تبليغاتX
آفتاب حسن

حالِ امام زمان (عج) !

هفته­اي ديگر گذشت. جمعه­اي ديگر رسيد و ما هنوز از او بي­خبريم... در هفته­اي كه گذشت چقدر به فكر او بوديم؟ چقدر از غيبتش واز نديدينش دلتنگ شديم؟ چقدر دلمان هواي او را كرد؟ چقدر انديشيديم كه بدون او هيچيم؟ چقدر در اطاعت اوامر و اجراي دستوراتش كوشيديم؟ و يا اينكه برعكس، چقدر با گناهان و اعمال ناپسند خود دل مهربانش را از خود آزرديم؟

چه جمعه­ها كه يك به يك غروب شد نيامدي

 

چه بغض­ها كه در گلو رسوب شد نيامدي

ز ابتداي هفته من به جمعه چشم بسته­ام

 

دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد، نيامدي

خليل آتشين سخن، تبر به دوش بت شكن

 

خداي ما دوباره سنگ و چوب شد، نيامدي

 همچنان با همان تصوري زندگي مي­كنيم كه از كودكي برايمان گفته­اند كه امام دوازدهم(عج) از نظرها غايب و تا روزي كه خدا بخواهد در پس پرده غيبت مي باشند. اما كمتر كسي مي­انديشدكه چگونه و درچه وضعيتي؟ آيا روزها و شبها، و ساعتها و دقيقه ها ، بر او نيز همچون ما مي گذرد؟ و اين ناگفتن  از حال آن حضرت(عج) ، يكي از بزرگترين غفلتهاي ما پيرامون امام زمان (عج) ، در طول تاريخ است.مسأله اي كه اگردوستداران ايشان دريابند، به يقين دست روي دست گذاشتن و كاري نكردن را تاب نمي آورند. در هر ثانيه، چه ها در عالم مي بيند و .....!  بنگريم و بگرييم :

·  سديرصيرفي مي گويد: « من ومفضّل بن عمر و ابوبصير و ابان بن تغلب بر مولايمان امام صادق (عج) وارد شديم و ديديم كه برخاك نشسته ، جبّه خيبري طوق داري  بي گريبان و آستين كوتاه در بر نموده و مانند مادري فرزند مرده، شيدا و جگر سوخته مي گريد . اندوه تا وجناتش رسيده ، گونه هايش دگرگون گشته وديدگانش پر از اشك شده ومي گويد: « اي آقاي من! غيبت تو خواب را از ديدگانم ربوده و خاطرم را پريشان ساخته و آرامش دلم را از من سلب نموده است. آقاي من مصيبتم به ناراحتي هاي هميشگي متصل گشته، همه چيز را يكي پس از ديگري از دست مي دهم و جز اشكي كه از چشمم جاري است و ناله اي كه از تمام زواياي دل مي كشم و   ستم هايي كه مي بينم، چيزي حس نمي كنم . »   سدير گويد: « از شدت وله، عقل از سرمان پريد و به واسطه آن رخداد وحشتناك، قلبهايمان از شدت جزع چاك چاک گرديد و آن را نشانه مكروهي كوبنده يا مصيبتي از مصائب روزگار پنداشتيم كه بر ايشان نازل شده است.» پس گفتيم: « اي فرزند بهترين خلايق ! ديده ات گريان مباد. از چه حادثه اي اشكتان جوشان شده و سرشك از چشمانتان    مي بارد؟ و كدام حالت، چنين ماتمي را بر شما واجب كرده است؟ » گويد: امام صادق (عليه السلام) نفسي عميق كشيد كه بر اثر آن  درونش برآمد  و هراسش افزون گشت و فرمود: « واي بر شما! امروز صبح در كتاب جفر، كه علم بلايا و منايا و آن چه بوده و آن چه خواهد بود، در آن است و خداوند آن را مختص محمد و آل محمد(ص) قرار داده نگاه مي كردم و در تولد قائم ما تأمل نموده، كندي گذشت زمان غيبت و طول عمر او را ملاحظه مي كردم و امتحانات و بلايايي كه بر مومنين وارد شده و ترديدي كه در دل هاي آنان به وجود مي آيد به طوري كه اكثر آن ها از دين برمي گردند و شانه از زير بار دين و ولايت ما خالي مي كنند، مي ديدم؛ دلم سوخت و اندوه بر من مستولي شد... »  [1]..........آيا همين يك روايت بس نيست؟

·  اميرالمؤمنين مولاعلي (عج): « صاحب اين امر، رانده، آواره، بي يار و تنها است.»[2] .....................آيا نمي­خواهيم او را از اين بي­ياري و غربت برهانيم؟

·  زيارت ناحيه مقدسه (عج) از زبان خود امام زمان (عج) خطاب به حضرت سيدالشهدا : «  هر صبح و شام براي تو ناله مي كنم.»

·  دعاي در عصر غيبت: «  اضطرار و پريشاني را از ولي خود برطرف ساز و او را جانشين خود در زمين بنما »[3]

·  صلوات ضراب اصفهاني: «  و او را از دست جباران  رها فرما » [4]

·  دعاي خود آن حضرت  (عج): «  براي من و شيعيانم از فشار، گشايشي و از اندوه، نجاتي قرار بده. » [5]

·  دعاي خود آن حضرت (عج) و پس از آنكه خدا را با عباراتي همچون  «اي آقاي من! اي مولاي من! اي فريادرس من!» مي­خوانند از او مي­خواهند كه  « أنْ تُعَجِّلَ خَلاصَنَا مِنْ  هَذِهِ الشِدَّه/ ...كه در رهايي ما از اين شدت و سختي، تعجيل فرمايي » [6]

·  خداوندا ! كدامين شيعة امير المومنين است كه اين جملات را در مورد اندوه، سختي و شدت مولاي خود و صاحب امر خود بشنود و بتواند راحت و آسوده به گذران زندگي خويش مشغول باشد؟ پروردگارا! كدامين مسلمان است كه بشنود وليّ زمانش اول مضطر عالم است و هيچ كاري نكند و دست روي دست بگذارد و به نظاره بنشيند؟

·  در دعاهاي قنوت اهل بيت(عج) هم موارد بسيار از اين دست مشاهده مي­شود كه به دليل طولاني بودن تنها اشاراتي به  بعضي از آنها مي­شود:

·  در قنوت آقا امام زمان (عج): « ...و اِنَّ الغَايَهَ عِندَنا قَدْتَنَاهَت.../ خدايا واقعيت آن است كه ما به آخر رسيده­ايم و طاقت نداريم»[7] ............ اي واي بر ما كه مولايمان چنين وضعي دارند. اگر در مقابل اين عبارات ساكت بنشينيم همانند كساني نيستيم كه از حضرت فاطمه زهرا (س) مي­خواستند : «يا شب گريه كند يا روز؟»

·   در قنوت حضرت امام باقر (عج)   و درخواست تعجيل در فرج امام زمان(عج) : «خدايا حقيقتاً قلبها به حنجره ها رسيده و جانها به گلو برآمده و عمرها با انتظار رو به پايان است؛ اين نه از روي نقص بينش است و نه به خاطر درگيري با تقدير، بلكه به خاطر ارتكاب گناهان، مخالفت با اوامر و نواهي تو، به بازي گرفتن اوليايت و كمك به دشمنانت مي باشد....   »[8]

·  در قنوت حضرت امام جواد (عج) و درخواست تعجيل در فرج امام زمان(عج خدايا براستي كه اهل حق، آب خوش از گلويشان پايين نمي رود. »[9]

·  در قنوت حضرت امام عسگري (عج) در وصف حال امام زمان(عج) ، كه بايد تمامي آن در اينجا آورده شود :   تلخي سختيها و خشمي كه قلب را مجروح مي كند، جرعه جرعه مي نوشد؛ غمهايي را كه پيوسته به او   مي رسد، تحمل مي كند؛ دردهايي كه هر لحظه، تازه تر به او مي رسد؛ غصه هايي كه در گلو مانده و فرو نمي رود و پهلوي انسان، توان تحملش را ندارد؛ تحمل مي كند. »  [10]

·  حضرت امام رضا (عج) اهل آسمان و زمين بر او مي گريند و هر زن و مرد جگر سوخته و اندوه كشيده»[11]                                                                                                        

راستي بر او چه مي گذرد كه امام رضا(عج) درباره ايشان چنين فرموده اند ؟ آيا شيعه او چنين چيزي را مي داند؟

عراق ، فلسطين ، ابوغريب تفتيش بدني زنهاي مسلمان به دست سربازان پليد آمريكايي و انگليسي، ناله و ضجة مادران و پدران بر جنازة كودكان خردسال شهيد شده به دست دشمنان اسلام، مرگ يك نفر از گرسنگي در هر ثانيه بنابر آمار اخير سازمان ملل به مناسبت روز جهاني تغذيه (به نقل از روزنامه جمهوري اسلامي)، ظلم، گناه، فساد، گمراهي،  و با اين همه، غفلت شيعه از تنها سرمايه و نقطه قوت خويش در مقابل پيشرفت و قدرت مادي دشمنان: ذخيره نيكوي الهي،  امام زمان(عج) ! هم او كه  همچون جد بزرگوارشان حضرت اميرالمومنين علي (ع) مي­باشند كه به هنگام شنيدن خبر به يغما رفتن زنان اقليتهاي مذهبي كه تحت الحفظ حكومت اسلامي زندگي مي­كرد، فرمودند : «به خدا سوگند اين گزارش چنان سخت و تحمل ناپذير است كه اگر مسلماني در پي شنيدن اين فاجعه از شدت اندوه جان بسپارد نه تنها سرزنشي را سزاوار نباشد كه واكنشي فراخور او باشد[12]». و چه بسيار صحنه­ها كه ايشان هر روز و هر ساعت در  نقاط مختلف عالم شاهد هستند و بر دردهايشان مي­افزايد.

· آيا حال او  سخت تر از «خار در چشم و استخوان در گلو» ي پدرش علي مرتضي(عج) نيست كه كسي چون صديقه كبري (عج) ، تاب ماندن و ديدن آن را نياوردند؟  و هر روز او عاشورايي نيست كه از كربلاي صحراها، نداي « هل من ناصر ينصرني » سر مي دهند؟ آيا ما هيأتي ها و ولايتي ها، كه از پريشاني 1400 سال پيش حضرت زهرا(عج) نسبت به  فرزندان خويش در كربلا مي گرييم، حال امروز صديقه كبري(عج) را نسبت به فرزندش ، ملاحظه كرده ايم؟ و اگر بدانيم، آيا نبايد تحول و تحرك عمده اي نسبت به ياري امام حيّ زمان خويش(عج) ، از خود نشان دهيم؟

· آيا نبايد انديشيد: وقتي مهمترين خواسته براي امام زمان(عج، در هر شب و روز ، در هر شب قدر، در هر ماه رمضان ، « فرج » ايشان است ، ما به عنوان شيعه او، چه قدر اين گونه بوده و چنين امري را گسترش داده ايم؟

· حضرت آيت الله بهجت : « چه مصائبي بر امام زمان (عج) كه مالك همه كره زمين است و تمام امور به دست او انجام مي گردد وارد مي شود و آن حضرت در چه حالي است و ما در چه حالي؟ او در زندان است و خوشي و راحتي ندارد و ما چقدر از اين مطالب غافليم و توجه نداريم! كساني كه درخواب و بيداري تشرف حاصل نموده اند، از آن حضرت شنيده اندكه فرموده است: « براي تعجيل فرج من زياد دعا كنيد »  خدا مي داند تعداد اين دعاها بايد چقدر باشد تا مصلحت ظهور فراهم آيد. »[13] .  « يكي از شعراي عرب درباره اهل بيت(عج) چنين سروده است:

    (چنان پراكنده و از منازلشان دور افتاده اند كه گويي جنايت غيرقابل بخشش از آنها سر زده است.)

 

آيا واقعاً بايد كار ما به جايي برسد كه اوصياي پيغمبر(عليهم السلام) اين قدر در ميان ما خوار باشند؟ اگر بدانيم دعاي ما اثر دارد و باز دعا نكنيم مقصّريم. »[14]     



[1]  كما ل الدين، ج 2

[2]  كمال الدين ، ج1

[3]  مفاتيح الجنان

[4]  مفاتيح الجنان

[5]  صحيفه مهديه ص 396

[6]  صحيفة مهديه، ص 398

[7]  صحيفه مهديه ص 172

[8]  صحيفه مهديه ص 150

[9]  صحيفه مهديه ص 152

[10]  صحيفه مهديه ص 166

[11]  كمال الدين، غيبت نعماني

[12]  نهج البلاغه، گفتار 27 ، ترجمه معاديخواه

[13]  در محضر آيت الله العظمي بهجت، ج1، ص119

[14]  در محضر آيت الله العظمي بهجت، ج1 ، ص 198

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 20:43  توسط احسان  | 

چگونه بايد خواست؟

در مباحث پيشين ضرورت اقدام فوري و عملي براي تعجيل در فرج آقا امام زمان (عج) از چهار منظر مورد بررسي قرار گرفت. در جلسة اول گفته شد كه يك محب واقعي و يك دوستدار اهل بيت كسي است كه خواسته­ها و انتظارات ايشان را بر حوائج شخصي خودش مقدم بدارد و پيش از آنكه براي خود خواهان رفع حاجت بوده و به نذر و نياز و دعا و اقدام عملي بپردازد، با سعي و تلاش بيشتر براي امام زمان خود اقدام كند. همچنين اين نكته در اين بحث مطرح گرديد كه با پيامهاي متعدد امام زمان كه با وجود شرايط خاص غيبت  به دست مردم مي­رسد، بايد متناسب با ارزش و اهميت بسيار والاي آن، عمل شود، همانطوركه اعلاميه­هاي امام خميني (قدس) براي مردم آنقدر اهميت داشت كه با هر طريق به آن دسترسي پيدا كرده، با تمام وجود آنرا مطالعه كرده، به آن عمل كرده و به ديگران هم مي­رساندند. در جلسة دوم نمونه­اي از كوتاهي،‌سكوت و سهل انگاري امتهاي پيشين نسبت به ائمة‌ زمان خويش ذكر گرديد و بيان شد كه اگر ما نمي­خواهيم مانند آنها با امام زنده و حاضر زمان خود رفتار كنيم، بايد ببينيم ياري ايشان در اين زمان طبق فرمايشات خودشان به چه چيزي است و در جهت تحقق آن گام برداريم. چرا كه ولايت، برخلاف ساير فرايض ديني- حتي نماز با همه اهميت آن-، امري است كه قضا ندارد و واي كه اگر فرصت از دست برود،... حاصل آن دستاني بسته، پهلويي شكسته، جگري سوخته و سرهايي بر نيزه نشسته خواهد بود. در سومين جلسه نامه­هاي امام زمان (عج) در زمان غيبت و همچنين گوشه­اي از پيامهاي امام در تشرفات مختلف مورد بررسي قرار گرفت و خواستة امام در زمان غيبت از امت خويش كه همانا بسيار دعا كردن جهت تعجيل فرج است، روشن گرديد. و بالاخره در چهارمين جلسه گوشه­اي از پيامهاي مقام معظم رهبري، مراجع عظام و بزرگان ديني و مذهبي در خصوص اين مساله بررسي شد.

حال ممكن است اين سوال مطرح شود كه مگر ما هميشه بعد از نماز واجب دعاي فرج نمي­خوانيم و هر هفته در دعاي ندبه مسجد شركت نمي­كنيم؟ آيا ما به وظيفة خود براي خواستن عملي امام زمان (عج) عمل نكرده­ايم؟ اگر اينطور است پس چرا تا به حال اثر نكرده و فرج امام نرسيده است؟ چرا اين دعاها حداقل روي خودمان يك اثر درست و ماندگار نمي­گذارد و...

 پاسخ آن است كه اشكال از نحوة دعا كردن ما است. اگر مجموعة دعاهايي را كه براي امر فرج واقع مي­شود در نظر بگيريم، مشاهده مي­شود كه چرخ اغلب آنها در يكي از موارد زير لنگ مي­زند :  

1)      از سر عادت بودن و نخواستن و نطلبيدن امام از ته قلب و با تمامي وجود از خداوند. مسلماً دعاي ما به درگاه او زماني در تعجيل فرج مؤثر است كه اينگونه صورت پذيرفته باشد.

2)      ضعف در يقين به اجابت دعا و رسيدن به خواستة خود از خدا،‌ مانند كسانيكه فرج را از خدا طلب مي­كنند و در دعاي عهد مي­خوانند : «انهّم يرونه بعيداً و نريه قريباً». اما خود در باطن فرج را دور مي­پندارند و   مي­گويند هنوز شرايط مهيا نيست يا اينكه به انتظار علائم ظهور نشسته­اند. بعضي از بزرگان معتقدند؛ راه هايي وجود دارد كه با شناختن آنها مي­توان راه صد ساله را يكشبه پيمود، و عواملي وجود دارد كه با داشتن آنها بدون شناختن خصوصيات موانع مي­توان آنها را از ميان برداشت و به سرمنزل مقصود رسيد. مرحوم محدث نوري يقين را يكي از آن عوامل مي­داند. ما بايد يقين داشته باشيم كه دعاي ما در امر فرج موثر است. زيرا كه اگر اينگونه نبود پس اينهمه تاكيد از جانب ائمه و بخصوص خود امام زمان (عج)  بر دعا براي فرج به چه منظور بود؟

3)      تبديل نشدن اين مساله به حاجت اصلي شخص به گونه­اي كه ساير اعمال و رفتار خود را نيز در جهت اجابت دعاي خود اصلاح نمايد. لازم به ذكر است كه بسياري از شروط استجابت دعا، شروط عملي است كه بر تمامي عرصه­هاي زندگي تاثير مي­گذارد و نيازمند تغيير و دگرگوني در شيوة زندگي فرد مي­باشد. به اين صورت كه  شخص براي رسيدن به حاجت خويش مجبور شود واجباتش را ادا نموده، دين مردم را داده، گناهانش را ترك نمايد، اموالش را با پرداخت خمس و زكات پاك نمايد و در صورت لغزش و خطا فوراً از آنها توبه نمايد تا خللي در كار او وارد نشده و دعايش مستجاب شود.

4)      بسياري از ما دعا را مي­خوانيم و بعد با خيال راحت به ساير امور خود مي­پردازيم. به گونه­اي كه گويي آب از آب تكان نخورده است. برخلاف بسياري از نيازهاي اساسي خود همچون آب و نان و اداي قرض و ... كه تا درد خود را درمان نكنيم آرام نمي­گيريم. ديده­ايم كه در امراض جسماني، اگر مرض سطحي باشد يا تازه شروع شده باشد،‌مي­توان مرض را با يك نسخه مداوا نمود،‌اما اگر مرض كهنه و مزمن شده باشد و در بدن انسان ريشه دوانده باشد، با يك نسخه و يك دارو برطرف نمي­شود و نياز به تكرار نسخه و دارو وجود دارد. به همين ترتيب هم در گرفتاريهاي روحي كه نياز به خواندن دعا و مناجات هست، غالب افراد قدرت آنرا ندارندكه با يك بار خواندن دعا يا يك زيارت يا گفتن يك ذكر حاجت خود را بگيرند و لذا نياز به تكرار دعا و اصرار در آن وجود دارد. اين يكي از جهاتي است كه در روايات دربارة الحاح و اصرار در دعا تاكيد شده است. نكتة ديگر اين است كه اصرار و تكرار ما در دعا بايد در حد و اندازة‌ مقصود باشد. ما كه براي يك حاجت دنيايي خويش اينهمه پافشاري مي­كنيم، در دعا براي بزرگترين هدف و مقصود عالم چه بايد بكنيم؟

5)      تاكيد بر اهميت انجام برنامه دعاها به صورت گروهي و جمعي ؛ چه به لحاظ اينكه ماهيت مسأله فرج يك امر عمومي است و كار جمعي در راستاي آن، به مراتب  ضروري و مؤثرتر است و اين ظرافت اوامر آن حضرت (عج)  را دراين خصوص نشان مي دهد كه همواره به صورت صيغه جمع صادر شده اند: ( و اكثروا الدعاء) يا دعوت ايشان به اجتماع دلها در دفاي به عهد و پيمان با امام زمان (عج) در نامه به شيخ مفيد. و نيز شنيده­ايم كه مدد و عنايت خداوند همراه با جماعت است، « يدالله مع الجماعة » ، و چه از جنبه رواني وتاثير عمده اين شيوه بر پيشبرد كار، كه نمونه آن، مقايسه نشاط و كارآيي انسان است در اعمالي نظير ختم قرآن ، احياي شب قدر، صعود به كوه يا كه گاه انسان به همراه جمع، كاري را انجام مي دهد كه هرگز گمان نمي كرد تنهايي تا آن حد، پيش برود و نمي رفت. روايتي از امات صادق (ع) نقل شده است كه ايشان فرمودند : «خداوند به حضرت ابراهيم وحي فرمود كه همسرش ساره به زودي فرزند مي­آورد و اولاد او(بني اسرائيل) 400 سال گرفتار عذاب خواهند شد. وقتي عذاب بر بني اسرائيل طولاني گشت، 40 روز به درگاه الهي روي آورده، به گريه و زاري پرداختند و فرج را طلبيدند. پس خداوند حضرت موسي و هارون را برانگيخت تا آنان را از شر فرعون نجات بخشند و از 170 سال باقيمانده عذاب صرفنظر نمود. آنگاه فرمودند : شما شيعيان نيز اگر چنين كنيد (دعاهاي دسته­جمعي و مستمر و از ته قلب) خداوند فرج ما را مي­رساند، وگرنه وقتي كار به نهايت خويش برسد، فرج خواهد رسيد.[1]».

6)      بايد دانست كه علاوه بر همه آداب و شرايط ذكر شدة فوق، نكته و شرط ديگري هم هست. نكته­اي كليدي كه بارها باعث شده در صورت ناقص بودن تعدادي از شروط و آداب فوق، باز هم دعا برآورده شود. چگونه است كه يك فرد گمشده در بيابان بي­آب و علف، وقتي كه به نهايت كار مي­رسد و  چارة ديگري برايش باقي نمي­ماند، ناگهان امام زمان (عج) به فريادش مي­رسند و او را ياري مي­دهند؟ چگونه مريضي كه همة اطباء او را جواب كرده­اند، هنگاميكه با عمق وجود خود صاحبش را مي­طلبد، او به فريادش مي­رسد؟ و چگونه كسي كه خود را به دروازه فولاد در حرم پاك و مطهر امام رضا (ع) بسته و حاجتش را از ايشان مي­خواهد در حاليكه بيچارگيش به اوج خود رسيده، ناگهان حاجتش را از خود امام مي­گيرد؟ و همينطور در ساير حاجات. آيا همة اين افراد كه داستانهايشان هم بسيار نقل شده،‌ افراد متقي و پرهيزكاري بودند كه كمال شرايط و آداب دعا را رعايت مي­كردند؟ ناگفته پيداست كه جواب منفي است. اما همة اين افراد يك وجه مشترك داشته­اند كه همان اضطرار آنها بوده است. نداشتن راه و چاره­اي ديگر. همة درهاي ديگر را به روي خود بسته ديدن و طلبيدن حاجت خويش با تمام وجود و نهايت طلب. و كيست كه پاسخ مي­دهد نداي مضطرين را؟ حالِ ما در دعا براي امام زمان،‌بايد حال مضطر واقعي باشد. بايد ،‌همانند مادر فرزند گم كرده،‌همانند مريض سرطاني كه همة اطباء او را جواب كرده­اند و مشابه آنها دعا كنيم تا ان شاء الله نتيجه بدهد.

7)      نكته ديگر آنكه امام زمان (عج) ­فرموده­اند بسيار دعا كنيد. اين بسيار دعا كردن باعث كثرت ياد امام زمان (عج) و خواسته ايشان مي­شود. هر كس بايد به تناسب ظرفيت خود، آنقدر براي اجراي امر امام (عج) عمل كند كه خودش بتواند در مقابل وجدان خود سربلند بايستد و بگويد كه بسيار دعا كرده است.

علاوه بر تمامي موارد فوق رعايت آداب ظاهري دعا نيز در اجابت آن موثر است، ‌مانند شروع كردن دعا با بسم الله الرحمن الرحيم، حمد و ستايش خداوند متعال پيش از دعا، فرستادن صلوات بر محمّد و آل محمّد در ابتدا و انتهاي دعا. توسل كردن و شفيع قرار دادن حضرت رسول (ص) و اهل بيت (ع) ، اعتراف به گناهان و... شايد به همين دليل است كه ائمة معصومين و بخصوص شخص امام زمان (عج)‌دعاهاي متعددي را در اين زمينه براي مواقع و حالات مختلف در اين زمينه صادر و به ما تعليم فرموده­اند كه در واقع بهترين شيوه­هاي درخواست را در هر شرايطي برايمان بيان فرموده­اند و اين مساله لزوم توجه بيشتر به اين دعاهاي وارده را براي ما روشن مي­سازد. مانند دعاي تعقيب نماز ظهر در زمان غيبت به نقل از امام جعفر صادق (ع) ، دعاي تعقيب نماز عصر در زمان غيبت به نقل از امام موسي كاظم (ع)،‌دعاي غريق براي نجات از بلاياي آخر الزمان ، دعاهاي مربوط به اوقات خاصي از شبانه­روز، هفته، ماه و... كه بسياري از اين دعاها در كتاب صحيفة مهديه يا كتبي مانند آن جمع آوري شده است.

بنابراين دعا كردن ما بايستي اينگونه، ‌با تمام وجود و از عمق دل و جان باشد تا اثر بگذارد آري، بايد واقعاً عهد ببنديم. زيرا اين بار ديگر خدا نمي­پذيرد ما هم مانند مردم كوفه ، با علي (ع) عهد ببنديم و عهد خود را بشكنيم. خداوند اين آخرين بازمانده­اش را بدون گرفتن قول و قرار محكم و استوار از مردم به سوي آنها روانه نمي­كند. او را همانند ائمة‌پيشين فداي بدعهدي و بي­وفايي ما امت نمي­كند. آري! اينبار بايد راست بگوييم. هنگاميكه قصد اطاعت امرامام را داريم ، بايد بدانيم كه منظور ايشان در واقع دعا با جميع شرايط آن مي­باشد و دعايي واقعاً دعا و مطلوب امام زمان (عج) مي­باشد كه جميع شرايط و آداب دعا در آن رعايت شده باشد و نه آنكه فقط لقلقة زبان باشد.  جملة‌ آيت الله العظمي بهجت به خاطر بياوريم كه فرموده­اند : « به طور يقين دعا در امر تعجيل فرج آن حضرت مؤثر است،‌ اما نه لقلقة ‌زبان و «عجّل فرجه» خشك و خالي و ورد هميشگي كه در آخر منبر براي اينكه مردم از جا بلند شوند،‌گفته مي­شود...دعاي با حال حزن و اندوه و تاثر قلبي از مردم واقع نمي­شود. اگر مي­شد قطعاً وضع اينطور نبود[2]». آري بياييد اينگونه براي فرج امام زمان (عج) دعا كنيم.

حضرت آيت الله العظمي بهجت :

اينكه در زمان غيبت به خواندن دعاي «اللهم عرفني نفسك...» سفارش شده است،‌ ظاهراً سرّي دارد.همچنين سفارش شده است كه اين دعا نيز خوانده شود : «يا الله يا رحمن يا رحيم،‌يا مقلّب القلوب،‌ثبت قلبي علي دينك» يعني اي خدا، ‌اي رحمت عام، اي مهربان، ‌اي زير و رو كنندة‌دلها، دلم را بر دينت استوار بدار![3]

دعاي غريق در زمان غيبت

سيد بزرگوار رضي الديم علي ابن طاووس در كتاب «مهج الدعوات» از عبد الله بن سنان نقل كرده كه حضرت امام صادق (ع) فرمودند :

به زودي شبهه­اي شما را فرا مي­گيرد، پس بدون راهنما و امامي هدايت كننده باقي خواهيد ماند و از اين شبهه كسي نجات پيدا نمي­كند، مگر كسي كه به وسيلة دعاي غريق خدا را بخواند.

عبد الله ابن سنان گفت : دعاي غريق چگونه است ؟

حضرت فرمودند مي­خواني : : «يا الله يا رحمن يا رحيم،‌يا مقلّب القلوب،‌ثبت قلبي علي دينك»

 

الهي بحق زينب(س)، اِشْفِ صدر الحسين، بظهور الحجة



[1]  مستدرك الوسايل، ج5،‌ص 239، بحار الانوار، ج52، ص 131، مكيال المكارم،‌ ج1، ص 381

[2]  در محضر آيت الله العظمي بهجت، ج2، ص 324-325

[3]  در محضر آيت الله العظمي بهجت،ج 1، ص124

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 20:41  توسط احسان  | 

مهمترين درس از نامه­هاي امام زمان (عج)

 

در تاريخ خوانده­ايم كه حضرت علي (ع) خطاب به مردم فرمودند : «سَلوني قبل اَن تفقدوني ...».( بپرسيد از من، قبل از آنكه مرا از دست بدهيد. همانا من به راههاي آسمان واقف تر از راههاي زميني مي­باشم). اما در مقابل اين فرمايش ايشان مردم چه چيزي از ايشان پرسيدند و از آن اقيانوس سلونی چه جرعه­ای برداشتند؟

علي تنهاست در يك قوم گمراه            زبانش را كه مي­فهمد؟ بجز چاه[1]

                                               *********************

اينک خود را به جاي كسي بگذاريد كه در زمان غيبت صغري زندگي مي­زيسته و از فرصت گرانبهاي ارتباط کتبي با معصوم برخوردار بوده است. در اين صورت چه سوالي مطرح مي­كرديد؟ اگر قرار بود تنها يك سوال بپرسيد و يك خواسته داشته باشيد، چه مي­پرسيديد؟ مسلماً انتخاب سوال بسيار دشوار است و به سطح بينش، آگاهي و معرفت سوال كننده بر ميگردد. شخصي ممكن است راه خوب شدن و شفاي درد جسمي­اش را از ايشان بخواهد. ديگري ممكن است از ايشان دعايي براي رفع احتياجات مالي بخواهد. آن يكي خيلي از خود گذشته است و شفاي يكي از نزديكانش را  مي­خواهد. ديگري بهشت. ديگري حورالعين. يکي حل مسائل علمي. يكي هدايت، يكي شهادت و.... شما چه مي­خواستيد؟

                   *********************

تعداد زيادي از نامه­هاي امام زمان در زمان غيبت صغري در پاسخ به سوالات شيعيان ومحبين آن حضرت مي­باشد. اما با مروري بر اين توقيعات مشخص مي­شود كه متاسفانه هيچ كس آن چيزي را نخواسته كه علت العلل همة مشكلات باشد و با رفع آن همة مسائل و مصائب برطرف ­شود. هيچ كس از ايشان نپرسيده است كه : «مولاي من! ما مي­دانيم كه هر چه مي­كشيم، از دوري و هجران شما است. از اين است كه به شما دسترسي نداريم. ما مي­دانيم كه :

 نماز بي ولايت بي نمازيست       تعبد نيست، نوعي حقه بازيست[2]

ما تحمل سردي زمانه در اثر پوشيده شدن آفتاب رويت با ابرهاي غليظ غيبت را نداريم. مولاي من! براي برطرف شدن امر غيبت كه علت العلل همة دردهاست چه بايد كرد؟

اما خود حضرت بقيه الله (عج)، چندين بار چه در زمان غيبت صغري و چه پس از آن( در توقيعات به شيخ مفيد) و چه در تشرفاتي كه به محضر ايشان شده است، توجه شيعيان را به اين موضوع جلب  نموده­اند و پاسخ به اين سوال را- بي آنكه از ايشان پرسيده باشند- به صورت دستورالعملهايي به شيعيان ارائه داده اند. در صورتيكه به فرمايش ايشان در زمان غيبت صغري عمل شده بود، بنا به فرمودة ‌خود امام در نامه به شيخ مفيد، فرج زودتر اتفاق مي­افتاد و به زمان شيخ كشيده نميشد. اما متاسفانه فرمايش ايشان با بي­توجهي روبرو شد و لذا غيبت به درازا كشيد. همچنين مجدداً اگر پس از نامة ايشان به شيخ مفيد،‌ مردم به امر ايشان عمل مي­كردند، طبق فرمودة خود حضرت فرج حاصل ميشد و سعادت ديدار ايشان تا امروز به تاخير نمي­افتاد. متاسفانه اين بي­توجهي نسبت به انجام امر امام به جاي حرف زدن تنها، تا امروز هم ادامه دارد. و آيا اينها نشانة ‌مظلوميت و غربت امام زمان (عج) ‌در ميان شيعيان و پيروانش نيست؟

و اما فرمايشات ايشان درباره موضوع فرج و رفع غيبت :

 

1-فرمايش امام در زمان غيبت صغري

 امام از طريق توقيعي به محمد بن عثمان دومين نائب خاص خويش خطاب به شيعيان فرمودند :‌ « وَ اَكثَرو الدُّعا بِتَعجيِل الفَرَج، فَاِنَّ في ذلك فَرَجَكُم» . يعني براي تعجيل در فرج و ظهور من بسيار دعا كنيد كه همانا گشايش كار شما در آن است[3].

در اين فرموده دو نكتة مهم وجود دارد : 1- كثرت دعا 2- بستگي داشتن گشايش كار ما به فرج ايشان

 

2- نامة مبارك امام زمان خطاب به شيخ مفيد در زمان غيبت كبري

با توجه به طولاني بودن متن نامة شريفة حضرت خطاب به شيخ مفيد به مهمترين فراز آن اشاره مي­شود:

« اگر شيعيان ما كه خداوند در راه طاعت خويش توفيقشان دهد، دلهايشان در وفاي به عهد و پيماني كه با ما دارند (امتثال امر و تبعيت) گرد هم مي­آمد، از فيض ديدار ما محروم نمي­شدند و سعادت ديدار ما زودتر نصيب ايشان مي­شد. همانا چيزي آنان را از ديدار بامعرفت و راستين ما محروم نمي­كند، بجز اخبار ناخوشايند و ناروايي كه از آنها به ما مي­رسد و ما چنين توقع و انتظاري از آنها نداشتيم.[4]»

در اين فراز نامه هم چند مطلب مهم است كه متاسفانه مورد توجه قرار نگرفته است: 1- اجتماع قلوب 2- وفاي به عهد نسبت به اطاعت و امتثال امر ولي زمان 3- ارتكاب گناهان توسط شيعيان باعث طولاني شدن زمان غيبت

 

اين عمل نكردن­ها منجر به آن شده كه هر چه زمان مي­گذرد، فرمايشات آن حضرت گلايه­آميزتر و جانسوزتر مي­شود. در تشرفاتي كه در سالهاي بعد از سوي بزرگان به محضر مبارك ايشان انجام شده،‌جملات ايشان آنچنان جانسوز است كه دل شيفتگان آن حضرت را سالهاست خون كرده است.

و اينك دوست من! بيا كلاه خويش را قاضي كنيم كه در مقابل اين فرمايشات مبارك حضرت و انتظاراتشان از ما به عنوان پيروانشان،‌ما چه كرده­ايم؟ آيا اعمال ما آنگونه هست كه آيندگان به ما به همان چشمي ننگرند كه ما امروز به امتهاي امامان گذشته،‌چون امت امام علي (ع) و امت امام حسن و امام حسين (ع) و...مي­نگريم؟ آيا در مقابل اين همه غربت و مظلوميت امام زمان (عج)‌سكوت اختيار نكرده و به هياهوي دنيا مشغول نشده­ايم؟ آيا حق امام را شناخته و ادا كرده­ايم؟

آيا اگر به وظيفة خود در ياري ايشان عمل كرده بوديم، باز امروز اينهمه بار تحقير را به دوش مي­كشيديم كه به پيامبرمان اهانت كنند،‌گنبد و بارگاه امامانمان را ويران كنند، به تمام مقدساتمان اهانت كنند و ناچار به صبر و تحمل باشيم؟ و يا آنكه سربازان پست آمريكايي و انگليسي،‌مادران و خواهران محجبه و مسلمان را تفتيش بدني نمايند و ما تنها به نظاره بنشينيم؟ آري! چرا خود را با حرفهاي به ظاهر زيبا فريب دهيم؟ يقيناً امام زمان از دوستان و همراهان خود خائف و نگران است، نه ازآمريكا و اسرائيل. مَثَل  او، مَثَل اميرالمومنين است كه تيغ تيز ذوالفقارش در بند امتش گرفتار آمده است. بياييد از خود بپرسيم كه تاكنون چگونه ياري براي امام زمانمان بوده­ايم و براي فرج ايشان چه كرده­ايم؟ و فكر روزي را بكنيم كه حضرت زهرا (س)‌اين سوال را از ما خواهند پرسيد.

والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته



[1] شعر از مرحوم آقاسي

[2] همان

[3] كمال­الدين،ج2،ص458، احتجاج، ج2، ص 499، بحار النوار، ج53، ص 1777، غيبت(شيخ طوسي) ص 117 و بسياري از كتب شيعه

[4] احتجاج، جلد 2، ص 499، بحار النوار، ج 53، ص 177، حديث 8

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 20:40  توسط احسان  | 

كشتار شيعيان يمن؛ ريشه‌ها، پيامدها

خبرگزاري فارس: كشتار شيعيان استان صعده به دست دولت يمن طي سال‌هاي اخير، به علت سانسور شديد خبري، بازتابي كه شايسته چنين جنگ گسترده‌اي باشد نداشته است.

كشور يمن كه در جنوبي‌ترين نقطه شبه‌جزيره عربستان‌سعودي واقع است از صدر اسلام، يكي از مهم‌ترين مراكز رشد شيعه با رويكرد اطاعت و حمايت از ولايت و حاكميت اهل‌بيت(عليهم‌السلام) به شمار مي‌آيد.
اكثر قريب به اتفاق شيعيان يمن را زيدي‌مذهب‌ها تشكيل مي‌دهند. مذهب زيدي، آميزه‌اي از تشيع با انديشه‌هاي معتزلي و اندكي از مسلك حنفي است اما نزديك به 90درصد فقه زيدي با فقه تشيع دوازده‌امامي مشترك است.
زيدي‌ها به ولايت و عصمت پنج‌تن (عليهم‌السلام)، خلافت بلا فصل اميرالمؤمنين علي(ع)، امامت امامان از نسل امام حسين(ع)، غصب خلافت از سوي خلفاي سه‌گانه، گفتن "حي علي خيرالعمل" در اذان و اقامه، باز گذاشتن دست‌ها در نماز و اعتقاد به ظهور منجي و قيام جهاني امام مهدي(عج) و ضرورت ياري او اعتقاد راسخ دارند.
مذهب تشيع در يمن، تا حدود 200 سال پيش دست‌نخورده و با طراوت باقي مانده بود اما "محمد بن علي الشوكاني" از علماي زيدي يمن در پي سفر به عربستان و آموزش در مدارس وهابي‌ها، عقايدي التقاطي پيدا كرد و كارش به جايي رسيد كه قاطعانه در نوشته‌هاي خود به زيديان سنتي حمله مي‌كرد و در جايگاه رسمي خود در حكومت به‌عنوان مفتي و قاضي، برخي از رهبران آنها را مورد آزار و اذيت قرار مي‌داد.
او موقعيت خاصي در ميان اهل‌سنت يافت و از سوي آنان به رسميت شناخته شد. در پي بازگشت الشوكاني به يمن، عقايد شيعيان اين كشور اندكي تغيير يافت و براي نمونه، حفظ احترام خلفاي سه‌گانه پس از پيامبر(ص)، در ميان آنان مقداري رواج پيدا كرد.
اكثر جمعيت 20 ميليوني كشور يمن را اهل‌سنت شافعي تشكيل مي‌دهند و در درجه بعدي نوبت به شيعيان ‌زيدي مي‌رسد كه حدود 25 درصد از جمعت كل يمن هستند و شيعيان دوازده امامي، اقليت مذهبي و در عين حال محروم اين كشور به شمار مي‌آيند كه اكثر آنها در استان صعده و بخشي از آنان در صنعا پايتخت اين كشور ساكنند. بيشتر شيعيان دوازده‌امامي يمن را نخبگان، استادان دانشگاه، روحانيون و پزشكان تشكيل مي‌دهند.
پنج ميليون تن از جمعيت يمن را سادات تشكيل مي‌دهند كه كلاً از 200 خانواده هستند و90 درصد آنها از سادات حسني و 10درصد آنها از سادات حسيني هستند.

رشد تشيع و تشديد فشارها

تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران به رهبري امام خميني(ره)، شيعيان دوازده امامي در يمن بسيار كمياب بودند اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي، جهشي در اين زمينه ايجاد شد.
ميان شيعيان دوازده امامي و شيعيان زيدي در يمن، هماهنگي و اتحاد خاصي وجود دارد و سازمان وحدت شيعيان جزيره در يمن، فعاليت‌هاي شيعيان زيدي و دوازده امامي را پوشش مي‌دهد.
زيدي‌ها معتقدند حكومت در هر زماني تنها حق سادات از نسل امام حسن(ع) و امام حسين(ع) است و هر كس ديگري جز آنها حكومت را در اختيار داشته باشد غاصب است.
حكومت اماميان شيعه پس از اعلام حكومت جمهوري در سال 1962 ميلادي منقرض شد و ژنرال "علي عبدالله صالح الاحمر" رئيس‌جمهور يمن پس از كودتا، از حدود 30 سال پيش تا كنون زمام امور اين كشور را در دست خود دارد اما قبايل، همچنان از تأثيرگذاري ژرفي در ساختار سياسي و فرهنگي اين كشور برخوردار هستند.
خاندان "الاحمر" از خاندان‌هاي مهم زيدي يمن هستند كه قرابت‌هاي ويژه‌اي با وهابي‌هاي عربستان‌سعودي دارند. شيخ "عبدالله الاحمر" كه از خويشاوندان ژنرال صالح است رئيس مجلس اين كشور و شيخ‌الشيوخ قبايل يمن به شمار مي‌رود و دومين شخص تأثيرگذار در عرصه سياسي اين كشور است.
"محمود پيربداغي" كارشناس امور خاورميانه در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري فارس در اين باره مي‌گويد: شيخ "عبدالله الأحمر" تا چند سال پيش اتحاد مستحكمي با "علي عبدالله صالح" داشت اما در پي سفر چند سال پيش وي به سنگال براي شركت در نشست بين‌المجالس كشورهاي اسلامي، سفارت يمن در اين كشور، بر خلاف ديگر شركت‌كنندگان اين نشست، شيخ را مجبور كرد تا با خودروي سفارت به هتل بازگردد اما تصادف ساختگي خودرو در مسير هتل و روشن‌شدن ارتباط كارمندان سفارت با دستگاه امنيتي يمن، شيخ را نسبت به ژنرال صالح بدبين كرد و از آن هنگام تا كنون به جاي صنعا بيشتر در رياض به سرمي‌برد و از آن زمان تا امروز، حالتي دوقطبي بر ساحت سياسي يمن حكمفرما شده است.
وي مي‌افزايد: "علي محسن الاحمر" برادر ناتني ژنرال صالح نيز از ديگر اعضاي خاندان الاحمر و از شخصيت‌هاي مهم اين كشور است كه با وهابي‌ها بسيار نزديك است و از سوي آمريكا به حمايت از تروريسم متهم است. وي همچنين به دستور رئيس‌جمهور يمن، فرماندهي حمله به استان‌هاي شيعه‌نشين شمال اين كشور را بر عهده دارد و به علت علاقه‌اش به استفاده از سلاح‌هاي كشتار جمعي مردم يمن وي را با عنوان "علي شيميايي" مي‌شناسند و حتي "علي عبدالله صالح" نيز از "علي محسن" كه فرزند مادر وي از شوهري ديگر است با عنوان "مرد بي‌رحم" ياد مي‌كند.
پيربداغي در ادامه به سابقه گسترش تشيع در ميان اهالي يمن مي‌پردازد و در مورد نقش پيروزي‌هاي چشمگير حزب‌الله لبنان به عنوان مقاومت شيعي در برابر رژيم صهيونيستي مي‌گويد: پس از آزادسازي اراضي اشغال‌شده جنوب لبنان از دست اشغالگران، تشيع و به‌ويژه مذهب دوازده‌امامي رشد چشمگيري در يمن يافت و جنگ 33 روزه اخير كه به پيروزي حزب‌الله و شكست مفتضحانه رژيم صهيونيستي انجاميد خون تازه‌اي در رگ‌هاي شيعيان اين كشور جاري ساخت و كار به جايي رسيد كه برخي از فرزندان علماي برجسته وهابي در شرق يمن نيز به مذهب دوازده‌امامي گرويدند.
وي به نقش تلاش‌هاي وهابي‌ها و سرمايه‌گذاري‌هاي ميلياردي حوزه‌هاي وهابيت در كشور يمن اشاره مي‌كند و مي‌گويد: دولت يمن قرابت‌هاي بسياري با دولت عربستان دارد و اين امر، فشار بر شيعياني را كه در استان‌هاي مرزي يمن با اين كشور زندگي مي‌كند تشديد كرده و بر محروميت‌هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي آنها افزوده است.
اين كارشناس امور خاورميانه، راديو عربي جمهوري اسلامي ايران را تنها رسانه در دسترس شيعيان يمن ذكر مي‌كند و مي‌گويد: طي اين سال‌ها، شيعيان يمن به‌عنوان مخاطبان خاموش صداي ايران، در محروميت كامل فرهنگي بوده‌اند و به‌رغم كمبود منابع فرهنگي از قبيل كتاب و دسترسي به روحانيون شيعه، در تقويت پايه‌هاي مذهبي خود كوشيده‌اند و مراسم عاشورا و عيد غدير را دور از چشم حكومت به‌طور پنهاني برگزار مي‌كنند.

آغاز شيعه‌كشي

حادثه تروريستي 11 سپتامبر 2001 ميلادي در نيويورك، پيامدهاي بين‌المللي بسياري در بر داشت كه يكي از مهم‌ترين آنها، شكل‌گيري پيمان‌هاي به اصطلاح ضد تروريستي به رهبري آمريكا در مناطق مختلف جهان بود.
حضور يمن به‌عنوان مهم‌ترين هم‌پيمان آمريكا در جنگ با تروريسم در خاورميانه، به حضور نيروهاي نظامي و جاسوسان آمريكايي در اين كشور و نيز سفرهاي مخفيانه برخي هيأت‌هاي اسرائيلي به صنعا دامن زد كه اين مسأله، با اعتراض‌هاي فراواني در داخل اين كشور روبرو شد.
در اين ميان "سيد حسين طباطبايي حوثي" فرزند علامه "بدرالدين طباطبايي حوثي" كه تا آن هنگام علاوه بر نمايندگي شيعيان صعده در مجلس و دبيركلي حزب "الحق"، به تدريس و تفسير قرآن و برگزاري جلسات مذهبي براي شيعيان استان صعده اشتغال داشت در سخناني در مدرسه امام هادي شهر "مران" در روز هفدهم ژانويه سال 2002 ميلادي با عنوان "فريادي در چهره مستكبران" خواستار تحريم كالاهاي آمريكايي و اسرائيلي شد و شعار "الله اكبر، مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسرائيل، نفرين بر يهود و پيروز باد اسلام" را به‌عنوان شعار رسمي شيعيان اين منطقه اعلام كرد و خواستار تمسك مسلمانان به آموزه‌هاي قرآن و اهل‌بين شد.
در پي اين درخواست بسياري از مردم يمن، به اين دعوت لبيك گفتند و گروهي از جوانان فعال شيعه با تأسيس گروهي به نام "الشباب المؤمن" به اجرايي‌كردن مبارزه با آمريكا و رژيم صهيونيستي در يمن و مخالفت با همپيماني دولت اين كشور با دولت "جرج بوش" رئيس‌جمهور آمريكا پرداختند.
اجابت درخواست "سيد حسين طباطبايي حوثي" از سوي اقشار مختلف شيعيان زيدي در يمن به جايي رسيد كه مردم در نمازجمعه مسجدجامع صنعا پايتخت يمن، شعارهاي چهارگانه شيعيان را سر دادند. اين مسأله در دولت ژنرال صالح دلهره خاصي ايجاد كرد و با توجه به روحيه انقلابي شيعيان يمن در طول تاريخ، با انتساب اتهام "تروريست" به شيعيان، تلاش كرد تا با جلب حمايت آمريكا، معترضان را سركوب كند.
"علي عبدالله صالح" رئيس‌جمهور يمن در راستاي اين نيت، در سال 2004 ميلادي، با حضور در نشست سران هشت كشور صنعتي جهان در مجتمع آيسلند در ايالت جورجياي آمريكا، با بوش و سران كشورهاي اروپايي مذاكره و تلاش كرد از كمك و حمايت آنها در سركوب شيعيان يمن و تروريست‌هاي القاعده كه همزمان، با نفوذ از ساير كشورها و نيز جذب نيرو از استان‌هاي سني‌نشين اين كشور فعال شده بودند بهره بگيرد.
ژنرال صالح به محض بازگشت از آمريكا، در دستوري خطاب به نيروهاي ارتش اين كشور، دستور حمله سراسري به استان صعده و به‌ويژه مناطق نشور، آل‌صيفي، ضحيان و مران را صادر كرد و بلافاصله، جنگنده بمب‌افكن‌هاي ارتش به پشتيباني صدها دستگاه تانك و توپ، اين مناطق را زير حملات شديد خود گرفتند و بدين‌وسيله صبح روز يكشنبه هجدهم ژوئن 2004 ميلادي، اين منطقه سرسبز و خرم كوهستاني، با يورش همه‌جانبه نيروهاي نظامي و امنيتي، ظرف چند دقيقه به جهنمي از خاك و آتش و خون تبديل شد.
دولت يمن، با اعمال سانسور شديد خبري و اخراج خبرنگاران شبكه‌هاي تلويزيوني از جمله الجزيره، العربيه و العالم، به مدت سه ماه به بمباران روزمزه مناطق شيعه‌نشين شمال اين كشور پرداخت و با تصرف شهر "مران" و كشته‌شدن "سيد حسين"، در روز دهم سپتامبر همان سال، رسماً پايان جنگ را اعلام كرد.

جنگ دوم دولت يمن عليه شيعيان

مظلوميت ساكنان استان صعده و شهرت روزافزون "سيد حسين طباطبايي حوثي" در ميان مردمي كه اكنون از وي با عنوان "شهيد" نام مي‌بردند و نشر و گسترش معارف و آموزه‌هايي كه وي طي سال‌هاي گذشته به صورت كتاب و سخنراني منشر كرده بود باعث همدردي و همياري بسياري از شيعيان زيدي يمن شد و تعداد فراواني از اهالي منطقه "همدان" و ساير استان‌ها براي ياري شيعيان اين منطقه و بازسازي بناهاي تخريب‌شده به سوي صعده روان شدند.
اما اين بار آن‌گونه كه ساكنان اين مناطق مي‌گويند ارتش يمن براي گرفتن زهر چشم از اهالي همدان به اتهام همدردي و همياري با شيعيان صعده، اين منطقه را تحت شديدترين حملات زميني و هوايي خود را قرار داد كه نتيجه آن صدها كشته و زخمي بود كه همه آنها از شهروندان غير نظامي بودند.
شهروندان ساكن نشور و همدان پس از جنگ دوم دولت يمن عليه شيعيان، آواره كوه‌هاي "النقعه"، "مطره"، "آل‌سالم"، "عصايد" و "بني‌معاذ" شدند و دولت در تاريخ بيست‌وهفتم مارس 2005 پايان جنگج دوم بر ضد شيعيان را اعلام كرد اما اين بار و با گسترش روزافزون اعتراضات داخلي و بين‌المللي به كشتار شيعيان يمن، دولت كه رزمندگان شيعه را بزرگترين مانع خود براي تقويت روابط با آمريكا و عربستان‌سعودي مي‌دانست تصميم به نسل‌كشي كامل شيعيان در استان صعده گرفت و در اين ميان سادات سني‌مذهب را نيز هدف حملات نظامي خود قرار داد و جلوي برگزاري هرگونه مراسم مذهبي را گرفت.
دكتر "عصام العماد" از علماي شيعه يمن در اين باره به خبرنگار خبرگزاري فارس مي‌گويد: دولت يمن به دستور شخص ژنرال "علي عبدالله صالح" به مساجد شيعيان حمله و تمامي كتاب‌هاي مقدس از جمله "نهج‌البلاغه" و "صحيفه سجاديه" را در صعده و صنعا جمع‌آوري كرد و با كاميون به ميدان مركزي شهر صنعا موسوم به "ساحةالحرية" (ميدان آزادي) آورد و در برابر چشم اهالي پايتخت به آتش كشيد.
وي مي‌افزايد: نيروهاي نظامي به فرماندهي ژنرال "علي محسن الاحمر" در حملات به مناطق شيعه‌نشين از هيچ جنايتي فروگذار نكردند و با به‌كارگيري سلاح‌هاي شيميايي و بمب‌هاي خوشه‌اي مردم را به خاك و خون كشيدند. نظاميان يمني پس از سوزاندن پيكرهاي رزمندگان شيعه، آنها را با طناب به خودروهاي نظامي بستند و در روز روشن جلوي چشم مردم مصيبت‌زده كيلومترها روي خاك كشيدند تا به قول خودشان براي مردم درس عبرت شود.
العماد با اشاره به اينكه شيعيان در تمامي درگيري‌ها همواره آمادگي خود را براي مذاكره و حل‌وفصل بحران از طريق مسالمت‌جويانه اعلام كردند، تأكيد مي‌كند: وهابي‌هاي سعودي و بعثي‌هاي عراقي كه بيشتر آنها پس از سقوط بغداد به يمن گريختند به‌قدري بر دولت يمن نفوذ دارند كه نمي‌گذارند راه‌حل ديگري جز حمله به مناطق شيعه‌نشين اتخاذ شود.

جنگ سوم

دولت يمن اين بار آن‌گونه كه خود اعلام كرد با هدف پاكسازي مناطق شيعه‌نشين مناطق مختلف در سراسر كشور از جمله پايتخت (صنعا)، مأرب، جوف، حجه و ساير شهرها را هدف شديدترين حملات قرار داد و صدها تن از فعالان سياسي و فرهنگي را دستگير و روانه زندان كرد.

جنگ چهارم

آتش اين جنگ با ميانجي‌گري هيأتي از علماي يمني به‌طور موقت خاموش شد اما نيروهاي نظامي و امنيتي يمن بار ديگر از اواسط زمستان 1385 با حمله به مناطق شيعه‌نشين استان‌هاي شمالي اين كشور، شديدترين جنگ داخلي در يمن را با عنوان "جنگ چهارم" رقم زدند.
در اين جنگ كه هنوز كمتر از دو ماه از آغاز آن مي‌گذرد صدها تن از مردم و نيروهاي نظامي كشته و صدها تن از علما و فعالان سياسي و فرهنگي به دست نيروهاي امنيتي ترور شده و يا به زندان افتاده‌اند.
فرماندهي رزمندگان شيعه بر عهده "سيد عبدالملك طباطبايي حوثي" برادر "سيد حسين" است و "سيد يحيي" ديگر برادر وي نيز كه مجلس نمايندگان يمن به‌تازگي مصونيت سياسي وي را سلب و اينترپل را موظف به بازداشت وي كرده است مسؤوليت رهبري سياسي و تبليغاتي شيعيان را برعهده دارد.
در اين ميان "عبدالله عيظه الرزامي" فرمانده زبده رزمندگان شيعه همواره از ابتداي جنگ نخست دولت عليه شيعيان، در سايه بوده اما اقتدار و دلاوري وي و نيروهاي تحت امرش به حدي است كه مردم يمن از او با عنوان "مالك اشتر زمان" ياد مي‌كنند. وي اكنون به عنوان دست راست "سيد عبدالملك" عمل مي‌كند.
تفاوت اين جنگ با جنگ‌هاي سابق، تقويت اقتدار نظامي و عملياتي رزمندگان شيعه در رويارويي با نيروهاي دولتي است به‌گونه‌اي كه شيعيان تا كنون موفق به انهدام سه فروند هواپيماي جنگنده سوخو، يك فروند بالگرد نظامي و ده‌ها دستگاه از تانك‌هاي ارتش شده‌اند.
اين اقتدار دولت يمن را به سوي استراتژي فرافكني كشانده به‌گونه‌اي كه از بدو تشديد درگيري‌هاي در استان صعده، جمهوري اسلامي ايران و ليبي به‌طور روزمره هدف اتهامات مقامات يمني مبني بر حمايت از رزمندگان شيعه بوده‌اند.
اين در حالي است كه هم رزمندگان شيعه يمن و هم مقامات ايراني اعم از "محمود احمدي‌نژاد" رئيس‌جمهوري، "منوچهر متكي" وزير امور خارجه و "محسن كماليان" سفير ايران در صنعا بارها در اظهارات متعدد اين اتهامات را رد كرده‌اند و در مقابل دولت يمن نيز هيچ سند و مدرك خاصي براي اثبات اين ادعاي خود ارائه نكرده است.

حل‌وفصل بحران

"ابوبكر القربي" كه پيش از اين ايران را متهم به دخالت در اين حوادث كرده بود مانند بار پيش، در سفري غير مترقبه و بدون اعلام قبلي عازم تهران شد تا با مقام معظم رهبري،‌ رئيس‌جمهوري و وزير امور خارجه ديدار كند اما مقام معظم رهبري "علي‌اكبر ولايتي" مشاور خود در امور بين‌المللي را مأمور گفت‌وگو با القربي كردند.
در اين ديدار ولايتي، نگراني جمهوري اسلامي ايران از اوضاع يمن را به وزير خارجه اين كشور ابلاغ كرد و خواستار خاتمه‌دادن هر چه سريع‌تر به اقدامات نظامي در يمن شد.
رئيس‌جمهوري و وزير امور خارجه ايران نيز با تأكيد بر ضرورت حل‌وفصل بحران از طريق مسالمت‌آميز بر ضرورت پايان هرچه سريع‌تر درگيري‌ها در يمن تأكيد كردند. اين در حالي است كه حملات نظامي ارتش يمن به مناطق شيعه‌نشين همچنان ادامه دارد.
وزير امور خارجه ليبي نيز كه پيش از اين سفيرش، صنعا را ترك كرده و به طرابلس فراخوانده شده بود با سفر به يمن، به بحث و بررسي راه‌حلي براي خاتمه‌دادن به بحران در اين كشور پرداخت.
كارشناسان معتقدند طولاني‌شدن درگيري‌ها سبب فرسايشي‌تر شدن جنگ مي‌شود و اين، عاملي است كه با توجه به كوهستاني‌بودن مناطق درگيري و صعب‌العبور بودن معبرها، در درازمدت باعث ضعف نيروهاي نظامي و تضعيف جايگاه سياسي ژنرال "علي عبدالله صالح" و تقويت جايگاه استراتژيك و تأثيرگذار شيعيان در ساختار سياسي يمن خواهد شد.
تحليل‌گران مسائل يمن معتقدند حتي اگر حملات نظاميان يمني به مناطق شيعه‌نشين متوقف شود آتش اين اقدامات زير خاكستر روشن مي‌ماند و ققنوسي را انتظار مي‌كشد كه براي حل‌وفصل هميشگي بحران، از زير اين خاكستر نيم‌سوخته سربر خواهد آورد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 17:16  توسط احسان  | 

روزشمار تحولات جنگ دولت با شيعيان يمن

خبرگزاري فارس: صحنه سياسي يمن امسال به علت برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري و تلاش نامزدها از جمله ژنرال "علي عبدالله صالح" براي جذب آراي مردم سالي آرام را پشت سر گذاشت اما وي بار ديگر پس از رسيدن به قدرت، حمله به شيعيان را آغاز كرد.

 

روزشمار تحولات كشتار شيعيان يمن به دست نيروهاي نظامي اين كشور:

85/02/31 : ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيس‌جمهور يمن در آستانه انتخابات رياست‌جمهوري و با هدف افزايش آراي خود، دستور آزادي دو روحاني را كه سال گذشته به علت اتهام جاسوسي براي ايران و حمايت از شورش مسلحانه شيعيان سال 2004 به اعدام و حبس ابد محكوم شده بودند، صادر كرد.

85/04/03 : ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيس جمهور يمن به‌رغم ادعاي پيشين خود مبني بر عدم نامزدي در انتخابات رياست‌جمهوري اين كشور قاطعانه اعلام كرد: من از تصميم خود براي نامزد نشدن در انتخابات رياست‌جمهوري چشم مي‌پوشم و پس از 28 سال حكمراني، بار ديگر براي احراز اين سمت نامزد مي‌شوم.

85/06/31 : "ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيس جمهور يمن بار ديگر پس از 28 سال حكومت بر مردم يمن، در انتخاباتي كه با اعتراضات و انتقادات فراواني مواجه بود به رياست‌جمهوري رسيد.

85/11/08 : در درگيري بين نيروهاي دولتي يمن با شيعيان اين كشور 6 سرباز يمني كشته و 20 نفر ديگر زخمي شدند.

85/11/14 : ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيس‌جمهور يمن، كشورها و طرف‌هايي را كه از آنها نام نبرد به حمايت از رزمندگان شيعه استان صعده با هدف سرنگوني نظام جمهوري در اين كشور متهم كرد.

85/11/15 : ژنرال "علي ‌عبدالله صالح" رئيس‌ جمهور يمن، در نشستي ويژه با فرماندهان نظامي و امنيتي دستور حمله به شيعيان شمال اين كشور را صادر كرد.
اين در حالي است كه يك روزنامه شبه‌رسمي يمني ادعا كرد: ايران در ناآرامي‌هاي استان صعده در شمال اين كشور نقش دارد. همزمان "حسين كماليان" سفير جمهوري اسلامي ايران در صنعا با "ابوبكر القربي" وزير خارجه اين كشور ديدار و گفت‌وگو كرد.
"سيد يحيي طباطبايي حوثي" نماينده شيعيان صعده در پارلمان يمن نيز اتهامات مطرح‌ شده در رسانه‌ها به نقل از برخي مقامات يمني را مبني بر زمينه ‌سازي شيعيان اين كشور براي باز كردن پاي ايران به منطقه، تكذيب كرد.

85/11/16 : در پي دستور رئيس‌جمهور، حمله گسترده ارتش يمن به مناطق شيعه‌نشين شمال اين كشور آغاز شد.
يك پايگاه خبري يمني هم از ترور نافرجام "سيد عبدالملك طباطبايي الحوثي" فرمانده شبه‌نظاميان شيعه يمن در شمال اين كشور به دست افراد ناشناس خبر داد.
نيروهاي امنيتي فرودگاه بين‌المللي صنعا نيز "ابراهيم الحوثي"، نوه علامه "سيد بدرالدين طباطبايي الحوثي" را دستگير و به دايره امنيت سياسي منتقل كردند.
"سيد عبدالملك طباطبايي الحوثي" فرمانده شيعيان يمن عصر اين روز با صدور اطلاعيه‌اي، ضمن تبيين اهداف قيام شيعيان اين كشور، از تمامي شهروندان يمني خواست در برابر نظام فاسد حاكم بر اين كشور بايستند. وي همچنين از تسليم خود به نيروهاي نظامي اين كشور خودداري كرد و از سران قبايل خواست به مبارزان شيعه بپيوندند.
سفير جمهوري اسلامي ايران در صنعا نيز در مصاحبه با خبرنگار پايگاه خبري "الشوري" هرگونه دخالت ايران در حوادث شمال يمن را رد كرد.

85/11/17 : حمله نظاميان يمني به مناطق شيعه‌نشين 42 كشته و 81 زخمي بر روي دست ارتش گذاشت اين در حالي است كه بر اساس خبري كه از سوي خبرگزاري فرانسه نيز منتشر شد تعداد كشته‌هاي ارتش طي روزهاي اخير به مرز 500 تن رسيده است.
از سوي ديگر "عبدالكريم الإرياني" مشاور سياسي ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيس‌جمهور يمن، خواستار ريشه‌كن‌كردن شيعيان هوادار الحوثي شد.
دبيركل كميته دفاع از حقوق شيعيان مجمع جهاني اهل‌بيت(ع) نيز در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري فارس براي ميانجي‌گري با هدف حل بحران موجود بين دولت و شيعيان يمن اعلام آمادگي كرد.
فرمانده شيعيان يمن هم با صدور اطلاعيه‌اي هشدار داد: اگر جلوي حملات دولت به مناطق شمالي يمن گرفته نشود اين جنگ سراسر خاك اين كشور را در بر خواهد گرفت.
يك مقام دولتي يمن نيز بار ديگر در ادعايي واهي جمهوري اسلامي ايران را به حمايت مالي از مبارزان شيعه در شمال اين كشور متهم كرد.

85/11/18 : نيروي هوايي ارتش يمن، مناطق شيعه‌نشين در استان صعده واقع در شمال اين كشور را با به‌كارگيري هواپيماهاي جنگنده ‌بمب‌افكن بمباران كرد.

85/11/20 : ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيس‌جمهور يمن بار ديگر مدعي شد برخي دستگاه‌هاي اطلاعاتي خارجي در پس حملات شيعيان استان صعده عليه حكومت اين كشور هستند.
منابع نزديك به ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيس‌جمهور يمن نيز از بازنگري در روابط اين كشور با جمهوري اسلامي ايران خبر دادند.

85/11/21 : نايب‌رئيس هيأت اجرايي ائتلاف معارضان دولت يمن موسوم به دفاع مشترك، از تصميم دولت اين كشور براي بازنگري در روابط با برخي كشورها استقبال كرد.
يك روزنامه يمني نيز نوشت: مبارزان شيعه يمني به شدت تحت تأثير انقلاب اسلامي ايران هستند و در ايام سالگرد پيروزي انقلاب، بر شدت حملات خود به نيروهاي دولتي افزوده‌اند.
كارشناسان و ناظران يمني با انتشار مقالات و انجام مصاحبه، از گسترش درگيري‌ها در استان‌هاي شمالي يمن به ديگر كشورهاي و تبديل اين درگيري به جنگ مذهبي ابراز نگراني كردند.
اين در حالي است كه همزمان مراسم چهلمين روز اعدام صدام، رئيس‌جمهور معدوم عراق، با حضور "عزت ابراهيم الدوري" معاون وي در رژيم بعثي ، و به ميزباني يمن، در صنعا پايتخت اين كشور برگزار شد.

85/11/23 : رسانه‌هاي يمني نزديك به دولت با انتشار اخبار،‌ مصاحبه‌ها و مقالات متعدد، در صدد دامن زدن به حمايت ايران از شيعيان اين كشور هستند.
دولت يمن، انتشار آمار قربانيان كشتار شيعيان استان صعده را ممنوع كرد.

85/11/24 : بمباران مناطق شيعه‌نشين در استان صعده توسط ارتش يمن همچنان با شدت ادامه دارد.
"سيد عبدالملك طباطبايي حوثي"، فرمانده رزمندگان شيعه يمن بار ديگر تأكيد كرد هيچ‌گونه ارتباطي با ايران ندارد.
ورود غير قانوني يك خودرو از يمن به عربستان‌سعودي به درگيري مسلحانه انجاميد.

85/11/25 : يمن مرزهاي خود را در استان شيعه‌نشين صعده با عربستان‌سعودي بست.

85/11/28 : دولت يمن از ليبي خواست "يحيي بدرالدين الحوثي" برادر فرمانده شيعيان ناراضي يمني را به دولت يمن تحويل دهد.
هفته‌نامه "الكفاح‌العربي" چاپ بيروت اعلام كرد تشديدحملات نظامي ارتش يمن به مناطق شيعه‌نشين صعده، اين استان را به جهنم تبديل كرده است.

85/11/29 : ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيس‌جمهور يمن با صدور دستوري خطاب به مسؤولان استان صعده، تأكيد كرد: نظاميان مسلح بايد در سريع‌ترين زمان ممكن، به جنبش شيعيان پايان دهند.
نيروهاي امنيتي دولت يمن، دستگيري گسترده شخصيت‌ها و فعالان مذهبي و فرهنگي در پنج استان اين كشور را آغاز كردند.
سيد يحيي طباطبايي حوثي، نماينده مردم يمن در مجلس اين كشور و برادر فرمانده شيعيان ناراضي استان صعده نيز اعلام كرد: جنگ در اين استان از هفت روز پيش تا كنون، در اوج شدت است.
از سوي ديگر، سازمان عفو بين‌الملل با صدور اطلاعيه‌اي فوري، در مورد نقض گسترده حقوق‌بشر، كشتار بي‌گناهان و به‌كارگيري بيش از اندازي زور و خشونت از سوي دولت عليه شيعيان اين كشور هشدار داد.
نيروهاي امنيتي دولت يمن، يك پيمانكار ايراني را به اتهام حمايت از فعاليت‌هاي گروه شيعي جوانان مؤمن و رزمندگان پيرو الحوثي در استان صعده بازداشت كردند.

85/11/30 : نيروهاي امنيتي دولت يمن با حمله به منزل "سيد طه بن عبدالله الصعدي" برجسته‌ترين عالم ديني در منطقه ضحيان استان صعده، وي را در برابر چشم همسر و فرزندانش ترور كردند.

85/12/01 : ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيس‌جمهور يمن، مدعي شد شيعيان ناراضي شمال اين كشور، مجريان تسويه ‌حساب‌هاي منطقه‌اي ويژه برخي كشورها هستند.
"ابوبكر القربي" وزير خارجه يمن نيز تأكيد كرد: براي پايان‌دادن به شورش شيعيان در شمال كشور، از هر وسيله‌اي استفاده خواهيم كرد.
همزمان شوراي ‌عالي دفاع ملي و كميته عالي امنيتي يمن در جلسه‌اي به رياست ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيس‌جمهور يمن، طرح كاهش روابط سياسي و اقتصادي با ايران را تصويب كرد.
سخنگوي حزب حاكم موسوم به كنگره عمومي ملي يمن هم مؤسسات ايراني را به حمايت از قيام شيعيان در استان‌هاي شمالي اين كشور متهم كرد.
اين در حالي است كه نيروهاي عربستان‌سعودي نيز با ورود به عرصه درگيري‌هاي دولت يمن با رزمندگان شيعه در مرزهاي شمالي اين كشور، 20 باب منزل شيعيان استان صعده را ويران كردند.
جنگنده‌بمب‌افكن‌هاي ارتش يمن، بمباران مناطق شيعه‌نشين شمال اين كشور را از ظهر تشديد كرده و بر حجم و دامنه اين حملات افزودند.

85/12/02 : يك هيأت امنيتي از كميسيون اطلاعات و امنيت كنگره آمريكا، با ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيس‌جمهور يمن ديدار و با وي درباره تبادل اطلاعات جاسوسي و همكاري نظامي با صنعا گفت‌وگو كرد.
سرتيپ "يحيي الشامي" استاندار صعده يمن اذعان كرد: حوادث جاري در اين استان، با اطلاع و هماهنگي كامل و رايزني با برادران سعودي در حال وقوع است و با تداوم رايزني‌ها، آنها از تمام مسائل كنوني و آينده صعده اطلاع كامل دارند.

85/12/05 :‌ رزمندگان شيعه يمني، يك فروند بالگرد نظامي ارتش يمن را كه در حملات دولت به مناطق شيعه‌نشين به كار گرفته شده بود سرنگون كردند.
همزمان با تشديد حملات سنگين نظاميان يمن به مواضع رزمندگان شيعه در استان‌هاي شمالي اين كشور، شيعيان با حمله به پادگان "قهرةالضراب"، اين پايگاه مهم نظامي را نيز به تصرف خود درآوردند.
روزنامه القدس‌العربي هم اعلام كرد: با ورود جنگنده‌بمب‌افكن‌هاي ميگ و بالگردهاي موشك‌انداز به دايره حملات نيروي هوايي ارتش يمن به مناطق شيعه‌نشين شمال اين كشور، آمار قربانيان افزايش يافت.
آمريكا براي نخستين‌بار، حمايت قاطع خود را از حملات دولت يمن به مناطق شيعه‌نشين اين كشور اعلام كرد.
ده‌ها تن از علماي ديني و شخصيت‌هاي اجتماعي مناطق نجران و ظهران در جنوب عربستان‌سعودي، با صدور بيانيه‌اي خطاب به حكومت اين كشور، در مورد دخالت رياض در حوادث استان‌هاي شمالي يمن هشدار دادند.

85/12/06 : يك فروند هواپيماي جنگنده‌بمب‌افكن سوخوي ارتش يمن، در جنوب استان صعده سرنگون شد.
"سيد عبدالملك طباطبايي حوثي" فرمانده شيعيان يمني با صدور اطلاعيه‌اي بار ديگر، هر گونه ارتباط با خارج از جمله ايران و ليبي را قاطعانه تكذيب كرد.

85/12/07 : نيروهاي امنيتي دولت يمن، با يورش به منزلي در روستاي "حده" در حومه صنعا، "علوي" پسر "سيد يحيي طباطبايي حوثي" نماينده مجلس اين كشور را دستگير كردند.
"حمود عباد" وزير اوقاف و ارشاد يمن ادعا كرد: اقدامات حوثي و پيروانش در خدمت اغراض و اهداف كشورهاي بيگانه‌اي مانند ايران و ليبي است.
انگليس اعلام كرد آماده است از دولت يمن در زمينه مبارزه با بحران‌ها، تروريسم و جرايم سازمان‌يافته حمايت امنيتي و فني كند.
معاون وزير كشور امارات عربي متحده نيز در سفر به صنعا با مقامات امنيتي يمن در زمينه همكاري در مبارزه با تروريسم گفت‌وگو كرد.

85/12/08 : دولت يمن در راستاي سركوب تحركات مدني شيعيان اين كشور، پايگاه‌هاي اينترنتي نشريات و رسانه‌هاي شيعيان را فيلتر كرد.
روزنامه القدس‌العربي با انتشار مقاله‌اي تحليلي درباره اوج‌گيري قدرت شيعيان يمني در سال‌هاي گذشته، فاش كرد: دولت يمن، سياست كشتار و دستگيري سازمان‌يافته شيعيان زيدي و دوازده‌امامي را در دستور كار خود قرار داده است.
پژوهشكده مطالعات راهبردي با انتشار تحليلي با عنوان "نسل‌كشي شيعيان در يمن" اعلام كرد: دولت يمن به مجري سياست‌هاي آمريكا بر ضد اسلام تبديل شده و سناريوهاي آمريكا و صهيونيست‌ها را اجرا مي‌كند.

85/12/09 : "ملك عبدالله بن‌عبدالعزيز" پادشاه عربستان‌سعودي با ارسال نامه‌اي براي ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيس‌جمهور يمن اعلام كرد رياض آماده همكاري با صنعا در زمينه امنيتي است.

85/12/11 :‌ روزنامه الشرق الاوسط از سفر هياتي از شوراي امنيت ملي ايران به صنعاء پايتخت يمن خبر داد.

85/12/12 : پايگاه خبري "المسلم" اعلام كرد: بررسي موضوع كشتار شيعيان يمن به دست نظاميان اين كشور، از محورهاي مذاكرات "محمود احمدي‌نژاد" رئيس‌جمهوري اسلامي ايران در رياض است.

85/12/13 : يحيي حوثي رهبر شيعيان يمن در گفت‌وگو با شبكه تلويزيوني العربيه گفت: شيعيان يمن از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي ايران به اين سو همواره متهم به ارتباط با ايران هستند.
ژنرال "قاسم سلام" رئيس حزب بعث سوسياليست ملي عربي يمن مدعي شد: الحوثي فرمانده شيعيان ناراضي يمن قصد دارد استان صعده را به مركز تشيع دوازده‌امامي در منطقه تبديل كند.
سفارت جمهوري اسلامي ايران در صنعا با رد ادعاهاي "طارق الشامي" سخنگوي حزب حاكم اين كشور، آن را غير مسؤولانه اعلام كرد.

85/12/14 : ده‌ها روحاني ايراني با برگزاري تجمعي اعتراض‌آميز در برابر سفارت يمن در تهران، خواستار اخراج سفير اين كشور از ايران شدند.

85/12/15 : منابع آگاه از به‌كارگيري گازهاي سمي در حمله به استان صعده و مثله‌كردن پيكر رزمندگان شيعه به دست نظاميان يمني خبر دادند.
هفته‌نامه لبناني "الكفاح‌العربي" در بيروت، ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيس‌جمهور يمن را شكست‌خورده سياسي هفته اخير ناميد.
فعالان سياسي يمني از تغيير نام خيابان "شهيد آصف" تهران به "شهيد حسين حوثي" كه سفارت اين كشور در آن قرار دارد، استقبال كردند.

85/12/16 :‌ دو فروند جنگنده‌بمب‌افكن سوخوي ارتش يمن، پس از بازگشت از مأموريت بمباران مناطق شيعه‌نشين صعده به‌طور شگفت‌آوري همزمان در يك فرودگاه محلي دچار آتش‌سوزي شد.
روزنامه يمني "اخباراليوم" مدعي شد: نيروهاي اطلاعاتي يمن بيمارستاني را كشف كردند كه زير نظر ايراني‌ها در منطقه "النقعه"، رزمندگان شيعه را درمان مي‌كند.
"ابوبكر القربي" وزيرخارجه يمن به‌طور ناگهاني وارد تهران شد. وي در ديدار با منوچهر متكي همتاي ايراني خود با تشريح نقش سازنده ايران در منطقه و جهان اسلام گفت: امينت ايران و جهان عرب از يكديگر تفكيك‌ناپذير است.
همچنين ساعتي بعد، پيام رئيس‌جمهور يمن به محضر مقام معظم رهبري، توسط وزير خارجه اين كشور تسليم مشاور حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در امور بين‌الملل شد.

85/12/18 : "محمود احمدي‌نژاد" رئيس‌جمهوري اسلامي ايران با اشاره به هجوم گسترده دشمنان به امت اسلامي و با بيان اينكه امروز هرجا درگيري ميان مسلمانان وجود دارد حضور و رد پاي دشمنان جهان اسلام و قدرت‌هاي زورگو محسوس است بر ضرورت توقف سريع درگيري‌ها ميان برادران مسلمان در يمن تأكيد كرد.
85/12/20 : "ابوبكر القربي" وزير خارجه يمن پس از بازگشت از تهران به صنعا، مدعي شد: حقيقت جنگ صعده اشتباه به برادران ايراني ما منتقل شده و نامه رئيس‌جمهور يمن براي آيت‌الله خامنه‌اي رهبر ايران و محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهوري اين كشور براي تصحيح اين اشتباه مقامات ايراني و توضيح در مورد برافروختن آتش فتنه از سوي تروريست‌ها بود.
شبكه خبري الجزيره اعلام كرد: راديو و تلويزيون و نشريات دولتي يمن از امروز به‌طور رسمي موظف شدند با درج مطالب، اخبار و مقالات ضد شيعي با افكار شيعيان زيدي و دوازده‌امامي اين كشور به مبارزه برخيزند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 17:12  توسط احسان  | 

رهبر شيعيان يمن: شيعيان يمن از ابتداي پيروزي انقلاب ايران متهم هستند

   
۱۳ اسفند ۱۳۸۵
يحيي حوثي رهبر شيعيان يمن در گفتگو با تلويزيون العربيه گفت شيعيان يمن از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي ايران به اين سو همواره متهم به ارتباط با ايران هستند.

به گزارش خبرگزاري فارس، يحيي حوثي رهبر شيعيان يمن در گفتگو با تلويزيون العربيه گفت شيعيان يمن از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي در ايران به اين سو همواره مورد اتهام قرار گرفته‌اند كه با ايران در ارتباط هستند.

در جريان درگيري ارتش يمن با شيعيان اين كشور 105 نظامي و 90 تن از شيعيان كشته شدند. يحيي حوثي دراين گفتگو افزود: دولت يمن به دنبال آن است كه شيعيان را به عنوان تروريست به جهان معرفي كند اما در اين طرح شكست خورد. حوثي ادامه داد شيعيان برخلاف تبليغات دولت يمن هيچ گونه ارتباطي با ايران و ليبي ندارند.

يحيي حوثي در حال حاضر به عنوان پناهنده سياسي مقيم برلين پايتخت آلمان است .حوثي پيش از پناهندگي به يمن نماينده پارلمان كشورش بوده است.

جمعيت يمن 19 ميليون نفر است كه اكثريت آن را سني‌ها تشكيل مي‌دهند.
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 21:59  توسط احسان  | 

شيعه‌كشي با مشاركت سلفي‌هاي عربستان و سكوت شيعيان

   
۱۲ اسفند ۱۳۸۵
در حالي كه در كمتر از يك ماه گذشته، نزديك به پانصد تن از شيعيان يمن به دست ارتش اين كشور و نيز نيروهاي مسلح سلفي و نزديك به «القاعده» به قتل رسيده‌اند، تاكنون بيشتر شيعيان جهان سكوت كرده‌اند و حتي تحرك مؤثري براي پايان درگيري‌ها و جلوگيري از قتل شيعيان از آنان ديده نشده است.

اين درگيري‌ها كه از سپتامبر 2004 در يمن آغاز شده، تاكنون موجب كشته شدن بيش از هزار نفر شده است كه عمدتا از شيعيان اين كشورند. در گيري‌هاي دو هفته اخير، از شديدترين نوع درگيري‌هاي نظامي در اين كشور است كه در بين نيروهاي حامي «عبدالمالك الحوثي» با دولت يمن و اكنون نيروهاي «جيش عدن ابين» كه به كمك نيروهاي دولتي آمده‌اند و سومين درگيري نظامي كه شديدترين آن از سال 2004 آغاز شده، رخ داده است.

همچنین گفته می شود گروه‌هاي سلفي جنوب عربستان كه با شمال يمن و محل استقرار نيروهاي الحوثي و استان «صيده» مجاورت داشته‌اند، از استان «ابين» وارد استان «صعده» شده‌اند تا با نيروهاي الحوثي نبرد كنند.

اين گروه به وسيله «خالد عبدالنبي» رهبري مي‌شود كه با دولت همكاري مي‌كند و پس از اين ‌كه سال گذشته در مسجدي در ابين مواردي عليه شيعيان بيان شد، اين گروه جاني گرد هم آمدند.

همچنين روز جمعه در مسجد «زنگبار»، «التومي»، سخنگوي اين گروه اعلام كرد، اين شيعيان به اصول دين باور ندارند و رهبر آنان "سید حسن نصرالله" است كه به دين اسلام اعتقاد ندارد!
با توجه به اين وضعيت، همه سخنگويان و مقامات رسمي يمن و رهبري آنان اعلام كرده‌اند كه مردم يمن و استان صيده به خاطر منافع ملي عليه الحوثي بجنگند!

«يحيي الحوثي»، برادر «عبدالمالك الحوثي» كه پيشتر عضو مجلس يمن بود، پس از مرگ پدرش در سال 2005 مجبور شد به آلمان سفر كند و اكنون دولت يمن قصد دارد از طريق پليس بین الملل او را كه شخصي ميانه‌رو به شمار مي‌رود، دستگير كند.
او ديروز اعلام كرد: نيروهاي خارجي سلفي كه از سربازان مصري، اردني، سوري، سوماليايي و عراقي تشكيل شده‌اند، عليه نيروهاي الحوثي به كمك دولت يمن آمده و اقدامات شديدي را انجام مي‌دهند. او ادامه مي‌دهد: دولت يمن هرگونه مداخله و گفت‌وگو و ميانه‌روي در اين زمينه را كنار گذاشته و به سركوب شديد شيعيان زيدي ادامه مي‌دهد.

از سوي ديگر، ارتش يمن اعلام كرده كه شورشيان الحوثي، ساختمان‌هاي دولتي را به تصرف خود درآورده و همچنين از مدارس و مكان‌هاي ديگر استفاده مي‌كنند تا ارتش يمن نتواند به آنان حمله كند.

«علي عبدالله الصالح»، رئيس‌جمهور يمن، مي‌گويد: اين شيعيان به دمكراسي اعتقاد ندارند و از پيشرفت كشور حمايت نمي‌كنند و مي‌خواهند كشور را به عقب بكشانند، اما الحوثي اين نگاه دولت را نمي‌پذيرد و اظهار مي‌دارد: مي‌گويند ما به خاطر شيعه بودن به "ايران" وابسته هستيم و به خاطر مخالفت با عربستان سعودي، ما را به همكاري با "ليبي" متهم مي‌كنند، در حالي كه ما كاملا مستقليم و دولت مي‌تواند به جاي برخوردهاي خشونت‌آميز، با ما به مذاكره و گفت‌وگو بنشيند و راه‌هاي مسالمت‌آميز را برگزيند.

گروه او كه با نام «معتقدان جوان مؤمن» شناخته مي‌شود، بر اين باورند كه دولت يمن از فساد مالي و تبعيض رنج مي‌برد، از غرب و حكومت آمريكا پيروي مي‌كند و اكنون كه توان مقابله با مخالفان را ندارد، از طريق نيروهاي سلفي، قصد نابودي شيعيان مخالف دولت را دارد.
اين در حالي است كه دولت سعودي، اكنون به عنوان حامي اصلي دولت يمن در اين زمينه، از هرگونه اقدام براي نابودي اين شيعيان بهره مي‌برد.

پس از آن‌كه شيعيان در 13 جولاي 2004 تظاهراتي به رهبري «حسين الحوثي» انجام دادند و پرچم‌هاي حزب‌الله لبنان را به نشانه اعتقاد به آيين این جنبش بالا بردند، روزنامه «كريستين ساينس مانيتور» ـ نزديك به مسيحيان آمريكا ـ نوشت: اين افراد كه تظاهرات عليه دولت كمونيستي پيشين «عبدالله صالح» را به راه انداختند،‌ هر كدام مبلغ يكصد دلار از سيدحسن نصرالله دريافت كرده‌اند.

اما در همان سال، «حسين الحوثي» به دست نيروهاي دولتي يمن كشته شد كه پس از آن «بدرالدين الحوثي»، رهبري را بر عهده گرفت كه در ماه مارس سال 2005، دوباره ارتش يمن به آنان حمله كرد كه تظاهراتي كه با دعوت آيت‌الله سيستاني در عراق برگزار شد، اما صداهايي كه بايد از اين دست به گوش جهانيان براي اين شيعيان بي‌دفاع شنيده شود، به گوش نرسيد.

با درگيري‌هاي سوم كه از 25 روز پيش در استان صيده آغاز شده، مجلس يمن دستور داد كه حمله همه‌جانبه‌اي براي نابودي مخالفان انجام شود. تاكنون خبرهاي رسيده از قتل چهارصد نفر، اطلاع مي‌دهد كه بين آنان حدود دويست نيروي ارتش و تعداد بسياري از مخالفان و غيرنظاميان ديده مي‌شوند.
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 21:58  توسط احسان  | 

نسل کشي سادات در يمن و سکوت شيعيان

چاپ پست الكترونيكي
۱۰ اسفند ۱۳۸۵
 دولت يمن، سياست كشتار و دستگيري سازمان‌يافته شيعيان زيدي و دوازده‌ امامي را در دستور كار خود قرار داده است. و طي هفته اخير به طرز وحشيانه اي، کشتار شيعيان و سادات و تخريب منازل آنان را آغاز کرده  است. خبرها حاکي است، هم اکنون هزاران تن از کودکان، زنان و پيران، از ذريه رسول الله(ص)، تنها به جرم اينكه نواده پيامبر گرامي اسلام(ص) هستند، در يمن قتل عام مى شوند و اين درحالي است، که هيچ عکس العمل جدي از ديگر شيعيان نسبت به اين نسل کشي ديده نميشود.

 رئيس سابق مجلس اعلاي اسلامي شيعيان يمن، دکتر سيد عصام علي يحيي العماد  از جزئيات قتل عام و نسل كشي شيعيان در اين كشور پرده برداشت. و اعلام کرد که از ابتدا اسفند ماه سال جاري دولت يمن با اعلام جنگ وحشيانه بر ضد مستضعفان شيعه صدها نفر از شيعيان را به قتل رسانده است.

به گزارش سایت موعود، اين عالم يمني تصريح كرد: علي عبدالله صالح هم اکنون هزاران تن از کودکان، زنان و پيران، از ذريه رسول الله(ص)، را تنها به جرم اينكه نواده پيامبر گرامي اسلام(ص) هستند، قتل عام ميکند.

ژنرال "علی عبدالله صالح" نه تنها سادات و شيعيان را به اتهام انتساب به خاندان اهل بيت(ع) مستحق قتل و اهانت ميداند، بلكه به هر كس هم كه عشق كشتار فرزندان رسول الله(ص) را دارد، نشان افتخار دولتي و تقديرنامه و نماد شرافت اعطا مي كند.

اين عالم يمني تصريح كرد: علي عبدالله صالح  تازگي دستمزد زنان سادات معلم، را به اتهام انتساب به خاندان پيامبر(ص) قطع كرده است. و در پاسخ به يكي از همين معلمان كه به اين اقدام معترض بوده با تمسخر پاسخ داده است: برويد و دستمزدتان را از جد خود(ص) بگيريد!

وي اظهار داشت، هم اکنون نيروهاي نظامي، هر روزه با هدف نابودي اماكن مسكوني، تنها به اين اتهام اینكه آنها از ذريه پيامبر(ص) هستند، به مناطق سکونت و مزارع شيعيان يورش مي برند.

وي در ادامه از سكوت دولت ايران در قبال قتل عام شيعيان در اين كشور اظهار تعجب کرد و تصريح كرد: نخبگان و علماي يمن، از رئيس جمهور ايران، انتظار دارند كه در قبال كشتار و قتل عام هزاران نفر شيعيان اين كشور، واكنشي درخور از خود نشان دهد.

وي در ادامه با اشاره به بيانيه هاي  متعدد صادر شده از سوي مراجع عظام تقليد قم و نجف در مورد جنايات حكومت يمن عليه شيعيان اين كشور، يادآور شده است: «جناب آقاي رئيس جمهور! بسياري از علماي شيعه هم اکنون به دست حكومت يمن اعدام شده اند و اكنون تعدادي از علماي شيعه يمن، به اتهام ارتباط با ايران، در آستانه اعدام قرار دارند.

گفتني است؛ تعداد زيادي از نوادگان اهل بيت (عليهم السلام) در قرون اوليه اسلامي به منطقه شمالي يمن هجرت كردند كه شهرها و روستاهاي محل اقامت سادات اين كشور اكنون به مناطق سيدنشين يا "منطقة الهجره" معروف است. كه هم اکنون، كانون شديدترين حملات نيروهاي حكومتي و گارد رياست جمهوري يمن است. اين حملات، تا كنون به قتل عام هزاران تن از شيعيان دوازده امامي، زيدي و اسماعيلي در يمن منجر شده است.

گزارشها حاكي است؛ در برخي از مناطق سني نشين نيز علماي اهل تسنن كه داراي شجره نامه و نسب سيادت بوده اند به جرم "سيد بودن" به قتل رسيده اند.

وي بابيان اين که حکومت يمن همچنين در اقدامي بي سابقه هر گونه چاپ ورود وتوزيع کتابهاي در مورد امام علي (ع)، حضرت فاطمه (س)، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) را در اين کشور ممنوع کرده است و در مقابل به دستور حکومت يمن به شخصيت امام علي (ع) و امام حسين (ع) توهين مي شود و این در حالی است که رئيس جمهور يمن به طور علني از شخصيت يزيد بن معاويه وعبيد الله بن زياد  تمجيد مي کند.

گزارشها حاکي است، که همچنین روزنامه القدس‌العربي با انتشار مقاله‌اي تحليلي درباره اوج‌گيري قدرت شيعيان يمني در سال‌هاي گذشته، فاش كرد: دولت يمن، سياست كشتار و دستگيري سازمان‌يافته شيعيان زيدي و دوازده‌امامي را در دستور كار خود قرار داده است.

اين روزنامه با اشاره به ريشه‌هاي شكل‌گيري جنبش امامي‌مذهب در يمن، نوشت: نخستين جرقه‌هاي تحرك سياسي شيعيان يمن در سال 1982 به دست علامه "صلح احمد فليته" با تأسيس اتحاديه جوانان زده شد كه يكي از مواد درسي اين اتحاديه، موضوع "انقلاب اسلامي ايران" بود كه علامه "محمد بدرالدين طباطبايي حوثي" تدريس آن را برعهده داشت.

نويسنده اين مطلب در ادامه با اشاره به تلاش‌هاي علامه "مجدالدين المؤيدي" و علامه "سيد بدرالدين طباطبايي حوثي" بزرگ خاندان حوثي كه تلاش‌هاي وي هم‌اكنون نيز ادامه دارد، نوشت: در اصل "علامه بدرالدين" مؤسس، مرشد، مفتي و پدر معنوي جنبش شيعيان به شمار مي‌رود و نه فرزند مشهور وي "حسين"‌ كه دو سال پيش به دست نظاميان يمني كشته شد.

القدس‌العربي مي‌افزايد: پس از انقلاب اسلامي ايران احزاب شيعي متعددي در يمن پا به عرصه سياسي گذاشتند كه از جمله آنها مي‌توان به حزب انقلاب، حزب‌الله، حزب‌الحق و اتحاد نيروهاي ملي اشاره كرد كه حزب‌الحق كه مؤسس آن علامه "سيد حسين طباطبايي حوثي" بود بيشترين هوادار را به خود اختصاص داد.

اين روزنامه با بيان اينكه رهبري سياسي شيعيان در سال‌هاي اخير بر عهده "محمد سالم عزان"، "سيد محمد طباطبايي حوثي"، "سيدحسين طباطبايي حوثي"، "عبدالرحمن الحمران" و "عبدالله عيضه الرزامي" مشهور به "مالك‌اشتر يمن" بوده است، مي افزايد: جنبش حوثي امتداد انديشه احياي تفكر امامي است كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، به طرح سياسي گسترده‌اي در يمن تبديل شد.

نويسنده مقاله در ادامه با اشاره به اينكه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران،‌ انديشه معنوي انقلابي و شيعي در يمن اوج گرفت، تأكيد كرده است: دولت ژنرال "علي عبدالله صالح" كه 32 سال پيش با كودتا روي كار آمد و حاكميت آن بر مردم يمن همچنان ادامه دارد، در سال 1994 با حمله به منزل علامه "سيد بدرالدين طباطبايي حوثي" آن را ويران كرد كه در پي آن وي مجبور شد به لبنان و ايران بگريزد كه تا سال 1997 ادامه يافت.

القدس‌العربي با اشاره به اينكه تشيع از سال 1990 به‌عنوان جرياني مؤثر در منطقه رشد كرد و پس از سقوط بغداد در بهار 2003 اوج گرفت، نوشت: اوج‌گيري تشيع در منطقه پس از حوادث 11 سپتامبر 2001 شدت بيشتري به خود گرفت زيرا اين حادثه باعث شد وهابي‌ها و اهل‌سنت تندرو از مجامع عمومي و مساجد طرد شوند و شيعيان جاي خود را باز كنند كه اين مسأله در يمن با جايگزيني جنبش "جوانان مؤمن" به جاي گروه‌هاي سلفي و اخواني نمود يافت.

اين روزنامه با بيان اين مطلب كه شيعيان يمن، شعار "الله اكبر، مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسرائيل و پيروز باد اسلام" را در سال‌هاي گذشته، به‌عنوان شعار اصلي خود برگزيده‌اند و آن را در هر مسجد و كوي و برزن سر مي‌دهند، مي‌افزايد: اين شعار، هزاران تن از جوانان پر شور يمن به‌ويژه در استان صعده را به اين باور رسانده كه امپرياليسم آمريكا نابودشدني است و اين كار با اوج‌گيري انديشه سياسي قابل تحقق است.

نويسنده اين مقاله تحليلي در اين باره مي‌نويسد: جهاد رسانه‌اي و تبليغاتي شيعيان يمن از سال 2002 با سخنراني پر شور علامه "سيد حسين طباطبايي حوثي" در مدرسه امام هادي(ع) منطقه "مران" با عنوان "فرياد در چهره مستكبران" تقويت شد كه وي در اين سخنراني به طغيان آمريكا در خاورميانه و خفتي كه گريبان‌گير كشورهاي اسلامي و عربي و حاكمان منطقه شده است اشاره و با استناد به آيات قرآني، از مواضع جمهوري اسلامي ايران و حزب‌الله لبنان مبني بر ضرورت رويارويي با امپرياليسم آمريكا و رژيم صهيونيستي تمجيد كرد. در پي آن سخنراني، نيروهاي نظامي و امنيتي دولت يمن با يورش به منازل شيعيان هوادار حوثي، دست‌كم 600 تن از آنان را دستگير كرده و به زندان انداختند.

اين روزنامه در ادامه با اشاره به اعتراضات مراجع تقليد و علماي مقيم شهرهاي مقدس قم و نجف عليه دولت يمن به علت كشتار و آزار شيعيان اين كشور، مي‌افزايد: در اين ميان دكتر "عصام العماد" عالم يمني مقيم قم و امام جماعت مسجد جامع الاسطي صنعا كه نويسنده كتاب "سفر من از وهابيت به تشيع دوازده‌امامي" است و نيز هفته‌نامي "البلاغ" كه ارگان شيعيان پيرو حوثي به شمار مي‌رود نقش مؤثري دارد. اين وسائل تبليغي و نيز شبكه‌هاي خبري عربي ايراني و شبكه المنار حزب‌الله لبنان، در سال‌هاي اخير بر حجم تبليغات خود درباره قيام امام حسين(ع) و مسأله غدير افزوده‌اند كه اين اقدامات نيز بر تقويت جايگاه تشيع در يمن تأثيرگذار بوده است.

 

معاون سفير آمريكا در صنعا: دولت يمن در سركوب شيعيان از حمايت آمريكا برخوردار است

همچنین "نبيل خوري" معاون سفير آمريكا در صنعا اعلام كرد: دولت يمن در سركوب شيعيان شمال اين كشور، از حمايت سياسي و معنوي دولت آمريكا برخوردار است.

به گزارش خبرگزاري فارس، وي در گفت‌وگويي زنده با شبكه خبري الجزيره قطر با بيان اينكه آمريكا در مبارزه با شيعيان استان صعده در شمال اين كشور، با دولت يمن همكاري مي‌كند، گفت: دولت يمن، دوست ما و هم‌پيمان ماست و به همين دليل ما با آن در سركوب اين شورش همكاري مي‌كنيم.

وي با تمجيد از تلاش‌هاي دولت يمن در مبارزه با آنچه آمريكا از آن با عنوان تروريسم ياد مي‌كند، افزود: البته ما در حوادث جاري به‌طور مستقيم دخالت نمي‌كنيم اما اعلام مي‌كنيم كه يمن حق دارد سلطه قانوني خود را بر اقصي نقاط اين كشور حفظ و از خود دفاع كند.

خوري مدعي شد: اطلاعاتي در دست است كه نشان مي‌دهند برخي كشورها در برخي مناطق استان صعده، از اين گروهك ويران‌گر حمايت مي‌كنند.

معاون سفير آمريكا در صنعا بدون نام‌بردن از كشوري، افزود: اين دخالت‌ها محكوم است زيرا هيچ كشوري حق ندارد از شرايط بغرنج داخلي كشور ديگري سوءاستفاده و از گروه‌هاي خاصي حمايت مالي، سياسي و حتي معنوي كند.

وي با تأكيد بر اينكه آمريكا به دولت يمن اطمينان دارد و به توصيه‌هاي مقامات اين كشور گوش فرامي‌دهد، به كمك‌هاي آمريكا به صنعا اشاره و تصريح كرد: نيروهاي مبارزه با تروريسم و نيروهاي ساحلي يمن بسيار فعال هستند و روز به‌روز بر قدرت آنها افزوده مي‌‌شود.

خوري همچنين بدون اشاره به روي كار آمدن دولت ژنرال "علي عبدالله صالح" به‌وسيله كودتاي نظامي حزب بعث و حاكميت 32 ساله وي و دوستانش بر كشور يمن، گفت: دولت يمن، دولت آزاد و مستقلي است كه مي‌تواند بدون ترس و اجبار از سوي كسي، خودش درباره مسائل تصميم بگيرد و انتخاباتي كه در اين كشور برگزار مي‌شود به‌ويژه انتخابات رياست جمهوري آن، بسيار آزادانه و بي‌مشكل‌تر از همه كشورهاي منطقه است.

اين در حالي است كه به گزارش پايگاه خبري قدس‌پرس، بسياري از احزاب و گروه‌هاي مستقل يمني كه از معرفي نامزد براي انتخابات رياست‌جمهوري اخير يمن محروم شده بودند با صدور اطلاعيه‌اي اعلام كرده‌اند كه حزب حاكم ژنرال صالح، هر كس را كه بخواهد با وي به رقابت برخيزد مرتد،‌ جدايي‌طلب، ملحد،‌ خارج از اسلام و مخالف دين و قانون معرفي و رقباي خود را مسخره مي‌كند تا بدين وسيله آراي خود را افزايش دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 21:57  توسط احسان  | 

تجمع طلاب در اعتراض به كشتار شيعيان يمن مقابل سفارت يمن

                                               

جمعي از طلاب در اعتراض به كشتار شيعيان يمن ظهر شنبه مقابل سفارت اين كشور تجمع كردند و کشتار شيعيان يمن را محکوم کردند و خواهان تعطيلي سفارت يمن و اخراج سفير اين کشور از ايران شدند. روی پلاکاردهايی که تجمع کنندگان با خود حمل می کردند نوشته شده بود: "ما به دولت یمن اخطار می ‌کنیم چنانچه کشتار مسلمین را قطع نکند با برخورد قاطع ملت ایران روبرو خواهد شد" و "هرکه با آل علی درافتاد ورافتاد". در بيانيه ای که در اين تجمع قرائت شد، خواسته شده است که نام خيابان آصف را که سفارتخانه يمن در آن واقع است به خيابان "شهيد الحوثی" تغيير يابد که طی درگيريهای يکی از گروههای شيعه يمنی با نيروهای دولتی در يمن کشته شده است.

تجمع‌كنندگان با سر دادن شعارهايي همچون «الله اكبر»، «لااله الا الله، محمدرسول‌الله»، «هيات مناالذله»، «مسلمان مي‌ميرد ذلت نمي‌پذيرد»، «مي‌كشم‌ مي‌كشم هر كه بردارم كشت»، «حزب‌الله مي‌ميرد ذلت نمي‌پذيرد»، «مرگ بر آمريكا»، «مرگ بر انگليس» و «مرگ بر اسراييل» در بيانيه‌اي اعلام كردند: بار ديگر دست‌هاي پليد استكبار از آستين مزدورانشان بيرون آمده و با كشتار بي‌رحمانه شيعيان مظلوم يمن، چهره‌ي خود را آشكار كرده است.

در ادامه بيانيه‌ تجمع كنندگان آمده است: «ما جمعي از طلاب و روحانيون آگاه تهران، انزجار همه جانبه خود را از اين اعمال جنايتكارانه و آمادگي خود را براي دفاع از شيعيان جنوب لبنان و شيعيان مظلوم يمن اعلام مي‌داريم. اكنون استكبار جهاني، صهيونيسم و آمريكا و روباه پير انگليس، شكست‌هاي خود را در جنوب لبنان مي‌بينند و با نسل‌كشي شيعيان يمن درصدد اختلاف‌افكني بين شيعيان و اهل سنت برآمده‌اند و با تحريك افراد جاهل و گروهك‌هاي تكفيري اقدام به اختلاف‌افكني مي‌كنند.»

 طلاب تجمع‌كننده در اين هنگام شعار دادند: «لانه روباه پير تعطيل بايد گردد، سفير مزدور آن اخراج بايد گردد»

تجمع‌كنندگان در ادامه بيانيه خود عنوان كردند: « ما تجمع‌كنندگان از دولت كريمه جمهوري اسلامي ايران، خواستار فراخواني و اخراج سفير دولت جمهوري عربي يمن و اعتراض رسمي به كشتار يمن هستيم. ان‌شاءالله بعد از اين حركت، به كشتار شيعيان يمن، خيابان شهيد آصف ( خياباني كه سفارت يمن در آن واقع شده است) به صورت نمادين به خيابان شهيد الحوثي كه از شهداي شيعيان يمن است، تغيير نام خواهد يافت.»

در ادامه‌ي اين تجمع يكي از طلاب اظهار داشت: « چند سال است در يمن شاهد اعمال وقيحانه از سوي دولت آن هستيم. تقريبا از سال 1990 كه مقداري به شيعيان يمن فضا داده شد، بعضي از اين شيعيان كه از خاندن الحوثي بودند، با تشكيل كلاس‌هايي سعي در ترويج مذهب شيعه كردند اما بعد از سفر صالح‌عبدالله – پادشاه يمن به آمريكا، شاهد بوديم كه قتل عام شيعيان شروع شد كه پس از اين اقدام برخي از اين شيعيان به كوه‌هاي سعده پناه بردند.»

وي ادامه داد: « رسانه‌هاي غربي به تحريك آمريكا و انگليس، مطالب را برعكس نشان داده و اين شيعيان را گروه‌هاي آشوب‌گر معرفي كردند و قتل‌عامي نيز مجددا صورت گرفت و آنها خاندن الحوثي را كشتند و اكنون نيز شاهديم كه به صورت گسترده و برنامه‌ريزي شده و با دست‌هاي پشت پرده انگليس و آمريكا و غرب و برخي كشورهاي عربي اين اقدام را انجام مي‌دهند.»

اين طلبه افزود: « آنها با بستن استان سعده و قطع منابع آب شيعيان اين استان و همچنين قطع راه‌هاي اطلاع‌رساني به آنها اقدام به بمباران اين مناطق و قتل‌ عام آنها كردند كه متاسفانه دنياي غرب كه ادعاي دفاع از حقوق بشر را دارد، هيچ تحركي را در اين باره انجام نمي‌دهد.»

وي با بيان اينكه ما در اين تجمع مي‌خواهيم اعلام كنيم شيعيان به آگاهي سياسي و با توجه به اهميت موضوع، مسايل را پيگيري و حركت مناسب را خواهند داشت، گفت: « در شرايطي كه همه دنيا عليه اسلام بسيج شده‌اند و گروه‌هايي نيز مانع فعاليت‌هاي مسلمانان شده‌اند و برخي از مفتي‌ها نيز ناآگاهانه فعاليت‌هايي را انجام مي‌دهند، از مسلمانان خواستاريم كه اتحاد خود را با كنار گذاشتن اختلافات، حفظ كنند.»

در پايان تجمع‌كنندگان نسبت به ادامه موارد يادشده هشدار دادند و با سردادن شعار به سمت خيابان ولي عصر راه افتادند و در حركتي نمادين، برگه‌اي را بر روي تابلوي خيابان شهيد آصف گذاشتند و اين خيابان را خيابان الحوثي نامگذاري كردند.

به گزارش ايسنا، در اين تجمع، تجمع‌كنندگان شعارهايي همچون « يا ايها المسلمون اتحدو اتحدو، حسين حسين شعار ماست شهادت افتخار ماست، هيات مناالذله، را سردادند و پلاكاردهايي با عناويني همچون «ما به دولت يمن اخطار مي‌كنيم چنانچه كشتار مسلمين را قطع نكند با برخورد قاطع ملت ايران روبرو خواهد شد»، « لبيك يا علي»، « اختلاف بين شيعه و سني دسيسه آمريكا و انگليس است»، « هركه با آل علي درافتاد ور افتاد» و« جان بر كف ولايت، آماده شهادت» مقابل سفارت يمن سر دادند.
 
 
«جنبش دانشجويان جهان اسلام» درباره‌ي كشتار شيعيان يمن بيانيه‌اي صادر كردند.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين بيانيه آمده است: «چند سالي است كه منطقه‌ي خاورميانه به عرصه‌اي براي هجوم آشكار و همه‌جانبه‌ي استكبار جهاني به سركردگي آمريكاي غدار عليه ملت‌هاي مسلمان تبديل شده و روزي نيست كه دل‌هاي آحاد مسلمين از فجايع به وجود آمده توسط اين جنايتكاران به درد نيايد. در اين ميان حاكمان جابر و دست‌نشانده‌ي مستكبران غربي كه شر و نكبت‌شان همواره گريبانگير امت اسلامي بوده و گوش به فرماني آنها از اربابان آمريكايي خود از ديگر آلام مسلمين است، به پيروي از سياست‌هاي ابرقدرت‌هاي زورگوي جهان در حال ظلم و ستم به ملت‌هاي منطقه هستند. در كنار كشتارهاي وسيع مسلمين در كشورهاي عراق، افغانستان، فلسطين و لبنان.

اين روزها شاهد آنيم كه در كشور مسلمان يمن و به دست حاكمان جور اين كشور، شيعيان در معرض كشتاري وحشيانه قرار گرفته‌اند و علي عبدالله صالح حاكم دست‌نشانده‌ي آمريكا در اين كشور عامل جنايت و فجايعي است كه مسلمانان و خصوصا شيعيان آن كشور را تحت فشار قرار داده است. اين ژنرال نظامي مغرور در چند روز اخير همراه و همگام با اربابان زورگوي غربي‌اش دور تازه‌اي از كشتار در استان شيعه‌نشين صعده آغاز كرده و بسياري از مردم بي‌گناه آن ديار را به خاك و خون كشيده و اين درحالي است كه جنايات ارتش به رهبري علي عبدالله صالح با مقاومت جانانه‌ي مبارزان و جوانان شيعه روبرو شده است. بي‌شك مسوول فجايعي كه وي به بار مي‌آورد دولت آمريكاست كه با حمايت‌هاي بي‌دريغ خود از اين مزدور خبيث به دنبال اجراي سياست‌هاي استعماري خود در منطقه‌ي خاورميانه است.»

در اين بيانيه ابراز عقيده شده است: « در اين ميان رژيم سعودي هم كه به يمن به عنوان حياط خلوت خود مي‌نگرد با اعمال نفوذها و شيطنت‌هاي پياپي خود در وخيم‌تر شدن اوضاع شيعيان بي‌تاثير نبوده است. شگفت‌انگيزتر از همه سكوت محافل داخلي جمهوري اسلامي ايران به عنوان حامي مستضعفين جهان در واكنش نسبت به اين ظلم آشكار و حتي انتقال اخبار آن به ملت ايران است. امروز واقعه‌ي كشتار مسلمانان يمن نه تنها از جانب صدا و سيماي جمهوري اسلامي سانسور كامل خبري شده است، بلكه نهادهاي ديپلماتيك ذيربط با اين موضوع نيز مهر سكوت بر لب زده‌اند و گويي اين كلام گهربار به دست فراموشي سپرده شده است كه اگر كسي نداي مسلماني را شنيد كه از مسلمانان استمداد مي‌كند و نسبت به آن ندا بي‌توجه بود، مسلمان نيست.»

نويسندگان اين بيانيه خاطرنشان كرده‌اند: « در پايان به دستگاه ديپلماتيك كشور گوشزد مي‌كنيم كه مبادا مصلحت‌انديشي‌ها و فرو رفتن در محاسبات سياسي، آنها را از وظيفه‌ي اصلي خود كه همان حمايت از مستضعفين جهان است باز دارد. امروز حمايت از مستضعفان يمن و عكس‌العمل ديپلماتيك نسبت به حكام جور آن كشور حداقل كاري است كه از اين مجموعه انتظار مي‌رود و به كشورهاي عربي حامي دولت نظامي عبدالله صالح نيز هشدار مي‌دهيم كه با حمايت از اين دولت جنايتكار راه را بر مسلمان‌كش در منطقه همواره ننمايند.»
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 21:56  توسط احسان  | 
ارتش يمن در حمله به صعده از گازهاي سمي استفاده مي‌كند

منابع آگاه از به‌كارگيري گازهاي سمي در حمله به استان صعده و مثله‌كردن پيكر رزمندگان شيعه به دست نظاميان يمني خبر دادند.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري "المجالس"، منابع آگاه با اعلام اين خبر تأكيد كردند: ارتش يمن در حملات خود بر ضد شهروندان شيعه يمني از گازهاي سمي كه از سوي مجامع بين‌المللي ممنوع اعلام شده است، استفاده مي‌كنند.
اين منابع با اشاره به خشونت نظاميان يمني در برخورد با رزمندگان شيعه، تصريح كردند: نيروهاي ارتش زخمي‌ها را مي‌كشند و پيكر كشته‌ها را پس از مثله‌كردن در جاده‌ها رها مي‌كنند.
اين افراد از مجامع بين‌المللي و سازمان‌هاي حقوق‌بشري جهاني خواستند دولت يمن را به‌علت اين اقدامات تحت فشار قرار دهد.
پيش از اين دكتر"عصام العماد" استاد دانشگاه و كارشناس يمني فاش كرده بود: نظاميان يمن كه در حمله به مناطق شيعه‌‏نشين اين كشور از به‌‏كارگيري هيچ سلاحي حتي بمب‌‏هاي شيميايي ابا ندارند، پس از قتل عام شيعيان در روستاها و شهرهاي استان "صعده" و مناطقي چون "الرزامات"، "حيدان"، "مران" و "آل‌‏شافعه"، پيكرهاي شهدا را به‌‏طور كامل مي‌‏سوزانند و سپس با بستن آنها به پشت خودروهاي نظامي و با هدف ارعاب مردم، اين اجساد را در كوچه و خيابان مي‌‏گردانند تا به قول خودشان مايه عبرت ديگران شود و اين نسل‌‏كشي به‌‏حدي رسيده كه "فهمي هويدي" روزنامه‌‏نگار سرشناس اهل‌‏سنت هم عنوان «دارفور يمن» را بر آن اطلاق كرده است.
تعدادي از رزمندگان شيعه نيز چندي پيش با صدور بيانيه‌اي در پايگاه يمني "الاخيار" فاش كرده بودند: تعدادي از افسران و سربازان ارتش يمن به فرماندهي "علي محسن الأحمر" برادر ناتني ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيس‌جمهور اين كشور، در جنگ دوم صعده در تاريخ هشتم آوريل 2005 پيكر پنج تن از شهداي شيعه در شهر ضحيان و طلح را سوزانده و صورت آنها را با ريختن اسيد از بين برده و اجساد سوخته آنها را به همراه پيكر ده تن ديگر از شهدا به خودروهاي نظامي بسته و چند كيلومتر روي زمين كشيده‌ و سپس به مدت شش ساعت زير آفتاب شديد رها كرده‌اند.
اين بيانيه همچنين با اشاره به استفاده ارتش يمن از سلاح‌هاي شيميايي در مناطق آل‌الصيفي و القواري از توابع صعده، مي افزايد نظاميان يمني در اين حملات40 تن از ساكنان اين روستا را به شهادت رساندند اما براي جلوگيري از افشاي اين اقدام و اعتراض مجامع بين‌المللي پس از مدتي اجساد كشته‌شدگان را به منطقه ديگري منتقل كردند.
اين بيانيه همچنين فاش كرده بود: نظاميان يمني به پشتيباني تعدادي تانك و بولدوزر قبرستان‌هاي "ذات‌السبيل" و "الرزامات" را كه پيكر بسياري از كشته‌شدگان استان صعده در آنها دفن شده است تخريب كرده و پس از بيرون كشيدن تعدادي از اجساد آنها را با عبور تانك له كردند.
مردم يمن از ژنرال "علي محسن الاحمر" به‌علت مشابهت با ژنرال "علي حسن المجيد" برادر ناتني صدام، در به‌كارگيري سلاح‌هاي شيميايي، با نام "علي شيميايي" نام مي‌بر
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 21:53  توسط احسان  | 

يََمَن در خون

جمعی از علمای شیعه كشور یمن از جمله آیت‌‏الله سیدبدرالدین الطباطبایی‌‏الحوثی با ارسال نامه‌‏ای به آیت‌‏الله سیدعلی سیستانی و علمای حوزه علمیه نجف اشرف، از موضع‌‏گیری آنان در قبال فجایع جاری در یمن، تقدیر و تشكر كردند.

 

به گزارش ایلنا، به نقل از پایگاه اطلاع‌‏رسانی «المجالس»، این نامه كه در آن از بخش كوچكی از جنایات جاری در كشور یمن و اعمال غیرانسانی علیه شیعیان پرده برداشته شده است، خطاب به آیت‌‏الله سیستانی آمده است: از حضرت‌‏عالی به خاطر بیانیه‌‏ای كه در آن مظلومیت ما را برای جهانیان آشكار كردید، بسیار تشكر و قدردانی می‌‏كنیم؛ بیانیه‌‏ای كه آن را بنا بر وجوب دینی، برادری و عهدی كه خداوند برای یاری مظلومان و دشمنی با ظالمان بر عهده علما گذاشته و نیز عمل به آیه شریفه "وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ اُمَّهٌ یدْعُونَ إلَی اْلخَیرِ وَ یأمُرُونَ بِاْلمَعرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ اولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ" صادر فرمودید.

این نامه می‌‏افزاید: برادران و فرزندان شیعه شما در آتش ظلم و زورگویی رژیم جلاد یمن می‌‏سوزند؛ رژیمی كه به هیچ دعوت خیرخواهانه و عقلایی در داخل و خارج برای توقف جنایت‌‏های جنگی و نسل‌‏كشی مردم خود كه نزدیك به یك‌‏سال است بی‌‏هیچ توجیه شرعی و قانونی انجام می‌‏شود پاسخ نداده است. جنایاتی كه در راستای كسب رضایت استكبار جهانی با هدف بستن دهان علمای اسلام و برای جلوگیری از امر به‌‏معروف و نهی‌‏از منكر، ممانعت از رسوایی مكر

دشمنان صهیونیست و حامیان آنها و ساكت‌‏كردن صداهای آزادگان شیعه و سنی در این كشور انجام می‌‏شود.

در ادامه این نامه آمده است: بی‌‏شك، اعلام جنگ وحشیانه و ظالمانه نظام نژادپرست یمن بر ضد مستضعفان شیعه تاكنون به گوش شما رسیده است؛ جنگی كه در آن، برای كشتار برادران‌‏تان از همه سلاح‌‏های ممنوعه بین‌‏المللی استفاده می‌‏شود،‌‏ خشك ‏و تر را با هم می‌‏سوزاند و دودمان را بر باد می‌‏دهد.

نویسندگان این نامه كه آیت‌‏الله سیدبدرالدین الطباطبایی‌‏الحوثی از جمله آنان است، تصریح كرده‌‏اند: اجساد سوخته و لاشه‌‏های متلاشی‌‏شده كه نظام یمن به كشیدن آنها در خیابان‌‏ها افتخار می‌‏كند چیزی نیست جز اثبات وحشی‌‏گری‌‏هایی كه علیه علما، دانشجویان، روزنامه‌‏نگاران، معلمان، آكادمیست‌‏ها و پیروان مذهب زیدیه اِعمال می‌‏شود تا جایی كه تعداد بازداشت‌‏شدگان در سلول‌‏های زندان‌‏های رژیم از مرز هزاران تن گذشته و زشت‌‏ترین شیوه‌‏های شكنجه روحی و جسمی علیه آنان اعمال می‌‏شود. آنها پس از تحمل این شكنجه‌‏ها، مجبور می‌‏شوند برای عدم تدریس در مساجد و مدار، ترك خطبه‌‏خواندن و وعظ دینی و امر به‌‏معروف و نهی‌‏از منكری كه خدا بر آنان واجب كرده، تعهد كتبی بدهند.

این نامه می‌‏افزاید: این رژیم علاوه بر این، انهدام خانه‌‏ها، مدارس علمی، آواره‌‏كردن هزاران خانواده و جلوگیری از فعالیت آنان در مؤسسات عمومی و خصوصی و همچنین هدف قرار دادن اندیشه اهل‌‏بیت(علیهم‌‏السلام) از طریق ممنوعیت تدریس آن، نابودی مدارس و ترور مدرسین و ریشه‌‏كنی میراث آنان را از طریق سوزاندن برخی كتابخانه‌‏های خصوصی كه دارای دست‌‏نوشته‌‏های منحصر به‌‏فردی از فرهنگ اسلامی و انسانی است، در دستور كار خود قرار داده و به چپاول و غارت محتویات برخی دیگر و پلمب كتابخانه‌‏های عمومی در صعده از جمله "كتابخانه میراث اسلامی" و كشتن "ابراهیم بن قاسم الهاشمی" رئیس این كتابخانه و غارت سایر كتابخانه‌‏ها از جمله "كتابخانه الوحده" و قتل "علامه حمود بن هادی الصیلمی" 47 ساله، رئیس آن، مصادره كتب و ممنوعیت دسترسی به آنها در بازار و داخل مساجد دست زده است.

این نامه می‌‏افزاید: این جنایت به آنجا رسیده كه تمامی نسخه‌‏های دو كتاب "نهج‌‏البلاغه" و "صحیفه سجادیه" كه كشوری را در جهان نمی‌‏توان یافت كه این دو كتاب در آن وجود نداشته باشد؛ از بین رفته است.

در این نامه همچنین آمده است: از جمله روش‌‏های وحشت‌‏افكنی كه رژیم یمن اِعمال می‌‏كند فشار بر برخی از فقهای منتسب به مؤسسات دولتی مانند "جمعیت علمای یمن" برای امضای بیانیه‌‏های سیاسی است تا بدین‌‏وسیله، رژیم یمن را از همه جنایاتی كه حرمت خداوند و كرامت مؤمنان را از بین برده و همه قوانین و موازین بین‌‏المللی را نقض كرده و با همه شرایع و دین‌‏های آسمانی در تضاد است، مبرا كند.

نامه مزبور می‌‏افزاید: این بیانیه‌‏ها كه رژیم یمن و علمای درباری، آن را تهیه و بر برادران مستضعف ما در داخل جمعیت علمای زیدیه و شافعیه تحمیل می‌‏كند، خالی از توهین و تعرض به كسانی كه از جنایات رژیم انتقاد و آن را به توقف كشتار ملت سفارش می‌‏كنند، نیست.

دربخش دیگری از این بیانیه آمده است: اعمال این‌‏گونه روش‌‏های شیطانی كه صدام نیز مشابه آن را علیه علمای عراقی انجام می‌‏داد بر شما پوشیده نیست و من مطمئن هستم كه بسیاری از علما و مردم یمن به موضع‌‏گیری اخیر اسلامی و انسانی والای شما ارج می‌‏نهند و صدور چنین بیانیه‌‏ای را از سوی شما عجیب نمی‌‏دانند زیرا شما از سرچشمه نبوت و اهل‌‏بیت مطهر سیراب می‌‏شوید و ما همراه با قدردانی دوباره از موضع‌‏گیری اخیر شما، از حضرت‌‏عالی می‌‏خواهیم كه با هدف سوق‌‏دادن این رژیم به دست‌‏برداشتن از ظلم و ستم و زورگویی به برادران شیعه فشار بیشتری اِعمال كنید. من از طریق شما از اتحادیه‌‏عرب، سازمان كنفرانس اسلامی، سازمان‌‏ملل‌‏متحد، سازمان‌‏های حقوق‌‏بشری و آزادگان جهان می‌‏خواهم تا دست یاری مستقیم به سوی هزاران خانواده یمنی دراز كنند.

این نامه می‌‏افزاید: ما همچنین خواهان اعزام كمیته‌‏های حقیقت‌‏یاب برای كشف جنایت‌‏های جنگی و پاك‌‏سازی نژادی هستیم كه رژیم خونخوار یمن از حدود یك‌‏سال پیش علیه فرزندان شیعه شما اِعمال می‌‏كند. ما خواهان وادار كردن این رژیم به احترام به حقوق‌‏بشر، دست‌‏كشیدن از قتل، تحقیر و آواره‌‏سازی مردم و همچنین تشكیل تیم‌‏های پزشكی برای معالجه مجروحان و فشار بر آن برای تحویل اجساد شهدا به خانواده‌‏های‌‏شان و ارائه لیست اسامی تمامی زندانیان در بند رژیم هستیم زیرا برخی اخبار از قتل برخی از آنان در زندان‌‏ها حكایت دارد.

نویسندگان این نامه كه آیت‌‏الله "سیدبدرالدین الطباطبایی‌‏الحوثی" نیز از جمله آنان است در پایان این نامه خواستار تسریع در آزادی زندانیان و روشن‌‏شدن وضعیت مفقود‌‏شدگان، بازسازی خرابی‌‏های جنگ ظالمانه، پرداخت غرامت به زیان‌‏دیدگان و تحویل جنایت‌‏كاران جنگی برای محاكمه عادلانه شده‌‏اند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 21:52  توسط احسان  | 

کشته شدن ۱۰۰ شيعه در درگيري‌هاي سه روزه يمن

ارتش يمن از باز پس‌گيري مواضع نيروهاي مخالف در مناطق الطلح، الخفجي، المهاذر، ال‌عمار، ربيع و الشبكه خبر داده است. به گزارش اين روزنامه از ساعت ۹شب به بعد هر گونه تردد و تماس تلفني در استان صعده ممنوع اعلام شده است.
در جريان درگيري‌هاي اخير نيروهاي دولتي يمن و ناراضيان وابسته به گروه «عبدالملك الحوثي» در استان «صعده» يكصد نفر از ناراضيان اين كشور كشته و ده‌ها نفر ديگر مجروح شدند.
به گزارش ايرنا به نقل از منابع خبري عربستان سعودي در جريان درگيري‌هاي سه روز گذشته يمن همچنين
۴۰نفر از نيروهاي نظامي اين كشور كشته شدند. بنابراين گزارش، اوضاع در استان صعده محل درگيريهاي طرفين بحراني گزارش شده است.
بر اثر تشديد درگيري‌هاي نيروهاي دولتي و هواداران عبدالملك الحوثي رهبر ناراضيان اين كشور، بخشي از مسير ارتباطي يمن با عربستان قطع شده است.
به نوشته روزنامه «عكاظ» عربستان، ارتش يمن از باز پس‌گيري مواضع نيروهاي مخالف در مناطق الطلح، الخفجي، المهاذر، ال‌عمار، ربيع و الشبكه خبر داده است.
بنابه اعلام سازمان امنيت ملي يمن در درگيري‌هاي دو سال و نيم گذشته نيروهاي دولتي اين كشور با نيروهاي الحوثي،
۷۲۷نظامي كشته و پنج هزار نفر ديگر مجروح شدند.
عبدالملك الحوثي شهريور ماه سال
۸۳، ديگر برادر ناراضي خود را در جريان درگيري‌هاي مسلحانه اين كشور از دست داد

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 21:51  توسط احسان  |