|
حالِ امام زمان (عج) ! هفتهاي ديگر گذشت. جمعهاي ديگر رسيد و ما هنوز از او بيخبريم... در هفتهاي كه گذشت چقدر به فكر او بوديم؟ چقدر از غيبتش واز نديدينش دلتنگ شديم؟ چقدر دلمان هواي او را كرد؟ چقدر انديشيديم كه بدون او هيچيم؟ چقدر در اطاعت اوامر و اجراي دستوراتش كوشيديم؟ و يا اينكه برعكس، چقدر با گناهان و اعمال ناپسند خود دل مهربانش را از خود آزرديم؟
همچنان با همان تصوري زندگي ميكنيم كه از كودكي برايمان گفتهاند كه امام دوازدهم(عج) از نظرها غايب و تا روزي كه خدا بخواهد در پس پرده غيبت مي باشند. اما كمتر كسي ميانديشدكه چگونه و درچه وضعيتي؟ آيا روزها و شبها، و ساعتها و دقيقه ها ، بر او نيز همچون ما مي گذرد؟ و اين ناگفتن از حال آن حضرت(عج) ، يكي از بزرگترين غفلتهاي ما پيرامون امام زمان (عج) ، در طول تاريخ است.مسأله اي كه اگردوستداران ايشان دريابند، به يقين دست روي دست گذاشتن و كاري نكردن را تاب نمي آورند. در هر ثانيه، چه ها در عالم مي بيند و .....! بنگريم و بگرييم : · سديرصيرفي مي گويد: « من ومفضّل بن عمر و ابوبصير و ابان بن تغلب بر مولايمان امام صادق (عج) وارد شديم و ديديم كه برخاك نشسته ، جبّه خيبري طوق داري بي گريبان و آستين كوتاه در بر نموده و مانند مادري فرزند مرده، شيدا و جگر سوخته مي گريد . اندوه تا وجناتش رسيده ، گونه هايش دگرگون گشته وديدگانش پر از اشك شده ومي گويد: « اي آقاي من! غيبت تو خواب را از ديدگانم ربوده و خاطرم را پريشان ساخته و آرامش دلم را از من سلب نموده است. آقاي من مصيبتم به ناراحتي هاي هميشگي متصل گشته، همه چيز را يكي پس از ديگري از دست مي دهم و جز اشكي كه از چشمم جاري است و ناله اي كه از تمام زواياي دل مي كشم و ستم هايي كه مي بينم، چيزي حس نمي كنم . » سدير گويد: « از شدت وله، عقل از سرمان پريد و به واسطه آن رخداد وحشتناك، قلبهايمان از شدت جزع چاك چاک گرديد و آن را نشانه مكروهي كوبنده يا مصيبتي از مصائب روزگار پنداشتيم كه بر ايشان نازل شده است.» پس گفتيم: « اي فرزند بهترين خلايق ! ديده ات گريان مباد. از چه حادثه اي اشكتان جوشان شده و سرشك از چشمانتان مي بارد؟ و كدام حالت، چنين ماتمي را بر شما واجب كرده است؟ » گويد: امام صادق (عليه السلام) نفسي عميق كشيد كه بر اثر آن درونش برآمد و هراسش افزون گشت و فرمود: « واي بر شما! امروز صبح در كتاب جفر، كه علم بلايا و منايا و آن چه بوده و آن چه خواهد بود، در آن است و خداوند آن را مختص محمد و آل محمد(ص) قرار داده نگاه مي كردم و در تولد قائم ما تأمل نموده، كندي گذشت زمان غيبت و طول عمر او را ملاحظه مي كردم و امتحانات و بلايايي كه بر مومنين وارد شده و ترديدي كه در دل هاي آنان به وجود مي آيد به طوري كه اكثر آن ها از دين برمي گردند و شانه از زير بار دين و ولايت ما خالي مي كنند، مي ديدم؛ دلم سوخت و اندوه بر من مستولي شد... » [1]..........آيا همين يك روايت بس نيست؟ · · زيارت ناحيه مقدسه (عج) از زبان خود امام زمان (عج) خطاب به حضرت سيدالشهدا : « هر صبح و شام براي تو ناله مي كنم.» · دعاي در عصر غيبت: « اضطرار و پريشاني را از ولي خود برطرف ساز و او را جانشين خود در زمين بنما »[3] · صلوات ضراب اصفهاني: « و او را از دست جباران رها فرما » [4] · دعاي خود آن حضرت (عج): « براي من و شيعيانم از فشار، گشايشي و از اندوه، نجاتي قرار بده. » [5] · دعاي خود آن حضرت (عج) و پس از آنكه خدا را با عباراتي همچون «اي آقاي من! اي مولاي من! اي فريادرس من!» ميخوانند از او ميخواهند كه « أنْ تُعَجِّلَ خَلاصَنَا مِنْ هَذِهِ الشِدَّه/ ...كه در رهايي ما از اين شدت و سختي، تعجيل فرمايي » [6] · خداوندا ! كدامين شيعة امير المومنين است كه اين جملات را در مورد اندوه، سختي و شدت مولاي خود و صاحب امر خود بشنود و بتواند راحت و آسوده به گذران زندگي خويش مشغول باشد؟ پروردگارا! كدامين مسلمان است كه بشنود وليّ زمانش اول مضطر عالم است و هيچ كاري نكند و دست روي دست بگذارد و به نظاره بنشيند؟ · · در قنوت آقا امام زمان (عج): « ...و اِنَّ الغَايَهَ عِندَنا قَدْتَنَاهَت.../ خدايا واقعيت آن است كه ما به آخر رسيدهايم و طاقت نداريم»[7] ............ اي واي بر ما كه مولايمان چنين وضعي دارند. اگر در مقابل اين عبارات ساكت بنشينيم همانند كساني نيستيم كه از حضرت فاطمه زهرا (س) ميخواستند : «يا شب گريه كند يا روز؟» · در قنوت حضرت امام باقر (عج) و درخواست تعجيل در فرج امام زمان(عج) : «خدايا حقيقتاً قلبها به حنجره ها رسيده و جانها به گلو برآمده و عمرها با انتظار رو به پايان است؛ اين نه از روي نقص بينش است و نه به خاطر درگيري با تقدير، بلكه به خاطر ارتكاب گناهان، مخالفت با اوامر و نواهي تو، به بازي گرفتن اوليايت و كمك به دشمنانت مي باشد.... »[8] · در قنوت حضرت امام جواد (عج) و درخواست تعجيل در فرج امام زمان(عج : خدايا براستي كه اهل حق، آب خوش از گلويشان پايين نمي رود. »[9] · در قنوت حضرت امام عسگري (عج) در وصف حال امام زمان(عج) ، كه بايد تمامي آن در اينجا آورده شود : تلخي سختيها و خشمي كه قلب را مجروح مي كند، جرعه جرعه مي نوشد؛ غمهايي را كه پيوسته به او مي رسد، تحمل مي كند؛ دردهايي كه هر لحظه، تازه تر به او مي رسد؛ غصه هايي كه در گلو مانده و فرو نمي رود و پهلوي انسان، توان تحملش را ندارد؛ تحمل مي كند. » [10] · حضرت امام رضا (عج) : اهل آسمان و زمين بر او مي گريند و هر زن و مرد جگر سوخته و اندوه كشيده»[11] راستي بر او چه مي گذرد كه امام رضا(عج) درباره ايشان چنين فرموده اند ؟ آيا شيعه او چنين چيزي را مي داند؟ عراق… ، فلسطين …، ابوغريب… تفتيش بدني زنهاي مسلمان به دست سربازان پليد آمريكايي و انگليسي، ناله و ضجة مادران و پدران بر جنازة كودكان خردسال شهيد شده به دست دشمنان اسلام، مرگ يك نفر از گرسنگي در هر ثانيه بنابر آمار اخير سازمان ملل به مناسبت روز جهاني تغذيه (به نقل از روزنامه جمهوري اسلامي)، ظلم، گناه، فساد، گمراهي، … و با اين همه، غفلت شيعه از تنها سرمايه و نقطه قوت خويش در مقابل پيشرفت و قدرت مادي دشمنان: ذخيره نيكوي الهي، امام زمان(عج) ! هم او كه همچون جد بزرگوارشان حضرت اميرالمومنين علي (ع) ميباشند كه به هنگام شنيدن خبر به يغما رفتن زنان اقليتهاي مذهبي كه تحت الحفظ حكومت اسلامي زندگي ميكرد، فرمودند : «به خدا سوگند اين گزارش چنان سخت و تحمل ناپذير است كه اگر مسلماني در پي شنيدن اين فاجعه از شدت اندوه جان بسپارد نه تنها سرزنشي را سزاوار نباشد كه واكنشي فراخور او باشد[12]». و چه بسيار صحنهها كه ايشان هر روز و هر ساعت در نقاط مختلف عالم شاهد هستند و بر دردهايشان ميافزايد. · · آيا نبايد انديشيد: وقتي مهمترين خواسته براي امام زمان(عج، در هر شب و روز ، در هر شب قدر، در هر ماه رمضان ، « فرج » ايشان است ، ما به عنوان شيعه او، چه قدر اين گونه بوده و چنين امري را گسترش داده ايم؟ · حضرت آيت الله بهجت : « چه مصائبي بر امام زمان (عج) كه مالك همه كره زمين است و تمام امور به دست او انجام مي گردد وارد مي شود و آن حضرت در چه حالي است و ما در چه حالي؟ او در زندان است و خوشي و راحتي ندارد و ما چقدر از اين مطالب غافليم و توجه نداريم! كساني كه درخواب و بيداري تشرف حاصل نموده اند، از آن حضرت شنيده اندكه فرموده است: « براي تعجيل فرج من زياد دعا كنيد » خدا مي داند تعداد اين دعاها بايد چقدر باشد تا مصلحت ظهور فراهم آيد. »[13] . « يكي از شعراي عرب درباره اهل بيت(عج) چنين سروده است: (چنان پراكنده و از منازلشان دور افتاده اند كه گويي جنايت غيرقابل بخشش از آنها سر زده است.) آيا واقعاً بايد كار ما به جايي برسد كه اوصياي پيغمبر(عليهم السلام) اين قدر در ميان ما خوار باشند؟ اگر بدانيم دعاي ما اثر دارد و باز دعا نكنيم مقصّريم. »[14] [1] كما ل الدين، ج 2 [2] كمال الدين ، ج1 [3] مفاتيح الجنان [4] مفاتيح الجنان [5] صحيفه مهديه ص 396 [6] صحيفة مهديه، ص 398 [7] صحيفه مهديه ص 172 [8] صحيفه مهديه ص 150 [9] صحيفه مهديه ص 152 [10] صحيفه مهديه ص 166 [11] كمال الدين، غيبت نعماني [12] نهج البلاغه، گفتار 27 ، ترجمه معاديخواه [13] در محضر آيت الله العظمي بهجت، ج1، ص119 [14] در محضر آيت الله العظمي بهجت، ج1 ، ص 198
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 20:43  توسط احسان
|
چگونه بايد خواست؟
در مباحث پيشين ضرورت اقدام فوري و عملي براي تعجيل در فرج آقا امام زمان (عج) از چهار منظر مورد بررسي قرار گرفت. در جلسة اول گفته شد كه يك محب واقعي و يك دوستدار اهل بيت كسي است كه خواستهها و انتظارات ايشان را بر حوائج شخصي خودش مقدم بدارد و پيش از آنكه براي خود خواهان رفع حاجت بوده و به نذر و نياز و دعا و اقدام عملي بپردازد، با سعي و تلاش بيشتر براي امام زمان خود اقدام كند. همچنين اين نكته در اين بحث مطرح گرديد كه با پيامهاي متعدد امام زمان كه با وجود شرايط خاص غيبت به دست مردم ميرسد، بايد متناسب با ارزش و اهميت بسيار والاي آن، عمل شود، همانطوركه اعلاميههاي امام خميني (قدس) براي مردم آنقدر اهميت داشت كه با هر طريق به آن دسترسي پيدا كرده، با تمام وجود آنرا مطالعه كرده، به آن عمل كرده و به ديگران هم ميرساندند. در جلسة دوم نمونهاي از كوتاهي،سكوت و سهل انگاري امتهاي پيشين نسبت به ائمة زمان خويش ذكر گرديد و بيان شد كه اگر ما نميخواهيم مانند آنها با امام زنده و حاضر زمان خود رفتار كنيم، بايد ببينيم ياري ايشان در اين زمان طبق فرمايشات خودشان به چه چيزي است و در جهت تحقق آن گام برداريم. چرا كه ولايت، برخلاف ساير فرايض ديني- حتي نماز با همه اهميت آن-، امري است كه قضا ندارد و واي كه اگر فرصت از دست برود،... حاصل آن دستاني بسته، پهلويي شكسته، جگري سوخته و سرهايي بر نيزه نشسته خواهد بود. در سومين جلسه نامههاي امام زمان (عج) در زمان غيبت و همچنين گوشهاي از پيامهاي امام در تشرفات مختلف مورد بررسي قرار گرفت و خواستة امام در زمان غيبت از امت خويش كه همانا بسيار دعا كردن جهت تعجيل فرج است، روشن گرديد. و بالاخره در چهارمين جلسه گوشهاي از پيامهاي مقام معظم رهبري، مراجع عظام و بزرگان ديني و مذهبي در خصوص اين مساله بررسي شد. حال ممكن است اين سوال مطرح شود كه مگر ما هميشه بعد از نماز واجب دعاي فرج نميخوانيم و هر هفته در دعاي ندبه مسجد شركت نميكنيم؟ آيا ما به وظيفة خود براي خواستن عملي امام زمان (عج) عمل نكردهايم؟ اگر اينطور است پس چرا تا به حال اثر نكرده و فرج امام نرسيده است؟ چرا اين دعاها حداقل روي خودمان يك اثر درست و ماندگار نميگذارد و... پاسخ آن است كه اشكال از نحوة دعا كردن ما است. اگر مجموعة دعاهايي را كه براي امر فرج واقع ميشود در نظر بگيريم، مشاهده ميشود كه چرخ اغلب آنها در يكي از موارد زير لنگ ميزند : 1) از سر عادت بودن و نخواستن و نطلبيدن امام از ته قلب و با تمامي وجود از خداوند. مسلماً دعاي ما به درگاه او زماني در تعجيل فرج مؤثر است كه اينگونه صورت پذيرفته باشد. 2) 3) تبديل نشدن اين مساله به حاجت اصلي شخص به گونهاي كه ساير اعمال و رفتار خود را نيز در جهت اجابت دعاي خود اصلاح نمايد. لازم به ذكر است كه بسياري از شروط استجابت دعا، شروط عملي است كه بر تمامي عرصههاي زندگي تاثير ميگذارد و نيازمند تغيير و دگرگوني در شيوة زندگي فرد ميباشد. به اين صورت كه شخص براي رسيدن به حاجت خويش مجبور شود واجباتش را ادا نموده، دين مردم را داده، گناهانش را ترك نمايد، اموالش را با پرداخت خمس و زكات پاك نمايد و در صورت لغزش و خطا فوراً از آنها توبه نمايد تا خللي در كار او وارد نشده و دعايش مستجاب شود. 4) بسياري از ما دعا را ميخوانيم و بعد با خيال راحت به ساير امور خود ميپردازيم. به گونهاي كه گويي آب از آب تكان نخورده است. برخلاف بسياري از نيازهاي اساسي خود همچون آب و نان و اداي قرض و ... كه تا درد خود را درمان نكنيم آرام نميگيريم. ديدهايم كه در امراض جسماني، اگر مرض سطحي باشد يا تازه شروع شده باشد،ميتوان مرض را با يك نسخه مداوا نمود،اما اگر مرض كهنه و مزمن شده باشد و در بدن انسان ريشه دوانده باشد، با يك نسخه و يك دارو برطرف نميشود و نياز به تكرار نسخه و دارو وجود دارد. به همين ترتيب هم در گرفتاريهاي روحي كه نياز به خواندن دعا و مناجات هست، غالب افراد قدرت آنرا ندارندكه با يك بار خواندن دعا يا يك زيارت يا گفتن يك ذكر حاجت خود را بگيرند و لذا نياز به تكرار دعا و اصرار در آن وجود دارد. اين يكي از جهاتي است كه در روايات دربارة الحاح و اصرار در دعا تاكيد شده است. نكتة ديگر اين است كه اصرار و تكرار ما در دعا بايد در حد و اندازة مقصود باشد. ما كه براي يك حاجت دنيايي خويش اينهمه پافشاري ميكنيم، در دعا براي بزرگترين هدف و مقصود عالم چه بايد بكنيم؟ 5) تاكيد بر اهميت انجام برنامه دعاها به صورت گروهي و جمعي ؛ چه به لحاظ اينكه ماهيت مسأله فرج يك امر عمومي است و كار جمعي در راستاي آن، به مراتب ضروري و مؤثرتر است و اين ظرافت اوامر آن حضرت (عج) را دراين خصوص نشان مي دهد كه همواره به صورت صيغه جمع صادر شده اند: ( و اكثروا الدعاء) يا دعوت ايشان به اجتماع دلها در دفاي به عهد و پيمان با امام زمان (عج) در نامه به شيخ مفيد. و نيز شنيدهايم كه مدد و عنايت خداوند همراه با جماعت است، « يدالله مع الجماعة » ، و چه از جنبه رواني وتاثير عمده اين شيوه بر پيشبرد كار، كه نمونه آن، مقايسه نشاط و كارآيي انسان است در اعمالي نظير ختم قرآن ، احياي شب قدر، صعود به كوه يا … كه گاه انسان به همراه جمع، كاري را انجام مي دهد كه هرگز گمان نمي كرد تنهايي تا آن حد، پيش برود و نمي رفت. روايتي از امات صادق (ع) نقل شده است كه ايشان فرمودند : «خداوند به حضرت ابراهيم وحي فرمود كه همسرش ساره به زودي فرزند ميآورد و اولاد او(بني اسرائيل) 400 سال گرفتار عذاب خواهند شد. وقتي عذاب بر بني اسرائيل طولاني گشت، 40 روز به درگاه الهي روي آورده، به گريه و زاري پرداختند و فرج را طلبيدند. پس خداوند حضرت موسي و هارون را برانگيخت تا آنان را از شر فرعون نجات بخشند و از 170 سال باقيمانده عذاب صرفنظر نمود. آنگاه فرمودند : شما شيعيان نيز اگر چنين كنيد (دعاهاي دستهجمعي و مستمر و از ته قلب) خداوند فرج ما را ميرساند، وگرنه وقتي كار به نهايت خويش برسد، فرج خواهد رسيد.[1]». 6) 7) نكته ديگر آنكه امام زمان (عج) فرمودهاند بسيار دعا كنيد. اين بسيار دعا كردن باعث كثرت ياد امام زمان (عج) و خواسته ايشان ميشود. هر كس بايد به تناسب ظرفيت خود، آنقدر براي اجراي امر امام (عج) عمل كند كه خودش بتواند در مقابل وجدان خود سربلند بايستد و بگويد كه بسيار دعا كرده است. علاوه بر تمامي موارد فوق رعايت آداب ظاهري دعا نيز در اجابت آن موثر است، مانند شروع كردن دعا با بسم الله الرحمن الرحيم، حمد و ستايش خداوند متعال پيش از دعا، فرستادن صلوات بر محمّد و آل محمّد در ابتدا و انتهاي دعا. توسل كردن و شفيع قرار دادن حضرت رسول (ص) و اهل بيت (ع) ، اعتراف به گناهان و... شايد به همين دليل است كه ائمة معصومين و بخصوص شخص امام زمان (عج)دعاهاي متعددي را در اين زمينه براي مواقع و حالات مختلف در اين زمينه صادر و به ما تعليم فرمودهاند كه در واقع بهترين شيوههاي درخواست را در هر شرايطي برايمان بيان فرمودهاند و اين مساله لزوم توجه بيشتر به اين دعاهاي وارده را براي ما روشن ميسازد. مانند دعاي تعقيب نماز ظهر در زمان غيبت به نقل از امام جعفر صادق (ع) ، دعاي تعقيب نماز عصر در زمان غيبت به نقل از امام موسي كاظم (ع)،دعاي غريق براي نجات از بلاياي آخر الزمان ، دعاهاي مربوط به اوقات خاصي از شبانهروز، هفته، ماه و... كه بسياري از اين دعاها در كتاب صحيفة مهديه يا كتبي مانند آن جمع آوري شده است. حضرت آيت الله العظمي بهجت : اينكه در زمان غيبت به خواندن دعاي «اللهم عرفني نفسك...» سفارش شده است، ظاهراً سرّي دارد.همچنين سفارش شده است كه اين دعا نيز خوانده شود : «يا الله يا رحمن يا رحيم،يا مقلّب القلوب،ثبت قلبي علي دينك» يعني اي خدا، اي رحمت عام، اي مهربان، اي زير و رو كنندةدلها، دلم را بر دينت استوار بدار![3] دعاي غريق در زمان غيبت سيد بزرگوار رضي الديم علي ابن طاووس در كتاب «مهج الدعوات» از عبد الله بن سنان نقل كرده كه حضرت امام صادق (ع) فرمودند : به زودي شبههاي شما را فرا ميگيرد، پس بدون راهنما و امامي هدايت كننده باقي خواهيد ماند و از اين شبهه كسي نجات پيدا نميكند، مگر كسي كه به وسيلة دعاي غريق خدا را بخواند. عبد الله ابن سنان گفت : دعاي غريق چگونه است ؟ حضرت فرمودند ميخواني : : «يا الله يا رحمن يا رحيم،يا مقلّب القلوب،ثبت قلبي علي دينك» الهي بحق زينب(س)، اِشْفِ صدر الحسين، بظهور الحجة
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 20:41  توسط احسان
|
مهمترين درس از نامههاي امام زمان (عج) در تاريخ خواندهايم كه حضرت علي (ع) خطاب به مردم فرمودند : «سَلوني قبل اَن تفقدوني ...».( بپرسيد از من، قبل از آنكه مرا از دست بدهيد. همانا من به راههاي آسمان واقف تر از راههاي زميني ميباشم). اما در مقابل اين فرمايش ايشان مردم چه چيزي از ايشان پرسيدند و از آن اقيانوس سلونی چه جرعهای برداشتند؟ علي تنهاست در يك قوم گمراه زبانش را كه ميفهمد؟ بجز چاه[1] ********************* اينک خود را به جاي كسي بگذاريد كه در زمان غيبت صغري زندگي ميزيسته و از فرصت گرانبهاي ارتباط کتبي با معصوم برخوردار بوده است. در اين صورت چه سوالي مطرح ميكرديد؟ اگر قرار بود تنها يك سوال بپرسيد و يك خواسته داشته باشيد، چه ميپرسيديد؟ مسلماً انتخاب سوال بسيار دشوار است و به سطح بينش، آگاهي و معرفت سوال كننده بر ميگردد. شخصي ممكن است راه خوب شدن و شفاي درد جسمياش را از ايشان بخواهد. ديگري ممكن است از ايشان دعايي براي رفع احتياجات مالي بخواهد. آن يكي خيلي از خود گذشته است و شفاي يكي از نزديكانش را ميخواهد. ديگري بهشت. ديگري حورالعين. يکي حل مسائل علمي. يكي هدايت، يكي شهادت و.... شما چه ميخواستيد؟ ********************* تعداد زيادي از نامههاي امام زمان در زمان غيبت صغري در پاسخ به سوالات شيعيان ومحبين آن حضرت ميباشد. اما با مروري بر اين توقيعات مشخص ميشود كه متاسفانه هيچ كس آن چيزي را نخواسته كه علت العلل همة مشكلات باشد و با رفع آن همة مسائل و مصائب برطرف شود. هيچ كس از ايشان نپرسيده است كه : «مولاي من! ما ميدانيم كه هر چه ميكشيم، از دوري و هجران شما است. از اين است كه به شما دسترسي نداريم. ما ميدانيم كه : نماز بي ولايت بي نمازيست تعبد نيست، نوعي حقه بازيست[2] ما تحمل سردي زمانه در اثر پوشيده شدن آفتاب رويت با ابرهاي غليظ غيبت را نداريم. مولاي من! براي برطرف شدن امر غيبت كه علت العلل همة دردهاست چه بايد كرد؟ اما خود حضرت بقيه الله (عج)، چندين بار چه در زمان غيبت صغري و چه پس از آن( در توقيعات به شيخ مفيد) و چه در تشرفاتي كه به محضر ايشان شده است، توجه شيعيان را به اين موضوع جلب نمودهاند و پاسخ به اين سوال را- بي آنكه از ايشان پرسيده باشند- به صورت دستورالعملهايي به شيعيان ارائه داده اند. در صورتيكه به فرمايش ايشان در زمان غيبت صغري عمل شده بود، بنا به فرمودة خود امام در نامه به شيخ مفيد، فرج زودتر اتفاق ميافتاد و به زمان شيخ كشيده نميشد. اما متاسفانه فرمايش ايشان با بيتوجهي روبرو شد و لذا غيبت به درازا كشيد. همچنين مجدداً اگر پس از نامة ايشان به شيخ مفيد، مردم به امر ايشان عمل ميكردند، طبق فرمودة خود حضرت فرج حاصل ميشد و سعادت ديدار ايشان تا امروز به تاخير نميافتاد. متاسفانه اين بيتوجهي نسبت به انجام امر امام به جاي حرف زدن تنها، تا امروز هم ادامه دارد. و آيا اينها نشانة مظلوميت و غربت امام زمان (عج) در ميان شيعيان و پيروانش نيست؟ و اما فرمايشات ايشان درباره موضوع فرج و رفع غيبت : 1-فرمايش امام در زمان غيبت صغري امام از طريق توقيعي به محمد بن عثمان دومين نائب خاص خويش خطاب به شيعيان فرمودند : « وَ اَكثَرو الدُّعا بِتَعجيِل الفَرَج، فَاِنَّ في ذلك فَرَجَكُم» . يعني براي تعجيل در فرج و ظهور من بسيار دعا كنيد كه همانا گشايش كار شما در آن است[3]. در اين فرموده دو نكتة مهم وجود دارد : 1- كثرت دعا 2- بستگي داشتن گشايش كار ما به فرج ايشان 2- نامة مبارك امام زمان خطاب به شيخ مفيد در زمان غيبت كبري با توجه به طولاني بودن متن نامة شريفة حضرت خطاب به شيخ مفيد به مهمترين فراز آن اشاره ميشود: « اگر شيعيان ما كه خداوند در راه طاعت خويش توفيقشان دهد، دلهايشان در وفاي به عهد و پيماني كه با ما دارند (امتثال امر و تبعيت) گرد هم ميآمد، از فيض ديدار ما محروم نميشدند و سعادت ديدار ما زودتر نصيب ايشان ميشد. همانا چيزي آنان را از ديدار بامعرفت و راستين ما محروم نميكند، بجز اخبار ناخوشايند و ناروايي كه از آنها به ما ميرسد و ما چنين توقع و انتظاري از آنها نداشتيم.[4]» در اين فراز نامه هم چند مطلب مهم است كه متاسفانه مورد توجه قرار نگرفته است: 1- اجتماع قلوب 2- وفاي به عهد نسبت به اطاعت و امتثال امر ولي زمان 3- ارتكاب گناهان توسط شيعيان باعث طولاني شدن زمان غيبت اين عمل نكردنها منجر به آن شده كه هر چه زمان ميگذرد، فرمايشات آن حضرت گلايهآميزتر و جانسوزتر ميشود. در تشرفاتي كه در سالهاي بعد از سوي بزرگان به محضر مبارك ايشان انجام شده،جملات ايشان آنچنان جانسوز است كه دل شيفتگان آن حضرت را سالهاست خون كرده است. و اينك دوست من! بيا كلاه خويش را قاضي كنيم كه در مقابل اين فرمايشات مبارك حضرت و انتظاراتشان از ما به عنوان پيروانشان،ما چه كردهايم؟ آيا اعمال ما آنگونه هست كه آيندگان به ما به همان چشمي ننگرند كه ما امروز به امتهاي امامان گذشته،چون امت امام علي (ع) و امت امام حسن و امام حسين (ع) و...مينگريم؟ آيا در مقابل اين همه غربت و مظلوميت امام زمان (عج)سكوت اختيار نكرده و به هياهوي دنيا مشغول نشدهايم؟ آيا حق امام را شناخته و ادا كردهايم؟ آيا اگر به وظيفة خود در ياري ايشان عمل كرده بوديم، باز امروز اينهمه بار تحقير را به دوش ميكشيديم كه به پيامبرمان اهانت كنند،گنبد و بارگاه امامانمان را ويران كنند، به تمام مقدساتمان اهانت كنند و ناچار به صبر و تحمل باشيم؟ و يا آنكه سربازان پست آمريكايي و انگليسي،مادران و خواهران محجبه و مسلمان را تفتيش بدني نمايند و ما تنها به نظاره بنشينيم؟ آري! چرا خود را با حرفهاي به ظاهر زيبا فريب دهيم؟ يقيناً امام زمان از دوستان و همراهان خود خائف و نگران است، نه ازآمريكا و اسرائيل. مَثَل او، مَثَل اميرالمومنين است كه تيغ تيز ذوالفقارش در بند امتش گرفتار آمده است. بياييد از خود بپرسيم كه تاكنون چگونه ياري براي امام زمانمان بودهايم و براي فرج ايشان چه كردهايم؟ و فكر روزي را بكنيم كه حضرت زهرا (س)اين سوال را از ما خواهند پرسيد. والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 20:40  توسط احسان
|
كشور يمن كه در جنوبيترين نقطه شبهجزيره عربستانسعودي واقع است از صدر اسلام، يكي از مهمترين مراكز رشد شيعه با رويكرد اطاعت و حمايت از ولايت و حاكميت اهلبيت(عليهمالسلام) به شمار ميآيد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 17:16  توسط احسان
|
روزشمار تحولات كشتار شيعيان يمن به دست نيروهاي نظامي اين كشور:
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 17:12  توسط احسان
|
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 21:59  توسط احسان
|
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 21:58  توسط احسان
|
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 21:57  توسط احسان
|
تجمع طلاب در اعتراض به كشتار شيعيان يمن مقابل سفارت يمن
جمعي از طلاب در اعتراض به كشتار شيعيان يمن ظهر شنبه مقابل سفارت اين كشور تجمع كردند و کشتار شيعيان يمن را محکوم کردند و خواهان تعطيلي سفارت يمن و اخراج سفير اين کشور از ايران شدند. روی پلاکاردهايی که تجمع کنندگان با خود حمل می کردند نوشته شده بود: "ما به دولت یمن اخطار می کنیم چنانچه کشتار مسلمین را قطع نکند با برخورد قاطع ملت ایران روبرو خواهد شد" و "هرکه با آل علی درافتاد ورافتاد". در بيانيه ای که در اين تجمع قرائت شد، خواسته شده است که نام خيابان آصف را که سفارتخانه يمن در آن واقع است به خيابان "شهيد الحوثی" تغيير يابد که طی درگيريهای يکی از گروههای شيعه يمنی با نيروهای دولتی در يمن کشته شده است. تجمعكنندگان با سر دادن شعارهايي همچون «الله اكبر»، «لااله الا الله، محمدرسولالله»، «هيات مناالذله»، «مسلمان ميميرد ذلت نميپذيرد»، «ميكشم ميكشم هر كه بردارم كشت»، «حزبالله ميميرد ذلت نميپذيرد»، «مرگ بر آمريكا»، «مرگ بر انگليس» و «مرگ بر اسراييل» در بيانيهاي اعلام كردند: بار ديگر دستهاي پليد استكبار از آستين مزدورانشان بيرون آمده و با كشتار بيرحمانه شيعيان مظلوم يمن، چهرهي خود را آشكار كرده است.
در ادامه بيانيه تجمع كنندگان آمده است: «ما جمعي از طلاب و روحانيون آگاه تهران، انزجار همه جانبه خود را از اين اعمال جنايتكارانه و آمادگي خود را براي دفاع از شيعيان جنوب لبنان و شيعيان مظلوم يمن اعلام ميداريم. اكنون استكبار جهاني، صهيونيسم و آمريكا و روباه پير انگليس، شكستهاي خود را در جنوب لبنان ميبينند و با نسلكشي شيعيان يمن درصدد اختلافافكني بين شيعيان و اهل سنت برآمدهاند و با تحريك افراد جاهل و گروهكهاي تكفيري اقدام به اختلافافكني ميكنند.» طلاب تجمعكننده در اين هنگام شعار دادند: «لانه روباه پير تعطيل بايد گردد، سفير مزدور آن اخراج بايد گردد»تجمعكنندگان در ادامه بيانيه خود عنوان كردند: « ما تجمعكنندگان از دولت كريمه جمهوري اسلامي ايران، خواستار فراخواني و اخراج سفير دولت جمهوري عربي يمن و اعتراض رسمي به كشتار يمن هستيم. انشاءالله بعد از اين حركت، به كشتار شيعيان يمن، خيابان شهيد آصف ( خياباني كه سفارت يمن در آن واقع شده است) به صورت نمادين به خيابان شهيد الحوثي كه از شهداي شيعيان يمن است، تغيير نام خواهد يافت.» در ادامهي اين تجمع يكي از طلاب اظهار داشت: « چند سال است در يمن شاهد اعمال وقيحانه از سوي دولت آن هستيم. تقريبا از سال 1990 كه مقداري به شيعيان يمن فضا داده شد، بعضي از اين شيعيان كه از خاندن الحوثي بودند، با تشكيل كلاسهايي سعي در ترويج مذهب شيعه كردند اما بعد از سفر صالحعبدالله – پادشاه يمن به آمريكا، شاهد بوديم كه قتل عام شيعيان شروع شد كه پس از اين اقدام برخي از اين شيعيان به كوههاي سعده پناه بردند.» وي ادامه داد: « رسانههاي غربي به تحريك آمريكا و انگليس، مطالب را برعكس نشان داده و اين شيعيان را گروههاي آشوبگر معرفي كردند و قتلعامي نيز مجددا صورت گرفت و آنها خاندن الحوثي را كشتند و اكنون نيز شاهديم كه به صورت گسترده و برنامهريزي شده و با دستهاي پشت پرده انگليس و آمريكا و غرب و برخي كشورهاي عربي اين اقدام را انجام ميدهند.» اين طلبه افزود: « آنها با بستن استان سعده و قطع منابع آب شيعيان اين استان و همچنين قطع راههاي اطلاعرساني به آنها اقدام به بمباران اين مناطق و قتل عام آنها كردند كه متاسفانه دنياي غرب كه ادعاي دفاع از حقوق بشر را دارد، هيچ تحركي را در اين باره انجام نميدهد.» وي با بيان اينكه ما در اين تجمع ميخواهيم اعلام كنيم شيعيان به آگاهي سياسي و با توجه به اهميت موضوع، مسايل را پيگيري و حركت مناسب را خواهند داشت، گفت: « در شرايطي كه همه دنيا عليه اسلام بسيج شدهاند و گروههايي نيز مانع فعاليتهاي مسلمانان شدهاند و برخي از مفتيها نيز ناآگاهانه فعاليتهايي را انجام ميدهند، از مسلمانان خواستاريم كه اتحاد خود را با كنار گذاشتن اختلافات، حفظ كنند.» در پايان تجمعكنندگان نسبت به ادامه موارد يادشده هشدار دادند و با سردادن شعار به سمت خيابان ولي عصر راه افتادند و در حركتي نمادين، برگهاي را بر روي تابلوي خيابان شهيد آصف گذاشتند و اين خيابان را خيابان الحوثي نامگذاري كردند. به گزارش ايسنا، در اين تجمع، تجمعكنندگان شعارهايي همچون « يا ايها المسلمون اتحدو اتحدو، حسين حسين شعار ماست شهادت افتخار ماست، هيات مناالذله، را سردادند و پلاكاردهايي با عناويني همچون «ما به دولت يمن اخطار ميكنيم چنانچه كشتار مسلمين را قطع نكند با برخورد قاطع ملت ايران روبرو خواهد شد»، « لبيك يا علي»، « اختلاف بين شيعه و سني دسيسه آمريكا و انگليس است»، « هركه با آل علي درافتاد ور افتاد» و« جان بر كف ولايت، آماده شهادت» مقابل سفارت يمن سر دادند. «جنبش دانشجويان جهان اسلام» دربارهي كشتار شيعيان يمن بيانيهاي صادر كردند. به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين بيانيه آمده است: «چند سالي است كه منطقهي خاورميانه به عرصهاي براي هجوم آشكار و همهجانبهي استكبار جهاني به سركردگي آمريكاي غدار عليه ملتهاي مسلمان تبديل شده و روزي نيست كه دلهاي آحاد مسلمين از فجايع به وجود آمده توسط اين جنايتكاران به درد نيايد. در اين ميان حاكمان جابر و دستنشاندهي مستكبران غربي كه شر و نكبتشان همواره گريبانگير امت اسلامي بوده و گوش به فرماني آنها از اربابان آمريكايي خود از ديگر آلام مسلمين است، به پيروي از سياستهاي ابرقدرتهاي زورگوي جهان در حال ظلم و ستم به ملتهاي منطقه هستند. در كنار كشتارهاي وسيع مسلمين در كشورهاي عراق، افغانستان، فلسطين و لبنان. اين روزها شاهد آنيم كه در كشور مسلمان يمن و به دست حاكمان جور اين كشور، شيعيان در معرض كشتاري وحشيانه قرار گرفتهاند و علي عبدالله صالح حاكم دستنشاندهي آمريكا در اين كشور عامل جنايت و فجايعي است كه مسلمانان و خصوصا شيعيان آن كشور را تحت فشار قرار داده است. اين ژنرال نظامي مغرور در چند روز اخير همراه و همگام با اربابان زورگوي غربياش دور تازهاي از كشتار در استان شيعهنشين صعده آغاز كرده و بسياري از مردم بيگناه آن ديار را به خاك و خون كشيده و اين درحالي است كه جنايات ارتش به رهبري علي عبدالله صالح با مقاومت جانانهي مبارزان و جوانان شيعه روبرو شده است. بيشك مسوول فجايعي كه وي به بار ميآورد دولت آمريكاست كه با حمايتهاي بيدريغ خود از اين مزدور خبيث به دنبال اجراي سياستهاي استعماري خود در منطقهي خاورميانه است.» در اين بيانيه ابراز عقيده شده است: « در اين ميان رژيم سعودي هم كه به يمن به عنوان حياط خلوت خود مينگرد با اعمال نفوذها و شيطنتهاي پياپي خود در وخيمتر شدن اوضاع شيعيان بيتاثير نبوده است. شگفتانگيزتر از همه سكوت محافل داخلي جمهوري اسلامي ايران به عنوان حامي مستضعفين جهان در واكنش نسبت به اين ظلم آشكار و حتي انتقال اخبار آن به ملت ايران است. امروز واقعهي كشتار مسلمانان يمن نه تنها از جانب صدا و سيماي جمهوري اسلامي سانسور كامل خبري شده است، بلكه نهادهاي ديپلماتيك ذيربط با اين موضوع نيز مهر سكوت بر لب زدهاند و گويي اين كلام گهربار به دست فراموشي سپرده شده است كه اگر كسي نداي مسلماني را شنيد كه از مسلمانان استمداد ميكند و نسبت به آن ندا بيتوجه بود، مسلمان نيست.» نويسندگان اين بيانيه خاطرنشان كردهاند: « در پايان به دستگاه ديپلماتيك كشور گوشزد ميكنيم كه مبادا مصلحتانديشيها و فرو رفتن در محاسبات سياسي، آنها را از وظيفهي اصلي خود كه همان حمايت از مستضعفين جهان است باز دارد. امروز حمايت از مستضعفان يمن و عكسالعمل ديپلماتيك نسبت به حكام جور آن كشور حداقل كاري است كه از اين مجموعه انتظار ميرود و به كشورهاي عربي حامي دولت نظامي عبدالله صالح نيز هشدار ميدهيم كه با حمايت از اين دولت جنايتكار راه را بر مسلمانكش در منطقه همواره ننمايند.»
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 21:56  توسط احسان
|
ارتش يمن در حمله به صعده از گازهاي سمي استفاده ميكند
منابع آگاه از بهكارگيري گازهاي سمي در حمله به استان صعده و مثلهكردن پيكر رزمندگان شيعه به دست نظاميان يمني خبر دادند. به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه خبري "المجالس"، منابع آگاه با اعلام اين خبر تأكيد كردند: ارتش يمن در حملات خود بر ضد شهروندان شيعه يمني از گازهاي سمي كه از سوي مجامع بينالمللي ممنوع اعلام شده است، استفاده ميكنند. اين منابع با اشاره به خشونت نظاميان يمني در برخورد با رزمندگان شيعه، تصريح كردند: نيروهاي ارتش زخميها را ميكشند و پيكر كشتهها را پس از مثلهكردن در جادهها رها ميكنند. اين افراد از مجامع بينالمللي و سازمانهاي حقوقبشري جهاني خواستند دولت يمن را بهعلت اين اقدامات تحت فشار قرار دهد. پيش از اين دكتر"عصام العماد" استاد دانشگاه و كارشناس يمني فاش كرده بود: نظاميان يمن كه در حمله به مناطق شيعهنشين اين كشور از بهكارگيري هيچ سلاحي حتي بمبهاي شيميايي ابا ندارند، پس از قتل عام شيعيان در روستاها و شهرهاي استان "صعده" و مناطقي چون "الرزامات"، "حيدان"، "مران" و "آلشافعه"، پيكرهاي شهدا را بهطور كامل ميسوزانند و سپس با بستن آنها به پشت خودروهاي نظامي و با هدف ارعاب مردم، اين اجساد را در كوچه و خيابان ميگردانند تا به قول خودشان مايه عبرت ديگران شود و اين نسلكشي بهحدي رسيده كه "فهمي هويدي" روزنامهنگار سرشناس اهلسنت هم عنوان «دارفور يمن» را بر آن اطلاق كرده است. تعدادي از رزمندگان شيعه نيز چندي پيش با صدور بيانيهاي در پايگاه يمني "الاخيار" فاش كرده بودند: تعدادي از افسران و سربازان ارتش يمن به فرماندهي "علي محسن الأحمر" برادر ناتني ژنرال "علي عبدالله صالح" رئيسجمهور اين كشور، در جنگ دوم صعده در تاريخ هشتم آوريل 2005 پيكر پنج تن از شهداي شيعه در شهر ضحيان و طلح را سوزانده و صورت آنها را با ريختن اسيد از بين برده و اجساد سوخته آنها را به همراه پيكر ده تن ديگر از شهدا به خودروهاي نظامي بسته و چند كيلومتر روي زمين كشيده و سپس به مدت شش ساعت زير آفتاب شديد رها كردهاند. اين بيانيه همچنين با اشاره به استفاده ارتش يمن از سلاحهاي شيميايي در مناطق آلالصيفي و القواري از توابع صعده، مي افزايد نظاميان يمني در اين حملات40 تن از ساكنان اين روستا را به شهادت رساندند اما براي جلوگيري از افشاي اين اقدام و اعتراض مجامع بينالمللي پس از مدتي اجساد كشتهشدگان را به منطقه ديگري منتقل كردند. اين بيانيه همچنين فاش كرده بود: نظاميان يمني به پشتيباني تعدادي تانك و بولدوزر قبرستانهاي "ذاتالسبيل" و "الرزامات" را كه پيكر بسياري از كشتهشدگان استان صعده در آنها دفن شده است تخريب كرده و پس از بيرون كشيدن تعدادي از اجساد آنها را با عبور تانك له كردند. مردم يمن از ژنرال "علي محسن الاحمر" بهعلت مشابهت با ژنرال "علي حسن المجيد" برادر ناتني صدام، در بهكارگيري سلاحهاي شيميايي، با نام "علي شيميايي" نام ميبر
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 21:53  توسط احسان
|
يََمَن در خون جمعی از علمای شیعه كشور یمن از جمله آیتالله سیدبدرالدین الطباطباییالحوثی با ارسال نامهای به آیتالله سیدعلی سیستانی و علمای حوزه علمیه نجف اشرف، از موضعگیری آنان در قبال فجایع جاری در یمن، تقدیر و تشكر كردند. به گزارش ایلنا، به نقل از پایگاه اطلاعرسانی «المجالس»، این نامه كه در آن از بخش كوچكی از جنایات جاری در كشور یمن و اعمال غیرانسانی علیه شیعیان پرده برداشته شده است، خطاب به آیتالله سیستانی آمده است: از حضرتعالی به خاطر بیانیهای كه در آن مظلومیت ما را برای جهانیان آشكار كردید، بسیار تشكر و قدردانی میكنیم؛ بیانیهای كه آن را بنا بر وجوب دینی، برادری و عهدی كه خداوند برای یاری مظلومان و دشمنی با ظالمان بر عهده علما گذاشته و نیز عمل به آیه شریفه "وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ اُمَّهٌ یدْعُونَ إلَی اْلخَیرِ وَ یأمُرُونَ بِاْلمَعرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ اولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ" صادر فرمودید. این نامه میافزاید: برادران و فرزندان شیعه شما در آتش ظلم و زورگویی رژیم جلاد یمن میسوزند؛ رژیمی كه به هیچ دعوت خیرخواهانه و عقلایی در داخل و خارج برای توقف جنایتهای جنگی و نسلكشی مردم خود كه نزدیك به یكسال است بیهیچ توجیه شرعی و قانونی انجام میشود پاسخ نداده است. جنایاتی كه در راستای كسب رضایت استكبار جهانی با هدف بستن دهان علمای اسلام و برای جلوگیری از امر بهمعروف و نهیاز منكر، ممانعت از رسوایی مكر در ادامه این نامه آمده است: بیشك، اعلام جنگ وحشیانه و ظالمانه نظام نژادپرست یمن بر ضد مستضعفان شیعه تاكنون به گوش شما رسیده است؛ جنگی كه در آن، برای كشتار برادرانتان از همه سلاحهای ممنوعه بینالمللی استفاده میشود، خشك و تر را با هم میسوزاند و دودمان را بر باد میدهد. نویسندگان این نامه كه آیتالله سیدبدرالدین الطباطباییالحوثی از جمله آنان است، تصریح كردهاند: اجساد سوخته و لاشههای متلاشیشده كه نظام یمن به كشیدن آنها در خیابانها افتخار میكند چیزی نیست جز اثبات وحشیگریهایی كه علیه علما، دانشجویان، روزنامهنگاران، معلمان، آكادمیستها و پیروان مذهب زیدیه اِعمال میشود تا جایی كه تعداد بازداشتشدگان در سلولهای زندانهای رژیم از مرز هزاران تن گذشته و زشتترین شیوههای شكنجه روحی و جسمی علیه آنان اعمال میشود. آنها پس از تحمل این شكنجهها، مجبور میشوند برای عدم تدریس در مساجد و مدار، ترك خطبهخواندن و وعظ دینی و امر بهمعروف و نهیاز منكری كه خدا بر آنان واجب كرده، تعهد كتبی بدهند. این نامه میافزاید: این رژیم علاوه بر این، انهدام خانهها، مدارس علمی، آوارهكردن هزاران خانواده و جلوگیری از فعالیت آنان در مؤسسات عمومی و خصوصی و همچنین هدف قرار دادن اندیشه اهلبیت(علیهمالسلام) از طریق ممنوعیت تدریس آن، نابودی مدارس و ترور مدرسین و ریشهكنی میراث آنان را از طریق سوزاندن برخی كتابخانههای خصوصی كه دارای دستنوشتههای منحصر بهفردی از فرهنگ اسلامی و انسانی است، در دستور كار خود قرار داده و به چپاول و غارت محتویات برخی دیگر و پلمب كتابخانههای عمومی در صعده از جمله "كتابخانه میراث اسلامی" و كشتن "ابراهیم بن قاسم الهاشمی" رئیس این كتابخانه و غارت سایر كتابخانهها از جمله "كتابخانه الوحده" و قتل "علامه حمود بن هادی الصیلمی" 47 ساله، رئیس آن، مصادره كتب و ممنوعیت دسترسی به آنها در بازار و داخل مساجد دست زده است. این نامه میافزاید: این جنایت به آنجا رسیده كه تمامی نسخههای دو كتاب "نهجالبلاغه" و "صحیفه سجادیه" كه كشوری را در جهان نمیتوان یافت كه این دو كتاب در آن وجود نداشته باشد؛ از بین رفته است. در این نامه همچنین آمده است: از جمله روشهای وحشتافكنی كه رژیم یمن اِعمال میكند فشار بر برخی از فقهای منتسب به مؤسسات دولتی مانند "جمعیت علمای یمن" برای امضای بیانیههای سیاسی است تا بدینوسیله، رژیم یمن را از همه جنایاتی كه حرمت خداوند و كرامت مؤمنان را از بین برده و همه قوانین و موازین بینالمللی را نقض كرده و با همه شرایع و دینهای آسمانی در تضاد است، مبرا كند. نامه مزبور میافزاید: این بیانیهها كه رژیم یمن و علمای درباری، آن را تهیه و بر برادران مستضعف ما در داخل جمعیت علمای زیدیه و شافعیه تحمیل میكند، خالی از توهین و تعرض به كسانی كه از جنایات رژیم انتقاد و آن را به توقف كشتار ملت سفارش میكنند، نیست. این نامه میافزاید: ما همچنین خواهان اعزام كمیتههای حقیقتیاب برای كشف جنایتهای جنگی و پاكسازی نژادی هستیم كه رژیم خونخوار یمن از حدود یكسال پیش علیه فرزندان شیعه شما اِعمال میكند. ما خواهان وادار كردن این رژیم به احترام به حقوقبشر، دستكشیدن از قتل، تحقیر و آوارهسازی مردم و همچنین تشكیل تیمهای پزشكی برای معالجه مجروحان و فشار بر آن برای تحویل اجساد شهدا به خانوادههایشان و ارائه لیست اسامی تمامی زندانیان در بند رژیم هستیم زیرا برخی اخبار از قتل برخی از آنان در زندانها حكایت دارد. نویسندگان این نامه كه آیتالله "سیدبدرالدین الطباطباییالحوثی" نیز از جمله آنان است در پایان این نامه خواستار تسریع در آزادی زندانیان و روشنشدن وضعیت مفقودشدگان، بازسازی خرابیهای جنگ ظالمانه، پرداخت غرامت به زیاندیدگان و تحویل جنایتكاران جنگی برای محاكمه عادلانه شدهاند.
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 21:52  توسط احسان
|
کشته شدن ۱۰۰ شيعه در درگيريهاي سه روزه يمن ارتش يمن از باز پسگيري مواضع نيروهاي مخالف در مناطق الطلح، الخفجي، المهاذر، العمار، ربيع و الشبكه خبر داده است. به گزارش اين روزنامه از ساعت ۹شب به بعد هر گونه تردد و تماس تلفني در استان صعده ممنوع اعلام شده است.
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 21:51  توسط احسان
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||