تبليغاتX
آفتاب حسن

حضرت علي (ع) : «زود است كه يهود از غرب براي ايجاد كشور و دولت يهود به فلسطين بيايند. پرسيدند: عربها كجا هستند؟ فرمود: در آن زمان عربها از هم جدا و متفرقند و اتحاد و انسجام ندارند اما به زودي نيرويي اهل كارزار از عراق حركت ميكنند كه بر پرچمهاي آنان كلمه قوه نوشته شده است و اسلام و عرب با هم متحد و شريك ميشوند و همه حركت  ميكنند براي آزادي فلسطين. معركه و ميدان كارزاري برپا خواهد شد. چه معركه­اي!...قسم به خدا كه همه يهوديان را چون گوسفند سر مي­برند تا اينكه يك يهودي هم در فلسطين باقي نمي­ماند » [1]



[1]  عقائد الاماميه  اثني عشريه، سيد ابراهيم زنجاني

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 11:31  توسط احسان  | 

ليعدن احدكم لخروج القائم و لو سهما فان الله اذا علم ذلك من نيته رجوت لان ينسى فى عمره حتى يدركه و يكون من اعوانه و انصاره



بايد هركدام از شما براى خروج قائم، آمادگى پيدا كند، اگر چه با تهيه كردن يك تير باشد; چون وقتى خداوند ببيند كسى به نيت‏يارى مهدى عليه السلام اسلحه تهيه كرده است، اميد است كه عمر او را دراز كند، تا ظهور او را درك كند و از ياوران مهدى عليه السلام باشد .


 

الغيبه، نعمانى; بحارالانوار، ج 52، ص 366

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 23:21  توسط احسان  | 

با همه لحن خوش آواييم       در به در کوچه تنهاييم

 اي دو سه تا کوچه زما دورتر      نغمه تو از همه پر شور تر

کاش که اين فاصله را کم کني     محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسايه ی ما مي شدي       مايه ی آسایه ی ما می شدی

هرکه به ديدار تو نائل شو د         يک شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد      سينه ما را عطشي دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت            شعله به دامان سياوش گرفت
نام تو آرامه ی جان منست             نامه ی  تو خط امان من است
اي نگهت خاستگه آفتاب             بر من ظلمت زده يک شب بتاب

پرده براندازز چشم ترم                تا بتوانم به رخت بنگرم

اي نفست يار و مدد کار ما        کـــي و کجـــا وعــــده ديــــدار مــــا

شاعر:شادروان محمدرضا آغاسی

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 23:3  توسط احسان  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

گفت و گو

پس از شنيدن بحثهاي قبلي در مورد ضرورت و اهميت وي‍‍ژة اقدام عملي و حركت براي تعجيل فرج در ميان فرائض ديني ، روزي بعد از نماز به سراغم آمد و گفت: «ببخشيد. درمورد صحبتهاي شما سوالي دارم. گفتم : «در خدمتم». گفت :‌« اگر آنطور كه شما در بحثهاي قبلي مطرح كرديد واقعاً دعا براي  فرج و طلب كردن ظهور ايشان از خدا، اينقدر اهميت دارد،‌ پس چرا مراجع و بزرگان در اين مورد چيزي نمي­گويند؟ آيا شما مي­خواهيد كاسه داغتر از آش باشيد؟ ما مطيع ولايت فقيه و مراجع تقليد هستيم. هر كاري ايشان بگويند انجام مي­دهيم. اما ظاهراً آنها اشاره­اي در اين مورد ندارند.»

 به اوگفتم : « اگر اجازه دهيد من پاسخ شما را در سه بخش بدهم. پاسخ اول آنكه خودتان بفرماييد:‌ اعتقاد شما به مراجع تقليد بر چه مبناي شرعي و روايي استوار است؟ بر طبق كدام سند شما براي امر دين خود در زمان غيبت به غير معصوم رجوع مي­كنيد؟»

گفت :‌ طبق دستور و اجازة خود امام زمان(عج) كه در نامه­اي ‌در زمان غيبت صغري ­فرموده­اند:« اما در مورد مسائل و حوادث جديدي كه براي شما پيدا مي­شود، به كساني كه احاديث ما را روايت مي­كنند رجوع كنيد. و اين دسته حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر همه شما هستم»[1] .گفتم : «كاملاً صحيح مي­فرماييد. پس مشروعيت اعتقاد ما به مرجعيت هم بنا به امر و فرمودة خود امام زمان (عج) است . اما مي­دانيد دقيقاً در انتهاي همين نامه كه خطاب به اسحق بن يعقوب از طريق محمد بن عثمان، نايب خاص حضرت بقيه الله(عج)، صادر شده، ‌امام زمان در مورد علت غيبت و وظيفه ما در دوران غيبت چه مي­فرمايند؟». گفت : نه. گفتم : ايشان مي­فرمايند : « در خصوص علت غيبت سوال كرده بوديد. خداوند متعال در قرآن كريم مي­فرمايد :«يا ايها الذين آمنوا،‌لا تساَلوا عنْ اَشياءَ اِنْ تُبْدَلَكُم تَسُؤُكُم»[2]يعني «اي اهل ايمان! از چيزهايي كه جواب آنها را نمي­توانيد تحمل كنيد و ناراحت مي­شويد،‌سوال نكنيد.»... . بسيار براي تعجيل در امر ظهور و فرج ما دعا كنيد كه گشايش كار شما در فرج ماست.» (به نظر مي­آيد امام بر اساس رحمت و مهرباني بسيار و سجية كريمانة خويش، نخواستند پاسخ را به تلخي بيان كنند كه علت غيبت، پراكندگي، بي­وفايي و كوتاهي شما است و در واقع به زيباترين و كريمانه­ترين صورت با بيان آنكه شما براي فرج بسيار دعا كنيد،خواسته­اند از اينكه چرا غيبت طولاني گشت، گذشت كنند و از ما بخواهند كه شما بياييد براي اتمام آن كاري كنيد.)  بنابراين امام زمان در همان نامه كه مردم را به پيروي از مراجع تقليد فرا خوانده­اند،‌در عين حال ايشان را به وظيفه­شان در زمان غيبت كه همان دعا و طلب فرج ميباشد هم آگاه نموده­اند. »

و اما پاسخ دوم آنكه شما بفرمائيد در چه مسائلي به مراجع تقليد رجوع مي­كنيد؟ گفت در فروع دين. گفتم در اصول دين چه مي­كنيد؟ گفت اصول دين خارج از بحث تقليد بوده و هر شخص بايستي خود با تدبر و تحقيق بدان دست پيدا كند. گفتم : بنابراين توجه داريدكه مساله امامت جزء اصول دين و خارج از بحث تقليد است و وقتي صحت صدور مطالبي از ناحية اهل بيت توسط علماي عظام تاييد و بوسيلة‌كتابهاي همان بزرگان به ما منتقل گرديد، ديگر وظيفة ما اطاعت و عمل كردن است و بس. و در واقع علما با تاييد صحت چنين احاديثي و بيان آنها مطلب لازم را به ما رسانده و تكليف را روشن كرده­اند. شايد به همين خاطر است كه عمدة‌ وقت و تلاش ايشان را پرداختن به مسائل فقهي و به طور كلي فروع دين تشكيل مي­دهد كه جايگاه اصلي تقليد بوده و وظيفة ايشان روشن ساختن تكليف مقلدان در آنهاست.

گفت : «فرمايش شما بسيار متين است. اما هنوز سوالي براي من باقي مانده است. پس چرا بزرگان، مردم را به اين امر فرا نمي­خوانند؟» گفتم :‌ اتفاقاً اين پاسخ سوم بنده خدمت شماست. ببينيد! بزرگان كه شما مي­فرماييد، عبارت از چند گروهند. ‌اول : پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) كه احاديث و روايات بسيار زيادي از آنها پيرامون اين مساله ذكر شده است .نظير حديث معروف امام صادق (ع) كه فرمودند : «اگر شما شيعيان نيز كاري مانند بني اسرائيل انجام دهيد، خداوند فرج ما را مي­رساند والّا تا وقتي كار به نهايت خويش برسد، غيبت ادامه پيدا مي­كند» و روايات بسيار ديگر كه تعدادي از آنها را در بحثهاي قبلي­ام ذكر كرده­ام و اگر توفيقي باشد باز هم خواهم گفت. دوم امام خميني(ره) و رهبر معظم انقلاب ،سوم مراجع تقليد و ‌بزرگان ديني و مذهبي. اگر مايل هستيد من نكات ذكر شده از هر يك از اين سه گروه را براي شما ذكر كنم تا خودتان قضاوت كنيد كه آيا بزرگان ما را به اين امر فرا نخوانده­اند يا اينكه ما كمتر مطالب آنها را شنيده­ايم يا كمتر به دنبال اجراي دقيق فرمايشات ايشان بوده­ايم. گفت : «خوشحال مي­شوم بشنوم» گفتم : « و اما پيامهاي مقام معظم رهبري در اين رابطه :

·    پيام به کنگره عظيم حج : « امروز روز اخوت عملي در همه عرصه­ها و در برابر همه فتنه­هاست. روز فراهم ساختن زمينه براي حكومت حضرت مهدي (عج) است. روز اجابت دعوت الهي در همة‌زمينه­هاست....از خداوند متعال موفقيت و عافيت و قبولي عبادات شما را مسئلت مي­كنم و همه را به دعا براي حضرت بقيه الله الاعظم و فرا رسيدن حكومت عدل جهاني آن ذخيرة الهي دعوت مي­كنم.»[3]  

·    « انتظار فرج را افضل اعمال دانسته اند. معلوم مي شود انتظار، يك عمل است. بي عملي نيست. نبايد اشتباه كرد، خيال كرد كه انتظار يعني اينكه دست روي دست بگذاريم و منتظر بمانيم تا يك كاري بشود.»[4]

·    « تا قبل از ظهورشان، در زمان غيبت، خداي متعال توفيق بدهد كه ما سربازان آن بزرگوار، متوسل و متذكر آن بزرگوار باشيم. انس و رابطه قلبي و روحي با آن بزرگوار داشته باشيم. اگر شما از اين طرف انس داشتيد، از آن طرف هم جلب توجه، جلب تذكر و جلب لطف و محبت خواهد شد. » [5]

·    «قطب عالم امكان و ملجا خلايق، اگر چه غايب است و ظهور نكرده است،‌اما حضور دارد. شيعه خوب كسي است كه حضور امام زمان را حس كند و خود را در حضور او احساس نمايد. اين اعتقاد به انسان اميد و نشاط مي­بخشد. جامعه­اي مي­تواند پذيراي مهدي موعود باشد كه در او آمادگي و قابليت باشد. كسي كه در انتظار آن مصلح بزرگ است بايد در خود زمينه صلاح آماده كند و كاري كند كه بتواند براي تحقق صلاح بايستد.»

گفت : «بسيار جالب است. گويا تاكنون اين سخنان را نشنيده بودم. اما حالا كه شما آنها را كنار هم گذاشتيد، برايم مفهوم جديدي پيدا كرد كه تا امروز به آن توجه نكرده بودم. گفتم : «حالا من از شما يك سوالي دارم : به نظر شما اگر ما شخصاً به حضور مقام معظم رهبري برسيم و بگوئيم كه مدتي است به قصد تعجيل در فرج امام زمان (عج) و انجام كار عملي براي چنين خواسته­اي، صبحها بر دعاي عهد، در اوقات نماز به دعاها و تعقيبات وارده، نيمه­شبها به نماز شب و راز و نياز با خداي متعال مواظبت داريم، و براي آنكه خود باعث تاخير در فرج نباشيم و زودتر به نتيجه برسيم، بيش از پيش بر ترك گناهان و بهبود رفتار و برخورد خود با ديگران توجه كرده­ايم، در زيارت­هايي كه مي­رويم يا هيات­هايي كه شركت مي­كنيم به جاي حوائج شخصي، فرج آن حضرت و پيروزي و عزت اسلام به دست ايشان را خواسته­ايم و مواردي از اين قبيل، آيا با شناختي كه خود شما از ايشان داريد، چنين رويه­اي را تاييد و تشويق مي­كنند يا خير؟» گفت : « اينها كه همه كارهاي خوبي است و بلكه خواستن بالاترين خيرهاست و ايشان هم كه خود هميشه آمر به معروف بوده و هستند.  اما از ‌ديگر مراجع بگوييد. آنها در اين باره چه فرموده­اند؟»

گفتم : «من براي نمونه به چند جمله از سخنان حضرت آيت الله العظمي بهجت اشاره مي­كنم كه سخنان ايشان بيشتر منتشر شده و در دسترس همگان قرار دارد. در مورد ساير مراجع هم خودتان ميتوانيد جستجو كنيد.». گفت: «بفرماييد.»

·    آيت الله العظمي بهجت : « دعاي فرج امام زمان (عج)‌ از مهمترين دعاهاست. همة مشكلات مردم و حكومت­ها از غيبت آن حضرت است. براي رفع مشكلات اجتماعي و حوائج مردم بايد همانطوري دعا كرد كه انسان براي رفع مشكلات خودش دعا   مي­كند. دعا اگر دعا باشد، تاثير خواهد كرد.[6] »

·        بهترين كار براي به هلاك نيافتادن در آخرالزمان دعاي فرج امام زمان است. البته دعاي فرجي كه در همة‌اعمال ما اثر بگذارد.[7]

·    « دعاي تعجيل فرج، دواي دردهاي ما است. در روايت است كه در آخرالزمان همه هلاك مي­شوند، مگر كسانيكه براي فرج دعا كنند : «الّا من دعا بالفرج». ائمه ما (ع) با اين بيان خيلي به اهل ايمان و شيعيان عنايت كرده­اند تا خود را بشناسند. علامت گذاري براي آنهاست، يعني اگر براي فرج دعا مي­كنيد علامت آن است كه هنوز ايمانتان پابرجاست.[8]»

·        ما از همه بايد بخواهيم كه متوسل شوند و دعا كنند و تضرع نمايند،‌ تا بلكه فرجي حاصل شود.[9]

·    چقدر بايد در فكر حضرت غايب (عج) باشيم و براي تعجيل در امر فرجش دعا كنيم؟! به طور يقين دعا در امر تعجيل فرج آن حضرت مؤثر است،‌اما نه لقلقة ‌زبان و «عجّل فرجه» خشك و خالي و ورد هميشگي كه در آخر منبر براي اينكه مردم از جا بلند شوند،‌گفته مي­شود.[10]

·    كسانيكه در خواب و بيداري تشرّف حاصل نموده­اند، ‌از آن حضرت شنيده­اند كه فرموده است :«براي تعجيل فرج من بسيار دعا كنيد». خدا مي­داند تعداد اين دعاها بايد چقدر باشد تا مصلحت ظهور فراهم آيد![11]

·    آيا اكنون كه يك مشت شيعه كه در ميان آنها علما و زنان و كودكان كه نه مقرّي دارند و نه مفرّي- گرفتارند،‌ما نبايد با چشم گريان و دل شكسته از خدا بخواهيم كه بلا را رفع كند؟![12]

·    آقايي كه زياد به مسجد جمكران مي­رود، ‌مي­گفت : آقا را در مسجد جمكران ديدم. به من فرمود :‌به دلسوختگان ما بگو براي ما دعا كنند!... ولي افسوس كه همه براي برآورده شدن حاجت شخصي خود به جمكران مي­روند و   نمي­دانند كه آن حضرت چه التماس دعايي از آنها دارد كه براي تعجيل در فرج او دعا كنند! چنانكه به آن آقا فرموده بود : اينها كه به اينجا آمده­اند،‌دوستان خوب ما هستند،‌و هر كدام حاجتي دارند :‌خانه، زن، فرزند،‌ مال، ‌اداي دين. ولي هيچ كس در فكر من  نيست. آري! ‌او هزار سال است كه زنداني است، لذا هر كس كه براي حاجتي به مكان مقدسي مانند مسجد جمكران مي­رود، ‌بايدكه اعظم حاجت نزد او،‌ واسطة‌فيض، ‌يعني فرج خود آن حضرت را از خدا بخواهد.[13]

·        به حج كه مي­رويد اهم حاجات را از خدا بخواهيد، و آن فرج حضرت وليعصر است كه فرج بشريت است.[14]

·    در خلوتمان با خدا، در تضرعمان، توبه­مان، نمازهايمان و عباداتمان، مخصوصاً دعاي شريف «عظم البلاء و برح الخفاء» را بخوانيم،‌و از خدا بخواهيم برساند صاحب كار را[15]

·    اينكه در زمان غيبت به خواندن دعاي «اللهم عرفني نفسك...» سفارش شده است،‌ ظاهراً سرّي دارد.همچنين سفارش شده است كه اين دعا نيز خوانده شود : «يا الله يا رحمن يا رحيم،‌يا مقلّب القلوب،‌ثبت قلبي علي دينك» يعني اي خدا، ‌اي رحمت عام، اي مهربان، ‌اي زير و رو كنندة‌دلها، دلم را بر دينت استوار بدار![16]

·    دعاي فرج اگر موجب فرج عمومي نشود، براي دعا كننده موجب فرج خواهد بود ان شاء‌الله. چنانكه در برخي روايات آمده : ‌دعا كنيد كه در آن فرج شماست.[17]

گفت :‌«عجب نكته­هاي نابي بيان فرموده­اند. واي از غفلت و بي­توجهي ما. ديگر بزرگان چطور؟». گفتم :‌«آنقدر مطالب در اين باره زياد است كه واقعاً ذكر آنها مجال فراخي مي­طلبد. اما باز هم سعي مي­كنم به چند نمونه قناعت كنم.»

·    مرحوم شيخ رجبعلي خياط(ره) را كه مي­شناسيد. از بزرگان پرآوازه اهل معني كه مورد تاييد و تكريم بسياري از علماي بزرگ بوده­اند. ايشان مي­فرمايند‌: « اغلب مردم اظهار مي كنند كه ما امام زمان(عج) را بيشتر از خود دوست داريم و حال آن كه اين طور نيست. زيرا اگر او را بيشتر از خود دوست داشته باشيم بايد براي او كار كنيم نه براي خود. همه دعا كنيد خداوند موانع ظهور آن حضرت را برطرف نمايد و دل ما را با آن وجود مبارك يكي كند.»[18]

·    مرحوم شيخ رجبعلي خياط(ره) مي­گويد: « هنگام دفن جواني ديدم كه حضرت موسي بن جعفر (عج) آغوش خود را بر جوان گشود، پرسيدم : اين جوان آخرين حرفش چه بود؟ گفتند: اين شعر:  منتظران را به لب آمد نفس ..... اي شه خوبان تو به فرياد رس »  و باز آنكه « پينه دوزي بود در شهر ري _ظاهراً_به نام امامعلي... خواسته اي جز فرج آقا در وجودش نبود. وصيت كرد او را در پايين كوه بي بي شهربانو دفن كنند. هر وقت به قبر ايشان توجه كردم، ديدم امام(عج) آن جاست[19]

·    مرحوم نخودكي اصفهاني(ره) پس از آن همه مجاهدت و موفقيت كم­نظير و كسب مقامات بالاي علمي و عرفاني، در اواخر عمر با حسرت مي نگارد:  « اي كاش اين اذكار و ختومات و اين اوراد و زحمات را در راه تقرب به امام زمان (عج) انجام مي دادم.»[20]

·     مرحوم حضرت  آيت الله العظمي گلپايگاني (ره) :  « در بعضي از روايات وارد است كه حضرت صاحب الامر و الزمان (عج ) گلايه مي فرمايند از برخي مسلمين متقي و پرهيزگار،  بدين جهت كه تنها براي خودشان خواهان رفع حاجت هستند و دعا مي كنند و براي فرج آن حضرت دعا نمي كنند. معلوم مي شود دعا براي فرج موثر است كه حضرت امام عصر (عج) بر اين دعا تاكيد مي فرمايند. ». هم ايشان در جاي ديگري مي­فرمايند : « وظيفه شماست در همه مواردي كه واقعا احتمال استجابت دعا مي رود، با تضرع و زاري ظهور آن حضرت را از خداوند بخواهيد. » [21]

·          حضرت آيت الله بهاءالديني (ره):  «  حضرت پيغام دادند در قنوت به من دعا كنيد. » [22] 

·     حضرت آيت الله كشميري (ره):  « هر روز يك ساعت با حضرت خلوت كنيد و به حضرت متوجه باشيد. زيارت آل ياسين بخوانيد. يا صاحب الزمان اغثني، يا صاحب الزمان ادركني، و المستعان بك يابن الحسن را زياد بگوييد تا خود به خود رفاقت حاصل شود.» [23]

·    حضرت سيد بن طاووس (ره) : « ممكن است بگوييد فلان شخص و فلان شخصي را مي شناسم كه جزو اساتيد ديني تو هستند و اين كار را نيز انجام نمي دهند ، ولي من به خوبي آگاهم كه اين افراد در بي توجهي و غفلت نسبت به مولاي ما (عج) به سر مي برند ! و نسبت به او كوتاهي نموده اند . در واجبات ، از زياد دعا نمودن براي آن حضرت (عج) و براي كسي كه دعا براي او جايز است خودداري مكن. » همچنين وي پس از ذكر روايتي از امام صادق (ع) با سند خودش مي­فرمايد : «در چنين شرايطي ديگر هيچ بهانه­اي براي ترك دعا براي آن حضرت نداري»  [24]

·    حضرت آيت الله الهي طباطبايي برادر علامه طباطبايي (ره):  « ما يازده اماممان شهيد شد ديگر كافيست براي همين دوازدهمي نبايد بيايد وكشته شود. امت بايد ظهور پيدا كند بعد امام بيايد و آنها را رهبري كند »

 و اصلاً از همة ‌اين حرفها هم كه بگذريم آيا به نظر شما بديهي نيست، همانند كسي كه حاجتي دنيايي دارد و ‌براي برآورده شدن آن دست به دعا برمي­دارد و انواع و اقسام نذرها، توسلها و زيارات و نمازها را بجا مي­آورد، ‌شخصي هم كه بالاترين آرزوهاي عالم را دارد ‌و به بزرگترين خير براي همة بشريت اميد و اعتقاد و ايمان دارد، همانطور و بلكه با نيرو و توان بسيار بيشتر عمل كند و حاجت خويش را از خداي متعال بخواهد؟

گفت : «باور كنيد تا امروز من اين مطالب را نمي­دانستم. اما امروز كه شنيدم ديگر حجت بر من تمام شد. اكنون كه امام زمانم امري فرموده­اند و حتي از كوتاهي ما در اين باره ناراحت شده­اند، وظيفة‌ خود مي­دانم كه به امر ايشان با تمام وجود و از خود گذشتگي عمل كنم. ممكن است برايم سخت باشد و اوايل مجبور باشم تغييراتي در شيوة ‌زندگي خود بدهم. اما همين را مي­دانم كه از جان و دل تلاش خواهم كرد و «هر چه دارم در ميان خواهم نهاد» تا گوش به فرمان او باشم. و مي­دانم كه او تلاش خالصانه مرا مي­بيند و بي پاسخ نمي­گذارد. اما من ديگر از او هيچ چيز براي خودم        نمي­خواهم. من ديگر فقط از ايشان ميخواهم كه توفيق عمل كردن به اوامرشان در همة زمينه­ها و بخصوص در دعا كردن واقعي -كه خودشان اينقدر بر آن تاكيد دارند- به من بدهند. دعايي كه روي تمامي اعمال و افكارم اثر بگذارد، تا زندگيم به گونه­اي شود كه خود ايشان شهادت بدهند كه من به وظيفه­ام در دوران سخت غيبت عمل كرده­ام.» گفتم : «خداوند توفيقتان دهد.والسلام علي من اتبع الهدي »

 
نوسنده : مهندس م-م

[1] شيخ طوسي، الغيبه، ص 176، توقيع حضرت بقيه الله به اسحق بن يعقوب

[2] سوره مائده،‌آيه 101

[3]  پيام مقام معظم رهبری به کنگره عظيم حج (29/10/83)

[4]  مقام معظم رهبری ، نيمه شعبان 29/6/84

[5]  مقام معظم رهبری ، ديدار مردمي 25/9/76

[6]  روزنه­هايي از عالم غيب، ص 363

[7]  نكته هاي ناب، ص 72

[8]  در محضر آيت الله العظمي بهجت، 1/363

[9]  روزنه­هايي از عالم غيب، ص 55

[10]  در محضر آيت الله العظمي بهجت، 2/324-325

[11]  در محضر آيت الله العظمي بهجت، 1/118

[12] در محضر آيت الله العظمي بهجت، 2/181

[13]  در محضر آيت الله العظمي بهجت، 2/118

[14]  روزنه­هايي از عالم غيب، ص 53

[15] به سوي محبوب، ص 109

[16]  در محضر آيت الله العظمي بهجت، 1/124

[17] روزنه­هايي از عالم غيب، ص 55

[18] كيمياي محبت ص 57

[19] كيمياي محبت ص59

[20] صحيفه مهديه، ص55

[21] كتاب نوري از ملكوت ( زندگينامه آيت الله العظمي گلپايگاني)

[22]  پادشه خوبان، ص 63

[23]  صحبت جانان ، ص 106، شيدا، ص 224

[24]   فلاح السائل ، ص 44، و نيز جمال الاسبوع ، ص 307

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 22:53  توسط احسان  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

مهمترين درس از نامه­هاي امام زمان (عج)

مي­دانيم كه اسلام ارزش بسيار زيادي براي تفكر قائل است تا جاييكه ارزش ساعتي تفكر بيش از هفتاد سال عبادت دانسته شده. و اين بسيار بجاست. چرا كه گاهي يك لحظه تفكر، انساني را از اين رو به آن رو مي­كند. در يك لحظه انسان به خود مي­آيد، به اشتباهاتش پي مي­برد و مسير زندگي خود را عوض مي­كند. اگر قدر بداند و همت گمارد.

*********************

 با خود مي­انديشم چه فرصت گرانبهايي در اختيار داشتند، آنهاييكه در عصر پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) زندگي مي­كردند. اينكه بتوان چهره به چهرة خليفة خدا در زمين نشست، مسائل و مشكلات را با ايشان مطرح نمود و راي ايشان را كه همان راي خداست شنيد.  

             بنازم به بزم محبت كه آنجا              گدايي به شاهي مقابل نشيند

و همچنين فرصت مشابهي داشتند افرادي كه در زمان غيبت صغري مي­زيستند. اينكه بتوان نامه و عريضه­اي خدمت امام زمان(عج) نوشت و مسائل و مشكلات را با ايشان مطرح نمود و جواب گرفت، كم فرصتي نيست و مسلم است كه پاسخ امام به اين نامه از چه جايگاه والايي برخوردار است. طبيعتاً كسي كه چنين فرصتي داشته باشد، بايد سعي كند از آن به نحو احسن استفاده نموده و مهمترين مسائل مورد نياز خود را مطرح نمايد.

حال خود را به جاي كسي بگذاريد كه در زمان غيبت صغري مي­زيسته و از چنين فرصتي برخوردار بوده است. در اين صورت چه سوالي مطرح مي­كرديد؟ اگر قرار بود تنها يك سوال بپرسيد و يك خواسته داشته باشيد، چه مي­پرسيديد؟ مسلماً انتخاب سوال بسيار دشوار است و به سطح بينش، آگاهي و معرفت سوال كننده بر ميگردد.

شخصي ممكن است راه خوب شدن و شفاي درد جسمي­اش را از ايشان بخواهد. ديگري ممكن است از ايشان دعايي براي رفع احتياجات مالي بخواهد. آن يكي خيلي از خود گذشته است و شفاي يكي از نزديكانش را مي­خواهد. ديگري بهشت. ديگري حورالعين. ديگري حل مسائل علمي. يكي هدايت، يكي شهادت و.... شما چه مي­خواستيد؟

*********************

در تاريخ خوانده­ايم كه علي (ع) خطاب به مردم فرمودند : «سَلوني قبل اَن تفقدوني ...».( بپرسيد از من، قبل از آنكه مرا از دست بدهيد. همانا من به راههاي آسمان واقف تر از راههاي زميني مي­باشم). اما در مقابل اين فرمايش ايشان مردم چه چيزي از ايشان پرسيدند؟ فردي خواست امام را امتحان كند و از او پرسيد آيا خدايي را مي­پرستي به چشم ديده اي؟ و ديگري دربارة كافر بودن يا نبودن مجوسيان و زرتشتيان پرسيد. و اين، با اندكي كم و بيش، همه جرعه آبي بود كه از آن  اقيانوس سلوني برداشته و نوشيده شد.

علي تنهاست در يك قوم گمراه                        زبانش را كه مي­فهمد؟ بجز چاه[1]

*********************

شنيده­ايم كه مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد. آري، مستمع مي­تواند با طرح سوالات درست، بجا و سنجيده عمق مطالب را از فكر استاد بيرون بكشد. اما اگر مستمع چنين نكرد و به پرسيدن سوالات سطحي اكتفا نمود، يك معلم دلسوز چه مي­كند؟ آيا تنها به پاسخ به سوالات وي در خور فهمش اكتفا مي­كند؟ هرگز چنين نيست. بلكه نكات ديگري را هم كه دانستنش براي او واجب  است را در لابلاي سخنانش براي وي بيان مي­كند. نكاتي كه شايد خود او متوجه اهميت آنها نبوده باشد. نكاتي كه شايد هنوز نمي­داند به آنها احتياج دارد.

*********************

راويان معتبر تعداد زيادي از نامه­هاي شريف حضرت حجت (عج) را در آثار ارزشمند خود گرد آورده­اند كه چند نمونه از آنها عبارتند از :

1-     شيخ صدوق ( م 381 )، 52  توقيع شريف، تحت عنوان «ذكر التوقيعات وارده عن القائم(ع)»

2-     شيخ مفيد ( م 413 )، 24  توقيع و گفتار، تحت عنوان «طرف من دلائل صاحب الزمان»

3-     شيخ طوسي ( م 460 )، 10  توقيع شريف، تحت عنوان «بعض توقيعات الحجه»

4-     و...

تعداد زيادي از اين توقيعات در پاسخ به سوالات شيعيان ومحبين آن حضرت مي­باشد. اما با مروري بر توقيعات حضرت در طول دورة غيبت صغري، مشخص مي­شود كه متاسفانه هيچ كس آن سوال اصلي كه بايد بپرسد را مطرح نكرده است. هيچ كس آن چيزي را نخواسته كه علت العلل همة مشكلات باشد و با رفع آن همة مسائل و مصائب برطرف ­شود. هيچ كس از ايشان نپرسيده است كه : «مولاي من! ما مي­دانيم كه هر چه مي­كشيم، از دوري و هجران شما است. از اين است كه به شما دسترسي نداريم. ما مي­دانيم كه شما براي كوه و صحرا و بيابان آفريده نشده­ايد، ما مي­دانيم كه شما ولي امر ما هستيد، ما ميدانيم كه :

   نماز بي ولايت بي نمازيست                  تعبد نيست، نوعي حقه بازيست[2]

ما تحمل سردي زمانه در اثر پوشيده شدن آفتاب رويت با ابرهاي غليظ غيبت را نداريم. مولاي من! براي برطرف شدن امر غيبت كه علت العلل همة دردهاست چه بايد كرد؟» آري! اين سوالي بود كه بايد مي­پرسيدند، اما نپرسيدند. اصل را رها كرده و به فرع پرداختند.[3]

اما خود حضرت بقيه الله (عج) كه دلسوزترين معلم نوع بشر در حال حاضرمي­باشند، چندين بار چه در زمان غيبت صغري و چه پس از آن( در توقيعات به شيخ مفيد[4]) و چه در تشرفاتي كه به محضر ايشان شده است، توجه شيعيان را به اين موضوع جلب  نموده­اند و پاسخ به اين سوال را بي آنكه از ايشان پرسيده باشند به صورت دستورالعملهايي به شيعيان ارائه داده اند. در صورتيكه به فرمايش ايشان در زمان غيبت صغري عمل شده بود، بنا به فرمودة‌خود امام در نامه به شيخ مفيد، فرج زودتر اتفاق مي­افتاد و به زمان شيخ كشيده نميشد. اما متاسفانه فرمايش ايشان با بي­توجهي روبرو شد و لذا غيبت به درازا كشيد. همچنين مجدداً اگر پس از نامة ايشان به شيخ مفيد،‌ مردم به امر ايشان عمل مي­كردند، طبق فرمودة خود حضرت فرج حاصل ميشد و سعادت ديدار ايشان تا امروز به تاخير نمي­افتاد. متاسفانه اين بي­توجهي نسبت به انجام امر امام به جاي حرف زدن تنها، تا امروز هم ادامه دارد. و آيا اينها نشانة ‌مظلوميت و غربت امام زمان (عج) ‌در ميان شيعيان و پيروانش نيست.

و اما فرمايشات ايشان درباره موضوع فرج و رفع غيبت :

1-فرمايش امام در زمان غيبت صغري

 همانطور كه در مقالات قبلي هم ذكر شد، امام از طريق توقيعي به محمد بن عثمان دومين نائب خاص خويش خطاب به شيعيان فرمودند :‌ « و اكثرو الدعا بتعجيل الفرج، فان في ذلك فرجكم» . يعني براي تعجيل در فرج و ظهور من بسيار دعا كنيد كه همانا گشايش كار شما در فرج من است[5].

در اين فرموده دو نكتة مهم وجود دارد : 1- كثرت دعا 2- بستگي داشتن گشايش كار ما به فرج ايشان

2- نامة مبارك امام زمان خطاب به شيخ مفيد در زمان غيبت كبري

با توجه به طولاني بودن متن نامة شريفة حضرت خطاب به شيخ مفيد به مهمترين فراز آن اشاره مي­گردد و  بقيه ان شاء الله در مقالة جداگانه­اي بررسي خواهد شد :

« اگر شيعيان ما كه خداوند در راه طاعت خويش توفيقشان دهد، دلهايشان در وفاي به عهد و پيماني كه با ما دارند (امتثال امر و تبعيت) گرد هم مي­آمد، از فيض ديدار ما محروم نمي­شدند و سعادت ديدار ما زودتر نصيب ايشان مي­شد. همانا چيزي آنان را از ديدار بامعرفت و راستين ما محروم نمي­كند، بجز اخبار ناخوشايند و ناروايي كه از آنها به ما مي­رسد و ما چنين توقع و انتظاري از آنها نداشتيم.[6]»

در اين فراز نامه هم چند مطلب مهم است كه متاسفانه مورد توجه قرار نگرفته است: 1- اجتماع قلوب 2- وفاي به عهد نسبت به اطاعت و امتثال امر ولي زمان 3- ارتكاب گناهان توسط شيعيان باعث طولاني شدن زمان غيبت

اين عمل نكردن­ها منجر به آن شده كه هر چه زمان مي­گذرد، فرمايشات آن حضرت گلايه­آميزتر و جانسوزتر مي­شود. در تشرفاتي كه در سالهاي بعد از سوي بزرگان به محضر مبارك ايشان انجام شده،‌جملات ايشان آنچنان جانسوز است كه دل شيفتگان آن حضرت را سالهاست خون كرده است. به عنوان مثال مي­توان موارد زير را نام برد :

·          مرحوم حضرت  آيت الله العظمي گلپايگاني (ره) فرموده­اند :  « در بعضي از روايات وارد است كه حضرت صاحب الامر و الزمان (عج ) گلايه مي فرمايند از برخي مسلمين متقي و پرهيزگار،  بدين جهت كه تنها براي خودشان خواهان رفع حاجت هستند و دعا مي كنند و براي فرج آن حضرت دعا نمي كنند. معلوم مي شود دعا براي فرج موثر است كه حضرت امام عصر (عج) بر اين دعا تاكيد مي فرمايند. ». هم ايشان در جاي ديگري مي­فرمايند : « وظيفه شماست در همه مواردي كه واقعا احتمال استجابت دعا مي رود، با تضرع و زاري ظهور آن حضرت را از خداوند بخواهيد. » [7]

·          مرحوم حاج محمد علي فشندي تهراني(ره) از نيكاني است كه تشرفاتي به محضر حضرت(عج) داشته و در اعتبار او همين بس كه شهيد آيت الله دستغيب(ره) شخصاً با ايشان ديدار نموده و در كتاب داستان هاي شگفت خويش، ضمن تاييد وي  نمونه اي از تشرفات او را ذكر فرموده است.

در برهه اي كه ايشان به نيت ديدار امام زمان(عج)، مكرر به مسجد مقدس جمكران مشرف مي شده است، يكبار در خلال آب دادن به زائران در فصل گرما، با سيدي خوش سيما مواجه شده، به خود مي گويد شايد اين سيد، تازه از راه رسيده و تشنه باشد ... و پس از نوشاندن آب به ايشان عرضه مي دارد: « آقا شما كه از ساداتيد دعا بفرمائيد كه خداوند فرج آقا امام زمان(عج) را زودتر برساند »، سيّد نظري به آب دوخته و مي­فرمايد :

« شيعيان ما به اندازه آب خوردني ما را نمي خواهند، اگر مي خواستند، دعامي كردند و فرج  مي رسيد.»[8]

و اينها تنها نمونه­هايي است و مواردي از اين دست بسيار است. و اينك دوست من! بيا كلاه خويش را قاضي كنيم كه در مقابل اين فرمايشات مبارك حضرت و انتظاراتشان از ما به عنوان پيروانشان،‌ما چه كرده­ايم؟ آيا اعمال ما آنگونه هست كه آيندگان به ما به همان چشمي ننگرند كه ما امروز به امتهاي امامان گذشته،‌چون امت امام علي (ع) و امت امام حسن و امام حسين (ع) و...مي­نگريم؟ آيا در مقابل اين همه غربت و مظلوميت امام زمان (عج)‌سكوت اختيار نكرده و به هياهوي دنيا مشغول نشده­ايم؟ آيا حق امام را شناخته و ادا كرده­ايم؟

آيا اگر به وظيفة خود در ياري ايشان عمل كرده بوديم، باز امروز اينهمه بار تحقير را به دوش مي­كشيديم كه به پيامبرمان اهانت كنند،‌گنبد و بارگاه امامانمان را ويران كنند، به تمام مقدساتمان اهانت كنند و ناچار به صبر و تحمل باشيم؟ و يا آنكه سربازان پست آمريكايي و انگليسي،‌مادران و خواهران محجبه و مسلمان را تفتيش بدني نمايند و ما تنها به نظاره بنشينيم؟ آري! چرا خود را با حرفهاي به ظاهر زيبا فريب دهيم؟ يقيناً امام زمان از دوستان و همراهان خود خائف و نگران است، نه ازآمريكا و اسرائيل. مثل  او، مثل اميرالمومنين است كه تيغ تيز ذوالفقارش در بند امتش گرفتار آمده است. بياييد از خود بپرسيم كه تاكنون چگونه ياري براي امام زمانمان بوده­ايم و براي فرج ايشان چه كرده­ايم؟ و فكر روزي را بكنيم كه حضرت زهرا (س)‌اين سوال را از ما خواهند پرسيد. آري! «اقرا كتابك كفي بنفسك اليوم عليك حسيبا[9]» (كتاب اعمالت را بخوان كه امروز خودت براي حساب اعمال خويش كافي هستي). و آيا هنوز براي شروع حركتت شك داري؟ آيا زمان حركت فرا نرسيده است؟ كافيست تصميم بگيري. كافيست شروع كني تا درهاي آسمان به رويت گشاده شود. كافيست قدمي برداري تا خود حضرت ياريت دهند. نمي­خواهي تو هم در زمرة‌ياران امام زمانت باشي؟ كافيست دست بيعت دراز كني و بخواهي،‌تا خود امام زمان (عج)‌دستت را بفشارند. از تو حركت،‌از خدا بركت.

 
 
نویسنده : مهندس م-م

[1] شعر از مرحوم آغاسي

[2] شعر از مرحوم آغاسي

[3] ان شاء الله، مصائب و بلاياي دوران غيبت و عادت نمودن ما به اين دوران،  و نيز شيريني ها و حلاوتهاي عصر ظهور در مقالات جداگانه­اي مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

[4] توقيعات حضرت به شيخ مفيد در دوران پس از غيبت صغري، ان شاء الله، موضوع مقالة جداگانه­اي خواهد بود.

[5] كمال­الدين،ج2،ص458، احتجاج، ج2، ص 499، بحار النوار، ج53، ص 1777، غيبت(شيخ طوسي) ص 117 و بسياري از كتب شيعه

[6] احتجاج، جلد 2، ص 499، بحار النوار، ج 53، ص 177، حديث 8

[7] كتاب نوري از ملكوت ( زندگينامه آيت الله العظمي گلپايگاني)

[8] شيفتگان حضرت مهدي(عج) ،ج1

[9] سورة‌مباركة‌اسراء، آية‌شريفة 14

+ نوشته شده در  شنبه سوم تیر 1385ساعت 22:40  توسط احسان  | 

 

 

بِسْمِ ‏الله الرََّّحْمنِ الرََّّحيمِ

انالله وانّااليه راجعون

 

شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، و مجاهد بيدار و متعهد راه تعالي و پيوستن به «ملاء اعلي»، دكتر مصطفي چمران را به پيشگاه ولي‏عصر ارواحنا فداه تسليت و تبريك عرض مي‏كنم. تسليت از آنرو، كه ملت شهيدپرور ما سربازي را از دست داد، كه در جبهه‏هاي نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ايران، حماسه مي‏آفريد و سرلوحه مرام او اسلام عزيز و پبروزي حق بر باطل بود. او جنگجويي پرهيزگار و معلمي متعهد بود، كه كشور اسلامي ما به او و امثال او احتياج مبرم داشت و تبريك از آنرو كه اسلام بزرگ چنين فرزنداني تقديم ملت‏ها و توده ‏هاي مستضعف مي‏كند و سرداراني همچون او در دامن تربيت خود پرورش مي‏دهد. مگر چنين نيست كه زندگي عقيده و جهاد در راه آن است؟

چمران عزيز با عقيده پاك خالص غيروابسته به دستجات و گروه‏هاي سياسي، و عقيده به هدف بزرگ الهي، جهاد را در راه آن از آغاز زندگي شروع و به آن ختم كرد. او در حيات، با نور معرفت و پيوستگي به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار كرد. او با سرافرازي زيست، و با سرافرازي شهيد شد و به حق رسيد.

هنر آن است كه بي‏هياهوهاي سياسي، و «خودنمايي»هاي شيطاني، براي خدا به جهاد برخيزد و خود را فداي هدف كند نه هوي، و اين هنر مردان خداست. او در پيشگاه خداي بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و يادش بخير.

و اما ما مي‏توانيم چنين هنري داشته باشيم، با خداست كه دستمان را بگيرد و از ظلمات جهالت و نفسانيت برهاند.

من اين ضايعه را به ملت شريف ايران و لبنان، بلكه به ملت‏هاي مسلمان و قواي مسلح و رزمندگان در راه حق، و به خاندان و برادر محترم اين مجاهد عزيز، تسليت عرض مي‏كنم. و از خداوند تعالي رحمت براي او، و صبر و اجر براي بازماندگان محترمش خواهانم.

اول تيرماه شصت

روح ‏الله ‏الموسوي‏ الخميني

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 21:52  توسط احسان  |