزي نيست. آيا در طول تاريخ مي‌توان كسي يا كساني را يافت كه بيش از خاندان پاك شما سابقه شهادت، آزادگي، جانبازي و ايثار داشته باشد؟ و بيش از شما ظلم ديده باشند؟ هرگز، هرگز! هنوز صداي علي (ع) در گوشمان است كه مي‌فرمود: "به خدا سوگند كه از انتساب هيچ منكري به من خودداري ننمودند و در رفتار ميان من و خود رعايت انصاف نكردند ايشان حقي را طلب مي‌كنند كه خود آن را واگذاشتند و خوني را مي‌خواهند كه خود آن را ريخته اند " و امام خميني (ره) در برابر موج ترورهاي يارانش فرمود: "ما را بكشيد، ملت ما بيدارتر مي‌شود " و خامنه‌اي عزيز در برابر آنان ايستاد و فرمود: "ما در برابر شما كاري حسيني خواهيم كرد " و جان خود را براي فدا كردن در راه شما و دين جدتان ناقابل خواند.
با اين وجود يا صاحب الزمان باز مي‌خواهم با شما سخن بگويم و حرف هايم را با شما در ميان گذارم. آري در عهد الست با خداي مهربان پيمان بسته بودم كه با روح الله باشم. با عشق به خاندان پاك شما پرورش يافتم، در همان دوران سياه دين ستيزي ستم شاهي، روحانيون عزيز و پاك دامن به ما ياد دادند كه امام زمان داريم. او خواهد آمد، ظلم و ظالمان را درهم مي‌كوبد، داد مظلومان را مي‌گيرد، عدل و داد بر پا مي‌كند و جهان را آباد مي‌كند، پس آگاهانه منتظرش باش.
به من آموختند كه در غياب او نائبش را درياب. از همان طفوليت براي مظلوميت جدت امام حسين (ع) سينه زدم، زنجير زدم و بر غربت و مظلوميتش اشك ريختم. آموختم كه تاريخ تكرار شدني است و عبرت هاي عاشورا راه نجات. روزگار نوجواني و آغاز جواني‌ام در سپيده روزگار سپري شد، تا آن كه حسين زمان خروشيد، ولايت فقيه در چهره نوراني امام خميني (ره) طلوع كرد و انقلاب شد. من و همه كسانم به ميدان آمديم. اگر چه عاشورايي ديگر به پا شد، اما ملت ايران نگذارد حسين تنها بماند. هزينه‌ داديم. برادران و خواهرانم را به زندان افكندند. پدران و مادران و برادران و خواهرانم را در ميدان ژاله كشتند. به فيضيه و دانشگاه حمله كردند و برادران دانش آموزم را در 13 آبان‌ها به رگبار بستند. اما ايستاديم. تا سرانجام خون‌هاي ما ايرانيان بر شمشير‌هاي يزيديان زمان پيروز شد.
خميني روح خدا بازگشت و بر قلب‌هاي من و همه كسانم در سرتاسر سرزمين شهيدان فرود آمد؛ ياريش كرديم و به عهد خويش وفادار مانديم تا فجر انقلاب دميد و حكومت حق طلوع كرد. خميني خبرگان ملت را خواند و قانون اساسي را برآوردند و ميثاق ميان ملت ما كردند جمهوري اسلامي ايران قد برافراشت.
امام بسرعت ابتكارات خدمت و محرومان و ايثارگران را به صدور احكام مبارك تشكيل بنياد شهيد، كميته امداد و جهاد سازندگي به ميدان آوردند و مردم مشغول خدمت و سازندگي شدند و با روشن بيني براي پاسداري از انقلاب، سپاه را تشكيل و جوانان را به بسيج فراخواندند.
مهدي جان هنوز شهد شيرين پيروزي انقلاب و خدمت به محرومان در كاممان ننشسته بود كه تمام شرك و كفر نفاق از استكبار غرب و شرق گرفته تا مزدوران منطقه‌اي و عوامل خود فروخته داخلي آنها در برابر اين نظام نو پاي حق جبهه گرفته و جنگ احزاب تازه‌اي به پا كردند. براي استكبار و در راس آن آمريكا اين دشمن سر سخت بشريت و آزادگي، نه تنها از دست دادن منابع و ثروت ايران، بلكه ايجاد كانون اميد و آزادي براي مسلمانان و تمام مستضعفان جهان، خاري بود كه در چشم مستكبران فرو رفته بود.
هنوز جشن و شادي انقلاب در ميان بود كه آمريكا و غرب و احزاب شرك و كفر و نفاق به فرمان اربابان خود هر گوشه ايران را، كردستان را، گنبد را، خوزستان را، آمل را، تهران را و ... را به صحنه‌هاي سخت جنگ رواني و تجزيه طلبي و در واقع با هدف، نابودي انقلاب اسلامي و نظام تبديل كردند. اما ملت ايران از پير و جوانان و زن و مرد بسيج شدند. چون امام فرموده بود من و ما به صحنه آمديم. من و ما به دفاع از امام و انقلاب برخاستيم و شعارمان اين بود تا خون در رگ ماست، خميني رهبر ماست و خوني كه در رگ ماست، هديه به رهبر ماست.
از آن پس حزب اللهي و بسيجي خوانده شديم و از اين افتخار احساس غرور مي كرديم. منافقان و مرتدان ديدند تا من و ما به عشق تو "يا صاحب الزمان " و به عشق نائبت خميني در صحنه ايستاده ايم راه به جايي نخواهند برد، بر ما يورش آوردند و تا توانستند توهين و تحقير و ناسزا نثارمان كردند. حزب اللهي و بسيجي را مورد حملات نيرنگ و چماق و تفنگ قرار دادند.
گروهك‌ها و خائنان مزدور و بقاياي رژيم طاغوت كه به بركت رحمت انقلاب آزاد شده بودند، به جاي سپاس از انقلاب اسلامي در تلاش تجزيه ايران، خطه كردستان را به خاك و خون كشيدند. چقدر از برادران بسيجي و جهاديم و آحاد مردم حزب اللهي و فدائيان انقلاب كه از گلوله‌هاي سفاكان رژيم طاغوت جان بدر برده بودند، چون آقا يشان حسين (ع) سربريده شدند.
دشمن چون ايستادگي ما را ديد در همان حال جبهه ‌اي ديگر گشود. جلاد خونخوار و قدرت طلب بعثي بغداد را واداشت تا جنگي همه جانبه با ام القراي عالم اسلام تحميل كند. نقشه دقيق بود، از خارج و داخل كشور، انقلاب و امام را هدف قرار داده بودند. اگر لطف الهي و عنايات تو يا صاحب الزمان به اين ملت ايران نبود، نظام اسلامي را مي‌ربودند. اين بار هم ملت ما بسيج شد. من و ما به جبهه رفتيم حتي پدر و مادر و خواهران، جبهه و پشت جبهه را پر كرديم. اگر نبود خيانت بني صدر مزدور كه سلاح را از ما دريغ داشته بود، خرمشهر، بستان، هويزه، مهران و قصر شيرين به چنگ دشمن نمي‌افتاد و جهان آرا و يارانش در خرمشهر و حسين علم الهدي و دانشجويان همرزمش در هويزه، مظلومانه شهيد نمي‌شدند.
مهدي جان، آقاي من. سال 60 چه سالي بود همچون سال 61 هجري، ايران كربلا شد. آتش و خون، انفجار و ترور، سال عزاهاي عمومي پي در پي. يك پاي بسيجي در جبهه و جنگ با دشمن خارجي بود و پاي ديگرش در شهرها براي مبارزه با گروهك‌هاي ضد انقلاب و عواملي داخلي شورشي استكبار. در ميان ملت منتظر ظهور اگر چه بسيجي يك واژه بيش نبود. اما دريايي معنا يافت. بسيجي يعني عاشق و عارف و شاهد. يعني حسيني، علوي، زهرائي، يعني آحاد ملت ولايي ايران، ولايتي كه سرچشمه اش علي است و صاحب امروزش شما مهدي جان و اميرش ولايت فقيه، خميني كبير و خامنه‌‌اي عزيز.
آري بسيجي يعني حافظ اسلام و ميهن، از ميان ملت و پشتيبان مردم، دشمن ستيز و يار مظلومان، بصير و آگاه هوشيار و بيدار، و با اخلاص، پيشتاز در علم و فناوري و پيشرفت، محب وطن و محبوب امام. آري بسيجي جان بر كف است و بي ادعا... كه در رودخانه‌ امامت وضو گرفته است و از سرچشمه‌هاي جوشان روحانيت نوشيده است و در راه كربلاي حسين قامت بسته است.
30 خرداد سال 60 منافقان كوردل به فرمان اربابان خود از جنگ رواني به جنگ تروريستي روي آوردند و با اين خروج، به خوارج مبدل گشتند. آنگاه اين كوردلان، بزرگان حزب الله و ياورانشان يعني بسيجي‌ها و مردم حق مدار كوچه و بازار را هدف گرفتند. خامنه‌اي را در خانه خدا ترور كردند، فاجعه هفت تير و هشت شهريور را پديد آوردند، اگر چه بهشتي و بهشتيان را كشتند و حزب اللهي و بسيجي را ربودند و سوزاندند و شهيد كردند، اما نتوانستند ايمان و اراده ملت ما را بشكنند. با خون پاك آنان نقاب از چهره كريه منافق و خوارج برداشته شد و نااهلان رخنه كرده در صفوف انقلاب و مديريت كشور رسوا و فراري شدند و به آغوش اربابان جنايتكار خود در اروپا و آمريكا پناه بردند و سپس به كمك صدام ملعون شتافتند و يا در لاك خود مترصد فرصت ماندند. در آن اوضاع و احوال بسيجي اميدش به خدا بود و عشقش به امام.. از آن پس يك جبهه مانده بود و آن هم جنگ تحميلي و دفاع مقدس بود.
آري مردم شريف و شهيد پرور ايران عزيز با امدادهاي غيبي الهي و هدايت محسوب و ملموس بقيه الله الاعظم (عج) پيروزي‌هاي بزرگ فتح المبين، بيت المقدس، خيبر‌ها، و ‌الفجر هشت ها را نيروي مسلح با پشتوانه خود شما و بسيج رقم زدند و در رمضان و بدر و كربلاي چهار و پنج، اين اجساد تكه تكه شده برادرانم بود كه دشمن را ناكام گذاشت. خون بسيجي با خون طلبه و ارتشي و سپاهي و جهادي و عشاير بهم آميخت و همه با هم فدا شدند تا يك وجب از خاك پاك ايران جدا نشود.
خاكي كه به بركت انقلاب به نظام اسلامي مقدس شده بود و ام القراي عالم اسلام شد همچون مدينه النبي (ص).
آري بسيجي پيرو عشق بود و دل او براي عزت اسلام و ميهن اسلامي مي‌طپد و در راه آن و آزادي ميهن سرافرازش ايران، از جان خويش مايه گذاشت و در اين راه اسارت در چنگال صدام جلاد و غربت سخت سال هاي اسارت را به جان خريد. او مصمم به حضور در صحنه بود تا رفع كل فتنه در عالم... بسيجي تمام وجودش امام بود و انقلاب و هر آنچه را در مقابل اين دو مي‌ديد، بر نمي‌تابيد، دفاع او و همرزمانش در جنگ تحميلي هشت ساله خصم را به فرار و هزيمت واداشت آنگاه كه در روزهاي پاياني جنگ بسيجيان احساس كردند امامشان غصه به دل دارد، مرگ خود را از خدا خواستند. بسيجي با غصه‌هاي امام غصه دار بود با لبخند‌هايش شاد.
آن گاه جان بسيجي به لب آمد كه امام به لقاء حق تعالي پيوست در غم فراغ امام، ايران سوخت. تا آن كه مرهمي بر دل سوخته خود يافته و سيد علي جانشين امام شد. بسيجي، خميني را در خامنه‌اي يافت و ملت ايران شعار داد خامنه اي خميني ديگر است، ولايتش ولايت حيدر است.
امام رفته بود، جنگ پايان يافته بود. دوراني ديگر آغاز شد. به جز آقا و بسيج كسي ديگر به تفكر بسيجي نمي انديشيد. گويي بسيجي فقط براي جنگ بود، گاهي بسيجي چيز‌هايي مي ديد كه نمي‌پسنديد. رهبري در اين وضعيت مردم و مسئولان را هشدار داد. مسئول فرهنگي دولت به جاي اقدام، استعفا داد. بسيجي نا آرام بود، رنج مي‌برد بسيجي خون به دل، ولي اميدوار و منتظر باقي ماند...
و يا باز هم دوره‌اي ديگر از دل تهاجم فرهنگي زائيده شد. و اين دوره را رهبر عزيز ما شبيخون فرهنگي ناميد، در اين دوره برخي از گردانندگان امور، پشت كرده به گذشته تابناك انقلاب و شرمنده از ايثار و شهادت امت! خواهان پيوستن به دهكده جهاني و كدخدايي عمو سام بودند، خواهان گفتگو با غارتگران و متجاوزان به حقوق آزادگان و مشغول انتقاد و حمله به ارزش‌هاي انقلاب و آزادي و امام و ولايت فقيه و روحانيت بودند. با وجود همه ناملايمات و بي مهري ها بسيجي گوش به فرمان رهبر عزيز انقلاب ضمن دفاع از ارزش‌ها و با خون دل در حوزه توليد علم و نهضت نرم افزاري همراه با خلاقيت به آرمان‌هاي انقلاب و رسيدن به اقتدار و مرجعيت علمي مي‌انديشيد.
مع الاسف در اين فضا از سوي عده‌اي، بسيج نه تنها ناهمگون و ناسازگار كه مخرب تلقي شد، تفكر بسيجي خطرناك خوانده شد، همانها كه دم از تحمل مخالف مي زدند و شعار زنده باد مخالف من مي دادند خواهان مرگ تفكر بسيجي شدند. از اصلاحات اساسي خود حذف بسيج و تفكر بسيجي را دنبال مي كردند و شاهد اينكه جهاد سازندگي از ابتكار بزرگ امام براي خدمت به محرومان و روستائيان و عشاير بود به جرم تفكر بسيجي بسته شد و جهادگران پراكنده شدند.
بسيجي را كه به هر قيمت در برابر جنگ با ارزش‌ها و شبيخون فرهنگي ايستاده بود گروه فشار خواندند و نابودي‌اش را شعار دادند، آنان ريشه نظام را هدف گرفته بودند و بسيج و آحاد مردم متدين و انقلابي را مانع بزرگ راه خويش مي‌ديدند چند بار فاجعه به پا كردند حرمت‌ها دريدند، به مقدسات توهين كردند، آتش افروختند و دشمن را اميدوار ساختند و در جنايتي كه خود پديد آورده بودند، بسيجي را مقصر ناميدند و مظلوم نمايي كردند و طلبكار شدند.
در آن غربت سخت بسيج، بسيجيان ماندند و آقا، رهبري بود كه از چند سال پيش خطر را حس كرده بود و از تهاجم فرهنگي گفته بود و خود براي مقابله با آن به صحنه آمده بود. ولي فقيه به نشانه حضور در اين ميدان جنگ با ارزش‌ها چفيه بسيجي را بر دوش انداخت، آقا، اگر چه از سوي بعضي خواص و مدعيان! ياري نشد اما مردم بسيجي را داشت كه چون او دغدغه‌ها داشتند. خون دل ها خورده شد، رنج‌ها برديم تا چنان شد كه دشمن و پياده نظامش ناكام گشتند و ارزش‌هاي انقلاب باقي مانده "فاما الزيد فيذهب جفاء ".
دوران اميدهاي واهي دشمن براي تحريف انقلاب و خط امام گذشت. خورشيد انقلاب از پس ابرهاي تيره مجددا پديدار گشت. بسيج از غربت خويش بيرون آمد. اميدها بازگشت، رهبر ما سيد علي ديگر تنها نبود، او شاد و مسرور از احياي گفتمان اول انقلاب بود. بسيج كه جان گرفت، ايران بسيجي شد، كه اين خار تازه‌اي شد كه به چشم ديگر استكبار فرو مي‌رفت. استكبار كه اميد خود به نابودي نظام را بر باد رفته مي‌ديد جبهه اي از زيان ديده‌هاي از حاكميت بسيجي، اعم از ضد انقلاب‌هاي قديمي و عناصر استحاله شده، پديد آورد كه وجه اشتراك همه آنان دشمني با بسيج و تفكر بسيج و بيداري ملت بود.
اين جبهه با هدايت استكبار، جنگ خود را در پوشش انتخابات دهم رياست جمهوري آغاز كرد و چون با حضور جانانه چهل ميليوني مردم نتوانست طرفي ببرد، بيشتر عصباني شد و در پي فتنه‌اي تلخ تر بر آمد، فتنه‌اي با ظاهري مخملي و باطني خشك و زبر و خشن كه فرهنگ و مردم سرزمينم را هدف قرار داده بود، تصادفي نبود كه در 30 خرداد 88، 30 خرداد سال 60 را بازسازي كردند. با تخريب، كشتار و آشوب به پايگاه‌هاي بسيج و مسجد خدا يورش آوردند.
در 30 خرداد آشوبگران و منافقان با چهره‌اي جديد كه چندان هم بي ارتباط با منافقان سابق نيستند، بر ملت يورش آوردند. زخم تركش‌هاي جنگ تحميلي و جاي گلوله‌هاي منافقان و از خدا بي خبران ديروز را اين بار در كوچه و بازار و تن بسيجيان و نيروهاي انتظامي - اين حافظان امنيت مردم با قمه و ضربات سنگ و شعله‌هاي آتش، گشودند به پاي مصنوعي و سينه خسته جانبازان و حتي بانوان و كودكان رهگذر هم رحم نكردند و منافقانه سلاح اهدايي امريكا و اسرائيل و انگليس را به سوي مردم شليك كردند، تا به خيال خام خود با كمك رسانه‌هاي بيگانه ناجا و بسيج را متهم كنند. غافل از اينكه مسئولان با حكمت و تدبير، بكار بردن سلاح را به خاطر پيشگيري از هر گونه آسيب به مردم منع كرده بودند و نيروهاي حافظ امنيت هيچگاه سلاحي در دست نداشتند و بكار نبردند. ماموران حفظ امنيت و مدافعان حريم قانون كتك خوردند، زخمي شدند، شهيد شدند، بي رحمانه آنها را زير چرخ‌هاي ماشين گرفتند اما صبورانه با جانشان از مردم دفاع كردند؛ در مقابل آنها براي كشته‌هاي دروغي خود عزاداري كردند از آنجا كه آشوبگران در بين مردم پنهان شده بودند، دست حافظان امنيت براي برخورد با آنها بسته بود و لذا خساراتي بر مردم تحميل گرديد و ما نيز به عنوان حاميان مردم و مسئولان برقراري امنيت شرمنده شديم ليكن مي‌دانيم كه ملت فهيم خود به اين موضوع واقفند و عذر خدمتگزاران خود را مي‌پذيرند.
اي صاحب و آقاي ما، شما شاهدي كه نيروهاي مسلح و بسيج هر 4 كانديدا را از ياران انقلاب مي‌دانستند و مانند مردم ايران و با تشخيص خود كم يا زياد به آنها راي دادند. با اين وجود ناظري كه چه ناسزاها كه نثار ما نكردند و چه فحاشي‌ها و تهمت‌ها كه از آن بي نصيب نمانديم . امنيت مردم را خدشه دار كردند و چون به دفاع از مردم برخاستيم، به ما لقب ستمكاران دادند. ما را متجاوزان به حقوق مردم معرفي كردند. مي‌خواستند ما در اين ميدان آزمايش همچون خودشان رو سياه كنند، گويا نمي دانند اسلام و قرآن و اهل بيت و امام و قانون اساسي برقرار است و تكليف همه روشن است.
كار آنگاه برايمان سخت شد و روحمان به درد آمد كه اتاق فرمان خارجي‌ها و بعضي‌ داخلي‌ها به هم پيوند خورد و چهره پاك نظام در كلمات سخيف و زهر آلوده آنها گرد آلوده شد؛ و در اين غبار كذايي براي عده اي لحظه‌اي حق در محاق شد، اما خداي بزرگ را شاكريم كه فصل الخطاب رهبري دل ها را آرام كرد و بصيرت آفريد.
رفته رفته صف خودي ها، يعني ملت بزرگ ايران از اندك غير خودي‌ها نفوذ كرده در ميان مردم جدا شد و به رغم به اصطلاح نخبگاني كه از نخبگي جز وابستگي به بيگانه و تهاجم به ارزش‌هاي انقلاب و امام چيزي نمي‌فهمند، ملت يكپارچه مي‌كوشند نداي رهبرمان را با سرود وحدت و امنيت و سرافرازي و كار و پيشرفت تحقق بخشد.
آقاي و مولاي من ! در اين روزهاي هجمه دشمنان جهاني و كشتار ملت‌هاي مظلوم، خطاي عده اي از خواص بر دلمان جراحتي افزود اما باز هم صبر مي‌كنيم اينكه چشمانمان براي تنهايي جد بزرگوارت نمناك است. دلمان براي غريبي علي (ع) آن حق مطلب، بسيار دلتنگ است و اگر نبود اين اقيانوس مواجه انساني كه فضاي خيابان‌هاي سرزمينم را علي علي گويان عطر آگين كرده‌اند، نمي‌دانم چگونه مي‌توانستيم اين غصه كج روي برخي خواص بي بصيرت را تحمل كنيم و به سينه بسپاريم و سينه هايمان را در برابر دشمنان سپركنيم و از دشمن غفلت ننمائيم و سلاحمان را براي دشمن مهيا نگه داريم.
يا صاحب الزمان! شما چون خورشيدي از پس ابر، هدايت ما را بر عهده داري و ما را بر ولايت فقيه سپرده اي و ايشان توجه ما را به سوي دشمنان ميهن و ملت مي‌خوانند و ما نيز آموخته ايم كه "اشداء علي الكفار و رحماء بينهم ".
مردم انقلابي ما مي دانند كه چشم از دشمنان اصلي بر نمي‌داريم كه آنها ام الفسادند و ياران ممكن الخطا و قابل بازگشت دنيا هم مي داند كه ملت ايران در برابر دشمن يد واحده است. آري با تمام توان و آمادگي ايستاده ايم تا نظام بماند تا تو از ما خشنود باشي و قلب نازنين نائبت راضي، تا ميهن اسلامي ما همچنان كنام شيران باشد. تا شهيدان و امام شهيدان بدانند كه راهشان ادامه دارد.
مهدي جان! به فرزندان و نوادگان مان ياد داده‌ايم منتظرت باشند، پرچم اين نظام مقدس را در اهتزاز داشته باشند تا تو بيايي كه امام خميني فرمود: انقلاب ما مقدمه انقلاب جهاني به رهبري حضرت حجت است. سيد و مولاي ما از خدا مي‌خواهيم و تو نيز دعا كن كه انقلاب اسلامي ايران با انقلاب جهاني شما پايدار ماند و دعا بفرما آنگاه كه ظهور مي‌كني اگر مرگ ميان شما و ما جدايي انداخته باشد، خداوند ما را از قبر بيرون آورد در حالي كه كفن را بر كمر پيچيده و سلاح بر كشيده باشيم و دعوتت را لبيك گوئيم و زير پرچم پر مهر و عدالت پروري و نوراني امتت به شهدا بپيونديم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 10:52  توسط احسان  | 

گفته می‌شود اختلاف میان "ملک عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود" پادشاه عربستان سعودی با شاهزاده "نایف بن عبدالعزیز آل سعود" برادر پادشاه و وزیر کشور سعودی، هفته گذشته به قدری شدت گرفت که به بحث و دعوای کلامی و لفظی کشیده شد.

در همین راستا یک منبع آگاه از عربستان سعودی پس از اعلام این خبر به"شیعه آنلاین"، گفت: این بحث و دعوای کلامی به قدری بلند بود که تمام محافظین، اطرافیان و همراهان پادشاه و وزیر کشور از آن با خبر شدند و زمزمه میان آنان شروع شد.

این منبع آگاه در ادامه افزود: اخلاف اصلی میان "ملک عبدالله" و شاهزاده "نایف" بر سر هیئت امر به معروف و نهی از منکر عربستان سعودی بوده است به طوریکه پادشاه عربستان که شخصیتی نسبتا روشنفکر به شمار می‌رود، خواستار محدود کردن این هیئت و کاهش صلاحیت های آن است در حالیکه وزیر کشور سعودی هیئت امر به معروف و نهی از منکر را ابزار قدرتمند برای کنترل جامعه سعودی می‌داند و همواره خواستار افزایش نفوذ و صلاحیت‌های این هئیت بوده است. شاهزاده "نایف" معتقد است با توجه به ماهیت دینی این هیئت، عربستان سعودی حتی می‌تواند از آن به عنوان ابزار و آلاتی برای نفوذ در کشورهای مختلف منطقه به ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس استفاده کند.

گفتنی است اختلاف بر سر هیئت امر به معروف و نهی از منکر تنها میان پادشاه و وزیر کشور عربستان سعودی نیست بلکه این مسأله شکاف عمیقی میان تمام شاهزادگان آل سعود و مقامات ارشد سعودی به وجود آورده است به طوریکه دو جبهه مختلف در مورد این هیئت به وجود آمده است.

این منبع آگاه عربستان در ادامه افزود: شاهزاده "نایف" 78 ساله، با توجه به جایگاه سیاسی که در حال حاضر در عربستان سعودی دارد، و نیز با توجه به اینکه پادشاه آینده کشورش خواهد بود، چند هفته‌ای است که بیش از پیش در مسائل مختلف پادشاه و دیگر مقامات سعودی دخالت می‌کند و گاهی اقداماتی انجام داده که فراتر از صلاحیتش بوده است. بدون شک این مسأله تا حد زیادی خشم و ناراحتی "ملک عبدالله" را برانگیخته است.

این منبع عربستانی همچنین می‌افزاید: در حال حاضر تقریبا سه جناح در خاندان آل سعود وجود دارد. گروه اول شاهزاده سعود بن فیصل و ترکی بن فیصل هستند که به ملک عبدالله، پادشاه فعلی گرایش بسیاری دارند. گروه دوم خالد بن فیصل و نزدیکان وی هستند که به شاهزاده "سلطان بن عبدالعزیز" ولیعهد و وزیر دفاع گرایش دارند. گروه سوم شاهزاده "متعب بن عبدالعزیز" و نزدیکانش هستند.

شایان ذکر است یکی از مؤسسات پژوهشی در ایالات متحده آمریکا چندی پیش طی گزارشی مفصل در مورد خاندان آل سعود و تغییرات احتمالی چند سال آینده عربستان سعودی، پیش بینی کرده بود که این کشور طی پنج سال آینده شاهد تغییر پنج پادشاه باشد زیرا تمام شاهزادگان آل سعود که قرار است به ترتیب پادشاه این کشور شوند، در حال حاضر بیش از 75 سال سن دارند. از همین رو برخی زمزمه ها وجود دارد که برخی تغییرات اساسی در قانون اساسی این کشور در چند سال آینده رخ دهد. برخی کارشناسان معتقدند در آن صورت اختلاف واقعی و شکافی عمیق میان شاهزادگان آل سعود به وجود خواهد آمد. 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 11:19  توسط احسان  | 
انقلاب‌های مخملین از شیوه‌های مرسوم در براندازی نظام‌های سیاسی است که در آن افراد به روش‌های مبتی بر رفتارهای غیرخشونت‌با ر اهتمام دارند. به عقیده‌ی بسیاری از تحلیل‌گران سیاسی آنچه در روزها و هفته‌های اخیر در ایران رخ داده است، بسیار به انقلاب‌های مخملین در کشورهای دیگر شباهت دارد.

این مستند در پی آن است که الگویی را که غرب برای سرنگونی نظام سیاسی ایران بر این روش پیگیری می‌کند نشان دهد و در این میان به نقش گروه‌های داخلی و خارجی به تفصیل اشاره می‌کند. بررسی تطبیقی انقلابات مخملی در سایر کشورها نیز موضوعی است که به آن پرداخته شده است.

برای سهولت کاربران در دریافت فایل‌ها، آنها را در پنج فایل مجزا قابل دانلود و مشاهده در اینترنت قرار داده‌ایم.

بخش اول | بخش دوم | بخش سوم | بخش چهارم | بخش پنجم

منبع : سایت تریبون

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 15:44  توسط احسان  | 

جان بولتون می گوید: دولت های عرب هنگامی که در سازمان ملل صحبت می کنند هرگونه حمله را محکوم می کنند اما در نهان علاقه مندند که شاهد حذف تهدید بمب ایران باشند.  
 

هفته نامه ساندی تایمز، چاپ لندن، مدعی شد: "عربستان به طور ضمنی با در اختیار قرار دادن حریم هوایی خود جهت حملات احتمالی آینده اسرائیل به ایران موافقت کرده است."این هفته نامه ادعا کرد: "رئیس سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل (موساد) به بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر این رژیم اطمینان داده که عربستان به جنگنده های اسرائیلی اجازه خواهد داد در صورت حملات احتمالی به تاسیسات هسته ای ایران از حریم هوایی این کشور استفاده کنند."

براساس این گزارش میر داگان، رئیس موساد اوایل امسال مذاکرات مخفیانه ای با مقامات سعودی برای بحث درباره این موضوع انجام داده است.به نوشته ساندی تایمز یک منبع دیپلماتیک هفته گذشته ادعا کرد: "سعودی ها به طور ضمنی موافقت کرده اند جنگنده های نیروی هوایی اسرائیل از حریم هوایی آنها جهت اجرای ماموریتی که در راستای منافع مشترک اسرائیل و عربستان است، استفاده نمایند."

برپایه این گزارش هرچند تل آویو و ریاض هیچگونه روابط دیپلماتیک رسمی ندارند اما یک منبع دفاعی اسرائیل تایید کرد که موساد دارای «روابط کاری» با سعودی هاست.مطبوعات اسرائیل پیشتر در گزارش های تاییدنشده مدعی شده بودند که مقامات عالی رتبه اسرائیل از جمله ایهود اولمرت نخست وزیر سابق این رژیم، نشست هایی با همتایان سعودی خود داشته اند. این گزارش ها توسط مقامات سعودی تکذیب شد.

این گزارش می افزاید: "جان بولتون سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل اخیراً طی سفری به خاورمیانه ادعا کرد: کاملاً منطقی است که اسرائیلی ها از حریم هوایی سعودی استفاده کنند."بولتون که با چند رهبر عرب گفت و گو می کرد افزود: "دولت های عرب هنگامی که در سازمان ملل صحبت می کنند هرگونه حمله را محکوم می کنند اما در نهان علاقه مندند که شاهد حذف تهدید بمب اتمی ایران باشند."

در همین حال رئیس سابق یک نهاد تحقیقاتی در سازمان اطلاعات اسرائیل می گوید: "سعودی ها نگرانی زیادی درباره بمب هسته ای ایران دارند، حتی بیش از آنکه از اسرائیل نگران باشند."در طول دست کم چهارسال گذشته ، گزارش های زیادی درباره آمادگی نیروی هوایی اسرائیل جهت حملات احتمالی به تاسیسات هسته ای ایران منتشر شده و این در حالی است که ایران می گوید: هرگونه تجاوز احتمالی را به شدت پاسخ خواهد داد.
منبع : عصر ایران

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 18:11  توسط احسان  | 

آنچه در ادامه مي آيد قطره‌اي است از دريايي عظيم كه آب دريا را اگر نتوان كشيد هم بقدر تشنگي بايد چشيد. بي‌دليل نبود كه امام راحل (ره) در مورد ايشان فرمودند: «در مورد دوستان و متعهدان به اسلام و مباني اسلام از جمله افراد نادري هستيد كه چون خورشيد روشني مي‌دهيد.»

آيت‌الله خامنه‌اي در تمام طول زندگي، مشي ساده‌زيستي و مردمي بودن را حفظ كرده و تمام اطرافيان و مسوولان كشور را نيز به اين امر دعوت مي‌كنند. رهبر بزرگوار در ضمن بيان نخستين خاطره‌هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده‌شان مي‌گويند: «پدرم روحانى معروفى بود اما خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى‌گذشت. من يادم هست شب‌هايى اتفاق مي‌افتاد كه در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيه مي‌كرد و... آن شام هم نان و كشمش بود.»

حجت‌الاسلام سيدعلي اكبري در بيان خاطراتي در وبلاگ شخصي خود مي‌گويد: «ما زماني خدمت ايشان رفتيم و از آقا درخواست نموديم تا اجازه بفرمايند از داخل منزلشان و وضيعت زندگي‌شان فيلم‌برداري كنيم، تا مردم وضيعت زندگي رهبر خود را ببينند و بفهمند كه ايشان چگونه زندگي مي‌كنند. آقا فرمودند: «اگر شما بخواهيد زندگي مرا نشان بدهيد مي‌ترسم خيلي‌ها باور نكنند.» [نقل از حجت السلام المسلمين سيد علي اكبر حسيني]


از حضرت آيت‌الله جوادي آملي نيز نقل شده است: «يك روز مهمان مقام معظم رهبري بودم. فرزند ايشان آقا مصطفي نيز نشسته بود كه سفره گسترده شد، آيت‌الله خامنه‌اي به وي نگاهي كرد و فرمود: شما به منزل برويد. من خدمت ايشان عرض كردم: اجازه بفرماييد آقازاده هم باشند، من از وي درخواست كرده‌ام كه باهم باشيم‌. آقا فرمودند: اين غذا از بيت‌المال است، شما هم مهمان بيت‌المال هستيد. براي بچه‌ها جايز نيست كه بر سر اين سفره بنشينند. ايشان به منزل بروند و از غذاي خانه ميل كنند. من در آن لحظه فهميدم كه خداوند چرا اين همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است.»

زهرا رهنورد نيز تعريف مي‌كند: در زمان رياست جمهوري آيت‌الله خامنه‌اي، روزي همسر ايشان به منزل ما آمدند و به من گفتند: «كوپن قند و شكر ما تمام شده است، اگر شما قند و شكر داريد مقداري به ما قرض بدهيد.»


از مهندس حميد ميرزاده نيز نقل شده است: در زمان رياست جمهوري ، حضرت آيت الله خامنه اي يك چك پنجاه هزار توماني براي نخست‌ وزير وقت - مهندس مير حسين موسوي - ارسال مي‌نمايد و مي‌فرمايند: اين حداكثر پولي است كه ممكن است از بيت‌المال در هزينه‌هاي شخصي بنده جابجا شده باشد ، كمتر از اين است ، ولي شما اين مبلغ را به حساب خزانه دولت واريز كنيد تا من مديون بيت المال نباشم.


سردار سرلشكر سيدرحيم صفوي نيز در بيان خاطره‌اي مي‌گويد: ‌روزي كه در منزل مقام رهبري، در خدمت ايشان بودم، بحث قدري به طول انجاميد و نزديك مغرب شد. پس از نماز، معظم‌له با مهرباني به من فرمودند: «آقا رحيم! شام را مهمان ما باشيد». بنده در عين حال كه اين را توفيقي مي‌دانستم، خدمتشان عرض كردم:‌ «اسباب زحمت مي‌شود.» مقام معظم رهبري فرمودند:«نه، بمانيد؛ هرچه هست با هم مي‌خوريم.» وقتي‌كه سفره را گشودند و شام را آوردند، ديدم شام چيزي جز املت ساده نيست.


حجت‌الاسلام و المسلمين محمدي گلپايگاني نيز مي‌گويد: با اين‌كه مقام معظم رهبري مي‌توانند از همه‌ي امكانات مادي بهره‌مند شوند، سطح زندگي خصوصي ايشان از سطح زندگي يك شهروند معمولي پايين‌تر است. معظم‌لَه علاوه بر اين كه از يك زندگي معمولي سطح پايين بهره مي‌برند، دائماً به مسوولان سفارش مي‌كنند: «مواظب زندگي خود باشيد. اسراف نكنيد.»


دكتر غلامعلي حداد عادل در خاطراتش مي‌گويد: در اوايل رياست جمهوري آيت‌الله خامنه‌اي، يك شب ديداري با ايشان داشتم. صحبت به درازا كشيد، معظم لَه فرمودند: «شام پيش ما بمان.» من از اين دعوت خوشحال شدم؛ زيرا مي‌توانستم مدتي بيش‌تر در خدمت ايشان باشم. آقا فرمودند: «من نمي‌دانم شام چي داريم يا اصلاً به اندازه ما دونفر شام هست يا نه؟ به هر حال، هرچه باشد با هم مي‌خوريم.» از همان دفتر كار به منزل تلفن زدند و با خانواده صحبت كردند و گفتند: «خانم، شام چي داريم؟ فلاني پيش ماست و من گفته‌ام كه هر چه باشد با هم مي‌خوريم.» از جواب‌هاي آيت‌الله خامنه‌اي، احساس كردم كه در منزل به اندازه يك نفر شام كنار گذاشته‌اند. آقا فرمودند: «عيبي نداره! هر چه هست براي ما بفرستيد، قدري هم پنير و ماست همراهش كنيد.» پس از گذشت حدود يك ربع، يك بشقاب برنج ساده با يك كاسه كوچك خورشت معمولي خيلي متوسط و مختصر آوردند .قدري هم شايد نان و پنير و ماست همراه آن بود. آن‌ها را نصف كرديم و با هم خورديم. من در دلم و بعدها به زبانم، هزار مرتبه خداوند را به سبب نعمت انقلاب اسلامي شكر كردم كه چنين تحولي در كشور ايجاد كرد. در دستگاه طاغوت – در قبل از انقلاب – چه جاه و جلال و تجمل و اصراف و تبذيري وجود داشت و امروز رييس‌جمهور چه ساده زندگي مي‌كند.


حجت الاسلام و المسلمين مسيح مهاجري نيز مي‌گويد: «در زمان رياست‌جمهوري آيت‌الله خامنه‌اي، ايشان ماجرايي را براي من تعريف كردند كه بسيار شنيدني و جالب است. معظم لَه فرمودند روزي در دفتر كارم نشسته بودم، تلفن زنگ زد. مادرم پشت خط بود، گوشي را كه برداشتم با صداي خنده ايشان روبه رو شدم. علت را پرسيدم؛ مادرم گفت: «چند روزي است در خانه هيچ نداريم، پدرت هم پولي ندارد». اين داستان براي من بسيار مهم بود. پدر و مادر رييس‌جمهور كشور، پول و غذا ندارند. ماجراي مذكور نشان از ساده‌زيستي در خانه مقام ولايت دارد. ايشان در خانه بسيار ساده زندگي مي‌كنند و هيچ فردي تا به حال نتوانسته از موقعيت معظم لَه سوءاستفاده كند. چه افتخاري براي ملت مهم‌تر از اين كه چنين شخصيت ارزشمندي رهبري آنان را بر عهده دارد؟!


آيت‌الله سيدمحمودهاشمي شاهرودي نيز در بيان خاطره‌اي مي‌گويد: زندگي شخصي آقا از سادگي و سلامت خاصي برخوردار است. اين سادگي به زندگي نزديكان ايشان نيز سرايت كرده است. آقا و فرزندانش اهل تجملات نيستند. همين اعتقاد آنان را از سوءاستفاده از مقام و موقعيت بازداشته است. من اين سادگي را در منزل ايشان به تماشا نشستم. روزي معظم لَه مرا به كتابخانه خود دعوت كردند، من در آن جا يك ميز ساده و قديمي ديدم. در كنار ميز نيز يك صندلي كهنه بود. آن ميز و صندلي مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبري در كتابخانه‌ي ساده‌ي خود هنوز از همان ميز و صندلي استفاده مي‌كنند.


حجت‌الاسلام والمسلمين حاج سيداحمد خميني «ره» نيز مي‌گويد: بر خود واجب مي‌دانم كه شهادت دهم زندگي داخلي آيت‌الله خامنه‌اي نه از باب اين‌كه رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرف‌ها نياز داشته باشند، بلكه وظيفه خود مي‌دانم تا اين مهم را به مردم مسلمان وانقلابي ايران بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم. مقام معظم رهبري در خانه، بيش از يك نوع غذا بر سفره ندارند. خانواده‌ي معظم‌لَه روي موكت زندگي مي‌كنند. روزي به منزل ايشان رفتم، يك فرش مندرس آن جا بود. من از زبري آن فرش به موكت پناه بردم.


آيت‌الله مصباح يزدي نيز مي‌گويد: مصرف گوشت خانه‌ي آيت‌الله خامنه‌اي در زمان رياست‌جمهوري تنها از طريق كوپن بود. ايشان در آن زمان به من فرمودند: «من تاكنون غير از همان گوشت كوپني كه به همه مردم داده مي‌شود گوشت ديگري از بازار نخريده‌ام.» امروز هم زندگي ايشان مثل زندگي مردم محروم و مستضعف است.

سيد علي اكبر طاهايي نيز در بيان خاطره‌اي مي‌گويد: «‌من در آن زمان نماينده‌ي مجلس شوراي اسلامي بودم. همسرم يكي از بچه‌ها را نزد پزشك برد و در مطب دكتر، همسر مقام معظم رهبري را ملاقات كرد. ايشان نيز يكي از فرزندان خود را براي مداوا به آنجا آورده بودند. كسي نمي‌دانست كه ايشان كيست! چون نوبت به همسر آقا رسيد؛ به اتاق پزشك مراجه كردند. دكتر پس از معالجه فرزند مقام معظم رهبري گفت: براي مداواي فرزندتان روزي يك ليوان لعاب برنج به او بدهيد. همسر مقام معظم رهبري گفت: «ما چنين امكاناتي را نداريم» پزشك كه ايشان را نمي‌شناخت عصباني شد و گفت: «مگر امكان دارد درخانه‌اي برنج نباشد؟» همسر مقام معظم رهبري فرمود: «آقاي ما اجازه نمي‌دهد كه در خانه، غير از برنج كوپني استفاده كنيم و آن هم كفاف خوراك ما را بيش از يك بار در هفته نمي‌دهد.»


سردار سرتيپ پاسدار شوشتري نيز در با اشاره به توجه رهبري به ساده‌زيستي و پرهيز از تجمل‌گرايي مي‌گويد: مقداري زيلو در خانه مقام معظم رهبري بود. آن‌ها را جمع كرديم و فروختيم و يك مقدار هم پول از مال شخصي خودم روي آن‌ها گذاشتم. تا به جاي آن زيلوها، براي منزل آقا فرشي تهيه كنيم. وقتي زيلوها را عوض كرديم و فرش‌ها را پهن نموديم، آقا تشريف آوردند و فرمودند: «اين‌ها ديگر چيست؟» گفتم: «زيلوها را عوض كرديم». فرمودند: «اشتباه كرديد كه عوض نموديد. برويد همان زيلوها را بياوريد». اصرار را بي‌فايده ديدم و با هزار مكافات رفتم و زيلوها را پيدا كردم و توي خانه انداختم. زيلوهايي كه واقعاً به آن‌ها نگاه مي‌كردي، مي‌ديدي كه نخشان درآمده و ساييده شده‌اند.


حجت الاسلام علي ابوترابي نيز فرموده‌‌‌اند: مقام معظم رهبري -در زمان رياست جمهوري- سفرهاي خارجي زيادي داشتند و در اين سفر‌ها هداياي زيادي به شخص ايشان مي‌دادند .حتي در سفري كه به يوگسلاوي داشتند ،كليد طلايي كشور را به آقا دادند ولي مقام معظم رهبري در هيچ يك از اين هدايا تصرف نكردند و بعد از پايان دوره رياست جمهوري ، دستور فرمودند هدايا را در موزه نگهداري كنند و همه آنها را متعلق به كشور بدانند.


آقاي دكتر غلامعلي حدادعادل به نقل خاطره‌اي پرداخته است: چند روز پس از خواستگاري خانواده بزرگوار حضرت آيت‌الله خامنه‌اي از دختر بنده، خدمت مقام معظم رهبري رسيدم. ايشان فرمودند: «آقاي دكتر! اگر خدا بخواهد با هم خويشاوند مي‌شويم.» عرض كردم چطور؟ فرمودند: «آقا مجتبي و دختر خانم شما ظاهراً يكديگر را پسنديده‌اند و در گفتگو به نتيجه رسيده‌اند. حالا نظر شما چيست؟» عرض كردم: آقا اختيار ما هم دست شماست! آقا فرمودند: «شما و همسرتان استاد دانشگاه هستيد و زندگي شما با زندگي ما متفاوت است. تمام زندگي ما غير از كتاب‌هايم، يك وانت لوازم كهنه است. خانه ما هم دو اتاق اندروني دارد و يك اتاق بيروني كه مسئولان مي‌آيند و با من ديدار مي‌كنند. من پولي براي خريد خانه ندارم. خانه‌اي اجاره كرده‌ايم كه قرار است، در يك طبقه‌ي آن آقا مصطفي و در طبقه‌ي ديگر آقا مجتبي زندگي كنند. ما زندگي معمولي داريم و شما زندگي خوبي داريد، مثل ما زندگي نكرده‌ايد. آيا دختر شما حاضر است با اين وجود زندگي كند؟!» زيبايي و دقت سخن رهبر معظم انقلاب براي من بسيار جالب بود. موضوع را به دخترم گفتم و او با روي باز استقبال كرد.


حجت الاسلام و المسلمين نيازي نيز درباره تاكيد رهبري بر عدم تبعيض در برخورد فرموده‌اند: يكي از مسئولان نظامي دستور تصرف مكاني را صادر كرده بود. گرچه حق با او بود، اما شيوه اقدام قانوني نبود. سازمان قضايي نيروهاي مسلح گزارش حادثه را تنظيم و خدمت مقام معظم رهبري ارسال كرد. ايشان در زير آن گزارش، مرقوم فرمودند: «با متخلف برخورد كنيد ولو پسر من باشد.»


سخن پاياني

آنچه گفته شد قطره‌اي بود از دريايي عظيم كه آب دريا را اگر نتوان كشيد هم بقدر تشنگي بايد چشيد. بي‌دليل نبود كه امام راحل (ره) در مورد ايشان فرمودند: «در مورد دوستان و متعهدان به اسلام و مباني اسلام از جمله افراد نادري هستيد كه چون خورشيد روشني مي‌دهيد.» ( صحيفه نور ج

ص455).

واي بر ما اگر دچار غفلت تاريخي شويم. آيا بعضي مي‌خواهند ماجراي صفين و حكميت را بعد از چهارده قرن دوباره تكرار كنند؟ در صفين علي را به تصميم واداشتند؛ برخلاف نظر او.
امروز اما ما مي‌گوييم كه سيدنا و مولانا، حاشا و كلاّ كه ما تو را تنها بگذاريم. اگر چه از مظلوميت و غربت شما دلمان خون شده است، لكن بدان كه ما هنوز نمرده‌ايم كه عده‌اي بخواهند حريم ولايت را شكسته و شما را آماج حملات ناجوانمردانه‌ي خود قرار دهند و دستان علي را در بند كنند. ما امروز «مقداد وار» چشم به چشمان شما دوخته‌ و منتظر اشارت پلك شما هستيم تا كاري كنيم كه تاريخ همانند آن را سراغ نداشته باشد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 13:16  توسط احسان  | 

يك دادگاه يمن هفت شيعه اين كشور را به اتهام دست داشتن در كشته شدن افرادي در جريان درگيري‌هاي سال ‏2008‏ ميلادي با ارتش، به اعدام محكوم كرد‏.‏

به گزارش شيعه آنلاين، خبرگزاري رويترز اعلام کرد بر اثر جنگ‌هايي كه از سال ‏2004‏ ميلادي بين نيروهاي دولتي وگروه هاي مقاومت در شمال يمن آغاز شد صدها تن كشته و هزاران نفر ديگر خانه هاي خود را ترك كردند‏.‏

دادگاه امنيت كشور يمن همچنين پنج نفر از مقاومين را كه متهم به تلاش براي برقراري حكومت شيعه در اين كشور هستند به ‏12‏ تا ‏15‏ سال زندان محكوم كرد علي عبدالله صالح رئيس جمهوري يمن در ژوئيه ‏2008‏ ميلادي گفت كه جنگ با شورشيان حوثي به پايان رسيده است و به جاي جنگ بايد گفت وگو برقرار شود‏.‏

گفتني است مقاومين يمن وابسته به طايفه شيعه زيديه هستند و "عبدالملك حوثي" رهبر آنها است‏.‏

مقامات يمن مي‌گويند اين گروه خواهان تشكيل مجدد حكومت روحانيون در كشور هستند كه تا دهه ‏60‏ قرن گذشته در يمن برقرار بوده است‏.‏

مقاومين يمن مي‌گويند از روستاهاي خود در قبال سركوب دولتي دفاع مي‌كنند و خواهان داير شدن مدارس زيديه هستند‏.‏ آنها با همپيماني دولت يمن با آمريكا مخالفند‏.‏

شايان ذکر است سني‌ها اكثريت جمعيت ‏19‏ ميليون نفري يمن را تشكيل مي‌دهند و بقيه آنها شيعه زيديه هستند‏.‏

منبع : رجا نیوز

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 12:38  توسط احسان  | 
رئيس دستگاه امنيتي عربستان در ديدار با سركرده گروهك تروريستي منافقين در اردن ضمن دعوت از وي براي سفر به رياض، قول داد تا موضوع افتتاح دفتر اين گروهك در عربستان را با مقامات اين كشور مطرح كند.

به گزارش فارس، پايگاه خبري "مركز الحرمين للاعلام الاسلامي " به نقل از برخي منابع آگاه و نزديك به حاكميت عربستان سعودي اعلام كردند كه امير "مقرن بن عبدالعزيز آل سعود " رئيس دستگاه امنيتي اين كشور با "مسعود رجوي "سركرده گروهك منافقين ديدار داشته است.

در جريان اين ديدار كه در اردن انجام شد، امير مقرن از رجوي براي سفر به رياض دعوت كرده و همچنين به وي قول داده است تا افتتاح دفتر مربوط به گروهك تروريستي منافقين در عربستان را با مقامات سعودي مطرح نمايد.

به گفته اين منابع، سركرده و شمار ديگري از عناصر اين گروهك تروريستي كه اخيرا از عراق به اردن نقل مكان كرده تا از آنجا به برخي كشورهاي اروپايي منتقل شوند، با شماري از مسئولان دستگاه‌هاي امنيتي عربي و بيگانه از جمله دستگاه جاسوسي رژيم صهيونيستي، مصر، عربستان سعودي، اردن، آمريكا و فرانسه ديدار كرده‌اند.

سركرده گروهك تروريستي منافقين همچنين در اين ديدار از حوادث اخير تهران ابراز خرسندي كرد و بر نقش گسترده عناصر اين گروهك در اداره اين ناآرامي‌ها تاكيد كرد.

اين در حالي است كه خبرهاي ديگر حاكي از آن است كه مصر بعد از توافق با رياض تاسيس دفتري براي اين گروهك در قاهره را مطرح كرده است.

منبع : رجا نیوز

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 12:31  توسط احسان  | 
ین در حالی است که این اقدام به کتابخانه‌های عربستان نیز تسری پیدا کرده است و ارسال کتاب از لبنان و دیگر کشورهای عربی به این کشور با موضوع تاریخ اسلام، به شدت زیر نظر مأموران ممیزی عربستان است.
در یک اقدام جدید از سوی دولت و روحانیون عربستان سعودی، بخش گسترده‌ای از نقش حضور پررنگ حضرت علی (ع) در تاریخ اسلام در کتب‌ تاریخی و مرجع عربستان، حذف شد.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، این کار که از پانزده سال پیش آغاز شده بود، هم‌اکنون به مرحله‌ای رسیده است که حتی مستندات برادران اهل تسنن درباره نقش مؤثر حضرت علی (ع) نیز حذف شده و هم‌اکنون نسل‌های جوان عربستان، حتی سایه‌ای از نام آن حضرت را نمی‌توانند در کتابی مرجع یا تاریخی پیدا کنند.

این گزارش می‌‌افزاید، در کتاب‌ فروشی‌های عربستان، همه کتاب‌هایی که نامی از آن حضرت و نقش ماندگار ایشان در تاریخ اسلام است، جمع‌آوری شده است و احادیث جعلی جایگزین آنها شده است.

علی‌ ستیزی روحانیون وهابی که از آغاز شکل‌گیری حکومت کنونی عربستان با کارهای مرموزانه انگلیس آغاز شده بود، هم‌اکنون به تحریف واقعی رخدادهای تاریخی و حقایق انکارناپذیر رسیده است.

بنا بر این گزارش، کتاب‌هایی همچون تفسیر طبری نیز که به نقش مولای متقیان اشاره داشته‌اند، جمع‌آوری و نسخه‌های جدیدی که نام آن حضرت در آن سانسور شده، جایگزین شده است.

این در حالی است که این اقدام به کتابخانه‌های عربستان نیز تسری پیدا کرده است و ارسال کتاب از لبنان و دیگر کشورهای عربی به این کشور با موضوع تاریخ اسلام، به شدت زیر نظر مأموران ممیزی عربستان است.

آنها همچنین لو‌ح‌های فشرده در این زمینه را جمع‌آوری کرده و لوح‌های فشرده جدیدی که نقش حضرت در آنها سانسور شده است، به بازار عرضه می‌کنند.

همچنین به تازگی دولت عربستان، برخی از سایت‌های شیعی را نیز با همکاری برخی شرکت‌های مجازی آمریکایی فیلتر می‌کند.

گفتنی است این کارها در حالی انجام می‌گیرد که روز گذشته و در هفته جاری، بالاترین و مفصل‌ترین جشن‌های میلاد علی‌ابن‌ابیطالب توسط شیعیان علی (ع) برگزار شده است.

منبع : تابناک
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 12:30  توسط احسان  | 
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 14:11  توسط احسان  | 

روزنامه نيويورك تايمز از وجود مداركي خبر داده است كه نشان مي‌دهد خاندان سعودي به حملات 11سپتامبر كمك كرده‌اند.

به گزارش فارس، روزنامه نيويورك تايمز مدعي شد وكلاي خانواده‌هاي قربانيان11 سپتامبر مداركي دارند كه حمايت مالي اعضاي خاندان سلطنتي سعودي از القاعده را ثابت مي‌كند.

روزنامه نيويورك تايمز اخيرا گزارش داد اين وكلا گزيده‌هايي از مداركي را كه در ميان چيزهاي ديگر از طريق كنار هم قرار دادن قطعات اسناد لو رفته سازمان اطلاعات آمريكا جمع‌آوري كرده بودند، در اختيار اين روزنامه قرار دادند.

اين مدارك، كه در اصل در صدها هزار صفحه ارائه شده بودند، نشان مي‌دهد كه چگونه خاندان سلطنتي سعودي با استفاده از واسطه‌ها و مسيرهاي تامين مالي، پول در اختيار افراد مسلح در افغانستان و بوسني مي‌گذاشت.

طبق اين گزارش، مدارك نشان مي‌دهد كه شاهزاده تركي‌الفيصل در سال 1998 از طريق يك نماينده چكي به مبلغ يك ميليارد ريال سعودي (267 ميليون دلار) به يكي از رهبران ارشد طالبان داده است.

در ادامه آمده است: شاهزاده سلمان بن عبدالعزيز و ديگر اعضاي خاندان سلطنتي نيز در يك گزارش سازمان اطلاعات آلمان به استفاده از يك موسسه خيريه عربستان به عنوان محلي براي انتقال اين پول‌ها متهم شده‌اند.
اين گزارش از پاكستان به عنوان يك منبع ديگر كمك‌هاي مالي نام برده بود.

اين خانواده كه با دولت بوش روابط مستحكمي داشت، همچنين مظنون به تقويت افراد مسلح و استخدام عوامل آنها با استفاده از واسطه‌هايي از جمله "كميسيون عالي عربستان براي كمك به بوسني " است.

اين گزارش با بيان اينكه 15نفر از 19 رباينده هواپيماهاي مسافربري كه به برج‌هاي دوقلوي مركز تجارت جهاني و پنتاگون برخورد كرده بودند ظاهرا سعودي بودند نه عراقي، ادامه مي‌دهد: 5 نفري كه به خاطر اتهامات مرتبط در بازداشت آمريكا هستند مسئوليت حملات را بر عهده گرفته‌اند.

با تمامي اين اوصاف وكلاي خانواده پادشاهي تلاش زيادي براي توقف اين حركت انجام نداده و ادعاهاي فوق را رد كرده‌اند. آقاي "مايكل كلاگ " اهل واشنگتن كه در اين پرونده وكالت شاهزاده محمد الفيصل السعودي را بر عهده دارد مي‌گويد: "با مشاهده تمام مداركي كه خانواده‌ها جمع كرده‌اند، كوچكترين مدركي دال بر ارتباط عربستان سعودي با حملات 11سپتامبر نديدم.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 13:13  توسط احسان  | 

سايت خبري نهرين نت ضمن اشاره به ابعاد دخالت‌هاي سازمان اطلاعاتي عربستان، از همكاري تنگاتنگ منافقين با اين سازمان پرده برداشت.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني هابيليان (خانواده شهداي ترور)، سايت نهرين‌نت با درج گزارشي تفصيلي به تشريح دخالت‌هاي سازمان اطلاعاتي يكي از كشورهاي عرب در آشوب‌هاي اخير در ايران و همكاري منافقين با اين سازمان پرداخت.

در اين گزارش آمده است: برخي منابع سعودي افشا كردند كه عربستان سعودي‌ مستقيماً در حوادث جاري در ايران نقش ايفا كرده و شوراي امنيت ملي عربستان بنا را بر اين گذاشته كه از تمامي رويدادهاي ايران به نفع خود بهره‌برداري كند.

برخي منابع سعودي در لندن با اعلام اين خبر به نهرين نت اعلام كرده‌اند كه دستور‌هاي لازم به سفارتخانه‌هاي سعودي داده شده كه ارتباط خود را با نيروهاي اپوزيسيون ايراني در پايتخت هاي غربي، اردن و امارات افزايش دهند.
اين منابع اعلام كردند كه گزارش‌هاي رسيده از سوي نزديكان برخي مسئولين ارشد سعودي از رياض به اين نكته اشاره دارد كه تحركات عربستان سعودي براي بر هم زدن اوضاع امنيتي موضوع جديدي نيست و اين دولت به اپوزيسيون ايران به ويژه منافقين، جندالله، پژاك، سلطنت طلبان و ملي گراها كمك مالي مي‌كند.

آنچه در اين بين قابل تامل است اين است كه دستگاه اطلاعاتي عربستان ارتباطات خود با اپوزيسيون ايراني را از 4 ماه قبل از انتخابات افزايش داده و صدها ميليون دلار براي بهره‌برداري از انتخابات در يك چارچوب مشخص هزينه كرده است كه محوريت اين مساله بر سرنگوني كانديداي جريان محافظه كار - محمود احمدي نژاد - و حمايت از يكي از كانديداهاي جريان مقابل تا مرز پيروزي بوده است.

اين منبع مي‌افزايد: دستگاه اطلاعاتي عربستان به اپوزيسيون‌هاي مذكور وعده داده كه تمامي امكانات رسانه‌اي و مالي خود را براي برنامه‌هاي قبل و بعد از انتخابات در اختيار آنها قرار مي‌دهد و مانور تبليغاتي آنها زماني بيشتر خواهد شد كه رقباي احمدي نژاد در انتخابات شكست بخورند.

براساس اين توافق نامه يك ليست شامل ده‌ها اسم از شخصيت‌‌هاي سياسي، رسانه‌اي و آكادميك ايراني كه مخالف نظام و دولت احمدي‌نژاد هستند تهيه و به ليست دستگاه اطلاعاتي عربستان اضافه شده تا تمامي امكانات رسانه‌اي عربستان براي تبليغات در اختيار آنها قرار گيرد و آنها بتوانند تحليل‌ها و اخبار و گزارشات خود را در انتقاد از جمهوري اسلامي و به زير سوال بردن انتخابات از اين طريق منتشر كنند.

اين گزارش مي‌افزايد: لندن يكي از مهمترين پايگاه‌ها براي ارتباط بين سعودي‌ها و اپوزيسيون ايراني بود تا جايي كه چندتن از افراد گروه‌هاي مذكور آزادانه و بدون هيچ محدوديتي به سفارتخانه عربستان در چارلز استريت لندن رفت و آمد مي‌‌كردند كه از جمله آنها مي‌توان به تعدادي از پرسنل مركز مطالعات ايران به رياست عليرضا نوري زاده روزنامه نگار مخالف جمهوري اسلامي ايران - كه توسط عربستان حمايت مالي مي‌شود - اشاره كرد.

گزارش نهرين نت مي‌افزايد: قرار بر اين شد كه پرسنل اين مركز به عنوان يكي از بارزترين مراكز حلقه اجرايي اين پروژه در انگلستان بر عليه دولت و نظام جمهوري اسلامي ايران عمل كنند.

يكي ديگر از امور كه سرويس‌هاي اطلاعاتي عربستان در مورد آن برنامه‌ريزي كرد، ايجاد هماهنگي ميان شبكه خبري ‌BBC و مركز مطالعات ايران بود.
در ادامه گزارش نهرين نت آمده است: منابع مخالف عربستان سعودي شگفتي خود را از حجم بالاي توطئه‌هاي شبكه ماهواره‌اي العربيه و روزنامه الشرق الاوسط اعلام كردند، به شكلي كه هر بيننده‌اي كه بخش‌هاي خبري اين شبكه را مي‌بيند گمان مي‌كند اين شبكه يك تلويزيون خبري ايراني ضد انقلاب است كه برنامه هايش را به زبان عربي پخش مي‌كند.
اين گزارش افزوده است: با ملاحظه‌ بخش‌هاي خبري اين شبكه مشاهده مي‌شود كه اخبار دروغين بسيار زيادي در اين رسانه توليد مي‌شود كه يكي از آخرين نمونه‌هاي آن اشاره به اين مطلب بود كه رزمندگان حزب‌الله براي سركوب اعتراضات وارد ايران شده بودند.

همچنين در ادامه گزارش آمده است: سفارت سعودي در واشنگتن تنها به معاندين جمهوري اسلامي بسنده نكرده بلكه با برخي از مراكز مطالعاتي كه در مورد جمهوري اسلامي كار پژوهشي انجام مي‌دهند نيز ارتباط برقرار كرده و از آنها خواسته است تا پژوهش‌هايي با هدف زير سوال بردن نظام ايران تهيه كنند، به گونه‌اي كه گويا نظام جمهوري اسلامي ايران در حال فروپاشي است.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:54  توسط احسان  | 
خبرگزاري فارس: روزنامه صهيونيستي معاريو در گزارشي از توانمندي حزب‌الله لبنان نوشت بر اساس گزارش‌هاي سازمان‌هاي اطلاعاتي اسرائيل قدرت نظامي حزب‌الله پس از جنگ تابستان 2006 به قدري افزايش يافته كه قادر است روزانه با 600 موشك عمق اسرائيل را هدف قرار دهد.



به گزارش فارس،روزنامه صهيونيستي "معاريو " در گزارشي نوشت حزب‌الله توانمندي موشكي و نظامي خود را به حدي افزايش داده كه در صورت وقوع درگيري، اين حزب قادر به بمباران روزانه تل‌آويو و مركز اسرائيل با بيش از 600 موشك است و اين در حالي است كه حزب الله قدرت خود را تا شليك بيش از هزار موشك در روز افزايش خواهد داد.
معاريو در گزارش خود آورده است: حزب‌الله تشكيلات نظامي آموزش ديده، مجهز و كاملا سازماندهي شده‌اي را در امتداد مرز جنوب لبنان و شمال رود "ليطاني " مستقر كرده تا با هر تهاجم گسترده از راه خشكي اسرائيل مقابله كند.
معاريو تاكيد كرد، قدرت حزب‌الله از جنگ تابستان 2006 به صورت شگفت‌آوري افزايش يافته به گونه‌اي كه تجهيزات جديد و نظاميان و مبارزان آموزش ديده‌اي بيشتري را در اختيار گرفته و در تلاش براي رسيدن به اين سطح قدرت است كه بتواند در طول 60روز، روزانه هزار موشك به سوي اسرائيل شليك كند.
اين روزنامه نوشت سرويس اطلاعاتي اسرائيل گزارش‌هايي را دريافت كرده كه نشان مي‌دهد حزب‌الله با موشك‌هاي دور برد و ميان‌بردي كه در اختيار دارد، قادر است روزانه 500 تا 600 موشك به تل‌آويو شليك كند.
معاريو ادامه داد: موشك‌هاي حزب‌الله، مساله را براي اسرائيل سخت كرده و شمار زياد مبارزان اين حزب كه بين پنج تا هشت هزار نفر بوده است نيز بسيار نگران كننده است.
اين روزنامه صهيونيستي تاكيد كرد: حزب‌الله پايگاه‌هاي محكم و سازمان‌هايي را نيز در زير زمين بنا كرده و اين در كنار تشكيلات سازماني حزب‌الله مستقر در مناطق شمال و جنوب ليطاني است كه به صورت سازمان‌هاي دفاعي محكمي است و در برگيرنده قدرت توپخانه‌اي، سپر دفاعي و سازمان‌هاي اطلاعاتي است و توانايي آن را دارد كه در آغاز وقوع هرگونه درگيري، نيروهايي از يگان‌هاي ويژه خود را در مرز مستقر كرده و نيروهاي شهادت طلب خود را در صورت وقوع درگيري و اجراي حملات عليه نيروهاي ارتش اسرائيل فراخواند.
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:47  توسط احسان  | 
سایت تحلیلی مديا مانيتورز بررسی کرد
واقعیدات انتخابات ایران و ناراضیان از پیروزی احمدی‌ نژاد

سایت تحلیلی مدیا مانیتورز در مقاله‌ای به بررسی ویژگی‌ها و واقعیات انتخابات ایران پرداخت و در ادامه طیف‌های ناراضی از انتخاب مجدد دکتر احمدی‌نژاد را برشمرد.

به گزارش رجانیوز، در این مقاله که با عنوان "اوباما بازنده انتخاب مجدد احمدی‌نژاد" منتشر شده، آمده است:

در طول تاريخ تا كنون هيچ انتخاباتي مثل انتخابات رياست جمهوري ايران مورد توجه رسانه هاي غربي نبوده است. با انتخاب مجدد احمدي‌نژاد به‌عنوان رئيس‌جمهور توسط مردم ایران، رهبران كشورهاي امریکا، فرانسه، انگلستان، آلمان و ايتاليا نشان دادند كه از نتيجه اين انتخابات ناراحت و ناخشنود هستند.

علت اين همه هياهوي كشورهاي غربي چيست؟ چرا امریکا حتي در انتخابات پارلمان لبنان ميلياردها دلار براي كرايه هواپيماهاي چارتر رايگان به‌منظور فراهم كردن سفر لبناني‌هاي مقيم كشورهاي كانادا و ديگر كشورهاي جهان براي رأي دادن هزینه می‌کند؟

همه ما و رئيس‌جمهور امریکا مي دانيم كه در انتخابات رياست جمهوري سال 2000 ميلادي ایالات متحده تقلب شده بود. جورج بوش با اين تقلب توانست بزرگ‌ترين پست اين كشور را از آن خود كند و به ميليون‌ها نفر امریکايي گفت كه اين امر طي يك فرايند كاملاً دموكراتيك انجام شده است ولي به ياد نمي‌آوریم كه اوباما هيچ صحبتي درمورد اين تقلب كرده باشد.

حالا اجازه بدهيد كه چند واقعيت را در انتخابات ايران برشمريم:

1- سالهاست كه به رهبري امریکا و اسرائيل جنگ سرد عليه ايران جریان دارد. با استفاده ازلابي‌هاي طرفدار اسرائيل در امریکا، بزرگ‌ترين ماشين تبليغاتي رسانه‌هاي غربي عليه ايران بر افراشته است.

2- اين انتخابات، دهمین انتخابت رياست جمهوري در طول 30 سال گذشته جمهوري اسلامي ايران بوده است.

3- در طول اين 30 سال، حداقل 30 انتخابات درسطوح بالا برگزار شده است.

4- در اين 30 انتخابات گذشته، به‌طور میانگین بيش از 70 درصد از مردمي كه شرايط رأي دادن را داشته‌اند، شركت كرده‌اند كه درميان آن‌ها، جوانان و زنان نيز حضور داشته‌اند، این در حالی است كه ميانگين مشاركت در انتخابات در غرب كمتر از 60 درصد بوده است.

5- ايران براساسا همان سيستم سياسي كه در اولین انتخابات پس از انقلاب با راي حداكثری مردم در قانون اساسي گنجانيده شد، اداره می‌شود.

6- آمارها و نظرسنجی‌هایی که قبل از انتخابات توسط روزنامه واشنگتن پست انجام شده بود، نشان مي داد كه احمدي‌نژاد از نزديك ترين رقيبش با نسبت دو به یک پیش است، یعنی از رقيب خود 2 برابر بيشتر رأي خواهد داشت. نتایج نظرسنجی‌های ايراني نيز همين امر را تأييد مي‌كرد.

7- امریکا اميدوار بود كه كسي غير از احمدي‌نژاد برنده انتخابات باشد، زيرا منتخب جديد به‌علت تازه‌كار بودن از قدرت مذاكره‌كنندگي ضعيف‌تري برخوردار خواهد بود.

8- احمدي‌نژاد اولين رئيس‌جمهور ايراني است كه توانست رابطه نزديكي با مستضعفين جامعه برقرار كند.

9- احمدي‌نژاد با وجود تحريم‌هاي اعمال شده توسط امریکا توانست اقتصاد ايران را در منطقه بعد از اسرائيل و تركيه به رتبه سوم برساند.

10- در طول 4 سال گذشته احمدي‌نژاد توانست به راحتي برنامه انرژي هسته اي، تكنولوژي ماهواره، رابطه با چين و روسيه و پروژه هاي زيرساختي و دفاعي را به حد بالايي ارتقاء دهد و در اين امورات به پيشرفت‌هاي مهمي دست پيدا كند.

اما سؤال اين است كه چه كساني در ميان ايرانيان با اين نتايج موافق نيستند و احساس ناراحتي مي‌كنند؟ مطمئناً آنها متعلق به يكي از اين گروه‌ها هستند:

1- ايرانياني كه از انديشه جمهوري اسلامي و یا سبك و سياق ايراني متنفرند.

2- ايرانياني كه تصور مي كنند اگر احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور نباشد، امریکا نسبت به كشور آنها مهربان‌تر و دلسوزتر است.

3- طبقه اشراف و ثروتمنداني كه با سياست‌هاي عدالت‌خواهانه احمدي‌نژاد مشكل دارند.

4- جوانان ايراني كه تقليد از غرب را با استفاده از تكنولوژي‌هاي ارتباطي مدرن قبول دارند.

5- سياست‌مردان مدافع افرادی كه احمدي‌نژاد در مناظرات انتخاباتي رياست جمهوري اخير از تلويزيون آن‌ها را به‌شدت مورد انتقاد خود قرار داد.

به گفته احمدي‌نژاد در اولين كنفرانس خبري‌اش پس از انتخابات، "انتخابات كاملاً آزاد برگزار شد و هيچ مدركي دال بر اينكه تقلبي صورت گرفته باشد، ديده نشده است و اين خيلي مضحك است كه بازنده انتخابات ادعا كند كه اكثريت آرا متعلق به وي بوده است، اين واقعاً بي‌معني و غيرمعقول است."

انتخاب مجدد احمدي‌نژاد آزمونی بود براي سياست خارجي اعمال شده اوباما، اما وي بازنده ميدان اين انتخابات بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 18:21  توسط احسان  | 

اکنون که چهل روز از وفات عالم جلیل القدر و عارف واصل حضرت آیت الله بهجت می‏گذرد، حجت الاسلام کاظم صدیقی به عنوان یکی از شاگردان برجسته علمی و معنوی ایشان می‏تواند روایت نزدیکی از کمالات ایشان ارائه دهد.

به عنوان اولین سئوال اگر کمی از زندگی شخصی آیت‌الله بهجت بفرمایید.

زندگی مرحوم آیت الله العظمی آقای بهجت از آیات خدا بود؛ هم خودش آیه بود و هم زندگی ایشان از آیات بینات بود. ایشان زندگیشان شبیه زندگی پیغمبر اکرم و اولیای دین بود. یعنی برای ایشان دنیا به اندازه پر کاهی ارزش نداشت و همانند حضرت امیر (ع) از مظاهر دنیا اظهار نفرت می‌کرد. آقای بهجت عملا گریز داشت از خودش صحبت بکند. مطالبی را هم که ایشان از گذشتگان نقل می‌کردند، برجستگی کسانی که نسبت به دنیا بی‌علاقه و بی‌اعتنا بودند را برای ما مطرح می فرمودند.

از سیره قدما چه مواردی را مطرح می کردند

مثلا درباره زندگی مرحوم آقای مشکینی - صاحب کتاب حاشیه بر کتابت و از قدما بودند- می‌فرمود یکی از همشهریان ما در حجره نجف مهمان من بود. آقای مشکینی با ایشان صحبت می‌کردند که ما را دعوت کردند به بالاخانه‌ای که یک اتاق بود و مرحوم آقای مشکینی آنجا زندگی می کرد. این بنده خدا مدرس سطوح عالی و صاحب حاشیه برکفایه بود اما روزه‌ی استیجاری می‌گرفت و کرایه آن بالاخانه را با روزه استیجاری می‌داد و ما که مهمانش بودیم یک پرده‌ای وسط اتاق زد که این‌طرف خانمشان نشست و اینطرفش هم ما نشستیم و از ما پذیرایی کرد.

باز از مرحوم حاج‌آقا رضای همدانی ایشان مطالبی نقد می‌کردند که واقعا آدم تکون می‌خورد و منقلب می‌شد از زهد و بی‌توجهی این بزرگان به مظاهر دنیا.

آقای بهجت آنچه از گذشتگان نقل می‌کرد صرفا نقل نبود، خودش در زندگی همه این‌ها را در وجودش جمع کرده بود. این بود که در یک خانه محقری تا آخر عمر زندگی کرد و این ‌آخرها که این خانه فرسوده بود و احتمال خطر هم داشت، شهرداری بواسطه وجود خطر آقا را مجبور کرد که از این خانه بیرون برود. زیر این آسمان ایشان دل به جز خدا نداد. این وضعیت زندگی ایشان بود.

از نظر برخورد هیچ تشریفاتی را چه قبل از مرجعیت و چه بعد از مرجعیت نمی‌پذیرفت. یک زندگی بسیار متعارف و معمولی داشتند. مرید باز نبودند. سالیان سال از فقهای بزرگ عالم شیعه بود و ولی خدا بود ولی دورش خلوت بود. منزلش آن اتاق کوچک و کسانی که همراهش داشت عده معدودی بودند. درسشان مشتری‌های معدودی داشت. هیچ‌گاه برای خودشان دار و دسته یا دفتر و دستکی ایجاد نکرد که جلب نظر از مردم دنیا بکند. راحت آمد و راحت رفت. خودش را آلوده به این دنیای خاکی نکرد. نور آمد و نوری شدیدتر شد و عروج کرد و پر کشید. ماها را گذشت و رفت.

سلام الله علیه و صلوات الله علیه. حشر الله عن نبی و آله و رزقنالله شفاعته انشاءالله!

رابطه ایشان به عنوان یک مرجع تقلید برجسته و عارف سالک با امام خمینی و اصولا ولی فقیه چگونه بود؟

ایشان نسبت به امام علاقه خوبی داشت، به صورتی که وقتی امام از زندان آزاد شدند جمعیت می‌آمدند برای استقبال از امام. آقای بهجت فقیه عارف محقق سالک واصل مثل همه‌ی توده‌های مردم می‌آمدند در بیت حضرت امام و سراپا می‌ایستادند در میان جمع و نگاه به امام می‌کردند و می‌گفتند نگاه به ایشان و تبلیغ ایشان جزو عبادت‌هاست.

شاگردان ایشان مثل آیت‌الله مصباح یزدی که مدت‌های مدیدی در محضر آیت‌الله و درس‌های ایشان حضور پیدا می‌کردند، می‌گویند انقلاب از طریق آقای بهجت به ما منتقل و تزریق شد. ایشان ما را تشویق می‌کردند به تبعیت از امام و حمایت از حرکت حضرت امام.

متقابلا علاقه امام به آیت‌الله آقای بهجت که علاقه فوق‌العاده‏ای بود. حضرت امام (ره)می‌گفتند که آقای بهجت صاحب موت اختیاری است و گاهی اطرافیان ایشان مثل آقای مسعودی گفتند که امام آن روزی که بنا بود پیش آقای بهجت بروند، قبل از آن یک شوق و ذوقی برای دیدار با آقای بهجت داشتند و وقتی می‌رفتیم تا آن اتاق محقر آقای بهجت و پیش ایشان بودیم آقا یک حال و احوالی با آقای بهجت می‌کردند. بعد امام نگاه به ما می‌کردند که ما می‌فهمیدیم که ایشان دوست‌دارند خلوت بشود و دونفری با هم سخن بگویند.اینکه میان امام خمینی و آقای بهجت در آن خلوت چه می‌گذرد، خودشون می‌دانند و خدای خودشان که میان این عاشق و معشوق چه می‌گذشت.

این رابطه در دوران مقام معظم رهبری به چه شکل استمرار یافت؟

نسبت به مقام معظم رهبری از قبل از انقلاب هم آقا و آقای بهجت ارادتی به هم داشتند که در این اطلاعیه بعد از وفاتشون هم با کلمه ارادت مطرح کرده بودند و از آن طرف هم مورد علاقه آیت‌الله بهجت بودند.

بعد از رهبری ایشون هم من اونچه که از خلوت آن‌ها یادم هست این بوده که آقای بهجت حامی انقلاب و شخص آقای خامنه‌ای و رهبر عزیزمان بودند.

یکی از دوستان نزدیک من که مثل من به حضور آقای بهجت رفت و آمد داشتند ایشان برای من نقل کردند که در یک جلسه ی دو سه نفری که خدمت آیت‌الله العظمی آقای بهجت بودیم یه کسی انتقاد گونه‌ای را خواستند به رهبری خدمت آقای بهجت بازگو کنند. آقای بهجت به یک نگاه تندی به ایشان فرمودند شما بهتر از ایشان سراغ دارید. من که بهتر از ایشان سراغ ندارم و از این قبیل حمایت‌های وسیع و حساسیتی که نسبت به حوادثی که نگران‌کننده بود ایشان با آن دید باطنه‌شان می‌دیدند.

به مقام معظم رهبری پیغام می‌دادند و توصیه و دعا می‌کردند. تا آنجایی که من رفت و آمد‌های آقای بهجت را در مدت مدیدی زیر نظر داشتم. ایشان بیشترین وقت را برای آقا و آقازاده‌هایشان می‌گذاشت.اعضای دفتر مقام معظم رهبری و فرزندان مقام معظم رهبری، محضر آقای بهجت برایشان پاتوق بود. آقای بهجت نسبت به دیگران خیلی سخت ایشان وقت می‌دادند چون وقت خالی نداشتند. آقای بهجت یا مشغول ذکر بود یا مشغول تحقیق و مطالعه. لذا برای وقتش خیلی ارزش قایل بود، ولی هر وقت پسرهای آقا می‌آمدند یا وقتی بعضی از دفتری‏هایشان می‌آمدند من می‌دیدم که آقا خیلی با روی باز پذیرا بودند خیلی گرم بودند با این بیت.

نقل می‌شود که وقتی خطری مقام‌معظم رهبری را تهدید می‌کرد ایشان رهبری از آن مطلع می‌کردند و خیلی دعا می‌کردند و رهبری را به دعاهایی توصیه می‌کردند. آیا این صحت دارد؟

بله این صحیح است. آقای بهجت مسیرشان و عادتشان این بود که دخالت امور مدیریت کشور نمی‌کردند. این‌ خودش تقویت مدیریت کشور و رهبری بود ولی دلسوزیشان را داشتند، دعایشان را داشتند و در خلوت‌ها آنچه لازمه خیر‌خواهی بود، نسبت به آقایون می‌فرمودند.

منبع: شبکه ایران

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 18:20  توسط احسان  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 18:12  توسط احسان  | 
مسئول موسسه مردم نهاد فرق و اديان گفت: جهنمي كه در آن پيروان فرقه ديويديه توسط دولت آمريكا در آن سوزانده شدند، يكي از وحشيانه‌ترين نوع كشتار در طول تاريخ است.



حجت‌الاسلام جواد محرابي در گفت‌و‌گو با فارس، طي بررسي و پيشينه فرقه داووديه يا ديويديان با اشاره به اينكه اين فرقه شاخه‌اي از فرقه ادونتيست مسيحيت است، گفت: اعتقاد آنها به ظهور منجي است كه براي ظهور آن تاريخي معين كرده است.


وي افزود: فرقه ادونيست‌ها در سال 1830 ميلادي در آمريكا پايه‏گذارى و به مرور زمان به فرقه‏هاى مختلفى تقسيم شد. مؤسس آن ويليام ميلر كشاورزى انگليسى بود. او تحصيلات رسمى نداشت، اما كليه نوشته‌هايى را كه به آنها دسترسى داشته خوانده ‌بود و با مطالعه مشتاقانه‏اى كه روى كتاب مقدس به ويژه كتاب دانيال و مكاشفه انجام داده بود به بازگشت حتمى مسيح قانع شده بود.

مسئول موسسه مردم نهاد فرق و اديان قم ادامه داد: ويليام ميلر، بازگشت مسيح را طبق فرازهايى از كتاب مقدس مانند رساله دوم پطروس و دانيال براى سال 1843 ميلادي پيش‏بينى كرد و در سال 1841 ميلادي اين نظريه خود را منتشر كرد.

محرابي با اشاره به اينكه با عدم تحقق پيشگويى، انشعاب در اين جريان كليسايى آغاز شد، افزود: از جمله اين جريان‌هاى كليسايى مى‏توان به شاخه‏هاى ادونتيست‌هاى تبشيرى، كليساى مسيحى ادونت، كليساى خدا و عيسى مسيح اشاره كرد.

او با بيان اينكه از مشهورترين انشعابات فرقه ادونتيست فرقه داووديه است، تصريح كرد: برخي موسس آن را «لوييس رودن» مي‌دانند، اما به هر حال اين فرقه در سال 1955 از كليساي ادونتيست جدا شد و به صورت فرقه‌اي اصلاح‌گرا اعلام موجوديت كرد و در ابتدا ادونتيست‌ها سعي داشتند اين فرقه را فقط يك انجمن محلي معرفي كنند.

اين پژوهشگر از «ديويد كورش» به عنوان مهم‌ترين رهبر اين فرقه نام برد و اظهار داشت: البته نام اصلي وي(ورنن وين هوول) است كه سال 1983 به رهبري اين فرقه رسيد و بعدها نام خود را به ديويد(داوود) كوروش تغيير داد.

حجت‌الاسلام محرابي عنوان كرد: ديويد در ادامه، تبليغات سياسي خود را تبديل به جنبش اعتراضي كرد كه موجب نگراني مسئولان ايالات متحده و نهايتاً منجر به وقوع فاجعه ويكو شد.
وي در ادامه به واقعه ويكو اشاره كرد و افزود: اين واقعه در 28 فوريه سال 1993 تا 19 آوريل با يورش ناگهاني به شيوه جنگي در شهر واكو واقع در ايالت تگزاس آغاز شد و در 19 آوريل، دولت آمريكا تانك‌ها را براي تخريب و نابودي و پخش كردن گاز در ساختماني كه مردم در آن زندگي مي‌كردند، به محل اعزام كرد.

وي ادامه داد: دولت آمريكا بهانه اين كار را نگراني‌هاي خود از وضع بهداشتي محل اقامت ديويديان و جلوگيري از آزار و اذيت كودكان توسط ديويد كورش، رهبر اين فرقه و همچنين طولاني شدن مدت زمان ماموريت و محاصره و در نتيجه خسته شدن ماموران اف بي‌ آي، دانست كه منجر به انتشار گاز در محل خانه‌ي تحت محاصره شد.

مسئول موسسه مردم نهاد فرق و اديان با اشاره به اينكه شواهد و مدارك موجود باعث شد تا بعضي از آمريكايي‌ها به اين نتيجه برسند كه فرقه ديويديان به عمد توسط دولت آمريكا كشته شدند، تصريح كرد: آتشي بسيار وحشتناك و جهنمي كه حدود 40 دقيقه ساختمان را سوزاند، يكي از وحشيانه‌ترين نوع كشتار در طول تاريخ است.

وي با انتقاد از برخي كه بيان كردند، تانك‌ها به طور تصادفي با چراغ‌هاي نفتي موجود در ساختمان برخورد كردند و در نتيجه‌ وجود مواد آتش‌زا و همچنين سوخت‌هاي رايجي كه در منازل نگهداري مي‌شود، موجب آتش سوزي شده، افزود: اما بعد از اين حادثه فرياد‌هاي عمومي براي آغاز بررسي كنگره درباره اين حادثه بلند شد، ولي پس از گذشت سال‌ها از اين جهنم ايجاد شده، دليل مرگ اين فرقه همچنان پنهان باقي ماند.

يادآور مي‌شود، رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در نماز جمعه تاريخي 29 خرداد امسال، خطاب به سردمداران غرب، به ويژه آمريكا يادآور شدند كه كشوري كه دستش به خون افراد بيگناهي مانند زنان و كودكان پيرو فرقه ديويديان (داووديان) آلوده است، حق ندارد دم از حقوق بشر بزند.
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 11:39  توسط احسان  | 
بازخوانی شهادت مردی که یک ملت بود

گروه تاریخ- "بني صدر! بني صدر! اذن جهادم بده"، "چوب، چماق، شكنجه ديگر اثر ندارد"، "مصدق، مصدق راهت ادامه دارد"، "مرگ بر بهشتی مرگ بر بهشتی" و.... شرایط دشواری بود؛ به پشتوانه بنی صدر تحرکاتی در کشور شکل گرفته بود. گاه مردم هم به خیابان ها کشانده می شدند.

بهشتی دست به قلم برد و از گروهک هایی که با حمایت بنی صدر تشنج آفرینی می کردند، برای امام نوشت؛ شاید به همین خاطر بود که امام در پیام نوروزی سال 60 از "حاکمیت قانون" سخن به میان آورد و تاکید کرد که سال، سال قانون است و بايد قانون را محترم شمرد.

در پیام امام آمده بود:«من اميدوارم... مملكت ما در سال آينده و در اين سال، در همين سالى كه هستيم، مملكتى باشد كه قانون فقط حكم كند. هيچ كس غير قانون حكم نكند و تمام مجرى قانون باشند؛ و كسى در حدود غيرقانونى عمل نكند، و همه در حدود خودشان عمل كنند.» با این همه در سال "حاکمیت قانون" بالاترین بی قانونی ها و کشتارها کلید خورد.

*****

بهشتی بار روشنگری را به دوش می کشید. او از کسانی سخن به میان آورد که دعوی آزادی و ترقی خواهی دارند اما عملا از دیکتاتورها هم دیکتاتورترند. او با اشاره به فعالیت ها و رویکردهای گروهک های التهاب آفرین گفت:«نوجوانان و جوانان ما باید از این روش های استالینی اینها با خبر بشوند باید ضمن تجربه روزانه، این مدعیان ترقی خواهی و آزادی را محک بزنند تا بفهمند که اینها خود سمبل ارتجاع، یعنی باز گرداندن جامعه آزاد شده ما به استبدادهای استالینی هستند و هنوز آب گیرشان نیامده و الا شناگر ماهری هستند، اگر آب گیرشان بیاید در راه برقراری دیکتاتوری مورد قبول خودشان از هیچ کار دریغ نخواهند کرد.»

او همچنین افزود:«اینها را باید نسل جوان بداند و با آگاهی، خود او بپاخیزد. فریب اینها را نخورد و پدرها و مادرها توجه کنند که هیچ گاه نمی شود جامعه ای را به تشنج و هرج و مرج سپرد.»

بهشتی به بهانه جویی های داعیه داران آزادی اشاره کرد و گفت: «اگر می خواهند روزنامه داشته باشند، روزنامه، امتیاز و صاحب امتیاز و مدیر مسئول می خواهد. اگر می خواهند دفتر داشته باشند، باید معلوم باشد که مسئول آنجا کیست و در آن توطئه وجود دارد یا نه؟ و این مخصوص آنها نیست. این برای همه است. آنها هم مثل همه اگر به راستی منطقی دارند، اندیشه های بهتری دارند، بیایند یک فعالیت سالم و منطبق با قوانین جامعه خودشان این فعالیت را بکنند. توسل آنها به کارهای خلاف قانون و اصرار آنها روی قانون شکنی ناشی از همان زیربنای فکری استالینی است که در ایدئولوژی آنهاست این را ملت ما باید بدانند و از آن آگاه شوند تا بهتر بتوانند با این درگیری های تحمیلی برخورد کنند.»

*****

بهشتی از حقوق مردم می گفت و در عوض مخالفانش او و اعضای حزب جمهوری را مشتی چماقدار و خشونت طلب معرفی می کردند. کسانی که در گفتگوها و مناظره های رو در رو با بهشتی حرفی برای گفتن نداشتند، فحاشی به او را شروع کرده بودند. پیامی که امام بعد از شهادت شهید بهشتی منتشر کرد، گویای اوج غربت و مظلومیت او بود:«اين را من كراراً گفته‏ام كه مرحوم آقاى بهشتى در اين مملكت مظلوم زيست. تمام مخالفين اسلام و مخالفين اين كشور حمله مستقيم‏شان را به ايشان و بعضى دوستان ايشان كردند... مخالفين او را در كوچه و بازار و محله و صحبت‌هايى كه همه مى‏كردند، آن‏طور جلوه دادند. يك مرد صالحى را به صورت يك ديكتاتور درآوردند! و شما بايد مهيا[ى‏] اين‏جور مسائل باشيد.»

مشکل مخالفان بهشتی، خود بهشتی نبود. مشکل، اندیشه بهشتی بود و آنان گمان می کردند، با ترور او می توانند این اندیشه را برای همیشه از تاریخ ایران حذف کنند. مشکل، نگاه مبتنی بر حاکمیت اسلام بود. این همان چیزی است که مقام معظم رهبری هم بر آن تاکید دارند:«اين‏طور نبود كه كُشندگان و تروركنندگان و حمله‏كنندگانِ ناجوانمرد به شهداى عزيز هفتم تير، با شخص و جناح و گروهى مخالف باشند؛ آنها با اصل نظام اسلامى و استقلال ايران مخالف بودند.

نامها تأثيرى نمى‏گذارد؛ حقايق را بايد در نظر گرفت. حقيقت مخالفت با شخصيتهايى مثل شهيد بهشتى و ديگر بزرگانى كه در هفتم تير به شهادت رسيدند، در همين جمله خلاصه مى‏شود: مقابله با حاكميت اسلام و قوانين و ارزشهاى اسلامى.»

مظلومیت بهشتی هم ناشی از دفاع او از اسلام و دستگاه قضایی اسلامی بود. او در مقام ریاست دیوان عالی کشور در مقابل بسیاری حرف و حدیث ها در خصوص قصاص و احکام اسلامی ایستاد. رهبر انقلاب در باب مظلومیت او چنین می گویند: «امام فرمودند شهيد بهشتى مظلوم بود. ما هم يادمان هست كه او چقدر مظلوم بود؛ اما اين مظلوميت از سوى چه كسانى بر او تحميل مى‏شد؟ از جمله كسانى كه بايد پاسخ مظلوميت اين شهيد عزيز را بدهند، اينهايى هستند كه حاضر نبودند قضاى اسلامى را در جامعه ايران اسلامى تحمل كنند.»

*****

بعد از عزل بنی صدر التهابات در کشور به اوج خود رسید. دعواهای خیابانی به ترورهای گسترده ای انجامید که منافقین طرح ریزی می کردند. بهشتی قربانی خشونت کسانی بود که دم از آزادی می زدند. می دانستند به مقابله با چه کسی برخواسته اند. در اسناد ساواک، بهشتی مغز گردانندگان فعاليت هاي امام در ايران لقب گرفته بود. می خواستند نهضت نباشد. می خواستند انتقام عزل بنی صدر را از امام بگیرند.

*****

چند دقیقه بیشتر تا انفجار نمانده بود. غسل شهادت کرده بود. موضوع جلسه حزب به انتخاب رئیس جمهور بعد از بنی‌صدر اختصاص داشت. به یکباره از سخن ایستاد. سکوتی کوتاه و بعد با نگاهی معنادار خطاب به حاضرین گفت: «بچه ها بوي بهشت مي آيد. آيا شما هم اين بو را استشمام مي كنيد؟» دیگر فرصتی برای پاسخ دادن باقی نماند. صدای انفجار همه جای شهر را پر کرد و ساختمان حزب جمهوری بر سر انقلاب فرو ریخت.

قرار بود آیت الله خامنه ای و چهره هایی چون شهید باهنر هم همان جا ترور شوند. اما چنین نشد و "آقا" ماند تا بار نهضت را بعد از امام به دوش بکشد و همان مظلومیت ها، همان تخریب ها و همان فحاشی ها را نسبت به انقلابیون نظاره کند. کار نه با انفجار دفتر حزب جمهوری تمام شد، نه با ترورها و انفجارها و نه حتی با بار سفر بستن امام. راه ماند و مخالفان این راه هم ماندند و تاریخ همچنان به خود پیچید تا تجربه دیروز را برای آیندگان تکرار کند.

سخنان امام هم در حافظه تاریخ ماند: «تهمت‌هاى ناگوار به ايشان مى‏زدند! از آقاى بهشتى اينها مى‏خواستند موجود ستمكار ديكتاتور معرفى كنند... بر خلاف آنچه اين بى‏انصافها در سرتاسر كشور تبليغ كردند و "مرگ بر بهشتى" گفتند، من‏ او را يك فرد متعهد، مجتهد، متعهد، متدين، علاقه مند به ملت، علاقه مند به اسلام و به درد بخور براى جامعه خودمان مى‏دانستم.»

*****

بهشتی باید بماند. اما چگونه؟ مقام معظم رهبری فرمودند که هفتم تیر باید احیا شود. ایشان همچنین افزودند: «پوستر و امثال‌ اينها، خوب‌ است‌. من‌ هم‌ از آن‌ آدمهايي‌ كه‌ ضد پوستر باشند، نيستم‌. حالا بعضي‌ها هستند كه‌ از آن‌طرف‌ افتاده‌اند و ضد پوسترند. تا صحبت‌ پوستر و سيلك‌ و امثال‌ اينها بشود، فوري‌ يك‌ حالي‌ مي‌شوند. من‌ كه‌ آن‌طوري‌ نيستم‌؛ اما شما از پوستر و سيلك‌، چه‌ مقصودي‌ را تعقيب‌ مي‌كنيد و اينها چه‌قدر آن‌ مقصود را تأمين‌ خواهند كرد؟ اين‌، واقعا يك‌ سؤال‌ است‌... مثلاً ممكن‌ است‌ چهارصدهزار پوستر شهيد بهشتي‌ توزيع‌ شود. شهيد بهشتي‌، اين‌ همه‌ عكس‌ دارد؛ حالا در زير عكس‌ نوشته‌ خواهد شد: نهمين‌ سالگرد شهادت‌. من‌ اين‌ سؤال‌ را دارم‌ كه‌ از اين‌ كار، چه‌ چيزي‌ در مي‌آيد؟»

ایشان همچنین ادامه دادند: «عرضم‌ اين‌ است‌ كه‌ اين‌ كار بايد احيا بشود. احيايش‌ چه‌طوري‌ است‌؟ من‌ عرض‌ مي‌كنم‌، بيشترين‌ سرمايه‌گذاري‌ را روي‌ اين‌ قسمت‌ قضيه‌ بكنيد. براي‌ آقاي‌ مطهري‌ ـ شهيدي‌ با اين‌ عظمت‌ ـ سه‌، چهار سال‌ سالگرد مي‌گرفتند و راديو چيزي‌ مي‌گفت‌ و بعد يواش‌ يواش‌ به‌ اين‌ فكر افتادند كه‌ كاري‌ بكنند تا اين‌ سالگردها، براي‌ اين‌ خطي‌ كه‌ مطهري‌ نماينده‌ي‌ آن‌ است‌، اثري‌ داشته‌ باشد. اين‌ كار را كردند و خوب‌ هم‌ هست‌. در هر سال‌، كاري‌ مي‌كنند. مثلا بحثي‌ مي‌شود و مسأله‌‌ جديدي‌ در فضاي‌ فكري‌ عالم‌ اسلام‌ توليد مي‌گردد يا پرداخته‌ مي‌شود. بالاخره‌ چنين‌ كارهايي‌ بايد كرد. چگونه‌ مي‌شود هفتم‌ تير را بزرگ‌ داشت‌؟ به‌ نظر من‌، مسأله‌ اين‌ است‌.»

اولا دست های زیادی در کار هست که شرایط مساعد جدیدی را که در پرتو بیانیه امام به وجود آمد، بر هم بزنند. ثانیا تحریکات تازه به وسیله گروهک ها در سراسر کشور برای مشغول کردن ذهن مردم و نیروها در داخل در اینجا آنچه ضامن چیره شدن بر این مشکلات است، دو چیز است یکی آمادگی و بیداری و فداکاری خود مردم و دیگر تصمیم گیری های به مورد و قاطع رهبری و مسئولان به همین جهت در رابطه با این فتنه گری ها که از طرف گروهک ها می شود قبل از هر چیز لازم است خود مردم عکس العمل مناسب نشان دهند. یعنی بیزاری و تنفر خودشان را از این فتنه گری ها ابراز کنند و بکوشند تا زمینه های ذهنی این فتنه گری ها را از بین ببرند. توضیح بدهند اصولا این همه دروغ و شایعه که هر روز به وجود می آید با بزرگ کردن بعضی از جریان های جزئی یا شبه جزئی برای همین است که بتوانند در جامعه ذهنیت و زمینه روحی پذیرای این فتنه ها را به وجود بیاورند و تقویت کنند و مردم باید با توضیحات خودشان و با آگاهی دادن های خودشان این نیرنگ دشمن را خنثی کنند. دوم تصمیم گیری های به جا و قاطع مسئولان است. رهبری و مسئولان با تصمیم گیری های قاطع و برخورد قاطع با این فتنه ها بر پایه بیانیه روشن دادستانی کل انقلاب باید به وظیفه الهی خودشان عمل کنند ما از همه جوان ها و نوجوان ها می خواهیم که چشم و گوش باز کنند ببینند که با کمال تاسف دستور تشکیلاتی که به آنها داده شده این است که با کسی بحث نکنیم.

منبع : رجا نیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 12:47  توسط احسان  | 
جين شارپ 81 ساله با خطاب قرار دادن اغتشاشگران اعلام كرد كه وي آماده است به آنها كمك كند تا بتوانند بيشتر بر روي اعتراضات متمركز شوند.

دستور العمل ها و راهنمايي هاي جين شارپ دقيقاٌ مانند دفترچه راهنمايي است كه فعالان صربستان براي سرنگون كردن دولت میلوسوویچ در یوگسلاوی در سال 2000 ميلادي از آن بهره هاي فراواني برده‌اند.

جين شارپ كه بيش از 30 سال در دانشگاه هاروارد تحقيقات انجام داده است، با ارائه راهنمایی به فعالان جنگ هاي رواني و انقلاب هاي مخملي در شرق اروپا كمك فراواني كرده است که از آن جمله مي توان به انقلاب هاي مخملي "انقلاب گل رز" در گرجستان و انقلاب نارنجي در اوكراين اشاره كرد.

شارپ و برخی ديگر شاگردان وی با حمايت از اغتشاشگران اعلام كردند كه اغتشاشگران بايد از روش‌هاي متنوعي استفاده كنند و از ديگر روش ها نيز بهره بگيرند و تنها به تظاهرات خياباني قانع نشوند.

يه گفته پيتر آكرمان، يكي از بنيان‌گذاران مركز بين المللي مناقشات غير قهرآميز در واشنگتن كه در سال 2005 در دبي براي گروه‌هاي اپوزيسيون فعال ايران جلسات توجيهي برگزار كرده است، گفت: اگر اين حركت آنگونه تعريف شده است كه بيشتر به صورت تظاهرات و اغتشاشات خياباني عليه پليس باشد، ممكن است كه به ضد و خورد هاي خشونت آميز ختم شود يا ختم نشود كه اين با شكست اپوزيسيون پايان خواهد پذيرفت.

همچنین پاپوویک، يكي از بنيان‌گذاران گروه هاي مقاومت دانشجويي صربستان خطاب به اغتشاش‌گران ايران گفت: اين معترضان بايد خود را براي مدت طولاني مقاومت آماده كرده و از تاكتيك هاي با ريسك پايين استفاده كنند.

وي به عنوان نسخه عملياتي به كاربران سايت تويتر پیشنهاد كرد چراغ هاي جلوی ماشين خود را به عنوان اعتراض روشن نگه داشته و در كنار خيابان‌ها با بالا گرفتن قرآن کتاب آسمانی خود به روي سر به اعتراض‌ها ادامه دهند البته بايد همزمان كارهاي ديگري هم انجام دهند.

وي چند تاكتيك را به اغتشاشگران پيشنهاد كرده است:

لباس سبز بپوشند و به دادن شعارهاي اول انقلاب مبادرت كنند.

پاپويك كه در حال حاضر به عنوان يكي از اعضاي ثابت مركز فعاليت هاي استراتژيك در بلگراد مشغول به كار است، خطاب به اغتشاشگران گفت: شرايط فرهنگي و موقعيت‎ها براي اعتراضات متفاوت است اما اصول يكي است.

وي اجتناب نيروهاي امنيتي در سركوب اغتشاشگران در اوكراين و گرجستان را باعث پيروزي انقلاب در آن كشورها دانست و گفت: تاكتيك هاي منسجم و مقتدر نيروهاي امنيتي ايران باعث شده است كه ترديدهايي در موفقيت "انقلاب سبز" موسوی به‌وجود آید.

به گفته ميخائيل پوگربينسكي يكي از تحليل گران اوكرايني، "نخبگاني كه در دولت اوكراين به‌سر مي بردند از فعالان اپوزيسيون جدا بودند و خطري آنها را تهديد نمي كرد. اعمال خشونت و سركوب، كمبود دسترسي به رسانه و برهم خوردن يكپارچگي و اتحاد معترضان در ايران، شانس اين افراد را به حداقل كاهش داده است."

رهبران ايراني شواردنادزه نيستند كه قدرتش واقعاً ضعيف بود، دولتمردان ايراني از حمايت مردمي قوي برخوردار هستند كه كنترل وضعيت و موقعيت هاي گوناگون را در اختيار دارند، ارتش ايران متشکل از ناراضیان و شورشيان نيست، در صورتي كه در زمان شواردنادزه در انتخابات نوامبر ۲۰۰۳ و در پی وقوع انقلاب رنگی در گرجستان، شورشيان نظامي نقش مهمي را دركودتا به عهده گرفتند و سهم به‌سزايي ايفا كردند.

منبع : رجا نیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 12:10  توسط احسان  | 
بازخواني فرمايشات حضرت امام خميني (ره)؛
هركس بگويد راي شوراي نگهبان كذا است مفسد است

خبرگزاري فارس: اگر راي داد و شوراي نگهبان هم آن راي را پذيرفت ، هيچ كس حق ندارد يك كلمه راجع به اين بگويد. من نمي گويم راي خودش را نگويد؛ بگويد؛ راي خودش را بگويد؛ اما اگربخواهد فساد كند، به مردم بگويد كه اين شوراي نگهبان كذا و اين مجلس كذا است، اين فساد است ، و مفسد است يك همچو آدمي ، تحت تعقيب مفسد في الارض بايد قرار بگيرد.


به گزارش خبرگزاري فارس، امام خميني(ره) در سخنراني‌ها و پيام ‌هاي مختلفي با اشاره به فصل الخطاب بودن نظر شوراي نگهبان بر لزوم پذيرش آن توسط همه گروه‌ها، احزاب و افراد تاكيد ورزيده‌اند.گزيده‌اي از فرمايشات بنيانگذار جمهوري اسلامي درباره تمكين مسئولان ، احزاب و گروه‌ها به قانون و فصل‌الخطاب بودن قانون اساسي و شوراي نگهبان به شرح ذيل است:


*شوراي نگهبان به ‌هيچ وجه گوش به حرف عده‌اي كه به اصطلاح مترقي هستند ندهد

"....شما بايد ناظر بر قوانين مجلس باشيد، و بايد بدانيد كه به هيچ وجه ملاحظه نكنيد. بايد قوانين را بررسي نماييد كه صددرصد اسلامي باشد. به هيچ وجه گوش به حرف عده‌اي كه مي خواهند يك دسته كوچك مردم ما خوششان بيايد و به اصطلاح مترقي هستند، ندهيد، قاطعانه با اينگونه افكار مبارزه كنيد. خدا را در نظر بگيريد. اصولا آنچه كه بايد در نظر گرفته شود خداست ، نه مردم، اگر صد ميليون آدم ، اگر تمام مردم دنيا يك طرف بودند و شما ديديد كه همه آنها حرفي مي زنند كه بر خلاف حكم قرآن است بايستيد و حرف خدا را بزنيد، ولو اينكه تمام بر شما بشورند. انبيا هم همين طور عمل مي كردند؛ مثلا موسي در مقابل فرعون مگر غير از اين عمل كرد؟ مگر موافقي داشت.
بحمدالله مجلس ما مجلسي است اسلامي و قوانين خلاف اسلام تصويب نخواهد شد؛ولي شما وظيفه داريد ناظر باشيد. خلاصه گوش به حرف طبقه مرفه مترقي ندهيد. خدا انشاءالله با ماست . اگر عملمان براي خدا باشد، خدا ما را موفق مي كند..... "
(صحيفه امام ج 13 ص 53)

* هركس بگويد راي شوراي نگهبان كذا است مفسد است

".....من تكرار مي كنم مجلس بالاترين مقام است در اين مملكت . مجلس اگر راي داد و شوراي نگهبان هم آن راي را پذيرفت ، هيچ كس حق ندارد يك كلمه راجع به اين بگويد. من نمي گويم راي خودش را نگويد؛ بگويد؛ راي خودش را بگويد؛ اما اگربخواهد فساد كند، به مردم بگويد كه اين شوراي نگهبان كذا و اين مجلس كذا، اين فساد است ، و مفسد است يك همچو آدمي ، تحت تعقيب مفسد في الارض بايد قرار بگيرد.اين مجلس ما حصل خون يك جمعيتي است كه وفادار به اسلام بودند؛ و اين مجلس عصاره زحمتهاي طاقت فرساي اين ملت مسلمان بوده است ؛ اين مجلس فراهم آمده از "الله اكبر "هاي مردم است ؛ اگر بنا باشد كه اين مجلس فراهم آمده از "الله اكبر " مردم قدمي برخلاف اسلام بگذارد، اين مجلس مجلسي خواهد بود كه برخلاف مسيرمسلمين عمل كرده . با تمام قدرت ، بدون اينكه ملاحظه از احدي و از مقامي بشود،مجلس بايد مسائل را طرح بكند. و رد و بدل و انتقاد صحيح ، بدون جار و جنجال ، بدون هياهو، مسائل را بگويند. كسي كه مخالف است مخالفت خودش را بدون هياهو بگويد.آن كه موافق است موافقت خودش را بدون جار و جنجال بگويد. و بعد هم راي بگيرند.وقتي راي گرفتند، اگر اكثريت راي داد، و بعد هم برده شد پيش شوراي نگهبان و آنها هم صحيح دانستند اين راي را، مخالف اسلام ندانستند و مخالف قانون اساسي ندانستند، اگربعدها بخواهند شيطنت بكنند، اين شيطنتها از مبادي غضب ، از مبادي فاسد، بيرون مي آيد. بايد سرتسليم به مجلس ، يعني سر تسليم به اسلام وقتي مخالف اسلام نيست ، سرتسليم به اسلام فرود آورد. روشهاي غير اسلامي را، اگر هم در باطن - خداي نخواسته -دارند، نبايد ديگر اظهار بكنند و نبايد اذهان مردم را نسبت به مجلس مشوش كنند. اين يك مسئله اي است اساسي ، و بايد همه توجه داشته باشند. به مجرد اينكه يك مطلبي برخلاف راي يك نفر است ، نبايد بگويد مجلس درست نيست .
(صحيفه امام ج14ص370)

*پس از راي و انفاذ شوراي نگهبان، هيچ مقامي حق رد آن را ندارد

"....موضوعات براي احكام ثانويه اسلام نظر خواهي شود كه كارها به نحو شايسته انجام گيرد. و اين نكته نيز لازم است كه تذكر داده شود كه رد احكام ثانويه پس از تشخيص موضوع به وسيله عرف كارشناس ، با رد احكام اوليه فرقي ندارد، چون هر دو احكام الله مي باشند. و نيز احكام ثانويه ربطي به اعمال ولايت فقيه ندارد و پس از راي مجلس وانفاذ شوراي نگهبان ، هيچ مقامي حق رد آن را ندارد، و دولت در اجراي آن بايد بدون هيچ ملاحظه اي اقدام كند. و با تشخيص دو سوم مجلس شوراي اسلامي كه مجتمعي ازعلماي اعلام و مجتهدان و متفكران و متعهدان به اسلام هستند، در موضوعات عرفيه كه تشخيص آن با عرف است ، با مشورت از كارشناسان ، حجت شرعي است كه مخالفت باآن بدون حجت قويتر خلاف طريقه عقلاست . چنانچه تغيير احكام اوليه ، با شك درموضوع و عدم احراز آن با طريقه عقلا مخالف است .
دولت جمهوري اسلامي كه متصدي اداره كشور است و در هر پيشامدي موظف است اقدام مقتضي نمايد، در وضع كنوني بدون كمك ملت ، توانايي رفع تمام گرفتاريهارا ندارد، و براي اداره نظام جمهوري و دفاع از دشمنان مهاجم و رفع مشكلات جنگ كه حجم آن بسيار عظيم است ، احتياج به كمك دارد.... "
(صحيفه امام ج17ص 321 )

* من در تمام مواقعي كه مقتضي بوده است، شوراي نگهبان را تاييد كرده ام

".....از تحمل زحمات و رنجهاي شما تشكر مي كنم . شما توقع نداشته باشيد كه مورداهانت واقع نشويد. همه مي دانيد تا كسي كاري انجام ندهد كسي به او توهين نمي كند.توهين براي كساني است كه مي خواهند زنده باشند. هيچ كدام از ما نبايد انتظار تعريف راداشته باشيم . بايد به حكم خدا عمل كنيم و به اين هم كاري نداشته باشيم كه چه كسي ازاين كاري كه براي خدا مي كنيم خوشش مي آيد و يا چه كسي بدش مي آيد. من در تمام مواقعي كه مقتضي بوده است، مجلس و شوراي نگهبان را تاييد كرده ام. ما بايد دست دردست يكديگر بگذاريم تا يك كشور اسلامي درست كنيم .
امروز تبليغات عليه من و شما نيست ، تبليغات عليه اسلام است . اگر ما با اسلام كاري نداشتيم كسي با ما بد نبود. امروز امريكا و شوروي را كه آن قدر در دنيا فساد مي كنندكسي محكوم نمي كند، ولي تمام محكوميتها مال ماست . در دنيا تنها ايران است كه موردسئوال است ؛ ولي اگر ما وحدت خودمان را حفظ كنيم و همصدا و همجهت باشيم از هيچ چيز نبايد بترسيم . مهم اين است كه با هم خوب باشيد و تصميم داشته باشيم كه مستقل..... "
(صحيفه امام ج 17ص441 )

*افرادي كه نظريه شوراي محترم نگهبان در ابطال يا تاييد موافق ميلشان نباشد دست به شايعه افكني مي‌زنند

"...چنانچه مشاهده مي شود پس از انتخابات مرحله اول از دوره دوم مجلس شوراي اسلامي ، افرادي كه نظريه شوراي محترم نگهبان در ابطال يا تاييد بعضي حوزه ها موافق ميل شان نبوده است دست به شايعه افكني زده و اعضاي محترم شوراي نگهبان - ايدهم الله تعالي - را كه حافظ مصالح اسلام و مسلمين هستند، تضعيف و يا خداي ناكرده توهين مي نمايند و به پخش اعلاميه و خطابه در مطبوعات و محافل دست زده اند غافل از آنكه پيامد چنين اعمال و جوسازي ها آن هم در دوره دوم مجلس و نگذشتن سالي چند ازانقلاب چه خواهد بود. اميد است چنين اعمال ، بي توجه به نتايج ناروا و اسف بار آن باشد.
معلوم نيست در صدر مشروطيت در دوره اول با فقهاي ناظر به قوانين اين نحو عمل شده باشد. در آن زمان به تدريج فقها را از مجلس بيرون راندند و به سر اين ملت آن آوردند كه ديديم .
من به اين آقايان هشدار مي دهم كه تضعيف و توهين به فقهاي شوراي نگهبان امري خطرناك براي كشور و اسلام است . هميشه انحرافات به تدريج در يك رژيم واردمي شود و در آخر، رژيمي را ساقط مي نمايد. لازم است همه به طور اكيد به مصالح اسلام و مسلمين توجه كنيم و به قوانين ، هر چند مخالف نظر و سليقه شخصي مان باشد احترام بگذاريم و به اين جمهوري نوپا كه مورد هجوم قدرت ها و ابرقدرت هاست وفادار باشيم.
(صحيفه امام ج17ص431)

*شوراي نگهبان، موردتاييد اينجانب مي‌باشند

شوراي محترم نگهبان ، كه حافظ احكام مقدس اسلام و قانون اساسي هستند، موردتاييد اينجانب مي باشند. و وظيفه آنان بسيار مقدس و مهم است . و بايد با قاطعيت به وظايف خود عمل نمايند. البته توجه به اهميت حفظ نظام جمهوري دارند كه با آن هيچ حكم و امري مزاحمت نمي كند و براي حفظ آن از هيچ كوششي نبايد مضايقه كرد ومعلوم است آقايان با تعهدي كه دارند تحت تاثير هيچ جوي واقع نمي شوند.
ان شاءالله مويد باشند.
(صحيفه امام ج19ص155)

*نهاد شوراي نگهبان به هيچ وجه تضعيف نشده و نخواهد شد

ولايت فقيه و حكم حكومتي از احكام اوليه است. نهاد شوراي نگهبان هميشه موردتاييد اينجانب است و به هيچ وجه تضعيف نشده و نخواهد شد. اين نهاد بايد هميشه بابيداري و هوشياري در خدمت به اسلام و مسلمين كوشا باشد.
(صحيفه امام ج20ص457)
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 12:0  توسط احسان  | 
نکته حائز اهميت در بازي، بروز اغتشاشات خياباني در تهران يک ماه پيش از برگزاري انتخابات در ايران است. کاراکتر اين بازي، با حضور در خيابان‌هاي تهران، نيروهاي بسيجي و سپاهي را به قتل مي‌رساند تا از سوي ايالات متحده به عنوان نماد آزادي و آزاديخواهي مدال افتخار دريافت کند.

به گزارش شبکه ایران، به رغم تاکيد رييس‌جمهور ايالات متحده مبني بر عدم هرگونه دخالت در امور داخلي کشورمان، برخي منابع از دستور دولت آمريکا به برخي شرکت‌هاي بازي‌سازي براي ساخت بازي‌هاي ضدايراني خبر داده‌اند.

در همين زمينه، يک شرکت سازنده بازي‌هاي رايانه‌اي حدود يک ماه پيش اقدام به ساخت يک بازي سه بعدي با نام " سقوط احمدي‌نژاد" کرده بود.

تخفيف ويژه انتخابات!
درحالي که برخي کارشناسان، ساخت چنين بازي‌هايي با موضوع تخريب رييس‌جمهور ايران را نشان از برنامه‌ريزي‌هاي قبلي آمريکا براي جنگ رواني عليه دولت ايران مي‌دانند، تخفيف 50 درصدي فروش اين بازي که در وب‌سايت رسمي شرکت سازنده بازي «سقوط احمدي‌نژاد» با عنوان «تخفيف ويژه انتخابات!» ارايه شده است، نشان‌دهنده حمايت‌هاي مالي مستقيم دولت آمريکا براي پخش اين بازي در جهان به هر نحو ممکن است.

در عين حال، سابقه شرکت سازنده اين بازي در تهيه و توزيع بازي‌هاي همسان با سياست‌هاي خارجي آمريکا نيز موضوع قابل توجهي ديگري است و اهميت آن هنگامي بيشتر مي‌شود که بدانيم اين شرکت با ساخت يک بازي با موضوع " القاعده" در حمايت از حمله آمريکا به افغانستان و عراق، توانسته بود آن را به طوري وسيعي از طريق اينترنت منتشر کند؛ به طوري که بنابر ادعاي اين شرکت، بازي القاعده بيش از دو ميليون بار از طريق شبکه اينترنت دريافت شده است.

ساخت يک بازي در رابطه با صدام نيز از جمله اولين تجربه‌هاي سياسي پتريلا اينترتيمنت است که در راستاي موجه جلوه دادن حمله آمريکا به عراق ساخته شده بود.

اما اين بار شرکت سازنده بازی در زماني که تنها کمتر از يک ماه به برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري ايران مانده بود، با ساخت سومين بازي سياسي و هدف‌دار خود با نام «سقوط احمدي‌نژاد»، به صورت فوري آن را با قيمت بسيار پايين 9.95 دلار براي دريافت از طريق اينترنت در وب‌سايت خود قرار داد.

با وجود قيمت پايين اين بازي در مقايسه با ديگر بازي‌هاي رايانه‌اي، با ورود به زمان انتخابات ايران، پتريلا اينترتيمنت «تخفيف ويژه انتخابات» هم ارايه داد و قيمت بازي سياسي خود را به 5 دلار که تقريباً مساوي با ارائه مجاني اين بازي است، کاهش داد.

پيش‌بيني اغتشاشات خياباني يک ماه پيش از انتخابات!
در عين حال، به گزارش پايگاه خبري ياهو، داستان اين بازي در مرکز ايران رخ خواهد داد و شامل نبرد بازي کننده با نيروهاي بسيجي و سپاه است.

نکته حائز اهميت در بازي، بروز اغتشاشات خياباني در تهران يک ماه پيش از برگزاري انتخابات در ايران است. کاراکتر اين بازي، با حضور در خيابان‌هاي تهران، نيروهاي بسيجي و سپاهي را به قتل مي‌رساند تا از سوي ايالات متحده به عنوان نماد آزادي و آزاديخواهي مدال افتخار دريافت کند.

بررسي تبليغات گسترده و بي‌سابقه براي چنين بازي‌اي از طريق شبکه‌هاي اجتماعي اينترنتي از جمله ... که اغلب در ميان اعضاي ايراني اين شبکه‌ها صورت مي‌گيرد، نشان مي‌دهد که کاخ سفيد حمايت چندجانبه و ويژه‌اي براي پخش اين بازي و با هدف دامن زدن به تظاهرات و اغتشاشات خياباني در تهران انجام داده است.


منبع : سایت وعده صادق
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 11:17  توسط احسان  | 
شبکه ایران: در پی وقوع حوادث انتخاباتی در ایران، دستگاه‌های امنیتی عربستان با پرداخت‌ رشوه به مطبوعات جهان عرب درصدد شیعه زدایی و تاکید بر ناکارآمدی نظام اسلامی شیعه برپایه تفکر ولایت فقیه هستند.

دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی عربستان سعودی با هدف تحریک افکار عمومی جهان عرب و جهان اسلام علیه جمهوری اسلامی ایران، با پرداخت رشوه به روزنامه‌نگاران عرب، آن‌ها را به مقاله‌نویسی علیه جمهوری اسلامی ایران تحریک می‌کنند.

این اقدامات که پس از اغتشاشات اخیر در تهران دامنه وسیع‌تری پیدا کرده، با به کارگیری رسانه‌های عمومی تحت سلطه رژیم سعودی ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است.

دستگاه‌های امنیتی عربستان سعودی با پرداخت مبالغ هنگفتی به مطبوعات جهان عرب و همچنین برخی کشورهای اسلامی، درصدد شیعه زدایی و همچنین نشان دادن عدم کارایی نظام اسلامی شیعه و برپایی تفکر ولایت فقیه هستند.

در این راه مطبوعات مصر، اردن و نشریات عربی منتشر شده در انگلستان و آمریکا در اولویت قرار گرفته‌اند و در طول دو هفته اخیر ابعاد این قضیه گسترش بیشتری یافته است.

همچنین، روزنامه‌های عربستان سعودی نیز همگام با رسانه‌های عربی سعی در مشوش جلوه دادن اوضاع ایران تحت کنترل نظام اسلامی هستند.

به گزارش منابع خبری در امارات، مجموعه دستگاه‌های امنیتی چند کشور عربی نیز با استقبال از این اقدامات، به این طرح جنگ روانی عربستان سعودی در منطقه پیوسته‌اند و از شورش‌های اخیر با عنوان "عاصفه" به معنی "طوفان" در ایران نام می‌برند و خبرسازی‌های جعلی را به این اقدامات خود اضافه می‌کنند.

پس از سخنان مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز جمعه تهران، اقدامات رسانه‌های عرب به وسیله‌ای برای حمله به ولایت فقیه معطوف شده است و سعی در تلقین جو ضد ایرانی و ضد شیعی توسط این رسانه‌ها انجام می‌پذیرد.
شبکه خبری العربیه در این راستا، بخش اصلی و ابتدایی خبری خود را علی‌رغم استقرار آرامش در کشور به جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی ایران و «وضعیت مشوش» در کشورمان اختصاص داده است.

گفتنی است برخی از شخصیت‌های عرب‌زبان در ایران که در آشوب‌های چند سال پیش خوزستان نیز رد پای آن‌ها دیده می‌شد، مورد مشورت این رسانه‌ها قرار می‌گیرند.

درحالی که تحولات لبنان و فلسطین در سه هفته اخیر بسیار مهم بوده، این رسانه‌ها با عبور سطحی از این تحولات، به ادامه جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه می‌دهند و همچنان سعی در گسترش آن با ابعاد تفکر ضد شیعی دارند.

در همین حال، تشابه اطلاع‌رسانی شبکه خبری العربیه و بخش عربی رادیو تلویزیون بی‌.بی‌.سی بسیار قابل توجه است.

اقدام برخی از سفارت‌خانه‌های عربی در تهران، در کمک به جمع‌آوری اطلاعات برای هجمه به جمهوری اسلامی ایران نیز نکته قابل توجه این عملیات روانی است.

منبع : سایت موعود

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 11:5  توسط احسان  | 
 


اي قـــلـــم از قدرتـــي غالـــب بگو              از علـــي بــن ابــي طــالــــب بــگــــو

از علـــي مرد سياســت، مرد دين              از علــي تـنـهـاتــريــن مــــــرد زمــيـن

شكـــرلله شيعــه اي نامي شديـم              اهــل جـمـهـوري اســلامــي شـديـم

از خمينــي درس عشق آموختيـم              در تنـور جـبـهـه و جــنـگ سـوخـتـيـم

بيعتــــي كرديــــم با سيـــــد علـي              راه حق در قـول و فـعـلـش منــجـلـي

بيعت ما دوستان عين ولاســـــــت              زاده زهـــرا، عـــلــي، روح خـــداسـت

عده اي از همرهان جاهـــل شدند              در حمايت از علـــــي كـاهـل شـدنــد

خاك شهــر كــوفـه بــر سرهايتـــان              پــس چــه شـد ايـمـان و بـاورهـايتان

پــشــت بـر مـولا و زهرا كرده ايـــد؟              هيچ شرم از اين شهيدان كرده ايــد؟

حرفي از اعمــاق ايمــــان مي زنم              بـا لــب و حــلــق شــهيدان مي زنم

تا چـــه بــايــد كـــرد را حاصــل كنم              فــتــنــه اهــريـمــنــان بـاطــل كنــــم

ملـــت ايــران فـــراز و شـيـب ديــــد              از قلم بيش از تـفـنـگ آســيـب ديــد

سامـري ها با قلـم بـت ساخـتـنــد              فـتـنـه در دامــان ديــن انــداخــتــنــد

مكــــر داخـــل، كفــر خارج را ببيــن              رونـــــق كــــار خـــــــوارج را بــبــيــن

ديـــن فروشـــــان قلـعـه و بارو زدند              يـــك بـــه يـــك پشــت قـلم اردو زدند

با اساس ديــن تسامـــح مي كنند              پاي ارزشهـا تـسـاهــل مـــي كـنـنـد

داســــتـــان دوم خــرداد چيـسـت؟              مبــدأيــي جــز نيمه ي خرداد نيست

تا كــــه گــردد فـتـنـه و آشـوب كــم              جـبـهـه اي ها بـاز بـا هم، هم قسم

چــــاره اي مــا را نـبـاشــد جـز وفـا              جــنــگ مـرصــاد اسـت پـايـان نـفـاق

نـايــب مـهـدي ولــي داريـم و بـس              شـيـعـيـان سـيـد عـلي داريم و بـس


یادمان باشد که ما خون داده ایم
یک بیابان مرد مجنون داده ایم
یادمان باشد پیام آفتاب
دست نااهلان نیفتد انقلاب



+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 12:30  توسط احسان  | 
 

ای خداوندان ملک عافیت
والیان مسند اشرافیت
من یقین دارم مسلمان نیستید
چون ولی را تحت فرمان نیستید
من در این آشفته بازار شما
پرده بر میدارم از کار شما
گر شمایان نیستید اهل نفاق
مرگ خواهید از خدا بالاتفاق


این نماز و روزه و حج و زکات
بی ولایت چیست غیر از منکرات
جز ولایت وادی ایمن کجاست
ایمنی از شر اهریمن کجاست
بر ولای مرتضی مومن شوید
کز عذاب قهر حق ایمن شوید
گفت احمد با علی بیعت کنید
یا که در دین خدا بدعت کنید
بر ولای مرتضی کافر شدید؟
یا که از مولا مسلمان تر شدید؟
از چه رو چون کوفیان بی ولی
خرده میگیرید بر کار علی
با علی در بدر بودن شرط نیست
ای برادر نهروان در پیش روست
یا علی امشب تنور آماده کن
امتت را امتحانی ساده کن
تا شود معلوم خاص الخاص کیست
در دل دریای خون غواص کیست


پس از این در تب هنگامه ز پا ننشینم
در تب معرکه سرگرم دعا ننشینم
نکند مکر بنی صاعده تکرار شود
که علی در قفس خانه گرفتار شود
منشین باده به کام دگران خواهد شد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد


موریانه ها چه موزیانه می جوند
ریشه های چارچوب انقلاب را!


شاعر : مرحوم آقاسی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 14:49  توسط احسان  | 
مدیر موسسه موعود تمسک به قرآن و اهل بیت(ع) و تبعیت از ولایت فقیه را تنها راه نجات از فتنه‌های پیش از ظهور دانست.

به گزارش خبرگزاری شبستان، اسماعیل شفیعی سروستانی، مدیر موسسه موعود در سی و پنجمین نشست ماهانه مهدوی با عنوان "این است آخرالزمان" به بررسی علایم حتمی و غیر حتمی ظهور پرداخت و گفت: یکی از نشانه‌های نزدیک شدن به زمان ظهور بروز فتنه‌های متعدد فکری نظری، فرهنگ و اخلاق و تمدن مادی در اجتماع بشری است.

وی با اشاره به گستردگی فتنه ها در آستانه ظهور اظهار کرد: براساس احادیث ارایه شده از سوی نبی مکرم اسلام(ص) و اهل بیت(ع) وقوع فتنه‌ها در آستانه ظهور به حدی گسترده و پیچیده است که هر گاه در نقطه‌ای فتنه‌ای خاموش شود، در نقطه دیگری فتنه جدیدی ایجاد می شود به گونه‌ای که بسیاری از افراد جامعه در شناسایی حقیقت عاجز می‌مانند.

مدیر مسئول نشریه موعود به تشریح معنای فتنه پرداخت و بیان کرد: فتنه به معنای امتحان، شورش و رنج و محنت است و در احادیث از فتنه‌ها به عنوان حوادثی یاد شده که طبق پیشگویی‌های پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) موجب کشته شدن بسیاری از شیعیان و مسلمانان می‌شود.

وی بر لزوم هوشیاری جامعه شیعی نسبت به بروز فتنه‌ها تاکید کرد و اذعان داشت: طبق توصیه ائمه معصومین(ع) مسلمانان باید از نزدیک شدن به فتنه ها پرهیز کنند و با تمسک به قرآن و توجه به توصیه‌های اهل بیت(ع) خود را نسبت به آفات فتنه در امان بدارند و با رجوع به احادیث مهدوی در می‌یابیم این توصیه‌ها تا جایی است که شیعیان به این امر توصیه می‌شوند که برای دوری از هلاکت حتمی، حتی از خانه خود خارج نشوند.

شفیعی سروستانی افزود: کارشناسان بر این باورند هزینه‌ای که قدرت‌های استکباری برای جنگ‌افروزی از حساب جامعه بشری بر می‌دارند به قدری نجومی است که اگر تنها 18 روز صرف این هزینه‌ها متوقف بشود، حتی یک انسان گرسنه در کره زمین نخواهد بود.

وی ولایت‌پذیری را تنها راه نجات جامعه شیعی از فتنه های آخرالزمان دانست و خاطر نشان کرد: تبعیت از ولایت فقیه و تمسک به قرآن و اهل بیت(ع) راه نجات بشر از فتنه‌های امروز و آینده است
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 18:9  توسط احسان  | 
حضرت امام صادق (ع) : « ... خداوند به حضرت ابراهيم(عج) فرمود كه ساره ، همسرش ،  به زودي فرزند مي آورد و اولادش  ( بني اسرائيل ) چهار صد سال گرفتار خواهند شد. وقتي عذاب بر بني اسرائيل  به طول انجاميد، چهل روز  به درگاه الهي رو آورده،  به گريه و زاري پرداختند در نتيجه خداوند به حضرت موسي و هارون وحي فرستاد كه آنها را از شرّ فرعون نجات دهند و از صد و هفتاد سالي كه باقي مانده بود ، صرف نظر گرديد.  شما نيز اگر چنين كنيد، خداوند فرج ما را مي رساند وگرنه وقتي كار به نهايت خويش برسد فرج خواهد رسيد. » (مستدرك الوسايل ج 5 ص 239 ، بحار الانوار ج 52 ص 131 )
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 14:46  توسط احسان  | 

خبرگزاري فارس: وزارت كشور به ابهامات موسوي كه درنامه به شوراي نگهبان مطرح و در برخي از رسانه ها منتشر شد به طور مشروح پاسخ داد. ( برای مشاهده مشروح خبر اینجا را کلیک کنید)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 12:32  توسط احسان  | 
بسم الله الرحمن الرحيم

 
مردي از قم (روح الله)
 






در بين روايات اسلامي، به رواياتي بر مي خوريم که شرايط و وقايع عصرالظهور را توصيف کرده اند. يکي از اين وقايع، قيام مردي از قم مي باشد که در عصر ظهور، مردم را به حق دعوت مي کند و با حمايت آنان و با استعانت از پروردگار متعال، نهضت عظيمي را برپا مي دارد که هيچ دشمني ياراي نابودي آن را ندارد.(1)

در اين باره از امام موسي کاظم (ع) نقل شده است که فرمود:

« مردي از قم (از اهالي قم؟)، مردم را به حق دعوت کند، افرادي پيرامون او گرد آيند که قلب هايشان همچون پاره هاي آهن استوار است. بادهاي تند حوادث آنان را نلغزاند، از جنگ خسته نشده و نترسند، اعتمادشان بر خدا است و سرانجام کار از آن پرهيزکاران است. »(2)

همان گونه که ملاحظه فرموديد، امام موسي کاظم (ع)  خبر  از قيام  مردي  از  قم مي دهند که مردم را به حق دعوت مي نمايد و افرادي که پيرامون اين  شخص  جمع مي شوند، قلب هايشان بسيار استوار و محکم همچون پاره هاي آهن است؛ به نحوي که در مقابل ناملايمات و سختي ها از قيام خسته نمي شوند و نمي ترسند و بنا بر فرمايش اين روايت، اعتماد اين انسان هاي شريف به خداوند سبب مي شود تا قيام آنان به سرانجام نيک ختم شود و به پيروزي رسند.

به گواهي تاريخ، اين مرد شريف اهل قم، امام خميني (ره) است و هيچ کسي جز ايشان سزاوار اين توصيف نمي باشد؛  چرا که  ايشان  که  سالها  در  قم  به تحصيل و تدريس مي پرداختند، بعد از ملاحظه ي خيانتهاي بزرگ محمدرضا شاه ملعون، مردم را به حق و حقيقت دعوت کردند و آنان را به مقابله با ظلم يزيد زمان فرا خواندند.

سرآغاز اين قيام بزرگ، سال 1342 بود که در طي آن حضرت امام خميني (ره) حملات شديداللحني را عليه محمدرضا شاه ايراد کردند  که  اين  امر  به  دستگيري  امام خميني (ره) در 15 خرداد ماه سال 1342 انجاميد که اين مسئله خود زمينه ساز قيام خونين 15 خرداد 1342 گشت.(3)

مردم مسلمان ايران که از ظلم وستم شاهان رنج ها کشيده بودند، دعوت امام خميني (ره) را به حق لبيک گفتند و اولين قيام اسلامي و مردمي را در تاريخ ايران برپا نمودند.

قيام 15 خرداد سال 1342 اگرچه به خاک وخون کشيده شد و در ظاهر به نتيجه نرسيد، اما اين قيام 15 سال بعد به ثمر نشست و حکومت جمهوري اسلامي ايران را براي جهانيان به ارمغان آورد؛(4) حکومتي که مطابق روايات، يکي از زمينه سازان مهم حضرت مهدي (عج) خواهد بود. (ان شاء الله)

نکته ي مهمي که در روايت مذکور به چشم مي خورد، اين است که ياران اين مرد شريف، قلب هايشان محکم و استوار است و از حوادث سخت زمانه نمي هراسند و خسته نمي شوند؛ اعتماد اين ياران بر خداست و سرانجام پيروز خواهند شد.

عجيب اينکه اين توضيحات، کاملاً با ويژگي هاي ياران امام خميني (ره) مطابقت دارد. چراکه آنان نيز همانند پاره هاي آهن استوار بودند و حتي از کشته شدن  و  شهادت نمي ترسيدند به همين دليل با شجاعت تمام 15 سال در مقابل رژيم ستمشاهي ايستادگي کردند.

مطابق روايت ذکر شده، سرانجام قيام ياران مردي از قم، پيروزي در نهضت مي باشد؛ شگفت اينکه ياران امام خميني (ره) نيز تحت رهبري ايشان توانستند نهضت خود را به پيروزي رسانند و حکومت جمهوري اسلامي ايران را پايه گذاري نمايند.


سوال: امام خميني (ره) در خمين متولد شدند.(5) پس با اين حال چگونه مي توان روايت مردي از قم را به ايشان منسوب کرد؟

اين سوالي است که ممکن است به ذهن تعداد زيادي از مخاطبان عزيز خطور کند، اما در پاسخ بايد گفت اهالي يک شهر لزوماً در همان شهر متولد نمي شوند؛ بلکه ممکن است افرادي تولدشان و سالهاي ابتدايي زندگيشان دريک شهر سپري شود، اما قسمت اعظم زندگي خود را در شهر ديگري بگذرانند.

براي مثال بسياري از کساني که اهل تهران هستند و همه آنها را به عنوان اهالي تهران مي شناسند، لزوماً در تهران زاده نشده اند؛ چه بسا بسياري از آنان در شيراز، مشهد، نطنز، بيرجند و ... به دنيا آمده باشند، اما در سالهاي ابتدايي عمرشان به تهران مهاجرت کرده و  مدتها در آنجا ساکن باشند؛ بديهي است که چنين افرادي نيز به عنوان اهالي تهران ناميده مي شوند.

به همين دليل است که شبکه ي تلويزيوني تهران، مخاطبان خود را به عنوان تهراني ها يا اهالي تهران مي شناسد، چرا که عمده ي اين مخاطبان بخش اعظمي از عمر خود را در تهران ساکن بوده و بالطبع جزء اهالي آن محسوب مي شوند؛ در حالي که اگر منظور از اهالي تهران فقط کساني باشند که در تهران متولد شده اند، چنين  امري  اتفاق نمي افتاد.
 

سوال ديگري که ممکن است در ذهن خوانندگان عزيز شکل بگيرد اين است که از کجا معلوم مردي از قم، همان امام خميني (ره) باشد و شخص ديگري به جاي ايشان منظور نبوده باشد؟

در پاسخ به اين سوال بايد گفت که گر چه نمي توان پاسخ اين سوال را به صورت قطعي و صد در صد داد، اما بايد ذکر کرد که تا به حال در تاريخ ديده نشده است که شخص بزرگ و روحاني همچون امام خميني (ره) دست به قيام از اين شهر بزند و ياراني چنان با صلابت و مستحکم تربيت نمايد که در مقابل حوادث سخت زمانه ايستادگي نمايند و سرانجام نيز به لطف پروردگار، قيامشان را به پيروزي رسانند. به راستي در تاريخ به چنين شخصي برنمي خوريم که توانسته باشد از شهر قم چنين قيامي را راه انداخته باشد؛ بعد از اين نيز چنين انتظاري نمي رود. زيرا اکنون که حکومت جمهوري اسلامي ايران به عنوان حکومت زمينه ساز ظهور تشکيل شده است، ديگر زمينه ي چنين قيامي از شهر قم وجود ندارد. چرا که حکومت اسلامي ايران، حکومتي نيست که روحانيون و مراجع عظام با آن مخالف باشند.

اما  رواياتي  که  پيرامون  امام خميني (ره)  بيان  شده اند،  محدود  به  روايت  فوق نمي باشند. روايات شگفت انگيزي پيرامون حضرت امام خميني (ره) در بين روايات اسلامي اعم از شيعه و سني به چشم مي خورد که در اين روايات حتي به نام ايشان (روح الله) اشاره شده است. به اولين روايت که از کتاب شيعي بحارالانوار اقتباس شده است توجه فرماييد:(6)

« عن احمد بن سالم، عن محمد بن يحيي بن ضريس، عن محمد بن جعفر، عن نصر بن مزاحم و ابن ابي حماد، عن ابي داود عن عبدالله بن شريک، عن ابي جعفر عليه السلام قال: اقبل ابوبکر و عمر و الزبير و عبدالرحمن بن عوف، جلسوا بفناء رسول الله صلي الله عليه، و آله فخرج اليهم النبي صلي الله عليه و آله: فجلس اليهم، فانقطع شسعه، فرمي بنعله الي علي بن ابي طالب عليه السلام ثم قال: ان عن يمين الله عروجل، او عن يمين العرش، قوماً منا علي منابر من نور، وجوههم من نور، و ثيابهم من نور، تغش وجوههم ابصار الناظرين دونهم، قال ابوبکر: من هم يا رسول الله؟ فسکت، فقال الزبير: من هم يا رسول الله؟ فسکت،   فقال عبدالرحمن: من هم يا رسول الله؟ فسکت،  فقال علي عليه السلام: من هم يا رسول الله؟ فقال: هم قوم تحابوا بروح الله علي غير انساب و لا اموال، اولئک شيعتک و انت امامهم يا علي. »(7)

ترجمه: « از احمد بن سالم، از محمد بن يحيي بن ضريس، از محمد بن جعفر، از نصر بن مزاحم و ابن ابي حماد، از ابي داود از عبدالله بن شريک از ابي جعفر عليه السلام که فرمود: ابوبکر و عمر و زبير و عبدالرحمن بن عوف به درگاه رسول الله (ص) نزديک شدند و نشستند، پس پيامبر(ص) بر آنها وارد شد، کنارشان نشست، دمپايي اش گسيخته شد و با دمپايي اش اشاره وار به حضرت علي بن ابي طالب (ع) زد، سپس فرمود: همانا از سمت راست خداوند عزوجل – يا از سمت راست عرش – قومي از ما برخاستند که بر منابري از نورند، صورت هايشان نوراني است و لباسهايشان نوراني است، صورت هايشان بر چشم ناظرين ديگر پرده مي اندازد. ابوبکر گفت: اي پيامبر، خدا آنها کيستند؟ پس ايشان سکوت کردند. زبير گفت : اي پيامبر خدا، آنها کيستند؟ پس ايشان سکوت کردند. عبدالرحمن بن عوف گفت: اي پيامبرخدا، آنها کيستند؟ پس ايشان سکوت کردند. سپس حضرت علي (ع) فرمودند: اي پيامبر خدا، آنها چه کساني هستند؟ پس ايشان فرمودند: آنها قومي هستند که به واسطه ي روح الله به يکديگر محبت مي ورزند (دلهايشان به هم نزديک مي شود)، درحالي که هيچ نسب يا اموال مشترکي ندارند؛ آنها شيعه ي تو هستند و تو امامشان هستي اي علي. »





همان گونه که در حديث فوق ملاحظه فرموديد، پيامبر (ص) به حضرت علي (ع) بشارت دادند که گروهي از شيعيان ايشان به واسطه ي روح الله  دلهايشان  به هم  نزديک مي شود و متحد مي گردند،  در حالي  که  دليل  اتحاد  آنها  اموال و نسب  مشترک نمي باشد. افراد اين قوم از چنان منزلتي برخوردارند که چهره ي نوراني آنها چهره هاي ساير مردم و حتي مسلمانان ديگر را نيز تحت الشعاع قرار مي دهد.


اما منظور از روح الله و منظور از اين قوم چيست؟

با توجه در روايت مذکور و نيز وقايع تاريخي، به سهولت مي توان دريافت  که  منظور  از روح الله حضرت امام خميني (ره) و منظور از قوم مذکور، شيعيان ايران و ساير شيفتگان امام خميني (ره) مي باشند، چرا که نام حضرت امام خميني (ره) روح الله بوده است.

براي آشنائي با اين مسئله به تصوير زير که از شناسنامه ي امام خميني (ره) اقتباس شده است توجه فرماييد:(8)

 



اما ممکن است اين سوال و شبهه در ذهن بعضي از خوانندگان محترم پديد آيد که ممکن است منظور از روح الله، حضرت عيسي (ع) و يا روح خداوندي که خداوند متعال در همه ي بندگانش دميده است باشد، نه امام خميني.

در پاسخ بايد گفت که سخنان مذکور صحيح نمي باشد؛ زيرا در دل روايت مذکور، شواهدي وجود دارد که نشان مي دهد  که  منظور  از  کلمه ي  روح الله،  حضرت عيسي (ع) يا روح خداوندي نيست.

درباره حضرت عيسي (ع) بايد گفت که ايشان در زمان ظهور حضرت مهدي (عج) به ميان انسانها باز خواهند گشت و هنگامي که ايشان بازگردند نيز حضرت مهدي (عج) به عنوان بزرگترين راهنماي بشريت در دسترس خواهند بود.(9) بنابراين چگونه مي توان پذيرفت که در هنگام ظهور حضرت عيسي (ع) و ظهور حضرت مهدي (عج)، گروهي از شيعيان به جاي تأسي به حضرت مهدي (عج) صرفاً به حضرت عيسي (ع) تأسي نمايند و در ضمن اين شيعيان نسبت به بقيه ي شيعيان و ساير مسلمانان داراي مقامي ممتاز باشند؛ از سوي ديگر اگر قصد روايت مذکور از کلمه ي روح الله، حضرت عيسي (ع) بود، اين مطلب مي توانست به شکل واضح تري بيان شود و مستقيماً عبارت عيسي (ع) بيان شود.

در روايت ذکر شده قطعاً منظور از روح الله، روح خداوندي که حضرت حق در وجود همه ي بندگانش قرار داده نيز نمي باشد، چرا که اين روح الهي مختص شيعيان نيست، بلکه در وجود همه ي انسانها اعم از کافر و مومن وجود دارد.(10) بنابراين نمي توان آنرا مختص شيعيان (آنهم گروهي از شيعيان ) دانست، که صرفاً اين گروه به کمک آن توانسته باشند به اتحادي قوي و ممتاز دست يافته باشند.

شواهد مهمي که در روايت مذکور وجود دارد و نشان مي دهد که منظور از روح الله، امام خميني (ره) است، اين است که روايت مذکور بيان مي دارد که قومي از شيعيان و يا مسلمانان به واسطه ي تمسک به روح الله به مقام ممتازي دسته  مي يابند،  نه مسلمانان (قوماً منا علي منابر من نور). از اين مسئله مي توان  نتيجه  گرفت  که مسئله ي تمسک به روح الله در گروهي از شيعيان اتفاق مي افتد و آنها را حتي در بين پيروان رسول الله (ص) ممتاز مي نمايد.

از سوي ديگر مي دانيم که کلمه ي قوم به معناي مردم يک سرزمين مي باشد، وگرنه روايت مذکور از کلمه امت استفاده مي نمود. مطابق توضيحات ذکر شده در مي يابيم که روايت ذکر شده قوم يا مردم سرزميني از سرزمينهاي شيعيان را معرفي مي نمايد که به روح الله تمسک مي جويند و به واسطه ي او دلهايشان به يکديگر نزديک مي گردد و از مرتبه اي بلند نزد خداي متعال بهره مند مي گردند.

با توجه به توضيحات  ذکر  شده،  درمي يابيم  که  شيعياني  که  به  حضرت  امام خميني (ره) تمسک جستند و بدون توجه به روابط خويشاوندي و منافع مادي با يکديگر متحد گشتند حکومت اسلامي را در ايران بر پا داشتند، قومي هستند که پيامبر آنها را تحسين مي نمايند و چهره هاي آنان را نوراني معرفي مي کنند.

اين شيعيان و عاشقان روح الله در بين شيعيان و ساير مسلمانان مقامي ارجمند و بلند مرتبه دارند. به نحوي که پيامبر (ص) آنها را از بقيه ي پيروان خود متمايز مي نمايند (قوما منا علي منابرمن نور) . اي کاش ما شيعيان ايران قدر اين موهبت را بدانيم و به سهولت آن را از دست ندهيم.

لازم به ذکر است که روايات ديگري نيز در بين روايات اهل سنت وجود دارند که درهمه ي آنها به کلمه ي روح الله اشاره شده است. البته جزئيات روايت اهل سنت کمي با روايت شيعيان تفاوت دارد، اما مضمون اصلي يکي است. روايات اهل سنت را  که  درباره ي روح الله بيان شده اند در زير ملاحظه مي فرماييد:(11)

 



همانگونه که ملاحظه فرموديد حضرت امام خميني (ره) يکي از زمينه سازان ظهور حضرت مهدي (عج) بودند که با قيام الهي خود حکومت جمهوري اسلامي ايران را بنيان نهادند و اين حکومت را زمينه ساز ظهور حضرت مهدي (عج) قرار دادند. گرچه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، حکومت جمهوري اسلامي با فراز و نشيب هايي همراه بوده است و احياناً مشکلات و کاستي هايي در برخي از جزييات آن به وجود آمده است، اما نهال نورس اين انقلاب با گذشت زمان و با درايت امام خميني (ره) و جانشين بر حق ايشان حضرت آيت الله العظمي خامنه اي رهبر معظم انقلاب تبديل به درختي تنومند گشته است.

ان شاء الله به ياري خدا و با تلاش تمامي شيعيان جهان و ساير مسلمانان آزاده، اين انقلاب مي رود تا زمينه هاي ظهور حضرت مهدي (عج) را بيش از پيش فراهم نمايد و گام هاي موثري در اين زمينه بردارد.

در پايان اين مقاله باز هم خاطرنشان مي شويم که ما از هيچ اشتباهي مبري نيستيم و ممکن است برخي از تحليل هاي ارايه شد، نقايصي  داشته  باشند؛  بنابراين  اگر انطباق ها و تحليل هاي ذکر شده صحيح نباشند، اين کوتاهي از جانب ما مي باشد نه روايات؛ هرچند ما تلاش کرده ايم تا از منابع و مآخذ معتبر براي تحليل هاي خود استفاده نماييم و بدين ترتيب ميزان اشتباهات را به حداقل برسانيم.

جا دارد که در  انتهاي  مقاله،  تشکر ويژه اي  از  برادران لبناني  نماييم  که  در  سايت  « ملتقي الجنوب المقاوم » و در مقاله اي با عنوان « فاتح عصر الممهدين » به معرفي امام خميني (ره) پرداختند و به صورتي کاملاً مستند اين امر را پيگيري کردند. بخشي از روايات مورد استفاده در مقاله ي ما، با راهنمايي مقاله ي مذکور تهيه و فراهم شده است.(12)



در پايان از خداوند متعال خواستاريم تا به مسلمين ايمان، درايت و قلبي پولادين عطا نمايد و چشم ايشان را به جمال منجي عالم بشريت (عج) روشن نمايد.


به اميد ظهور منجي موعود حضرت مهدي صاحب الزمان (عج).

 

 کاري از: خادم الامام (عج)-وعده صادق
 با ياري: خادمة الزهراء (س)




منابع و مآخذ

 

1 – کتاب عصر ظهور، تأليف علي کوراني عاملي، ترجمه ي مهدي حقي، ناشر: شرکت چاپ و نشر امور بين الملل وابسته به انتشارات امير کبير، چاپ چهارم، 1385، صفحه ي 222 و 223.

2 – کتاب عصر ظهور، تأليف علي کوراني عاملي، ترجمه ي مهدي حقي، ناشر: شرکت چاپ و نشر امور بين الملل وابسته به انتشارات امير کبير، چاپ چهارم، 1385، صفحه ي 222.

3 –

http://www.irdc.ir/article.asp?id=1025

 و

http://www.irdc.ir/article.asp?id=1003

 4 –

http://www.irdc.ir/article.asp?id=466

 و

http://www.ido.ir/a.aspx?a=1385030702

5 –

http://www.aviny.com/imamkhomeini/zendeginameh/z_mobarezeh.aspx

 و

http://www.hawzah.net/Hawzah/Subjects/Subjects.aspx?id=8212&

 
6 – بحار الأنوار، ج 65، ص 139؛
 
 و

http://www.al-shia.org/html/ara/books/?mod=hadith&start=70&end=80

 و

http://www.bintjbeil.org/forum/showthread.php?t=57356&page=2
 

7 – بحار الأنوار، ج 65، ص 139؛

 و

http://www.al-shia.org/html/ara/books/?mod=hadith&start=70&end=80

 و

http://www.bintjbeil.org/forum/showthread.php?t=57356&page=2

8 –

http://www.bintjbeil.org/forum/showthread.php?t=57356&page=2

9 –

http://mouood.org/content/view/2852/3/

 و

http://www.articles.ir/article2447.aspx

10 –

http://www.hawzah.net/hawzah/Magazines/MagArt.aspx?id=48216

 و

http://www.bfnews.ir/vdchinkjldiljknlnglggfmhjfdgpfhklhlolnekonglicaphfgcabjbobiboofnonebmnhnooedohbhcnlpekolgbjhbibaanigibeim.html

 و

http://www.bashgah.net/pages-11081.html

 11 –

http://www.bintjbeil.org/forum/showthread.php?t=57356&page=2

12 –

http://www.bintjbeil.org/forum/showthread.php?t=57356&page=2

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 12:20  توسط احسان  | 
اخبار رسيده از استان صعده‏ی يمن، حکایت از بروز درگيري‏هاي جديد بين شيعيان زيدي و نيروهاي ارتش این کشور دارد.

از چند روز پيش درگيري‏هاي جديدي بين شيعيان صعده (ياران حوثي) و ارتش يمن آغاز شده است.

منابع مطلع از کشته شدن تعدادي از نيروهاي ارتش و نيز شهادت افرادی از مجاهدان صعده خبر می‏دهند. اگرچه برخی اخبار حاکی از آن است که  12 نفر از نیروهای ارتش کشته و 11 نفر نیز اسیر شده‏اند اما به دليل امنيتي بودن منطقه، اخبار دقيقي از تعداد کشته‏شدگان در دست نيست. اما گفته مي‏شود تعداد افراد حوثي که به شهادت رسیده‏اند زياد است.

در همين حال، خبرگزاري فرانسه به نقل از يکي از افراد نزديک به زيديان يمن، خبر از زنده بودن 6 گروگان خارجي داد که در دست اين افراد هستند . اين گروگان‏ها شامل پنج آلماني و يک انگليسي مي‏باشند.
شايان ذکر است درگيري بين شيعيان زيدي يمن و دولت اين کشور، بيش از پنچ سال است که با فراز و نشيب ادامه دارد.
زيديان مجاهد يمن که پايگاه آنها در استان کوهستاني "صعدة" است، پس از شهادت «سيد حسين الحوثي» به "ياران حوثي" يا "حوثي‏ها" نيز معروف هست
منبع : سایت خبری صدای شیعه
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 12:10  توسط احسان  | 
 
خبرگزاري فارس: محمد جواد لاريجاني گفت: اين انتخابات بسيار پابرجا و با آثار ماندگار است و آنهايي كه ساز بطلان انتخابات را مي‌زنند، خودشان را باطل مي‌كنند چون انتخاباتي با اين عظمت، باطل شدني نيست.



به گزارش خبرگزاري فارس، جواد لاريجاني دبير ستاد حقوق بشر با اشاره به اغتشاشات روزهاي اخير در تهران گفت: از اين حوادث زياد تعجب نكردم چون آثار آن را از قبل مي‌ديدم.

وي با بيان اينكه وقتي يك جواهر ارزشمند در دست انسان باشد، راهزن‌ها تلاش مي‌كنند تا آن را بگيرند، افزود: ملت ما در انتخابات يك دستاورد عظيم پيدا كرد و دولي مثل آمريكا و انگليس و صهيونيست‌ها راهزن آن دستاورد هستند و در حال انتقام گرفتن از ملت ما هستند.

* كساني كه ساز بطلان انتخابات را مي‌زنند، خودشان را باطل مي‌كنند

لاريجاني تصريح كرد: اين انتخابات بسيار پابرجا و با آثار ماندگار است و آنهايي كه ساز بطلان انتخابات را مي‌زنند، خودشان را باطل مي‌كنند چون انتخاباتي با اين عظمت، باطل شدني نيست.
وي ادامه داد: هر كانديدايي مي‌تواند اعتراضاتي داشته باشد، اما بعضي‌ها قبل از خود رأي‌گيري معتقد بودند اين انتخابات در خطر و باطل است؛ از همه اينها گذشته، اگر كسي نه برگزار كننده را قبول داشته باشد، نه ناظر را قبول داشته باشد و نه مقامات بالاتر را قبول داشته باشد، هزار بار هم انتخابات برگزار شود، اگر خودش انتخاب نشود، نتايج را قبول نمي‌كند؛ بنابراين اين از لحاظ داخلي يك مناقشه‌ كور است.
لاريجاني اظهار داشت: اما جهت مهم اين مساله در داخل نيست بلكه اين اهميت دارد كه آمريكا و انگليس و دولي كه دشمن ما هستند، در حال سوق دادن جريان به سمت انقلاب مخملي براي اصلاحات آمريكايي هستند و اين را نبايد فراموش كرد؛ آنها دلشان براي رأي مردم نسوخته؛ تمام دوستان دولت آمريكا در منطقه، ديكتاتور هستند و اصلا آمريكا بزرگترين دشمن دموكراسي در منطقه است و انگليس هم همينطور است.

* اصلاحات آمريكايي چيست؟

وي افزود: مناقشه بر سر صندوق‌ها يك مساله طبيعي است؛ بايد اصلاحات آمريكايي را بشناسيم. اصلاحات آمريكايي 2 پايه خيلي روشن دارد؛ پايه اولي آن اين است كه نظام اسلامي ما از ماهيت اسلامي به سمت يك نظام سكولار سوق داده شود يعني نمادها را داشته باشد اما محتوا نداشته باشد؛ مي‌بينيد كه شال سبز براي كاخ سفيد مهم شده؛ شال سبز نماد اهل بيت است اما با لب مكتب اهل‌بيت كه ولايت است مخالفت مي‌شود و آنها مي‌خواهند اينگونه نظام ما را از محتواي اسلامي خالي كنند.
لاريجاني تصريح كرد: ركن دوم اصلاحات آمريكايي اين است كه در يك نظام كه فقط نمادهايي مثل شال سبز به جاي ولايت دارد، آنها بيايند ديكتاتوري سكولار را با نماد دموكراسي به نمايش بگذارند.
وي ادامه داد: منافع آمريكا و انگليس با دموكراسي تأمين نمي‌شود و ديده‌ايم كه در منطقه در هر انتخاباتي كه به صورت دموكراتيك برگزار شده اما به نفع آنها نبوده، عليه آن اقدام كرده‌اند؛ اين هم عين همان است؛ اصل قضيه كه نبايد فراموش شود اين است كه بدانيم دشمن مي‌خواهد با ما چه بكند.
لاريجاني گفت: دستاورد ملت ما در اين انتخابات بسيار عظيم و تجربه جمهوري اسلامي به اين عنوان بود كه يك دموكراسي براساس عقلانيت اسلامي امكان‌پذير است؛ اين لرزه بر اندام دشمن انداخته و انتظار ما اين بود دوستاني كه بارها ادعا كردند ولايت فقيه و نظام را قبول دارند و پيرو مكتب اهل بيت هستند، بعد از سخنان مقام معظم رهبري- كه گويي آب گوارايي بود براي ملت ما- در حالي كه مناقشات و تشكيك‌هاي خود را داشتند، به خاطر مقام ولايت و مسئوليت شرعي كه از مكتب اهل‌‌بيت آموخته‌ايم، به نظر ايشان تن مي‌دادند، اما اينگونه نشد و اين علامت آن است كه دشمن در حال پياده كردن پروژه خود است.
وي كه در برنامه ايران88 سخن مي‌گفت، افزود: من البته علم غيب ندارم كه انگيزه افراد را مورد سؤال قرار دهم اما آن چيزي كه امروز از طرف اجانب در كشور ما دنبال مي‌شود، يك انقلاب مخملي براي اصلاحات آمريكايي است كه ملت ما توي دهن اينها مي‌زند و نه تنها انتخابات ابطال نخواهد شد، بلكه اتفاقا ايران بعد از اين انتخابات، ايران بسيار قدرتمند منطقه است و آنوقت آمريكايي‌ها مي‌فهمند با اين ايران جز كنار آمدن، راه ديگري ندارند؛ ايران بعد از اين انتخابات، بدون شك ايران بسيار قدرتمندي است و تعاملش با منطقه تعامل بسيار صريحي خواهد بود و آن وقت مي‌فهمند كه اين انقلاب چه دستاورد عظيمي به دست آورده است.
اين تحليلگر سياسي در تشريح اصلاحات آمريكايي، آن را پروژه‌اي جديد ندانست و اظهار داشت: آنها فكر مي كردند جمهوري اسلامي بعد از 3 دهه يك كشور ضعيف در منطقه خواهد بود اما چشم باز كردند و ديدند جمهوري اسلامي يك سر و گردن از همه كشورهاي منطقه قوي‌تر، سرافراز‌تر و مؤثر‌تر است، گويي از يك كوه بزرگ به تدريج در حال رونمايي شدن است و اين براي آنها بسيار گران آمده است.

* تلخي‌هاي بعد از انتخابات در آينده بركاتي براي كشور خواهد داشت

وي افزود: اين انتخابات چيزي جز تحكيم اين نظام نبوده و نخواهد بود و حتي اين چيزهايي كه امروز برايمان تلخ است براي نظام بركاتي دارد چرا كه مفاسدي كه بنا بود در آينده رخ كند، به اميد خدا امروز ريشه كن مي‌شود و ترديد ندارم كه چشم فتنه توسط فرزندان اين مرز و بوم از جا كنده مي شود و روسياهي براي دول غربي مي‌ماند.
لاريجاني تصريح كرد: آنها برنامه‌ريزي كرده بودند كه به تدريج از اول اين انتخابات، از چند ماه قبل، ترديد‌ها و تشكيك‌ها را دامن زدند؛ يكي مي‌گفت بايد از آراء صيانت كنيم، يكي مي‌گفت در معرض خطر است، در حالي كه هنوز انتخابات برگزار نشده بود.
وي اظهار داشت: انقلاب مخملي تكنيكي است كه در آن آنها نگاه مي‌كنند كه در جامعه اگر جايي زخمي باشد روي آن سرمايه‌گذاري مي‌كنند و درست در هنگام انتخابات اين زخم را باز مي‌كنند؛ تئوري انقلاب مخملي اين است كه انتخاباتي برگزار شود و به اصطلاح، اهل مسابقه جرزني كنند و بعد زخم را باز كنند و دنبال آن را بگيرند؛ البته اين تكنولوژي در بعضي جاها به تبع شرايط و ضعف آن نظام‌هايي كه داشتند، جواب داد؛ در اوكراين اين اتفاق افتاد چون مي‌خواست از يك نظام ماركسيستي بيرون بيايد و دولتش نتوانست مقاومت كند، در گرجستان هم همينطور؛ نه در ايران كه انقلابي 30 سال ريشه‌هاي خود را تكميل كرده و به يك نظام بزرگ تبديل شده است.
اين تحليلگر سياسي ادامه داد: تئوري راه‌اندازي انقلاب مخملي براي اصلاحات آمريكايي در ايران يك تئوري مفتضح و شكست‌خورده بود منتها در حال تحميل هزينه به ملت ما است؛ من خيلي متأسفم كه دوستان ما كه در داخل وارد معركه انتخابات شدند، با اين خبط‌‌‌هايي كه در حال ارتكاب آن هستند، به ملت ما خسارات امنيت ملي مي‌زنند، ملت ما اين خسارت‌‌ها را فراموش نخواهد كرد.
لاريجاني تصريح كرد: ملت ما كه با اين صفا به ميدان آمده، انتظار داشت حتي چند كلمه بالا يا پايين يا حتي اگر مناقشه‌اي اساسي بود، بايد به نحوي حل مي‌شد كه دشمن نتواند به دستاوردهاي بزرگ ما شبيخون بزند؛ اين درست مثل كودتاهاي سابق است و فقط نوعش عوض شده و مقدماتش فرق دارد و با كارهاي ديگر كه همراه با خشونت هم هست، همراه خواهد بود.
دبير ستاد حقوق بشر گفت: تسامحي كه امروز حتي در مقابل آشوب‌ها در نظام ديده مي‌شود، بسيار قابل تقدير است؛ براي دستگاه‌هاي انتظامي و امنيتي نظام كار بزرگي نيست كه اين‌ آشوب‌ها را سريع مهار كنند اما هدف اين است كه با تسامح و با كمترين آسيب‌ها باشد و نبايد دشمن فكر كند كه مي‌تواند در اينجا لانه كند، اگر چنين فكري كرده، بسيار اشتباه است.

* در اين مرحله در حال پرداختن بهاي دستاوردمان هستيم

وي با بيان اينكه ملت ما هم نبايد نگران باشد، اين يك مرحله‌اي است كه بايد بهاي دستاوردمان را بپردازيم و مي‌پردازيم، افزود: ايران بعد از اين انتخابات، ايران بسيار قدرتمندي است و اگر كسي فكر كند چون اوباما و براون به ما بد و بيراه مي‌گويند، پس ما ضعيف شده‌ايم، اشتباه مي‌كند چون اينها 30 سال است كه در حال بد و بيراه گفتن به ما هستند؛ اتفاقا وقتي آنها زياد به ما فحش مي‌دهند، ما بايد توجه كنيم، اين يك ضابطه‌اي بود كه حضرت امام(ره) به ما ياد داد كه بايد توجه كنيم دستاورد خوبي به دست ما آمده است.
لاريجاني با اشاره به نمازجمعه اخير تهران به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامي، گفت: اين نماز جمعه يك حادثه بزرگ بود و خدا را شكر نشان داد كه اين مملكت، مملكت اسلام و اهل‌بيت است و داراي ساختار مدني بسيار قوي است.

* فصل‌الخطاب بودن سخنان رهبري با نفهميدن راه درست از سوي بعضي‌ها، از بين نمي‌رود

وي افزود: مهمتر از تجمع بي‌نظير مردم، بيانات حكيمانه، داهيانه، صبورانه و با سعه صدر مقام معظم رهبري بود؛ سخن ايشان فصل‌الخطاب است چون جامعه را روشن كرد و فصل‌الخطاب بودن با نفهميدن راه درست از سوي بعضي‌ها، از بين نمي‌رود؛ ملت ما راه درست را تشخيص داد و به پيش مي‌برد؛ فصل‌الخطاب بودن به اين معني است كه بعد از سخنان مقام معظم رهبري، خط باطل و حق را راحت‌تر مي‌توان تشخيص داد.

* كسي كه قواعد، ميدان و داور مسابقه را قبول ندارد، چرا وارد مسابقه شد؟

اين تحليلگر مسائل سياسي تصريح كرد: آن دسته از افرادي كه فعال سياسي هستند، نبايد خودشان را باطل كنند؛ در عالم سياست،‌ افراد باطل مي‌شوند و باطل شدن به همين است كه وارد مقوله‌اي مي‌شوند كه نه صلاحيت آن را دارند و حق و باطل را در آن تشخيص نمي‌دهند؛ كسي كه كانديداي انتخابات است، وقتي ثبت‌نام مي‌كند، يعني چارچوب يك نظام و برگزاركننده و همه اينها را قبول دارد، اگر كسي نه قواعد و نه ميدان و نه داور مسابقه‌اي را قبول ندارد، چرا وارد اين مسابقه مي‌شود؟ مگر اينكه غرض ديگري داشته باشد.
وي خاطرنشان كرد: اينكه بعضي نامزدها احساس كنند كه يك رسالت الهي پيدا كرده‌اند تا يك برنامه نجات ملي پياده كنند، اين ربطي به انتخابات رياست جمهوري نداشت؛ چه كسي چنين مسئوليتي به آنها داده كه يكروزدرميان اعلاميه صادر كنند و فضا را متشنج كنند و مردم را ناراحت و بسياري از مردم را گمراه كنند؟؛ مردم با علاقه به اينها راي دادند، گمراه كردن آنها پاسخ‌هاي سنگين خواهد داشت.

* راه امام يعني ولايت‌فقيه نه شال سبز

لاريجاني افزود: كساني كه مدعي بودند ولايت فقيه و راه امام را قبول دارند، راه امام كه شال سبز نيست، راه امام يعني اسلام شيخ انصاري و صاحب جواهر، راه امام يعني ولايت فقيه، چطور مدعي پيروي از راه امام هستند و بر مكتب امام شمشير مي‌كشند؟ ملت ما اينها را فراموش نخواهد كرد.چرا بايد دوستان ما اينقدر به خطا بروند و حتي چارچوب يك رفتار دموكراتيك را هم نپذيرند؟ مناظره‌ها نشان داد مردم ما ظرفيت دارند، اما سياسيون ما ظرفيت باز بودن فضا را ندارند.
وي تصريح كرد: نبايد آنها در يك فضاي كاملا مجازي محصور بشوند، وقتي بخشي از اين بيانيه‌ها را مي‌بينيم، واقعا غم مي‌خورم كه چرا بايد كساني كه در كشور سابقه دارند، چنين كلماتي بگويند كه تك تك آن باعث خسارت كشور و دلشادي دشمنان است؛
اين تحليلگر ادامه داد: نبايد اين نكته را فراموش كرد كه همه موظف به حفظ منافع ملي هستيم، حتي اگر جايي ظلمي به ما شد، به خاطر منفعت ملي بايد خود را فدا كنيم.
لاريجاني افزود: امروز دشمن فكر كرده در كشور ما روزنه‌اي پيدا كرده و اين يك فكر ابلهانه است چون كشور ما از اين آزمايش همانند انتخابات سربلند بيرون خواهد آمد؛ تبعيت از رهبري و حركت در آن معيار- كه نماز جمعه اخير نشان داد اين چنين است- خط انحراف را منكوب خواهد كرد.
وي خاطرنشان كرد: كساني كه در اين كشور زحمت كشيدند اگر به دلايل عصبي و دلايل مختلف نتوانستند خودشان را كنترل كنند و در اين قضيه اشتباهاتي را مرتكب شدند، حتي اگر ادعايشان هم درست باشد، بايد تا دير نشده، به اين مرام و اين مشي اصولي برگردند و بر اساس دستور رهبري عمل كنند، در آن صورت تاريخ مملكت از آنها به نيكي ياد خواهد كرد؛ چرا تاريخ از بني‌صدر به بدي ياد مي‌كند؟ چون منفعت ملي را نفهميد و آلت دست منافقين شد، بني صدر تنها مثال اين موضوع نيست و نفاق هم فقط يك صورت ندارد؛ نفاق در هر برهه‌اي حالت خاص خود را دارد.
لاريجاني تاكيد كرد: باب قانون و محبت باز است، نمي‌شود آقايان بگويند شوراي نگهبان را قبول نداريم چون اعتراض داريم و وزارت كشور را هم قبول نداريم چون رقيب ماست، مقام رهبري چه؟ مگر خودتان نگفتيد ولايت فقيه را قبول داريم؟ اگر همه چيز را قبول نداشتيد، چرا در يك كار نامعقول وارد اين مسابقه شديد؟ انشاءالله خداوند به سياستمداران ما عقل بدهد و آنها را از وسوسه‌هاي شيطان حفظ كند. و به اميد خدا ملت ما با صبوري و استقامت و استحكام از فتنه خارج خواهد شد و پيروز است.
دبير ستاد حقوق بشر با تبريك به مردم براي حضور عظيم در انتخابات 22 خرداد و خسته نباشيد به دست‌اندركاران انتخابات، گفت: به برادر عزيزم آقاي احمدي‌نژاد به خاطر اين اعتماد وسيع ملت به فرزند خود تبريك مي‌گوئيم.
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 11:38  توسط احسان  | 

روزنامه الرای اردنی در شماره مورخ 19/6/2009 خود به نقل از خبرگزاری ا ف ب فرانسه چنین نوشته است .

در زمانی که صدها هزار نفر در ایران در اعتراض به تقلب در انتخابات تظاهرات کرده اند ، کارشناسان غربی در یافتن دلیل برای تقلب در انتخابات دچار دشواریهایی شده اند و وجود تقلب در آراء را به دلیل نقص ادله رد کرده اند .

" کین پیلین" رئیس مجموعه فکری "ترور فری فیوچر" در واشنگتن نظر سنجیی را از طریق تلفن در دوره زمانی سه هفته قبل از انتخابات در حجم 1001 نفر اجرا نموده است. این نظر سنجی دقیقا مطابق نتایج اعلام شده آراء در روز شنبه بوده بطوریکه در این نظر سنجی 34 درصد از شرکت کنندگان به آقای احمدی نژاد و 14 درصد به آقای موسوی رای داده اند . " کین" می گوید در این نظر سنجی نسبت آراء احمدی نژاد به موسوی دو به یک بوده و 27 درصد نیز هنوز تصمیم خود را برای انتخاب کاندیدای مورد نظر نگرفته بودند  و امکان تغییر این نسبت در روز انتخابات به نفع هر یک از کاندیداها و یا تقسیم آراء بین آنها وجود داشت.

همچنین نظر سنجی مرکز "کین پیلین" نشان میدهد علیرغم اینکه موسوی آذری زبان بوده تنها 16 درصد از آذری زبانان رغبت خود را به انتخاب او نشان داده اند و 31 درصد آنها احمدی نژاد را ترجیح داده اند .

همچنین " والتر میبین" استاد دانشگاه میشیگان آمریکا که با استفاده از ابزار های آمارگیری به بررسی دقیق نتایج انتخابات ایران برای دست یابی به موارد تقلب پرداخته و به طرح خود نام " تشریح انتخابات " داده اینگونه اظهار نظر نموده که : با بهره گیری از راههای تحلیل مختلف ، به یک منیجه واحد در نهایت رسیدم . با مقایسه داده های آماری 366 حوزه از ایران و مقایسه آن با همان نقاط در انتخابات سال 2005 به این نتیجه رسیدم که نتایج اعلام شده در روز شنبه مطابق با نتایج سال 2005  یعنی دور اول انتخاب آقای احمدی نژاد بوده است .

این کارشناس آمریکایی می گوید : آراء احمدی نژاد در سال 2009 در همان شهرهایی که در سال 2005 بالاترین آراء را کسب نموده بود ، رشد منطقی را نشان میداد و نسبت رشد آراء او در 366 نمونه حوزه رای گیری در مناطق مختلف ایران رقمی معقول و منطقی است و انکان هر گونه تقلب را نفی می نماید.

وی اضافه می کند نتایج آراء به لحاظ آماری واقعی بوده و احتمال تقلب را از ذهن دور می سازد و نتایج بدست آمده توسط این موسسه با نتایج اعلام شده دولت مطابقت دارد. وی معتقد است حتی اگر درصد رشد آراء و مشارکت عمومی بنا بر ادعای ایران افزایش نشان داده باشد بازهم  نسبت آراء احمدی نژاد به موسوی نمی تواند غیر واقعی و نشان از تقلب در انتخابات باشد.

 منبع : وبلاگ در جستجوی حقیقت

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 11:35  توسط احسان  | 
خبرگزاري فارس: يكي از خطيبان قمي و شاعر آئيني اين شهر، به مناسبت حال و هواي اين روزهاي كشور و سخنان تاريخي مقام معظم رهبري در نماز جمعه اخير تهران، شعري سروده است.




به گزارش خبرنگار فارس، شعر حجت‌الاسلام جواد محمدزماني به شرح زير است:


ديشب اين طبع، بي‌قرار شما
خواست عرض ارادتي بكند
دست كم از دل شكسته‌تان
واژه‌هايم عيادتي بكند

***

چشم بد دور، عمرتان بسيار
كس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!

***

چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
مي‌شود خواب دشمن آشفته

***

هست خاموشي‌ات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السكينه» تو را
كرده سرشار از فراواني

***

واژه‌ها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور

***

اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي

***

سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
كه ز امت چنين كند تجليل

***

نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون كوثر
هان! «فصل لربك وانحر»

***

گرچه در باغ سينه‌ات داري
لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتي اما نمي‌روي چو حسين
تا ابد زير بار بدعت‌ها!

***

ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمكران گل كرد
بغض تو تا شكست بر لب‌ها
ذكر يا صاحب الزمان (عج) گل كرد

***

جان ايران! چه شد كه جانت را
جان ناقابلي گمان كردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشك ما را چرا درآوردي؟!

***

جسم تو كامل است، ناقص نيست
مي‌دهد عطر يك بغل گل ياس
دستت اما حكايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس!
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 17:45  توسط احسان  | 
ـ قيام‌ يماني‌ (از علايم‌ حتمي‌ ظهور)  احاديث‌ شريف‌ ما جنبش‌ يماني‌ را به‌ عنوان‌ پرچم‌ هدايت‌ معرفي‌ مي‌كنند كه‌ همزمان‌ با شورش‌ سفياني‌ در شام‌، او هم‌ در يمن‌ قيام‌ كرده‌ و مردم‌ را به‌ حق‌ و حقيقت‌ دعوت‌ مي‌كند و اجابت‌ دعوتش‌ واجب‌ است‌. پس‌ از حركت‌ به‌ سمت‌ عراق‌ و شام‌ و ملاقاتش‌ با سيّد خراساني‌، در جنگ‌ با سفياني‌ او را ياري‌ مي‌رساند. يماني‌ از فرزندان‌ زيدبن‌ علي‌بن‌الحسين‌(ع‌) است‌.

  از امام‌ باقر(ع‌) روايت‌ شده‌ كه‌ فرمودند:
 خروج‌ سفياني‌ و يماني‌ و سيد خراساني‌ در يك‌ سال‌ و يك‌ ماه‌ و يك‌ روز است‌ كه‌ مانند دانه‌هاي‌ تسبيح‌ به‌ دنبال‌ هم‌ مي‌آيند و جنگ‌ همه‌جانبه‌اي‌ رخ‌ مي‌دهد. واي‌ بر كسي‌ كه‌ در مقابل‌ آنها بايستد! در ميان‌ اين‌ پرچم‌ها هيچ‌ كدام‌ به‌ اندازه‌ پرچم‌ يماني‌ بر حق‌ نيست‌؛ چرا كه‌ شما را (به‌ تبعيت‌ از) امامتان‌ دعوت‌ مي‌كند. پس‌ از قيام‌ يماني‌ خريد و فروش‌ اسلحه‌ براي‌ مردم‌ و به‌ خصوص‌ مسلمانان‌ ممنوع‌ مي‌شود و هرگاه‌ (يماني‌) قيام‌ كرد به‌ سوي‌ او حركت‌ كن‌ و بشتاب‌ كه‌ آن‌ را پرچم‌ هدايت‌ خواهي‌ يافت‌. احدي‌ از مسلمانان‌ اجازه‌ ندارد با او مقابله‌ كند و هر كس‌ چنين‌ كند، جهنمي‌ است‌؛ چرا كه‌ يماني‌ به‌ حق‌ و صراط‌ مستقيم‌ دعوت‌ مي‌كند. 1

  در آن‌ زمان‌ اوضاع‌ كلي‌ جهان‌، در يك‌ جنگ‌ بزرگ‌ فرهنگي‌ تمدن‌ها خلاصه‌ مي‌شود كه‌ ميدان‌ اين‌ جنگ‌ شام‌، فلسطين‌، عراق‌، ايران‌ و حجاز است‌. در اين‌ معركه‌ دو دسته‌ و دو سپاه‌ در برابر يكديگر به‌ مبارزات‌ سياسي‌ ـ نظامي‌ مشغولند و اين‌ دو دسته‌ عبارتند از: ياوران‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) و زمينه‌سازان‌ قيام‌ ايشان‌ در يك‌ سوي‌ ميدان‌ و حركت‌ سفياني‌ و ياري‌ رسانان‌ غربي‌ او و به‌ تعبير روايات‌ روميان‌ و يهوديان‌ در سوي‌ ديگر ميدان‌. هدف‌ اين‌ جنگ‌ بزرگ‌ تمدن‌ها و كانون‌ بحران‌هاي‌ سال‌ ظهور حضرت‌ مهدي‌(ع‌) قدس‌ است‌.

  با اين‌ حساب‌ اينطور نيست‌ كه‌ جنبش‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) ـ كه‌ از مسجدالحرام‌ و مكه‌ مكرمه‌ شروع‌ مي‌شود ـ اولين‌ حركتي‌ باشد كه‌ هدفش رسيدن‌ به‌ مسجدالاقصي‌ در فلسطين‌ است‌، بلكه‌ گل‌ سرسبد و تاج‌ سر تمام‌ حركت‌هاي‌ امت‌ اسلامي‌ است‌ كه‌ به‌ سوي‌ قدس‌ در شتابند. در واقع‌ بايد ابتداي‌ حركت‌ امت‌ اسلام‌ براي‌ رهايي‌ قدس‌ را از ايران‌ توسط‌ سيد خراساني‌ و از يمن‌ توسط‌ رهبر مسلمانشان‌ يماني‌ دانست‌ كه‌ البته‌ روايات‌ حركت‌ يماني‌ را هدايت‌جويانه‌ و نماد هدايت‌ توصيف‌ مي‌كنند.

 ـ قيام‌ سيد خراساني‌  پرچم‌هاي‌ خراسان‌ يا پرچم‌هاي‌ سياه‌ كه‌ در اين‌ لشكر جمعي‌ از ياران‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) تحت‌ فرماندهي‌ سيد خراساني‌ وجود دارد. امام‌ باقر(ع‌) در حديثي‌ طولاني‌ مي‌فرمايند:

 ... سفياني‌ لشكري‌ را به‌ سوي‌ كوفه‌ مي‌فرستد كه‌ هفتاد هزار نفرند آنها در آنجا به‌ قتل‌ و كشتار و اسارت‌ مردم‌ مي‌پردازند در چنين‌ شرايطي‌ پرچم‌هايي‌ از سوي‌ خراسان‌ به‌ رهبري‌ سيد خراساني‌ نمايان‌ مي‌شوند كه‌ منزلگاه‌ها را با سرعت‌ چشمگيري‌ طي‌ كرده‌ و پشت‌ سر مي‌گذارند و در ميان‌ آنها عده‌اي‌ از اصحاب‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) هستند 2 .
  اميرالمؤمنين‌(ع‌) مي‌فرمايند:
 فرج‌ را از سه‌ چيز انتظار داشته‌ باشيد: اختلاف‌ اهل‌ شام‌ بر سر آن‌ چيزي‌ كه‌ در ميان‌ آنهاست‌، پرچم‌هاي‌ سياه‌ از خراسان‌ و هراس‌ و سردرگمي‌ مردم‌ در ماه‌ رمضان‌ 3 .

  و آن‌ حضرت‌(ع‌) در حديث‌ طولاني‌ مي‌فرمايند:
 وقتي‌ سپاه‌ سفياني‌ به‌ سمت‌ كوفه‌ خارج‌ مي‌شود آنها را براي‌ (درگيري‌ و پيروزي‌ بر) اهل‌ خراسان‌ مي‌فرستد كه‌ آنها هم‌ به‌ جهت‌ (ياري‌) حضرت‌ مهدي‌(ع‌) خارج‌ شده‌اند. سفياني‌ و سيد خراسانيف حامل‌ پرچم‌هاي‌ سياه‌ به‌ هم‌ مي‌رسند. در خط‌ مقدم‌ سيد خراساني‌، شعيب‌ بن‌ صالح‌ است‌ كه‌ او با سفياني‌ درباب‌ اصطخر (منطقه‌ شيراز كه‌ نقطه‌ مقابل‌ فرو رفتگي‌ خليج‌ فارس‌ است‌) ميان‌ آنها جنگ‌ خانمان‌ برانداز و شديدي‌ صورت‌ مي‌گيرد كه‌ پرچم‌هاي‌ سياه‌ پيروز شده‌ و لشكر سفياني‌ متواري‌ و فراري‌ مي‌شوند. به‌ دنبال‌ آن‌ مردم‌ آرزوي‌ (آمدن‌) مهدي‌(ع‌) را مي‌كنند و او را مي‌جويند. او هم‌ در مكه‌ قيام‌ مي‌كند در حالي‌ كه‌ پرچم‌ رسول‌الله(ص‌) را به‌ همراه‌ دارد و آن‌ هم‌ در زماني‌ كه‌ مردم‌ از قيام‌ او به‌ خاطر شدت‌ و مدّت‌ بلايا و فتنه‌ها مأيوس‌ شده‌اند. 4

  احاديث‌ نام‌ و اوصاف‌ برخي‌ از فرماندهان‌ سپاه‌ خراسان‌ را چنين‌ بيان‌ مي‌كند:
 سيد خراساني‌، رهبر سياسي‌اي‌ كه‌ در دست‌ راستش‌ خالي‌ دارد، قائد اعظم‌ و سيد بزرگواري‌ است‌ كه‌ پرچم‌هاي‌ نهضت‌ به‌ نقش‌ او منقوش‌ گشته‌اند. شعيب‌ بن‌ صالح‌ جوان‌ گندمگون‌ و تيز فهمي‌ از اهالي‌ تهران‌ كه‌ سرپرستي‌ نيروها را برعهده‌ دارد. گنج‌هاي‌ طالقان‌ كه‌ همان‌ جوانان‌ منطقه‌ طالقان‌ (شمال‌ تهران‌) هستند و اصحاب‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) خواهند شد و احاديث‌ صفت‌ بارز آنها را گنج‌ الهي‌ بودن‌ آنها برشمرده‌اند. 5

  روايات‌ به‌ اين‌ امر اشاره‌ دارند كه‌ ايرانيان‌  پس‌ از طولاني‌ شدن‌ جنگ‌ با دشمنان‌ خود؛ با سيدي‌ هاشمي‌ كه‌ شعيب‌ بن‌ صالح‌ را به‌ عنوان‌ فرمانده‌ سپاه‌ خويش‌ برگزيده‌ بيعت‌ مي‌كنند. احاديث‌، ميدان‌ جنگ‌ ايرانيان‌ با دشمنانشان‌ را در خارج‌ آن‌ سرزمين‌؛ يعني‌ عراق‌ و شام‌ و فلسطين‌ بيان‌ مي‌كند كه‌ حاكي‌ از ثبات‌ سياسي‌ آنها در داخل‌ كشور مي‌باشد؛ البته‌ به‌ جز آشفتگي‌ مختصري‌ كه‌ به‌ واسطة‌ جريان‌ «قرقيسيا» در وضعيت‌ ايران‌ به‌ وجود مي‌آيد. از آنجا كه‌ اين‌ واقعه‌ اساساً جنگ‌ ميان‌ سفياني‌، ترك‌ها، بعضي‌ از غربيان‌ و بخشي‌ از سپاهيان‌ و نيروهاي‌ عراقي‌ است‌ و با توجه‌ به‌ اينكه‌ ايرانيان‌ با ميدان‌ و معركة‌ جنگ‌ فاصله‌ چنداني‌ ندارند تصميم‌ مي‌گيرند در آن‌ شركت‌ كنند وليكن‌ به‌ جهت‌ بهبود وضعيت‌ داخلي‌ از قرقيسيا صرف‌نظر مي‌كنند و به‌ كشور خود بازگشته‌ و براي‌ مقابله‌ با سفياني‌ كه‌ در غايله‌ قرقيسيا پيروز شده‌ مهيا مي‌شوند.

  هدف‌ قيام‌ ايرانيان‌ آزادي‌ قدس‌ است‌ كه‌ پس‌ از عبور از عراق‌ آن‌ را فتح‌ كنند. احاديث‌ از حركتي‌ دسته‌جمعي‌ و ملّي‌ از منطقه‌ اصطخر خبر مي‌دهند كه‌ پس‌ از حوادث‌ حجاز و خروج‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) مي‌باشد و اهل‌ مشرق‌ براي‌ استقبال‌ از ايشان‌ براي‌ عبور از عراق‌ و رسيدن‌ به‌ مكه‌ راهي‌ مي‌شوند كه‌ حضرت‌ در اصطخر با آنها ملاقات‌ كرده‌ و آنها هم‌ در همانجا با ايشان‌ بيعت‌ مي‌كنند و به‌ همراهي‌ او با سفياني‌ مي‌جنگند 6 .

  5 ـ نمايان‌ شدن‌ بدني‌ كاملاً واضح‌ در قرص‌ خورشيد و دستي‌ كه‌ از آسمان‌ اشاره‌ مي‌كند.  الف‌ ـ خارج‌ شدن‌ سر و سينة‌ مردي‌ در قرص‌ خورشيد
  امام‌ باقر(ع‌) ذيل‌ اين‌ آيه‌ كه‌:
 
افن‌ نَشَاء نفنَزّفلْ عَلَيهفم‌ مفنَ السَّماءف آيَةً فَظَلَّت‌ اَعناقفهفم‌ لَها خاضفعين‌ 7 .
 اگر بخواهيم‌ آيه‌اي‌ را از آسمان‌ بر آنها نازل‌ مي‌كنيم‌ كه‌ گردن‌هاي‌ خود را خاضعانه‌ در مقابل‌ آن‌ فرود آورند 8 .

  فرمودند:
 خداوند با آنها چنين‌ خواهد كرد.
 راوي‌ مي‌گويد: پرسيدم‌ آنها چه‌ كساني‌ هستند؟
  فرمودند:
 بني‌اميه‌ و پيروان‌ آنها منظور سفياني‌ و يارانش‌ است‌.
  راوي‌ مي‌گويد باز پرسيدم‌: آن‌ آيه‌ چيست‌؟ حضرت‌ جواب‌ دادند:
 ثابت‌ ماندن‌ خورشيد از ظهر تا وقت‌ عصر و خارج‌ شدن‌ سينه‌ و صورت‌ مردي‌ در قرص‌ خورشيد كه‌ با حسب‌ و نسبش‌ (براي‌ مردم‌) شناخته‌ شده‌ است‌. اينها در زمان‌ سفياني‌ است‌ و پس‌ از آن‌ او و پيروانش‌ هلاك‌ مي‌شوند 9 .

  اين‌ حديث‌ به‌ خوبي‌ تبيين‌ مي‌كند اين‌ علامت‌ پس‌ از خروج‌ سفياني‌ است‌ و سفياني‌ هم‌ همان‌گونه‌ كه‌ بيان‌ شد در ماه‌ رجب‌ خروج‌ مي‌كند. علاوه‌ بر اين‌ امام‌ صادق‌(ع‌) طي‌ حديث‌ ديگري‌ تصريح‌ مي‌كنند كه‌ اين‌ نشانه‌ در ماه‌ رجب‌ واقع‌ مي‌شود و مي‌فرمايند:
 سالي‌ كه‌ در آن‌ صيحه‌ و فرياد آسماني‌ واقع‌ مي‌شود، قبل‌ از آن‌ آيه‌اي‌ در ماه‌ رجب‌ نمايان‌ مي‌شود.
  راوي‌ مي‌گويد: پرسيدم‌ آن‌ آيه‌ چيست‌؟ فرمودند:
 چهره‌اي‌ كه‌ در ماه‌ (و به‌ قولي‌ خورشيد) و دستي‌ نمايان‌ ديده‌ مي‌شود 10 .

  اين‌ بدن‌ كامل‌ و نمايان‌ (سينه‌ و صورت‌) همان‌ كسي‌ است‌ كه‌ نداهاي‌ سه‌گانه‌ ماه‌ رجب‌ ـ همان‌گونه‌ كه‌ خواهيم‌ ديد ـ را سر خواهد داد.
  از امام‌ رضا(ع‌) نقل‌ كرده‌اند كه‌ ضمن‌ حديثي‌ طولاني‌ مي‌فرمايند:
 ... و صداي‌ سومي‌ كه‌ (با آن‌) بدني‌ واضح‌ و نمايان‌ در قرص‌ شمس‌ ديده‌ مي‌شود. 11

  برخي‌ از علما معتقدند كه‌ اين‌ پيكر همان‌ بدن‌ مطهر اميرالمؤمنين‌(ع‌) است‌ كه‌ مردم‌ ايشان‌ را مي‌شناسند.
  شيخ‌ محمد نجفي‌ در كتاب‌ بيان‌الائمه‌  (ج‌ 3، ص‌ 48) چنين‌ نظري‌ را بيان‌ مي‌كنند. و بعضي‌ ديگر مي‌گويند حضرت‌ مسيح‌ است‌ كه‌ اين‌ نظر را حجة‌الاسلام‌ علي‌ كوراني‌ در كتاب‌ الممهّدون‌ للمهدي‌  (ص‌ 37) بيان‌ كرده‌اند. كه‌ اين‌ نظر قابل‌ قبول‌تر به‌ نظر مي‌رسد.

  ب‌ ـ دستي‌ كه‌ در آسمان‌ ظاهر شود و اشاره‌ مي‌كند: هذا... هذا... اين‌ ( حق‌ است‌ ) اين‌  ( حق‌ است‌ )  ...!
  بعضي‌ از روايات‌ اين‌ نشانه‌ را از علايم‌ حتمي‌ شمرده‌اند:
  امام‌ صادق‌(ع‌) در حديثي‌ بلند و طولاني‌ فرمودند:
 و دستي‌ كه‌ از آسمان‌ طلوع‌ كرده‌ و نمايان‌ مي‌شود از علايم‌ حتمي‌ است‌. 12

  آن‌ حضرت‌ در تييين‌ علامت‌هاي‌ روز موعود چنين‌ مي‌فرمايند:
 دستي‌ از آسمان‌ بر حكومت‌ و امير آن‌ زمان‌ دلالت‌ كرده‌ كه‌ مردم‌ به‌ آن‌ خواهند نگريست‌. 13

  چقدر امامان‌ بزرگوار(ع‌) بلند مرتبه‌اند كه‌ صدها سال‌ قبل‌ ما را از اين‌ جريانات‌ باخبر كردند. بدن‌ و دست‌ معجزه‌اي‌ الهي‌ است‌ و در حالي‌ كه‌ انسان‌ در عصر كنوني‌ ثابت‌ كرد مي‌تواند صحبت‌هايش‌ را با اختراعات‌ و اكتشافات‌ و علم‌ خويش‌ از سطح‌ ماه‌ به‌ زمين‌ منتقل‌ كند از آنها بيشتر قدرت‌نمايي‌ كند، از خداوندي‌ كه‌ از مخلوقاتش‌ مسلماً داناتر و تواناتر است‌، اين‌ مطلب‌ خيلي‌ عجيب‌ و غيرقابل‌ تصور نخواهد بود.

 ـ نداهاي‌ سه‌گانه‌  سه‌ نداي‌ آسماني‌ را همه‌ در ماه‌ رجب‌ مي‌شنوند:
  نداي‌ اول‌:  ألا لعنة‌ الله علي‌ القوم‌ الظالمين‌؛  بدانيد لعنت‌ خدا شامل‌ حال‌ جمعيت‌ ظالم‌ و ستمكار مي‌شود.
  نداي‌ دوم‌:  يا معاشرالمؤمنين‌ أزفة‌ الآزفة‌؛  اي‌ گروه‌ مؤمنان‌! قيامت‌ (ظهور) نزديك‌ شده‌ است‌.

  نداي‌ سوم‌:  بدن‌ آشكار و نماياني‌ ندا مي‌دهد:
 ألا إن‌ الله بعث‌ مهدي‌ آل‌ محمد(ص‌) للقضاء علي‌الظالمين‌ ؛ بدانيد كه‌ خداوند مهدي‌ آل‌ محمد(ص‌) را براي‌ اجراي‌ قضاي‌ خود بر ستمكاران‌ برانگيخت‌ و فرستاد.

  امام‌ رضا(ع‌) طي‌ حديثي‌ طولاني‌ فرمودند:
 ندايي‌ مي‌آيد كه‌ هر دور و نزديكي‌ آن‌ را مي‌شنود؛ براي‌ مؤمنان‌ رحمت‌ و براي‌ كافران‌ عذاب‌ است‌.
  حسن‌ بن‌ محبوب‌ كه‌ راوي‌ است‌، مي‌گويد: به‌ حضرت‌ عرض‌ كردم‌: پدر و مادرم‌ به‌ فدايتان‌ آن‌ ندا چيست‌؟
  فرمودند:
 سه‌ ندا در رجب‌ خواهد بود. اولين‌ آنها چنين‌ است‌: بدانيد كه‌ لعنت‌ خدا شامل‌ ستمكاران‌ است‌ و دومين‌ آنها: اي‌ گروه‌ مؤمنين‌ قيامت‌ (ظهور) نزديك‌ شده‌ است‌ و سومين‌ بدني‌ آشكارا در قرص‌ خورشيد، مشاهده‌ مي‌شود كه‌ ندا در مي‌دهد كه‌ خداوند فلان‌ بن‌ فلان‌ را براي‌ هلاك‌ و نابودي‌ ستمكاران‌ برانگيخته‌ است‌ و در اين‌ زمان‌ فرج‌ و گشايش‌ مؤمنين‌ خواهد آمد و خداوند سينه‌هايشان‌ را شفا داده‌ و سختي‌ و غم‌ و غصه‌ را از قلب‌هايشان‌ مي‌زدايد. 14

  قريب‌ به‌ اين‌ مضمون‌ از امام‌ باقر(ع‌) نقل‌ شده‌ است‌ كه‌ فرموده‌اند:
 خداوند تبارك‌ و تعالي‌ با پديد آوردن‌ اين‌ آيات‌، انكاركنندگان‌ را مبهوت‌ و متحير خواهد كرد.
  و امام‌ صادق‌(ع‌) چنين‌ مي‌فرمايند كه‌:
 سالي‌ كه‌ در آن‌ صيحه‌ آسماني‌ واقع‌ مي‌شود پيش‌ از آن‌ آيه‌اي‌ در رجب‌ خواهد بود.
  از ايشان‌ پرسيدند: آن‌ آيه‌ چيست‌؟
 فرمودند: چهره‌اي‌ كه‌ در ماه‌ نمايان‌ مي‌شود و دستي‌ كه‌ آشكارا اشاره‌ مي‌كند و ندايي‌ كه‌ از آسمان‌ هر كس‌ آن‌ را به‌ زبان‌ خويش‌ مي‌شنود. 15

  با توجه‌ به‌ آنچه‌ گفته‌ شد مي‌توان‌ ميان‌ ندا و صيحه‌ تفاوت‌ قايل‌ شد؛ چرا كه‌ صيحه‌ در ماه‌ رمضان‌ واقع‌ مي‌شود و به‌ شكل‌ نداي‌ جبرئيل‌(ع‌) است‌ در حالي‌ كه‌ نداهاي‌ سه‌ گانه‌ در ماه‌ رجب‌ پديد مي‌آيند و نداي‌ چهارمي‌ در ماه‌ محرم‌ و روز ظهور حضرت‌ خواهد بود و به‌ خلاف‌ نداهاي‌ چهارگانه‌ در ماه‌هاي‌ رجب‌ و محرم‌ صيحه‌ ماه‌ رمضان‌ در زمرة‌ علايم‌ محتوم‌ به‌ شمار آمده‌ است‌.

 ـ ثابت‌ ماندن‌ خورشيد و خسوف‌ ماه‌ در شب‌ بدر (نيمه‌ ماه‌)  از علايم‌ غير حتمي‌ سال‌ ظهور ثابت‌ ماندن‌ خورشيد و حركت‌ نكردن‌ آن‌ از ظهر تا عصر يكي‌ از روزهاي‌ ماه‌ رجب‌ است‌. همچنين‌ در شب‌ بدر اين‌ ماه‌، خسوف‌ و ماه‌ گرفتگي‌ رخ‌ خواهد داد.

  از امام‌ پنجم‌(ع‌) در مورد اين‌ آيه‌ كه‌ اگر بخواهيم‌ از آسمان‌ بر آنها آيه‌اي‌ نازل‌ مي‌كنيم‌ 16  پرسيدند كه‌ آن‌ آيه‌ چيست‌؟ حضرت‌ فرمودند:
 ثابت‌ ماندن‌ خورشيد از ظهر تا هنگام‌ عصر... كه‌ اينها در زمان‌ سفياني‌ است‌ و به‌ دنبال‌ آن‌، او و قوم‌ و پيروانش‌ هلاك‌ خواهند شد 17 .

  اين‌ نشانه‌ به‌ خوبي‌ از خروج‌ و شورش‌ سفياني‌ در ماه‌ رجب‌ حكايت‌ مي‌كند؛ چرا كه‌ اين‌ علامت‌ در زمان‌ او اتفاق‌ مي‌افتد. سكون‌ خورشيد در آسمان‌ هر چند براي‌ مدت‌ كمي‌ رخ‌ مي‌دهد، ولي‌ معجزه‌اي‌ عجيب‌ از ناحيه‌ خداوند متعال‌ است‌. از طرفي‌ مردم‌ به‌ آن‌ واقعه‌ از طولاني‌ شدن‌ ناگهاني‌ مدت‌ روز پي‌ مي‌برند. و از طرف‌ ديگر تابش‌ نامتعارف‌ و بيش‌ از حد گرما و حرارت‌ خورشيد به‌ زمين‌ باخبر مي‌شوند. پديد آمدن‌ چنين‌ نشانه‌اي‌ آسماني‌ در ماه‌ رجب‌ خبر از هلاكت‌ و درهم‌ كوبيده‌ شدن‌ سفياني‌ و سپاهيان‌ و حزب‌ و پيروانش‌ مي‌دهد.

  تأكيد بر ثابت‌ ماندن‌ خورشيد در ماه‌ رجب‌ ناظر به‌ همزماني‌ اين‌ حادثه‌ با خروج‌ سينه‌ و صورت‌ مردي‌ در قرص‌ خورشيد است‌ كه‌ قبلاً در زمرة‌ حوادث‌ ماه‌ رجب‌ از آن‌ ياد كرديم‌. و همان‌طور كه‌ پيش‌ از اين‌ گفتيم‌ همه‌ اينها در زمان‌ سفياني‌ رخ‌ مي‌دهد.

  از جمله‌ ديگر حوادثي‌ كه‌ در ماه‌ رجب‌ رخ‌ مي‌دهد ماه‌ گرفتگي‌ در شب‌ بدر اين‌ ماه‌ است‌:
  ام‌ سعيد اخمسيه‌ به‌ امام‌ صادق‌(ع‌) عرض‌ مي‌كند: يابن‌ رسول‌الله(ص‌) فدايتان‌ شوم‌! نشانه‌اي‌ از خروج‌ و قيام‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) در اختيارم‌ بگذاريد و به‌ من‌ مرحمت‌ كنيد. حضرت‌ به‌ من‌ فرمودند:
 ام‌سعيد! وقتي‌ ماه‌ در شب‌ بدر ماه‌ رجب‌ گرفته‌ شود و خسوف‌ رخ‌ دهد، مردي‌ پس‌ از آن‌ خروج‌ كند و به‌ دنبال‌ آن‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) قيام‌ خواهند كرد. 18

  قبلاً گفته‌ شد كه‌ علامت‌ و نشانه‌ نماياني‌ بدن‌ مردي‌ در خورشيد هم‌ در ماه‌ رجب‌ واقع‌ مي‌شود و پس‌ از آن‌ صيحه‌ آسماني‌ در ماه‌ رمضان‌ پديد خواهد آمد.
 ادامه‌ دارد


ماهنامه موعود سال ششم _ شماره 35


 پي‌نوشت‌ها : 1.  الغيبة‌، نعماني‌، ص‌171، بحارالانوار، ج‌52، ص‌232.
 2.  الغيبة‌، نعماني‌، ص‌187.
 3.  بحارالانوار، ج‌52، ص‌229، يوم‌الخلاص‌، ص‌645.
 4.  بشارة‌الاسلام‌، ص‌184؛ يوم‌الخلاص‌، ص‌651، السفياني‌ فقيه‌، ص‌77.
 5.  الممهدون‌ للمهدي‌، ص‌54.
 6.  جهت‌ كسب‌ اطلاعات‌ بيشتر راجع‌ به‌ قيام‌ سيد خراساني‌ و احاديث‌ و روايات‌ مربوط‌ مي‌توانيد به‌ فصل‌ سوم‌ كتاب‌ الممهدون‌ للمهدي‌ ،   حجة‌الاسلام‌ علي‌ كوراني‌ و يا ترجمة‌ كتاب‌  عصر ظهور ايشان‌ مراجعه‌ كنيد.
 7.  سوره‌ شعراء(26) آيه‌4.
 8.  الارشاد، شيخ‌ مفيد، ج‌2، ص‌373؛ اعلام‌ المهدي‌، ص‌428؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌221؛ المهدي‌ الموعود، ص‌53؛ يوم‌ الخلاص‌،ص‌517؛السفياني‌،فقيه‌، ص‌121.
 9.  الغيبة‌، نعماني‌ ص‌169؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌233؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌120.
 10.  الغيبة‌، نعماني‌، ص‌172؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌120.
 11.  يوم‌الخلاص‌، ص‌519؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌233 با الفاظي‌ ديگر.
 12.  الغيبة‌، نعماني‌ ص‌120؛ الغيبة‌، شيخ‌ طوسي‌، ص‌2680؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌289؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌16.
 13.  الغيبة‌، نعماني‌ ص‌169؛ يوم‌الخلاص‌، ص‌541.
 14.  سوره‌ شعراء(26) آيه‌ 4.
 15.  بحارالانوار، ج‌52، ص‌221.
 16.  بيان‌ الائمه‌(ع‌)، ج‌2، ص‌695.
 


+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 17:11  توسط احسان  | 
ـ شورش‌ سفياني‌ (از علايم‌ حتمي‌ ظهور)
مردي‌ شورش‌ مي‌كند كه‌ به‌ او سفياني‌ گفته‌ مي‌شود (عثمان‌ بن‌ عنبسه‌ از تبار ابوسفيان‌ و از نسل‌ يزيد بن‌ معاويه‌) در وادي‌ يابس‌ (تنگه‌ بي‌آب‌ و علف‌) كه‌ در محدودة‌ شامات‌ (درة‌ دمشق‌) مي‌باشد نمايان‌ مي‌گردد. او سمبل‌ و نمونه‌ آن‌ دسته‌ از حكام‌ و فرمانروايان‌ كشورهاي‌ اسلامي‌ است‌ كه‌ در عين‌ انحرافاتشان‌ با حق‌ سرف ستيز دارند كه‌ بعد از وي‌ چنين‌ كساني‌ ديده‌ نخواهند شد و پس‌ از او نسل‌ چنين‌ سردمداراني‌ منقرض‌ خواهد شد. زمان‌ خروج‌ و شورش‌ او ـ طبق‌ روايات‌ معتبره‌ ـ 6 در ماه‌ رجب‌ است‌ و احتمالاً در دهه‌ آخر و روز جمعه‌ باشد كه‌ ميان‌ ظهور حضرت‌ در مكه‌ مكرمه‌ و شورش‌ سفياني‌ تنها شش‌ ماه‌ فاصله‌ است‌.
امام‌ صادق‌(ع‌) مي‌فرمايند:
سفياني‌ از نشانه‌هاي‌ حتمي‌ است‌ و ] آغاز [ شورش‌ او در ماه‌ رجب‌ خواهد بود. بر نواحي‌ و شهرهاي‌ پنجگانه‌، نه‌ ماه‌ حكومت‌ مي‌كند و ] حكومتش‌ [ حتي‌ يك‌ روز هم‌ بيش‌ از 9 ماه‌ طول‌ نخواهد كشيد. 7
امام‌ باقر(ع‌) مي‌فرمايند:
سفياني‌ و قائم‌(ع‌) هر دو در يك‌ سال‌ ] نمايان‌ مي‌شوند [ هستند. 8
در حديث‌ فرمودند:
خارج‌ شدن‌ سفياني‌ و يمني‌ و سيد خراساني‌ در يك‌ سال‌ و يك‌ ماه‌ و يك‌ روز است‌. به‌ همان‌ ترتيب‌ كه‌ دانه‌هاي‌ تسبيح‌ به‌ دنبال‌ هم‌ مي‌آيند، آنها هم‌ پشت‌ سر هم‌ و بلافاصله‌ نمايان‌ مي‌شوند. 9
در اين‌ حديث‌ هم‌ چنين‌ بيان‌ كردند:
علي‌بن‌ابي‌طالب‌(ع‌) به‌ من‌ فرمودند: درگيري‌ دو سپاه‌ در شام‌ با يكي‌ از آيات‌ الهي‌ است‌.


از ايشان‌ پرسيدند: چه‌ آيه‌اي‌، يا اميرالمؤمنين‌؟
فرمودند: لرزشي‌ شديد در شام‌ به‌ وجود مي‌آيد (شايد اشاره‌ به‌ زمين‌ لرزه‌هاي‌ مورد بحثمان‌ باشد) و بيش‌ از صد هزار نفر كشته‌ مي‌شوند كه‌ اين‌ جريان‌ را خداوند ماية‌ رحمت‌ و آرامش‌ مؤمنين‌ و عذاب‌ كافران‌ قرار مي‌دهد.
وقتي‌ چنين‌ شد به‌ سواراني‌ بنگريد كه‌ مركب‌هاي‌ (يابو) سياه‌ و سفيد و گوش‌ و دم‌ بريده‌ و پرچم‌هاي‌ زرد دارند.
هر كه‌ را از مغرب‌ تا شام‌ كه‌ در مسيرشان‌ باشد مي‌كشند. اين‌ جريان‌ در زمان‌ بي‌تابي‌ و اندوه‌ شديد و مرگ‌ سرخ‌ رخ‌ مي‌دهد پس‌ از آن‌ منتظر فرو رفتن‌ قريه‌ و روستايي‌ در دمشق‌ باشيد كه‌ به‌ آن‌ مرمرسا 10 گفته‌ مي‌شود، و سپس‌ پسر هند جگرخوار از وادي‌ يابس‌ (دره‌ بي‌آب‌ و علف‌) شورش‌ مي‌كند تا اينكه‌ بر منبر دمشق‌ قرار بگيرد. وقتي‌ چنين‌ شد منتظر خروج‌ و قيام‌ مهدي‌(ع‌) باشيد. 11
كه‌ اين‌ حديث‌ آغاز حركت‌ سفياني‌ را به‌ خوبي‌ ترسيم‌ مي‌كند.
شايد بهترين‌ تحليل‌ و بيان‌ از فعاليت‌هاي‌ سفياني‌ و مصيبت‌ها و سختي‌هايي‌ كه‌ جامعه‌ اسلامي‌ را بدان‌ مبتلا مي‌كند سيدجليل‌القدر علامه‌ سيد محمد صادق‌ صدر داشته‌ باشد كه‌ صحبت‌هاي‌ ايشان‌ را با اندكي‌ دخل‌ و تصرف‌ در اينجا مي‌آوريم‌:
دمشق‌ (شام‌) در آن‌ زمان‌ ميدان‌ جنگ‌هاي‌ داخلي‌ و تنازعات‌ مسلحانه‌ ميان‌ گروه‌هاي‌ سه‌گانه‌ (تحت‌ فرمان‌ ابقع‌، اصهب‌ و سفياني‌... كه‌ مانند مركز ثقل‌ نيروهاي‌ سياسي‌ و نظامي‌ مي‌شود) خواهد شد. هر سه‌ از صراط‌ مستقيم‌ حق‌ منحرف‌ گشته‌اند و هر كدام‌ تاج‌ و تخت‌ و حكومت‌ را براي‌ خود مي‌طلبند ـ روايات‌ تفكرات‌ و عقايد آنها را براي‌ ما به‌ روشني‌ بيان‌ كرده‌اند ـ ابقع‌ و سپاهيانش‌ با سفياني‌ مي‌جنگند كه‌ منجر به‌ پيروزي‌ سفياني‌ و كشته‌ شدن‌ ابقع‌ و يارانش‌ مي‌شود.
در جنگ‌ سفياني‌ با اصهب‌ هم‌ چنين‌ اتفاقي‌ تكرار مي‌شود. و فاتح‌ نهايي‌ جنگ‌ها سفياني‌ است‌. اين‌ اتفاقات‌ مصداق‌ بارز اين‌ آيه‌ است‌ كه‌:
فَاختَلَفَ ألاَحزابف مفن‌ بفينفهفم‌ فَوَيلٌ للّذينَ كَفَروا مفن‌ مَشهدف يَومف عظيمف 12 .
احزاب‌ با هم‌ بر سر آنچه‌ در ميانشان‌ بود اختلاف‌ كردند پس‌ واي‌ بر آنها ] از آنچه‌ [ در قيامت‌ ] بر سر آنها خواهد آمد [ .
مقر فرماندهي‌ سفياني‌ در زمان‌ حكومتش‌ شام‌ خواهد بود و اهالي‌ آنجا از او پيروي‌ خواهند كرد (به‌ جز تعداد كمي‌) سفياني‌ در اين‌ زمان‌ بر مناطق‌ پنجگانة‌ دمشق‌، حمص‌، فلسطين‌ و اردن‌ و قنسرين‌ حكومت‌ مي‌كند.
وقتي‌ كه‌ تا اين‌ حد مسير را براي‌ خود هموار مي‌بيند به‌ عراق‌ هم‌ طمع‌ مي‌كند و به‌ اين‌ فكر مي‌افتد كه‌ سپاهي‌ را به‌ آنجا گسيل‌ دارد. لذا با سپاهي‌ كه‌ حداقل‌ هشتاد هزار نفر نيرو دارد و خود فرماندهي‌ آن‌ را برعهده‌ گرفته‌ به‌ آنجا مي‌رود. در ميان‌ راه‌ با سپاهي‌ كه‌ فرمانرواي‌ عراق‌ براي‌ دفع‌ و مقابله‌ با آنها گسيل‌ داشته‌ مواجه‌ مي‌شود. اين‌ دو سپاه‌ با هم‌ در منطقة‌ قرقيسيا (واقع‌ در سوريه‌ و در نزديكي‌ عراق‌) مشغول‌ پيكار مي‌شوند. ترك‌ها ] روس‌ها [ و روميان‌ ] اروپاييان‌ و آمريكايي‌ها [ هم‌ به‌ آتش‌ جنگ‌ دامن‌ زده‌ و خود هم‌ در آن‌ شركت‌ مي‌كنند. جنگ‌ طولاني‌ و شديدي‌ واقع‌ مي‌شود و حدود 000/100 نفر از ستمكاران‌ و جباران‌ در آن‌ كشته‌ مي‌شوند كه‌ مقصود از ستمكاران‌ آن‌ دسته‌ از گنه‌پيشگان‌ منحرفي‌ است‌ كه‌ در آن‌ زمان‌ هلاك‌ مي‌گردند. به‌ اين‌ جهت‌ منطقه‌ از شر عمده‌ اين‌ سپاهيان‌ كه‌ ممكن‌ بود پس‌ از ظهور حضرت‌ مهدي‌(ع‌) در مقابل‌ او جبهه‌ بگيرند خلاص‌ مي‌شود.
در اين‌ كشت‌ و كشتار بزرگ‌ هم‌ سفياني‌ پيروز مي‌شود و وارد عراق‌ مي‌گردد. در آنجا در «ارض‌الجزيره‌» (بين‌النهرين‌ عراق‌) به‌ ناچار با يمني‌ روبرو مي‌شود كه‌ بر او هم‌ فايق‌ آمده‌ و آنچه‌ را كه‌ سپاهيان‌ يمني‌ طي‌ جنگ‌هاي‌ خود در منطقه‌ به‌ دست‌ آورده‌ بودند تصاحب‌ مي‌كند؛ سپس‌ راهي‌ كوفه‌ شده‌ و در آنجا دست‌ به‌ كشتار و اعدام‌ و اسير كردن‌ مردم‌ مي‌زند. ياوران‌ و ياريگران‌ خاندان‌ حضرت‌ محمد(ص‌) را به‌ همراه‌ يكي‌ از منسوبين‌ به‌ اهل‌ بيت‌(ع‌) شهيد مي‌كند. سپس‌ جارچي‌ او در كوفه‌ ندا مي‌دهد كه‌ هر كس‌ سر يكي‌ از شيعيان‌ علي‌(ع‌) را بياورد هزار درهم‌ (مژدگاني‌) مي‌گيرد. لذا همسايه‌ به‌ همسايه‌اش‌ به‌ اين‌ بهانه‌ كه‌ در اسلام‌ هم‌ مذهب‌ نيستند حمله‌ كرده‌ و مي‌گويد: «اين‌ هم‌ از آنهاست‌. گردنش‌ را مي‌زند و سر او را به‌ حكومت‌ سفياني‌ تحويل‌ داده‌ و از آنها هزار درهم‌ مي‌گيرد.»
جنبش‌هاي‌ ضعيف‌ و سرپيچي‌هاي‌ كوچكي‌ كه‌ در كوفه‌ توسط‌ اهالي‌ آن‌ رخ‌ مي‌دهد نمي‌توانند اين‌ شهر را از سيطرة‌ سپاه‌ سفياني‌ خلاص‌ كنند بلكه‌ سفياني‌ رهبر اين‌ جنبش‌ را مابين‌ حيره‌ و كوفه‌ به‌ شهادت‌ مي‌رساند و پس‌ از آن‌ هم‌ خون‌هاي‌ زيادي‌ بر زمين‌ ريخته‌ مي‌شود.
با هموار گشتن‌ جريان‌ حكومت‌ وي‌ در عراق‌ به‌ لشكركشي‌ به‌ ايران‌ هم‌ طمع‌ كرده‌ و راهي‌ آنجا مي‌شود. حوالي‌ شيراز (باب‌ اصطخر) در كارزار و ميدان‌ جنگي‌ با سيد خراساني‌ روبرو مي‌شود.
سفياني‌ در عين‌ حال‌ به‌ حكومت‌ بر ديار حجاز هم‌ طمع‌ كرده‌ و سپاهي‌ را به‌ فرماندهي‌ خزيمه‌ كه‌ از بني‌اميه‌ است‌ بدانجا اعزام‌ مي‌كند (اكثر روايات‌ بر اينكه‌ خود سفياني‌ در اين‌ سپاه‌ نيست‌ تأكيد مي‌كنند). سپاه‌ با تمام‌ نيروها و امكاناتش‌ به‌ سمت‌ مدينه‌ حركت‌ مي‌كند و اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ در اين‌ ايام‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) در آغازين‌ روزهاي‌ ظهور خويش‌ در مكه‌ به‌ سر مي‌برند و پيگير اخبار سفياني‌ هستند. سفياني‌ سپاهي‌ مجهز را به‌ سمت‌ مكه‌ گسيل‌ مي‌دارد تا به‌ قتل‌ و كشتار بي‌رحمانه‌ آن‌ حضرت‌ و سپاهيانشان‌ اقدام‌ كنند. آن‌گونه‌ كه‌ از سياق‌ روايات‌ برمي‌آيد اين‌ سپاه‌ همان‌ سپاهي‌ است‌ كه‌ سه‌ روز به‌ غارت‌ و كشتار مردم‌ مدينه‌ و تخريب‌ مسجدالنبي‌(ص‌) مشغول‌ بوده‌ است‌.
از آنجا كه‌ مكه‌ حرم‌ امن‌ الهي‌ است‌ و كسي‌ كه‌ در آنجا ساكن‌ شده‌ است‌ نبايد بر جان‌ خويش‌ خوفناك‌ باشد و با توجه‌ به‌ اين‌ كه‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) رهبري‌ است‌ كه‌ براي‌ روز موعود و هدايت‌ بشريت‌ و جهانيان‌ ذخيره‌ شده‌، ضرورت‌ و مصلحت‌ هر دو اقتضا مي‌كند كه‌ اين‌ سپاه‌ از بين‌ رفته‌ و قضاي‌ الهي‌ بر آنها جاري‌ گردد. با معجزه‌اي‌ الهي‌ بيابان‌ اين‌ سپاه‌ را مي‌بلعد و جز دو نفر اثري‌ از بقيه‌ نمي‌ماند (اين‌ دو نفر كه‌ به‌ بشير و نذير ملقب‌ مي‌شوند از قبيله‌ جفهَينه‌اند و به‌ همين‌ جهت‌ است‌ كه‌ مي‌گويند: «خبر يقيني‌ را از جفهَينه‌ بشنويد.» 13 اين‌ دو نفر مردم‌ را از آنچه‌ بر سر رفقا و همراهانشان‌ آمده‌ خبر مي‌كنند.

علي‌رغم‌ اين‌ كه‌ بنابر تقدير الهي‌ بخشي‌ از سپاه‌ سفياني‌ به‌ زمين‌ فرو مي‌روند از آنجا كه‌ سوريه‌، عراق‌، اردن‌، فلسطين‌ و منطقه‌ وسيعي‌ از شبه‌ جزيره‌ عربستان‌ تحت‌ سيطره‌ سفياني‌ است‌، حكومتش‌ در منطقه‌ پابرجا مي‌ماند.
مدتي‌ كوتاه‌ پس‌ از بلعيده‌ شدن‌ سپاه‌ در بيابان‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) حركت‌ مي‌كند و او را با سپاهش‌ به‌ عراق‌ بازمي‌گرداند. پس‌ از آن‌ با هم‌ درگير شده‌ و حضرت‌ بر او فايق‌ آمده‌ و او را به‌ هلاكت‌ مي‌رساند. كه‌ اين‌ جريان‌ در منطقه‌ رمله‌ اتفاق‌ مي‌افتد. حضرت‌ بر تمام‌ منطقه‌اي‌ كه‌ سفياني‌ بر آن‌ حكومت‌ مي‌كرد تسلط‌ مي‌يابند و از اين‌ به‌ بعد فرصت‌ مناسبي‌ براي‌ پيروزي‌ جهاني‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) فراهم‌ مي‌شود. 14
در ادامه‌ بعضي‌ از احاديثي‌ را كه‌ بر حركت‌ سفياني‌ تأكيد دارند ـ به‌ قدري‌ كه‌ با توجه‌ به‌ منابع‌ حديثي‌ براي‌ ما مقدور است‌ ـ بيان‌ مي‌كنيم‌.
حضرت‌ علي‌(ع‌) فرمودند:
فرزند هند جگرخوار از وادي‌ يابس‌ (دره‌ خشك‌ وبي‌آب‌ و علف‌) شورش‌ مي‌كند. مردي‌ است‌ كه‌ قامتش‌ متوسط‌، چهره‌اش‌ زشت‌ و كريه‌منظر است‌، چهارشانه‌ و درشت‌ هيكل‌ مي‌باشد و در صورتش‌ آثار آبله‌ ديده‌ مي‌شود. ظاهرش‌ يك‌ چشم‌ به‌ نظر مي‌رسد نامش‌ عثمان‌ و فرزند عنبسه‌ است‌ و از فرزندان‌ ابي‌سفيان‌، وارد شام‌ شده‌ و منبر آن‌ را تصاحب‌ مي‌كند. 15
امام‌ باقر(ع‌) در حديثي‌ طولاني‌ فرمودند:
ناچار بني‌ فلان‌ حكومت‌ را به‌ دست‌ خواهند گرفت‌ و پس‌ از آن‌ دچار اختلافات‌ شده‌ و حكومتشان‌ از هم‌ مي‌پاشد و پراكنده‌ مي‌شوند تا اينكه‌ سيد خراساني‌ از مشرق‌ و سفياني‌ از مغرب‌ خروج‌ مي‌كنند و هر كدام‌ از منطقة‌ خود به‌ سمت‌ كوفه‌ مانند اسبان‌ مسابقه‌ مي‌شتابند تا اينكه‌ بني‌فلان‌ به‌ دست‌ آنها هلاك‌ مي‌شوند و از آنها حتي‌ يك‌ نفر باقي‌ نخواهد ماند. 16
جابر جعفي‌ از آن‌ حضرت‌ طي‌ حديث‌ طولاني‌ ديگري‌ نقل‌ مي‌كند كه‌ فرمودند:


... و منادي‌ كه‌ از آسمان‌ ندا مي‌دهد 17 و صدايي‌ از ناحيه‌ دمشق‌ حكايت‌ از پيروزي‌ مي‌كند ] سر و صداها خبر از اجتماعات‌ و برخوردهايي‌ است‌ كه‌ در دمشق‌ رخ‌ مي‌دهد و بيانيه‌هايي‌ كه‌ پس‌ از اين‌ جريانات‌ صادر مي‌شود [ قريه‌اي‌ در شام‌ به‌ نام‌ جابيه‌ محو و ناپديد مي‌شود 18 . بخشي‌ از سمت‌ راست‌ مسجد دمشق‌ فرو مي‌ريزد (مسجد اموي‌) و شورشيان‌ مرتد از منطقه‌ ترك‌ها خروج‌ مي‌كنند و فتنة‌ شام‌ هم‌ به‌ دنبال‌ آن‌ مي‌آيد. سر و كله‌ برادران‌ ترك‌ها هم‌ پيدا شده‌ و در جزيره‌ فرود مي‌آيند و شورشيان‌ و از دين‌ برگشتگان‌ رومي‌ مي‌آيند تا اينكه‌ در رمله‌ مستقر مي‌شوند. جابر! در آن‌ سال‌ درگيري‌هاي‌ زيادي‌ در مغرب‌ زمين‌ رخ‌ خواهد داد. ابتداي‌ مغرب‌ زمين‌ كه‌ شام‌ است‌ به‌ فرمان‌ سه‌ پرچم‌ ] سپاه‌ [ اصهب‌ و ابقع‌ و سفياني‌ با هم‌ درگير مي‌شوند. كه‌ سفياني‌ با ابقع‌ روبرو شده‌ و با هم‌ مي‌جنگند و نهايتاً سفياني‌ او و لشكريانش‌ را مي‌كشد. سپس‌ اصهب‌ را هم‌ به‌ هلاكت‌ مي‌رساند. ] سفياني‌ [ در اين‌ زمان‌ تمام‌ همش‌ لشكركشي‌ به‌ عراق‌ مي‌شود كه‌ سپاهيانش‌ در قرقيسيا درگير شده‌ و ] در اين‌ جنگ‌ [ 000/100 نفر از جباران‌ و ستمكاران‌ هلاك‌ مي‌شوند. سفياني‌ لشكري‌ هفتاد هزار نفري‌ را به‌ سمت‌ كوفه‌ گسيل‌ مي‌دارد و آنها هم‌ به‌ قتل‌ و كشتار و اسير كردن‌ مردم‌ كوفه‌ مي‌پردازند در اين‌ زمان‌ كه‌ اينها به‌ چنين‌ اعمالي‌ مشغولند پرچم‌هايي‌ از سوي‌ خراسان‌ نمايان‌ مي‌شود كه‌ منازل‌ را به‌ سرعت‌ پشت‌ سر مي‌گذارند و در ميان‌ آنها عده‌اي‌ از ياوران‌ حضرت‌ مهدي‌(ع‌) وجود دارند. يكي‌ از اهالي‌ كوفه‌ به‌ همراه‌ جمعيتي‌ ضعيف‌ قيام‌ مي‌كند كه‌ فرمانده‌ لشكر سفياني‌، او را در بين‌ حيره‌ و كوفه‌ شهيد مي‌كند. سفياني‌ جمعيتي‌ را به‌ سوي‌ مدينه‌ اعزام‌ مي‌كند و حضرت‌ مهدي‌(ع‌) ] به‌ جهت‌ خلاصي‌ از شر آنها [ به‌ سمت‌ مكه‌ هجرت‌ مي‌كند. خبر خروج‌ ايشان‌ به‌ فرمانده‌ سپاه‌ سفياني‌ مي‌رسد او هم‌ عده‌اي‌ را به‌ دنبال‌ ايشان‌ مي‌فرستد كه‌ نمي‌توانند به‌ آنها دست‌ يابند تا اينكه‌ حضرت‌ همانند موسي‌ بن‌ عمران‌ بيمناك‌ وارد مكه‌ مي‌شود.
حضرت‌ در ادامه‌ فرمودند:
پس‌ از استقرار فرمانده‌ سپاه‌ سفياني‌ در بيداء (صحرا) ندايي‌ از آسمان‌ مي‌آيد كه‌: اي‌ صحرا اين‌ قوم‌ را در كام‌ خود فرو بر! دشت‌ هم‌ آنها را مي‌بلعد به‌ جز سه‌ نفر كه‌ چهره‌ ايشان‌ به‌ پشتشان‌ برگشته‌ نجات‌ پيدا نمي‌كنند آنها از قبيلة‌ كلب‌ هستند و در مورد آنها اين‌ آيه‌ نازل‌ شده‌ كه‌:
يا أيّفهاالَذينَ اوفتفوا الكفتابَ آمفنفوا بفما انزَّلنا مفصَدفقّاً لفما مَعَكفم‌ مفن‌ قَبلف اَن‌ نَطمفسَ وفجفوهاً فَنَرفدّها عَلي‌ اَدبارفها 19 .
اي‌ كساني‌ كه‌ به‌ شما كتاب‌ داده‌ شده‌ در عين‌ حال‌ كه‌ آنچه‌ را كه‌ در ميان‌ شماست‌ تصديق‌ مي‌كنيد به‌ چيزي‌ كه‌ آن‌ را نازل‌ كرديم‌ ايمان‌ بياوريد قبل‌ از آنكه‌ چهره‌هايي‌ را محو كرده‌ و آنها را به‌ پشت‌ برگردانيم‌. 20
امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:
وقتي‌ سفياني‌ بر مناطق‌ پنجگانه‌ مسلط‌ شد، نه‌ ماه‌ بشمريد كه‌ به‌ زعم‌ هشام‌ آن‌ مناطق‌ پنجگانه‌ دمشق‌، فلسطين‌، اردن‌، حمص‌ و حلب‌ هستند. 21
اميرالمؤمنين‌ (ع‌) فرمودند:
... سفياني‌ خروج‌ مي‌كند و به‌ اندازه‌ مدت‌ حمل‌ يك‌ زن‌ يعني‌ نه‌ ماه‌ حكومت‌ مي‌كند. از شام‌ قيام‌ مي‌كند و اهل‌ شام‌ به‌ جز عدة‌ كمي‌ از ساكنان‌ آنجا كه‌ اهل‌ حقند بقيه‌ مطيع‌ او مي‌شوند با سپاهي‌ درنده‌ و خون‌آشام‌ به‌ مدينه‌ مي‌آيد تا اينكه‌ به‌ صحراي‌ مدينه‌ مي‌رسد و خداوند آنها را در آن‌ فرو مي‌برد. و اين‌ است‌ معناي‌ اين‌ آيه‌ كه‌:
وَ لَوتَري‌ افذ فَزفعفوا فَلافَوتَ وَافخفذفوا مفن‌ مَكانف قَريبف 22 .
در هنگام‌ بيچارگي‌ اگر آنها را ببيني‌ بدون‌ هيچ‌ وقفه‌اي‌ازمكان‌نزديكي‌دچار ] عذاب‌ [ مي‌شوند. 23
و امام‌ صادق‌(ع‌) فرمودند:
گويي‌ سفياني‌ و ياران‌ او را مي‌بينم‌ كه‌ بساطش‌ را در محله‌هاي‌ شما در كوفه‌ پهن‌ كرده‌ و منادي‌ او ندا مي‌دهد كه‌ هر كس‌ سر شيعه‌ علي‌ را بياورد هزار درهم‌ مي‌گيرد. (به‌ دنبال‌ اين‌ حرف‌) همسايه‌ به‌ همسايه‌اش‌ حمله‌ مي‌كند و مي‌گويد اين‌ از آنهاست‌ و گردنش‌ را مي‌زند و هزار درهم‌ مي‌گيرد. و فرمانروايي‌ بر شما در آن‌ روز تنها از آن‌ زنازادگان‌ است‌. گويي‌ من‌ به‌ صاحب‌ برقع‌ (روبند) مي‌نگرم‌.

راوي‌ پرسيد: صاحب‌ برقع‌ كيست‌؟ فرمودند:
مردي‌ كه‌ خودتان‌ خواهيد گفت‌ او روبند زده‌ است‌ به‌ سمت‌ شما مي‌آيد، شما را مي‌شناسد و شما او را نخواهيد شناخت‌ از تك‌تك‌ شما عيب‌جويي‌ خواهد كرد؛ چرا كه‌ او زنازاده‌اي‌ بيش‌ نيست‌. 24
پس‌ از تبيين‌ جنبش‌ سفياني‌ با كمك‌ روايات‌ شريفه‌ و با توجه‌ به‌ كثرت‌ اشاره‌ و مطالب‌ راجع‌ به‌ آن‌ و اينكه‌ بعضي‌ از آيات‌ قرآن‌ كريم‌ در مورد اين‌ جريان‌ است‌ تأكيد مي‌شود كه‌: سفياني‌ واضح‌ترين‌، محكم‌ترين‌ و قابل‌ اعتمادترين‌ نشانه‌ در روايات‌ است‌ كه‌ نيرويش‌ تا پيش‌ از شنيدن‌ شدن‌ نداي‌ آسماني‌ و فرو رفتن‌ در بيابان‌ كم‌ نمي‌شود و همان‌طور كه‌ در آينده‌ نزديك‌ خواهيم‌ ديد برخي‌ ديگر از نشانه‌ها مختص‌ به‌ اوست‌ خصوصاً بلعيده‌ شدن‌ در زمين‌ كه‌ مخصوص‌ سپاهيان‌ اوست‌. 25
قول‌ به‌ حتمي‌ بودن‌ سفياني‌ در ميان‌ نشانه‌ها مستدل‌ و مورد قبول‌ همه‌ است‌. شكي‌ نيست‌ كه‌ نمايان‌ شدن‌ سفياني‌ به‌ بروز خسف‌ و بلعيده‌ شدن‌ توسط‌ زمين‌ مي‌انجامد كه‌ روايات‌ صحيحه‌ را اگر به‌ روايات‌ خسف‌ و سفياني‌ ضميمه‌ كنيم‌ تواتر مطلب‌ را مي‌رساند به‌ علاوه‌ كه‌ بروز سفياني‌ نمايان‌ شدن‌ اصهب‌ و ابقع‌ و جريان‌ قرقيسيا را به‌ دنبال‌ خواهد داشت‌ و همين‌طور فتنة‌ شام‌ و فتنه‌هاي‌ ديار عراق‌ و حتي‌ بخشي‌ از حوادث‌ مربوط‌ به‌ يمني‌ و سيد خراساني‌ و ديگر نشانه‌ها هم‌ با سفياني‌ در ارتباط‌ است‌ و از اينروست‌ كه‌ تأكيد مي‌كنيم‌ كه‌ سفياني‌ از علايم‌ حتمي‌ است‌ كه‌ البته‌ خداوند عالم‌ واقعي‌ به‌ اشيا و حوادث‌ است‌.
در پايان‌ مي‌توان‌ حديثي‌ را كه‌ شيخ‌ طوسي‌ در امالي‌ و شيخ‌ صدوق‌ در معاني‌الاخبار آورده‌اند ذكر كرد. از امام‌ صادق‌(ع‌) نقل‌ شده‌ كه‌ فرمودند:
ما و خاندان‌ ابوسفيان‌ دو خانواده‌ايم‌ كه‌ همواره‌ به‌ خاطر خدا در



پي‌نوشت‌ها:

1. بحارالانوار، ج‌52، ص‌337؛ الزام‌الناصب‌ ج‌2، ص‌159؛ تاريخ‌ مابعدالظهور ص‌137.
2. الارشاد،شيخ‌مفيد،ج‌2،ص‌370؛تاريخ‌ مابعدالظهور ، ص‌137.
3. العجب‌ كل‌ العجب‌ مابين‌ جمادي‌ و رجب‌ .
4. الممهدون‌ للمهدي‌(ع‌)، ص‌40.
5. تاريخ‌ مابعدالظهور، ص‌137.
6. السفياني‌، محمدفقيه‌، ص‌118.
7. الغيبة‌، نعماني‌، ص‌202.
8. همان‌، ص‌178.
9. همان‌، ص‌171؛ اعلام‌الوري‌، ص‌429؛ بحارالانوار،
ج‌52، ص‌232.
10. «حرستا» در اكثر نسخ‌.
11. الغيبة‌، نعماني‌، 206؛ الغيبة‌، شيخ‌ طوسي‌، ص‌ 277؛ بحارالانوار ج‌502، ص‌253.
12. سوره‌ مريم‌(19) ص‌37.
13. بشارة‌الاسلام‌، ص‌21؛ يوم‌الخلاص‌، كامل‌ سليمان‌ ص‌293.
14. تاريخ‌ بعدالظهور، ص‌167-165.
15. كمال‌الدين‌، شيخ‌ صدوق‌، ص‌651؛ بشارة‌الاسلام‌، ص‌46.
16. الغيبة‌، نعماني‌ 171؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌234؛ الزام‌الناصب‌، ج‌2، ص‌130.
17. اشاره‌ است‌ به‌ سه‌ ندايي‌ كه‌ در ماه‌ رجب‌ شنيده‌ مي‌شود و به‌ زودي‌ به‌ آن‌ خواهيم‌ پرداخت‌.
18. احتمالاً به‌ خاطر جنگ‌هاي‌ داخلي‌ يا ميان‌ كشورها باشد. سواي‌ اينكه‌ شكاف‌ها و گسله‌هاي‌ طبيعي‌ هم‌ از جمله‌ علل‌ فرو رفتن‌ در زمين‌ و ناپديد شدن‌ است‌ اين‌ احتمال‌ با توجه‌ به‌ ظاهر روايتي‌ است‌ كه‌ قبلاً درباره‌ معركه‌ قرقيسيا پيش‌ از رسيدن‌ ترك‌ها و روميان‌ بيان‌ شد.
19. سوره‌ نساء(4) آيه‌47.
20. الغيبة‌، نعماني‌، ص‌187؛ بحارالانوار ج‌52، ص‌238.
21. الغيبة‌، نعماني‌، ص‌ 205؛ الزام‌الناصب‌، ج‌2، ص‌116.
22. الغيبة‌، نعماني‌، ص‌187؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌238.
23. سورة‌ سبأ(34) ص‌51.
24. الغيبة‌، شيخ‌ طوسي‌، ص‌273؛ بحارالانوار، ج‌52، ص‌251؛ بشارة‌الاسلام‌ ص‌124.
25. السفياني‌، محمد فقيه‌، ص‌106.
26. بحارالانوار، ج‌52، ص‌190؛ الزام‌الناصب‌، ج‌2، ص‌131، السفياني‌، فقيه‌؛ ص‌125؛ يوم‌الخلاص‌، ص‌694.

منبع : سایت موعود

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 17:0  توسط احسان  | 

جابر از امام باقر (ع) روايت مي کند: ((يخرج شاب من بنی هاشم بکفه اليمنی و

 باتی من خراسان برايات سود  بين يديه شعيب بن صالح يقاتل  اصحاب السفيانی

فيهز مهم))                                                  الملاحم و الفتن ص52 باب97

جوانمردي از بني هاشم از خراسان(ايران) قيام مي كند كه

 بر دست راستش خالي ( نشانه )  است كه

 با ياران سفياني مي جنگد و آنها را شكست مي دهد.


يكي از رهبران  دوران ظهور و  كساني كه در راه حق قيام مي كند

سيد خراساني است كه با امام زمان(عج) بيعت مي كند . يك رهبر

براي اينكه در راه حق قيام كند ، بايد سرمايه اعتماد عمومي  و پشتوانه

مردمي داشته باشد و به عبارت ديگر مردم سالها او را از نزديك ديده و

حرف و  قيام او را باور داشته باشند تا در  راه آن  جانفشاني كنند  مانند

حضرت امام(ره) كه ساليان دراز در بين مردم با تقوي و پرهيزگاري  زندگي

كرد  و  نماد  حق  شد  و آنگاه كه  قيام  كرد همه با يقين به صداقتش در

حمايت از وي هم صدا شدند و  تنها قيام هاي در  راه  باطل هستند كه با

استفاده از زر و زور و تزوير و با  سوار شدن بر امواج جهالت و احساسات

و شهوات مردم شكل مي گيرند و نياز به پشتوانه و اعتماد عمومي  ندارند .

قيام سيد خراساني نيز كه يك قيام لله است چنين خصوصيتي دارد و رهبر

آن را  نمي توان در افراد گمنام و بدون سابقه درخشان يافت و چنين  رهبري

حتما بايد قبل از قيام ، مشهور به تقوي و عدل و نماد حق در بين عوام و  خواص

باشد تا با اقبال عمومي مواجه گردد و به هدف برسد.

حال به نظر شما سید خراسانی کیست ؟

منبع : وبلاگ بشارت ظهور

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 16:22  توسط احسان  | 
سخنگوی قیام حوثی‌ها در شمال یمن طی اظهاراتی دولت مرکزی را به تلاش و آماده شدن برای آغاز ششمین حمله گسترده علیه آنان متهم کرد و گفت: در صورت هرگونه تحرک جدید از سوی دولت مرکزی، ما کاملا آماده مبارزه علیه آنان هستیم.

به گزارش شیعه آنلاین، "صالح هبره" سخنگوی قیام حوثی‌ها در ادامه اظهارات خود افزود: ما تحرکات دولت مرکزی را به دقت زیر نظر داریم. تحرکات اخیر آنان نشان می‌دهد که در حال آماده شدن برای حمله‌ای دیگر علیه ما هستند، از همین رو می‌بینیم اتهاماتی که علیه ما وارد می‌کنند در روزهای اخیر به شدت افزایش یافته و این نشان از نیت پلید آنان برای حمله‌ای دیگر دارد.

"هبره" در ادامه گفت: برای مثال در حادثه آدم ربایی که توسط شبکه تروریستی القاعده صورت گرفت، دیدیم که دولت مرکزی ابتدا ما را به این کار متهم کرد.

سخنگوی قیام حوثی‌ها همچنین افزود: به نظر می رسد دولت مرکزی این بار قصد دارد نیروهای مضاعفی از ارتش را به استان صعده ارسال کند تا حمله‌ای گسترده علیه ما انجام دهند. البته موضع ما دفاعی خواهد بود اما برای هرگونه مبارزه علیه آنان آماده‌ایم زیرا ما مورد هدف آنان قرار خواهیم گرفت و دولت مرکزی قصد کشتن ما را دارد از همین رو دفاع کردن از خود و ممتلکات و نوامیس، حق مسلم و قانونی ماست.

وی در ادامه افزود: استان صعده در حال حاضر وضعیت انسانی مناسبی ندارد زیرا این استان بیش از یک سال است که زیر محاصره قرار گرفته و هیچ گونه مواد غذایی و دارویی به این منطقه نمی‌رسد. دولت مرکزی به مناطقی که می‌خواهد غذا و دارو ارسال می‌کند و این کار مخالف برابری میان شهروندان است.

"صالح هبره" گفت: دولت مرکزی یمن ادعا می‌کند که با استان صعده کاری ندارد اما اطلاعات و اخباری که ما در دست داریم نشان می‌دهد که آنان تعداد زیادی نیروی امنیتی و اطلاعاتی به این منطقه اعزام کرده‌اند.

شایان ذکر است درگیری میان حوثی‌ها و نیروهای دولت مرکزی یمن چندین سال است که بطور غیر پیوسته ادامه دارد و تاکنون جان هزاران تن از دو طرف را گرفته است. نا امن بودن استان صعده که در شمال یمن و در نقطه مرزی با عربستان سعودی قرار دارد، نگرانی مقامات سعودی را به شدت برانگیخته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 16:15  توسط احسان  | 
امريكن فري پرس گزارش داد:
سيا به دنبال ايجاد جنگ داخلي در ايران

خبرگزاري فارس: يك نشريه آمريكايي در گزارشي با اشاره به تحولات اخير در ايران نوشت كه سيا به دنبال ايجاد جنگ داخلي در ايران است.


به گزارش فارس، نشريه آمريكايي "امريكن فري پرس " در گزارشي به قلم دكتر "رافائل جانسون " سردبير سابق مجله "بارنز ريويو " و با اشاره به تحولات اخير در ايران نوشت: بعد از دو دهه حملات به ايران، دولت آمريكا اعلام كرد كه انتخابات در ايران غير قانوني بوده است. چه شگفت آور است؟
در اين گزارش آمده است: از زماني كه سيا كودتاي شاه عليه محمد مصدق در سال 1953 را حمايت كرد، اين سازمان در تلاش‌ها براي تاثيرگذاري در دولت ايران دخيل بوده است. اما امروز ميرحسين موسوي، مخالف احمدي نژاد در حال كشمكشي است تا به بوسيله اسرائيل و آمريكا به مقام رياست جمهوري نائل شود.
بر اساس اين گزارش، در انتخابات اخير محمود احمدي‌نژاد با 63 درصد آرا پيروز شد. در شيوه‌اي قابل پيش‌بيني مخالفان ادعاي تقلب كردند اما اين يك تاكتيك قديمي است: حزب‌هايي كه حمايت آمريكا را به دنبال داشته‌اند تلاش كرده‌اند تا از اين تاكتيك در گرجستان، اوكراين، ازبكستان، بلاروس، صربستان و بسياري از جاهاي ديگر استفاده كنند.
امريكن فري پرس نوشت: اما چرا بايد رئيس جمهور كنوني پيروز انتخابات شود؟ به نظر مي‌رسد كه حكومت او عادلانه و به لحاظ اقتصادي موفق بوده است، پس چطور او نمي‌تواند دوباره انتخاب شود؟ اين حقيقت كه ايران انتخابات دارد براي ناراحت كردن تبليغات آمريكايي-اسرائيلي عليه مردم ايران كافي است. احمدي‌نژاد سال 2005 بدون جلب توجهي از غرب به عنوان رئيس جمهور ايران انتخاب شد.
گزارش فوق افزود: از سال 2005 بر اساس آمار سازمان سيا، ايران از نظر اقتصادي ساليانه به طور متوسط 6 درصد رشد داشته كه بسيار قابل احترام بوده و در حالي كه آمريكا حامي تحريم‌ها عليه اين كشور بوده اما نرخ بيكاري اين كشور به 12 درصد رسيده كه هم اندازه نرخ بيكاري آمريكا بوده و اين درصد با رشد روابط ايران با چين به سرعت در حال كاهش است. در اين روند، ايران به هجدمين اقتصاد قدرتمند‌ جهان تبديل شده است و نكته با اهميت آن است كه ايران اقتصاد خود را متنوع ساخته و اساسا اين كشور از سال 2005 با رشد صنعتي 5/4 درصد (غير نفتي) از وابستگي به بخش نفتي دور شده است.
‌بر اساس اين گزارش، ايران به طور موفقيت‌آميزي در برابر تهديدات آمريكا و اسرائيل ايستادگي كرده است. ايران مابه‌التفاوت ارزش كالاهاي وارداتي و صادراتي خود را به بالاي 25 ميليارد دلار رساند و همچنين 100 ميليارد دلار از ارزهاي خارجي در بانك‌هاي خود دارد كه بخش عمده‌اي از آن دلار آمريكاست. اين كشور ارتش خود را به عنوان نيروي جنگي برتر بازسازي كرد. ايران تحت رياست جمهوري احمدي‌نژاد از كشوري جهان سومي به يك كشور جهان اولي تبديل گرديد كه نظام جامع آموزش را تكميل كرده و نرخ باسوادي را به نزديك 100 درصد رساند.
در اين گزارش آمده است: فقط چند سال ديگر باقي مانده تا ايران به اقتصاد صنعتي در حال پيشرفت تبديل شود جايي كه سود حاصل از فروش نفت به طبق آن چيزي كه دولت گفته است صنايع عمده و بنگاه‌هاي تجاري را به پيش مي‌برد و يك اقتصاد قدرتمند و متنوع را ايجاد خواهد كرد.
گزارش فوق تصريح كرد: ظاهرا سيا فكر نمي‌كند كه اين موضوعات هر گونه انتخاب مجددي را تضمين كند.
روزنامه "لس‌آنجلس تايمز " در اواخر سال 2007 در گزارشي نوشت: اعراب به سرعت به سمت دشمني مذهبي تاريخي خود مي‌روند و در اين زمان از اين واهمه دارند كه ايران در حال تضعيف سني‌ها در عراق و ديگر مناطق است. آنها ترجيح مي‌دادند تا در اين باره سخن بگويند كه چگونه احمدي‌نژاد صداي انسجام بخش براي اسلام است در زماني كه عدم توانايي براي تثبيت اوضاع در عراق، لبنان و منازعه فلسطين -اسرائيل، منطقه را سر در گم كرده است.
بر اساس اين گزارش، "استراتفور " كه يكي از موسسات بين‌المللي مطالعات اطلاعاتي است در ماه مي سال جاري نوشت: محبوبيت محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور ايران در ميان راي دهندگان ايراني افزايش پيدا كرده است.
امريكن فري پرس نوشت: اين مرد چه نيازي دارد تا در انتخابات تقلب كند؟ مطمئنا قيمت مواد غذايي افزايش يافته است اما احمدي‌نژاد پرداختي‌ها به فقيران و نيازمندان را افزايش داده است. همچنين باور اين عقيده سخت است كه ايرانيان رئيس جمهور را مسئول تحريم‌هاي آمريكا بدانند يا مشكلاتي كه توسط آمريكايي‌ها به وجود آمده و به بحران اقتصادي كه جهان را فرا گرفته منجر شده است.
گزارش فوق افزود: مير حسين موسوي، مردي كه غرب مي‌گويد پيروز انتخابات شده است از سياست‌هايي حمايت مي‌كند كه با حاميان غربي خود هماهنگي دارد اما اين سياست‌ها براي مردم ايران نامحبوب است. موسوي از خط غربي براي ايران حمايت مي‌كند: تلويزيون غربي آزاد و حذف قوانين اسلامي در كشور. مهمتر از همه، موسوي تمام اشكال بازنگري در هولوكاست را محكوم كرده است.
بر اساس اين گزارش، اين چنين برنامه‌اي در واشنگتن و تل‌آويو ايجاد شده است و همنوايي در ايران به عنوان يك كشور و به خصوص در مناطق حومه شهر‌ها ندارد. موسوي در ماه‌هاي اخير تشويق‌ها از غرب دريافت كرده تا حمله عليه احمدي‌نژاد را شكل دهي كند.
در اين گزارش آمده است: بعد از روش كار يكساني كه غربي‌ها در سال‌هاي اخير در برابر انتخابات اوكراين و صربستان نشان دادند، اين واقعيت كه مبارزه انتخاباتي موسوي با وبسايت‌ها انگليسي زبان و صفحات فيس‌بوك به پيش مي‌رود شديدا اشاره به اقدام گردانندگان غربي دارد.
گزارش فوق نوشت: شكي وجو ندارد كه موسوي به عنوان حفاظي ايجاد شده تا با رئيس جمهور ضد واشنگتن در ايران مبارزه كند. استفاده از شعارهاي مد روز، منتهي به پيروزي در انتخابات نخواهد شد اما موجب دريافت پول و رضايت از غرب خواهد شد. موسوي بخشي از يك برنامه جهاني براي ايران و نزديك به سيا است. اين حقيقت كه غرب اين همه پول براي دستكاري در انتخابات هزينه‌ مي‌كند نشان مي‌دهد كه دولت آمريكا چقدر هراسان است.
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 16:14  توسط احسان  |