![]() روزنامه نيويورك تايمز از وجود مداركي خبر داده است كه نشان ميدهد خاندان سعودي به حملات 11سپتامبر كمك كردهاند. به گزارش فارس، روزنامه نيويورك تايمز مدعي شد وكلاي خانوادههاي قربانيان11 سپتامبر مداركي دارند كه حمايت مالي اعضاي خاندان سلطنتي سعودي از القاعده را ثابت ميكند. روزنامه نيويورك تايمز اخيرا گزارش داد اين وكلا گزيدههايي از مداركي را كه در ميان چيزهاي ديگر از طريق كنار هم قرار دادن قطعات اسناد لو رفته سازمان اطلاعات آمريكا جمعآوري كرده بودند، در اختيار اين روزنامه قرار دادند. اين مدارك، كه در اصل در صدها هزار صفحه ارائه شده بودند، نشان ميدهد كه چگونه خاندان سلطنتي سعودي با استفاده از واسطهها و مسيرهاي تامين مالي، پول در اختيار افراد مسلح در افغانستان و بوسني ميگذاشت. طبق اين گزارش، مدارك نشان ميدهد كه شاهزاده تركيالفيصل در سال 1998 از طريق يك نماينده چكي به مبلغ يك ميليارد ريال سعودي (267 ميليون دلار) به يكي از رهبران ارشد طالبان داده است. در ادامه آمده است: شاهزاده سلمان بن عبدالعزيز و ديگر اعضاي خاندان
سلطنتي نيز در يك گزارش سازمان اطلاعات آلمان به استفاده از يك موسسه
خيريه عربستان به عنوان محلي براي انتقال اين پولها متهم شدهاند. اين خانواده كه با دولت بوش روابط مستحكمي داشت، همچنين مظنون به تقويت افراد مسلح و استخدام عوامل آنها با استفاده از واسطههايي از جمله "كميسيون عالي عربستان براي كمك به بوسني " است. اين گزارش با بيان اينكه 15نفر از 19 رباينده هواپيماهاي مسافربري كه به برجهاي دوقلوي مركز تجارت جهاني و پنتاگون برخورد كرده بودند ظاهرا سعودي بودند نه عراقي، ادامه ميدهد: 5 نفري كه به خاطر اتهامات مرتبط در بازداشت آمريكا هستند مسئوليت حملات را بر عهده گرفتهاند. با تمامي اين اوصاف وكلاي خانواده پادشاهي تلاش زيادي براي توقف اين حركت انجام نداده و ادعاهاي فوق را رد كردهاند. آقاي "مايكل كلاگ " اهل واشنگتن كه در اين پرونده وكالت شاهزاده محمد الفيصل السعودي را بر عهده دارد ميگويد: "با مشاهده تمام مداركي كه خانوادهها جمع كردهاند، كوچكترين مدركي دال بر ارتباط عربستان سعودي با حملات 11سپتامبر نديدم.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 13:13  توسط احسان
|
![]() سايت خبري نهرين نت ضمن اشاره به ابعاد دخالتهاي سازمان اطلاعاتي عربستان، از همكاري تنگاتنگ منافقين با اين سازمان پرده برداشت. به گزارش پايگاه اطلاع رساني هابيليان (خانواده شهداي ترور)، سايت نهريننت با درج گزارشي تفصيلي به تشريح دخالتهاي سازمان اطلاعاتي يكي از كشورهاي عرب در آشوبهاي اخير در ايران و همكاري منافقين با اين سازمان پرداخت. در اين گزارش آمده است: برخي منابع سعودي افشا كردند كه عربستان سعودي مستقيماً در حوادث جاري در ايران نقش ايفا كرده و شوراي امنيت ملي عربستان بنا را بر اين گذاشته كه از تمامي رويدادهاي ايران به نفع خود بهرهبرداري كند. برخي منابع سعودي در لندن با اعلام اين
خبر به نهرين نت اعلام كردهاند كه دستورهاي لازم به سفارتخانههاي سعودي
داده شده كه ارتباط خود را با نيروهاي اپوزيسيون ايراني در پايتخت هاي
غربي، اردن و امارات افزايش دهند. آنچه در اين بين قابل تامل است اين است كه دستگاه اطلاعاتي عربستان ارتباطات خود با اپوزيسيون ايراني را از 4 ماه قبل از انتخابات افزايش داده و صدها ميليون دلار براي بهرهبرداري از انتخابات در يك چارچوب مشخص هزينه كرده است كه محوريت اين مساله بر سرنگوني كانديداي جريان محافظه كار - محمود احمدي نژاد - و حمايت از يكي از كانديداهاي جريان مقابل تا مرز پيروزي بوده است. اين منبع ميافزايد: دستگاه اطلاعاتي عربستان به اپوزيسيونهاي مذكور وعده داده كه تمامي امكانات رسانهاي و مالي خود را براي برنامههاي قبل و بعد از انتخابات در اختيار آنها قرار ميدهد و مانور تبليغاتي آنها زماني بيشتر خواهد شد كه رقباي احمدي نژاد در انتخابات شكست بخورند. براساس اين توافق نامه يك ليست شامل دهها اسم از شخصيتهاي سياسي، رسانهاي و آكادميك ايراني كه مخالف نظام و دولت احمدينژاد هستند تهيه و به ليست دستگاه اطلاعاتي عربستان اضافه شده تا تمامي امكانات رسانهاي عربستان براي تبليغات در اختيار آنها قرار گيرد و آنها بتوانند تحليلها و اخبار و گزارشات خود را در انتقاد از جمهوري اسلامي و به زير سوال بردن انتخابات از اين طريق منتشر كنند. اين گزارش ميافزايد: لندن يكي از مهمترين پايگاهها براي ارتباط بين سعوديها و اپوزيسيون ايراني بود تا جايي كه چندتن از افراد گروههاي مذكور آزادانه و بدون هيچ محدوديتي به سفارتخانه عربستان در چارلز استريت لندن رفت و آمد ميكردند كه از جمله آنها ميتوان به تعدادي از پرسنل مركز مطالعات ايران به رياست عليرضا نوري زاده روزنامه نگار مخالف جمهوري اسلامي ايران - كه توسط عربستان حمايت مالي ميشود - اشاره كرد. گزارش نهرين نت ميافزايد: قرار بر اين شد كه پرسنل اين مركز به عنوان يكي از بارزترين مراكز حلقه اجرايي اين پروژه در انگلستان بر عليه دولت و نظام جمهوري اسلامي ايران عمل كنند. يكي ديگر از امور كه سرويسهاي اطلاعاتي
عربستان در مورد آن برنامهريزي كرد، ايجاد هماهنگي ميان شبكه خبري BBC و
مركز مطالعات ايران بود. همچنين در ادامه گزارش آمده است: سفارت سعودي در واشنگتن تنها به معاندين جمهوري اسلامي بسنده نكرده بلكه با برخي از مراكز مطالعاتي كه در مورد جمهوري اسلامي كار پژوهشي انجام ميدهند نيز ارتباط برقرار كرده و از آنها خواسته است تا پژوهشهايي با هدف زير سوال بردن نظام ايران تهيه كنند، به گونهاي كه گويا نظام جمهوري اسلامي ايران در حال فروپاشي است.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:54  توسط احسان
|
خبرگزاري
فارس: روزنامه صهيونيستي معاريو در گزارشي از توانمندي حزبالله لبنان
نوشت بر اساس گزارشهاي سازمانهاي اطلاعاتي اسرائيل قدرت نظامي حزبالله
پس از جنگ تابستان 2006 به قدري افزايش يافته كه قادر است روزانه با 600
موشك عمق اسرائيل را هدف قرار دهد.
![]() معاريو در گزارش خود آورده است: حزبالله تشكيلات نظامي آموزش ديده، مجهز و كاملا سازماندهي شدهاي را در امتداد مرز جنوب لبنان و شمال رود "ليطاني " مستقر كرده تا با هر تهاجم گسترده از راه خشكي اسرائيل مقابله كند. معاريو تاكيد كرد، قدرت حزبالله از جنگ تابستان 2006 به صورت شگفتآوري افزايش يافته به گونهاي كه تجهيزات جديد و نظاميان و مبارزان آموزش ديدهاي بيشتري را در اختيار گرفته و در تلاش براي رسيدن به اين سطح قدرت است كه بتواند در طول 60روز، روزانه هزار موشك به سوي اسرائيل شليك كند. اين روزنامه نوشت سرويس اطلاعاتي اسرائيل گزارشهايي را دريافت كرده كه نشان ميدهد حزبالله با موشكهاي دور برد و ميانبردي كه در اختيار دارد، قادر است روزانه 500 تا 600 موشك به تلآويو شليك كند. معاريو ادامه داد: موشكهاي حزبالله، مساله را براي اسرائيل سخت كرده و شمار زياد مبارزان اين حزب كه بين پنج تا هشت هزار نفر بوده است نيز بسيار نگران كننده است. اين روزنامه صهيونيستي تاكيد كرد: حزبالله پايگاههاي محكم و سازمانهايي را نيز در زير زمين بنا كرده و اين در كنار تشكيلات سازماني حزبالله مستقر در مناطق شمال و جنوب ليطاني است كه به صورت سازمانهاي دفاعي محكمي است و در برگيرنده قدرت توپخانهاي، سپر دفاعي و سازمانهاي اطلاعاتي است و توانايي آن را دارد كه در آغاز وقوع هرگونه درگيري، نيروهايي از يگانهاي ويژه خود را در مرز مستقر كرده و نيروهاي شهادت طلب خود را در صورت وقوع درگيري و اجراي حملات عليه نيروهاي ارتش اسرائيل فراخواند.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 12:47  توسط احسان
|
سایت تحلیلی مديا مانيتورز بررسی کرد واقعیدات انتخابات ایران و ناراضیان از پیروزی احمدی نژاد
سایت تحلیلی مدیا مانیتورز در مقالهای به بررسی ویژگیها و واقعیات انتخابات ایران پرداخت و در ادامه طیفهای به گزارش رجانیوز، در این مقاله که با عنوان "اوباما بازنده انتخاب مجدد احمدینژاد" منتشر شده، آمده است: در طول تاريخ تا كنون هيچ انتخاباتي مثل انتخابات رياست جمهوري ايران مورد توجه رسانه هاي غربي نبوده است. با انتخاب مجدد احمدينژاد بهعنوان رئيسجمهور توسط مردم ایران، رهبران كشورهاي امریکا، فرانسه، انگلستان، آلمان و ايتاليا نشان دادند كه از نتيجه اين انتخابات ناراحت و ناخشنود هستند. علت اين همه هياهوي كشورهاي غربي چيست؟ چرا امریکا حتي در انتخابات پارلمان لبنان ميلياردها دلار براي كرايه هواپيماهاي چارتر رايگان بهمنظور فراهم كردن سفر لبنانيهاي مقيم كشورهاي كانادا و ديگر كشورهاي جهان براي رأي دادن هزینه میکند؟ همه ما و رئيسجمهور امریکا مي دانيم كه در انتخابات رياست جمهوري سال 2000 ميلادي ایالات متحده تقلب شده بود. جورج بوش با اين تقلب توانست بزرگترين پست اين كشور را از آن خود كند و به ميليونها نفر امریکايي گفت كه اين امر طي يك فرايند كاملاً دموكراتيك انجام شده است ولي به ياد نميآوریم كه اوباما هيچ صحبتي درمورد اين تقلب كرده باشد. حالا اجازه بدهيد كه چند واقعيت را در انتخابات ايران برشمريم: 1- سالهاست كه به رهبري امریکا و اسرائيل جنگ سرد عليه ايران جریان دارد. با استفاده ازلابيهاي طرفدار اسرائيل در امریکا، بزرگترين ماشين تبليغاتي رسانههاي غربي عليه ايران بر افراشته است. 2- اين انتخابات، دهمین انتخابت رياست جمهوري در طول 30 سال گذشته جمهوري اسلامي ايران بوده است. 3- در طول اين 30 سال، حداقل 30 انتخابات درسطوح بالا برگزار شده است. 4- در اين 30 انتخابات گذشته، بهطور میانگین بيش از 70 درصد از مردمي كه شرايط رأي دادن را داشتهاند، شركت كردهاند كه درميان آنها، جوانان و زنان نيز حضور داشتهاند، این در حالی است كه ميانگين مشاركت در انتخابات در غرب كمتر از 60 درصد بوده است. 5- ايران براساسا همان سيستم سياسي كه در اولین انتخابات پس از انقلاب با راي حداكثری مردم در قانون اساسي گنجانيده شد، اداره میشود. 6- آمارها و نظرسنجیهایی که قبل از انتخابات توسط روزنامه واشنگتن پست انجام شده بود، نشان مي داد كه احمدينژاد از نزديك ترين رقيبش با نسبت دو به یک پیش است، یعنی از رقيب خود 2 برابر بيشتر رأي خواهد داشت. نتایج نظرسنجیهای ايراني نيز همين امر را تأييد ميكرد. 7- امریکا اميدوار بود كه كسي غير از احمدينژاد برنده انتخابات باشد، زيرا منتخب جديد بهعلت تازهكار بودن از قدرت مذاكرهكنندگي ضعيفتري برخوردار خواهد بود. 8- احمدينژاد اولين رئيسجمهور ايراني است كه توانست رابطه نزديكي با مستضعفين جامعه برقرار كند. 9- احمدينژاد با وجود تحريمهاي اعمال شده توسط امریکا توانست اقتصاد ايران را در منطقه بعد از اسرائيل و تركيه به رتبه سوم برساند. 10- در طول 4 سال گذشته احمدينژاد توانست به راحتي برنامه انرژي هسته اي، تكنولوژي ماهواره، رابطه با چين و روسيه و پروژه هاي زيرساختي و دفاعي را به حد بالايي ارتقاء دهد و در اين امورات به پيشرفتهاي مهمي دست پيدا كند. اما سؤال اين است كه چه كساني در ميان ايرانيان با اين نتايج موافق نيستند و احساس ناراحتي ميكنند؟ مطمئناً آنها متعلق به يكي از اين گروهها هستند: 1- ايرانياني كه از انديشه جمهوري اسلامي و یا سبك و سياق ايراني متنفرند. 2- ايرانياني كه تصور مي كنند اگر احمدينژاد رئيسجمهور نباشد، امریکا نسبت به كشور آنها مهربانتر و دلسوزتر است. 3- طبقه اشراف و ثروتمنداني كه با سياستهاي عدالتخواهانه احمدينژاد مشكل دارند. 4- جوانان ايراني كه تقليد از غرب را با استفاده از تكنولوژيهاي ارتباطي مدرن قبول دارند. 5- سياستمردان مدافع افرادی كه احمدينژاد در مناظرات انتخاباتي رياست جمهوري اخير از تلويزيون آنها را بهشدت مورد انتقاد خود قرار داد. به گفته احمدينژاد در اولين كنفرانس خبرياش پس از انتخابات، "انتخابات كاملاً آزاد برگزار شد و هيچ مدركي دال بر اينكه تقلبي صورت گرفته باشد، ديده نشده است و اين خيلي مضحك است كه بازنده انتخابات ادعا كند كه اكثريت آرا متعلق به وي بوده است، اين واقعاً بيمعني و غيرمعقول است." انتخاب مجدد احمدينژاد آزمونی بود براي سياست خارجي اعمال شده اوباما، اما وي بازنده ميدان اين انتخابات بود.
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 18:21  توسط احسان
|
اکنون
که چهل روز از وفات عالم جلیل القدر و عارف واصل حضرت آیت الله بهجت
میگذرد، حجت الاسلام کاظم صدیقی به عنوان یکی از شاگردان برجسته به عنوان اولین سئوال اگر کمی از زندگی شخصی آیتالله بهجت بفرمایید. زندگی مرحوم آیت الله العظمی آقای بهجت از آیات خدا بود؛ هم خودش آیه بود و هم زندگی ایشان از آیات بینات بود. ایشان زندگیشان شبیه زندگی پیغمبر اکرم و اولیای دین بود. یعنی برای ایشان دنیا به اندازه پر کاهی ارزش نداشت و همانند حضرت امیر (ع) از مظاهر دنیا اظهار نفرت میکرد. آقای بهجت عملا گریز داشت از خودش صحبت بکند. مطالبی را هم که ایشان از گذشتگان نقل میکردند، برجستگی کسانی که نسبت به دنیا بیعلاقه و بیاعتنا بودند را برای ما مطرح می فرمودند. از سیره قدما چه مواردی را مطرح می کردند مثلا درباره زندگی مرحوم آقای مشکینی - صاحب کتاب حاشیه بر کتابت و از قدما بودند- میفرمود یکی از همشهریان ما در حجره نجف مهمان من بود. آقای مشکینی با ایشان صحبت میکردند که ما را دعوت کردند به بالاخانهای که یک اتاق بود و مرحوم آقای مشکینی آنجا زندگی می کرد. این بنده خدا مدرس سطوح عالی و صاحب حاشیه برکفایه بود اما روزهی استیجاری میگرفت و کرایه آن بالاخانه را با روزه استیجاری میداد و ما که مهمانش بودیم یک پردهای وسط اتاق زد که اینطرف خانمشان نشست و اینطرفش هم ما نشستیم و از ما پذیرایی کرد. باز از مرحوم حاجآقا رضای همدانی ایشان مطالبی نقد میکردند که واقعا آدم تکون میخورد و منقلب میشد از زهد و بیتوجهی این بزرگان به مظاهر دنیا. آقای بهجت آنچه از گذشتگان نقل میکرد صرفا نقل نبود، خودش در زندگی همه اینها را در وجودش جمع کرده بود. این بود که در یک خانه محقری تا آخر عمر زندگی کرد و این آخرها که این خانه فرسوده بود و احتمال خطر هم داشت، شهرداری بواسطه وجود خطر آقا را مجبور کرد که از این خانه بیرون برود. زیر این آسمان ایشان دل به جز خدا نداد. این وضعیت زندگی ایشان بود. از نظر برخورد هیچ تشریفاتی را چه قبل از مرجعیت و چه بعد از مرجعیت نمیپذیرفت. یک زندگی بسیار متعارف و معمولی داشتند. مرید باز نبودند. سالیان سال از فقهای بزرگ عالم شیعه بود و ولی خدا بود ولی دورش خلوت بود. منزلش آن اتاق کوچک و کسانی که همراهش داشت عده معدودی بودند. درسشان مشتریهای معدودی داشت. هیچگاه برای خودشان دار و دسته یا دفتر و دستکی ایجاد نکرد که جلب نظر از مردم دنیا بکند. راحت آمد و راحت رفت. خودش را آلوده به این دنیای خاکی نکرد. نور آمد و نوری شدیدتر شد و عروج کرد و پر کشید. ماها را گذشت و رفت. سلام الله علیه و صلوات الله علیه. حشر الله عن نبی و آله و رزقنالله شفاعته انشاءالله! رابطه ایشان به عنوان یک مرجع تقلید برجسته و عارف سالک با امام خمینی و اصولا ولی فقیه چگونه بود؟ ایشان نسبت به امام علاقه خوبی داشت، به صورتی که وقتی امام از زندان آزاد شدند جمعیت میآمدند برای استقبال از امام. آقای بهجت فقیه عارف محقق سالک واصل مثل همهی تودههای مردم میآمدند در بیت حضرت امام و سراپا میایستادند در میان جمع و نگاه به امام میکردند و میگفتند نگاه به ایشان و تبلیغ ایشان جزو عبادتهاست. شاگردان ایشان مثل آیتالله مصباح یزدی که مدتهای مدیدی در محضر آیتالله و درسهای ایشان حضور پیدا میکردند، میگویند انقلاب از طریق آقای بهجت به ما منتقل و تزریق شد. ایشان ما را تشویق میکردند به تبعیت از امام و حمایت از حرکت حضرت امام. متقابلا علاقه امام به آیتالله آقای بهجت که علاقه فوقالعادهای بود. حضرت امام (ره)میگفتند که آقای بهجت صاحب موت اختیاری است و گاهی اطرافیان ایشان مثل آقای مسعودی گفتند که امام آن روزی که بنا بود پیش آقای بهجت بروند، قبل از آن یک شوق و ذوقی برای دیدار با آقای بهجت داشتند و وقتی میرفتیم تا آن اتاق محقر آقای بهجت و پیش ایشان بودیم آقا یک حال و احوالی با آقای بهجت میکردند. بعد امام نگاه به ما میکردند که ما میفهمیدیم که ایشان دوستدارند خلوت بشود و دونفری با هم سخن بگویند.اینکه میان امام خمینی و آقای بهجت در آن خلوت چه میگذرد، خودشون میدانند و خدای خودشان که میان این عاشق و معشوق چه میگذشت. این رابطه در دوران مقام معظم رهبری به چه شکل استمرار یافت؟ نسبت به مقام معظم رهبری از بعد از رهبری ایشون هم من اونچه که از خلوت آنها یادم هست این بوده که آقای بهجت حامی انقلاب و شخص آقای خامنهای و رهبر عزیزمان بودند. یکی از دوستان نزدیک من که مثل من به حضور آقای بهجت رفت و آمد داشتند ایشان برای من نقل کردند که در یک جلسه ی دو سه نفری که خدمت آیتالله العظمی آقای بهجت بودیم یه کسی انتقاد گونهای را خواستند به رهبری خدمت آقای بهجت بازگو کنند. آقای بهجت به یک نگاه تندی به ایشان فرمودند شما بهتر از ایشان سراغ دارید. من که بهتر از ایشان سراغ ندارم و از این قبیل حمایتهای وسیع و حساسیتی که نسبت به حوادثی که نگرانکننده بود ایشان با آن دید باطنهشان میدیدند. به مقام معظم رهبری پیغام میدادند و توصیه و دعا میکردند. تا آنجایی که من رفت و آمدهای آقای بهجت را در مدت مدیدی زیر نظر داشتم. ایشان بیشترین وقت را برای آقا و آقازادههایشان میگذاشت.اعضای دفتر مقام معظم رهبری و فرزندان مقام معظم رهبری، محضر آقای بهجت برایشان پاتوق بود. آقای بهجت نسبت به دیگران خیلی سخت ایشان وقت میدادند چون وقت خالی نداشتند. آقای بهجت یا مشغول ذکر بود یا مشغول تحقیق و مطالعه. لذا برای وقتش خیلی ارزش قایل بود، ولی هر وقت پسرهای آقا میآمدند یا وقتی بعضی از دفتریهایشان میآمدند من میدیدم که آقا خیلی با روی باز پذیرا بودند خیلی گرم بودند با این بیت. نقل میشود که وقتی خطری مقاممعظم رهبری را تهدید میکرد ایشان رهبری از آن مطلع میکردند و خیلی دعا میکردند و رهبری را به دعاهایی توصیه میکردند. آیا این صحت دارد؟ بله این صحیح است. آقای بهجت مسیرشان و عادتشان این بود که دخالت امور مدیریت کشور نمیکردند. این خودش تقویت مدیریت کشور و رهبری بود ولی دلسوزیشان را داشتند، دعایشان را داشتند و در خلوتها آنچه لازمه خیرخواهی بود، نسبت به آقایون میفرمودند. منبع: شبکه ایران
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 18:20  توسط احسان
|
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 18:12  توسط احسان
|
مسئول موسسه مردم
نهاد فرق و اديان گفت: جهنمي كه در آن پيروان فرقه ديويديه توسط دولت
آمريكا در آن سوزانده شدند، يكي از وحشيانهترين نوع كشتار در طول تاريخ
است.
حجتالاسلام جواد محرابي در گفتوگو با فارس، طي بررسي و پيشينه فرقه داووديه يا ديويديان با اشاره به اينكه اين فرقه شاخهاي از فرقه ادونتيست مسيحيت است، گفت: اعتقاد آنها به ظهور منجي است كه براي ظهور آن تاريخي معين كرده است. وي افزود: فرقه ادونيستها در سال 1830 ميلادي در آمريكا پايهگذارى و به مرور زمان به فرقههاى مختلفى تقسيم شد. مؤسس آن ويليام ميلر كشاورزى انگليسى بود. او تحصيلات رسمى نداشت، اما كليه نوشتههايى را كه به آنها دسترسى داشته خوانده بود و با مطالعه مشتاقانهاى كه روى كتاب مقدس به ويژه كتاب دانيال و مكاشفه انجام داده بود به بازگشت حتمى مسيح قانع شده بود. مسئول موسسه مردم نهاد فرق و اديان قم ادامه داد: ويليام ميلر، بازگشت مسيح را طبق فرازهايى از كتاب مقدس مانند رساله دوم پطروس و دانيال براى سال 1843 ميلادي پيشبينى كرد و در سال 1841 ميلادي اين نظريه خود را منتشر كرد. محرابي با اشاره به اينكه با عدم تحقق پيشگويى، انشعاب در اين جريان كليسايى آغاز شد، افزود: از جمله اين جريانهاى كليسايى مىتوان به شاخههاى ادونتيستهاى تبشيرى، كليساى مسيحى ادونت، كليساى خدا و عيسى مسيح اشاره كرد. او با بيان اينكه از مشهورترين انشعابات فرقه ادونتيست فرقه داووديه است، تصريح كرد: برخي موسس آن را «لوييس رودن» ميدانند، اما به هر حال اين فرقه در سال 1955 از كليساي ادونتيست جدا شد و به صورت فرقهاي اصلاحگرا اعلام موجوديت كرد و در ابتدا ادونتيستها سعي داشتند اين فرقه را فقط يك انجمن محلي معرفي كنند. اين پژوهشگر از «ديويد كورش» به عنوان مهمترين رهبر اين فرقه نام برد و اظهار داشت: البته نام اصلي وي(ورنن وين هوول) است كه سال 1983 به رهبري اين فرقه رسيد و بعدها نام خود را به ديويد(داوود) كوروش تغيير داد. حجتالاسلام محرابي عنوان كرد: ديويد در ادامه، تبليغات سياسي خود را تبديل به جنبش اعتراضي كرد كه موجب نگراني مسئولان ايالات متحده و نهايتاً منجر به وقوع فاجعه ويكو شد. وي در ادامه به واقعه ويكو اشاره كرد و افزود: اين واقعه در 28 فوريه سال 1993 تا 19 آوريل با يورش ناگهاني به شيوه جنگي در شهر واكو واقع در ايالت تگزاس آغاز شد و در 19 آوريل، دولت آمريكا تانكها را براي تخريب و نابودي و پخش كردن گاز در ساختماني كه مردم در آن زندگي ميكردند، به محل اعزام كرد. وي ادامه داد: دولت آمريكا بهانه اين كار را نگرانيهاي خود از وضع بهداشتي محل اقامت ديويديان و جلوگيري از آزار و اذيت كودكان توسط ديويد كورش، رهبر اين فرقه و همچنين طولاني شدن مدت زمان ماموريت و محاصره و در نتيجه خسته شدن ماموران اف بي آي، دانست كه منجر به انتشار گاز در محل خانهي تحت محاصره شد. مسئول موسسه مردم نهاد فرق و اديان با اشاره به اينكه شواهد و مدارك موجود باعث شد تا بعضي از آمريكاييها به اين نتيجه برسند كه فرقه ديويديان به عمد توسط دولت آمريكا كشته شدند، تصريح كرد: آتشي بسيار وحشتناك و جهنمي كه حدود 40 دقيقه ساختمان را سوزاند، يكي از وحشيانهترين نوع كشتار در طول تاريخ است. وي با انتقاد از برخي كه بيان كردند، تانكها به طور تصادفي با چراغهاي نفتي موجود در ساختمان برخورد كردند و در نتيجه وجود مواد آتشزا و همچنين سوختهاي رايجي كه در منازل نگهداري ميشود، موجب آتش سوزي شده، افزود: اما بعد از اين حادثه فريادهاي عمومي براي آغاز بررسي كنگره درباره اين حادثه بلند شد، ولي پس از گذشت سالها از اين جهنم ايجاد شده، دليل مرگ اين فرقه همچنان پنهان باقي ماند. يادآور ميشود، رهبر فرزانه انقلاب اسلامي در نماز جمعه تاريخي 29 خرداد امسال، خطاب به سردمداران غرب، به ويژه آمريكا يادآور شدند كه كشوري كه دستش به خون افراد بيگناهي مانند زنان و كودكان پيرو فرقه ديويديان (داووديان) آلوده است، حق ندارد دم از حقوق بشر بزند.
+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 11:39  توسط احسان
|
بازخوانی شهادت مردی که یک ملت بود
بهشتی دست به قلم برد و از گروهک هایی که با حمایت بنی صدر تشنج آفرینی می کردند، برای امام نوشت؛ شاید به همین خاطر بود که امام در پیام نوروزی سال 60 از "حاکمیت قانون" سخن به میان آورد و تاکید کرد که سال، سال قانون است و بايد قانون را محترم شمرد. در پیام امام آمده بود:«من اميدوارم... مملكت ما در سال آينده و در اين سال، در همين سالى كه هستيم، مملكتى باشد كه قانون فقط حكم كند. هيچ كس غير قانون حكم نكند و تمام مجرى قانون باشند؛ و كسى در حدود غيرقانونى عمل نكند، و همه در حدود خودشان عمل كنند.» با این همه در سال "حاکمیت قانون" بالاترین بی قانونی ها و کشتارها کلید خورد. ***** بهشتی بار روشنگری را به دوش می کشید. او از کسانی سخن به میان آورد که دعوی آزادی و ترقی خواهی دارند اما عملا از دیکتاتورها هم دیکتاتورترند. او با اشاره به فعالیت ها و رویکردهای گروهک های التهاب آفرین گفت:«نوجوانان و جوانان ما باید از این روش های استالینی اینها با خبر بشوند باید ضمن تجربه روزانه، این مدعیان ترقی خواهی و آزادی را محک بزنند تا بفهمند که اینها خود سمبل ارتجاع، یعنی باز گرداندن جامعه آزاد شده ما به استبدادهای استالینی هستند و هنوز آب گیرشان نیامده و الا شناگر ماهری هستند، اگر آب گیرشان بیاید در راه برقراری دیکتاتوری مورد قبول خودشان از هیچ کار دریغ نخواهند کرد.» او همچنین افزود:«اینها را باید نسل جوان بداند و با آگاهی، خود او بپاخیزد. فریب اینها را نخورد و پدرها و مادرها توجه کنند که هیچ گاه نمی شود جامعه ای را به تشنج و هرج و مرج سپرد.» بهشتی به بهانه جویی های داعیه داران آزادی اشاره کرد و گفت: «اگر می خواهند روزنامه داشته باشند، روزنامه، امتیاز و صاحب امتیاز و مدیر مسئول می خواهد. اگر می خواهند دفتر داشته باشند، باید معلوم باشد که مسئول آنجا کیست و در آن توطئه وجود دارد یا نه؟ و این مخصوص آنها نیست. این برای همه است. آنها هم مثل همه اگر به راستی منطقی دارند، اندیشه های بهتری دارند، بیایند یک فعالیت سالم و منطبق با قوانین جامعه خودشان این فعالیت را بکنند. توسل آنها به کارهای خلاف قانون و اصرار آنها روی قانون شکنی ناشی از همان زیربنای فکری استالینی است که در ایدئولوژی آنهاست این را ملت ما باید بدانند و از آن آگاه شوند تا بهتر بتوانند با این درگیری های تحمیلی برخورد کنند.» ***** بهشتی از حقوق مردم می گفت و در عوض مخالفانش او و اعضای حزب جمهوری را مشتی چماقدار و خشونت طلب معرفی می کردند. کسانی که در گفتگوها و مناظره های رو در رو با بهشتی حرفی برای گفتن نداشتند، فحاشی به او را شروع کرده بودند. پیامی که امام بعد از شهادت شهید بهشتی منتشر کرد، گویای اوج غربت و مظلومیت او بود:«اين را من كراراً گفتهام كه مرحوم آقاى بهشتى در اين مملكت مظلوم زيست. تمام مخالفين اسلام و مخالفين اين كشور حمله مستقيمشان را به ايشان و بعضى دوستان ايشان كردند... مخالفين او را در كوچه و بازار و محله و صحبتهايى كه همه مىكردند، آنطور جلوه دادند. يك مرد صالحى را به صورت يك ديكتاتور درآوردند! و شما بايد مهيا[ى] اينجور مسائل باشيد.» مشکل مخالفان بهشتی، خود بهشتی نبود. مشکل، اندیشه بهشتی بود و آنان گمان می کردند، با ترور او می توانند این اندیشه را برای همیشه از تاریخ ایران حذف کنند. مشکل، نگاه مبتنی بر حاکمیت اسلام بود. این همان چیزی است که مقام معظم رهبری هم بر آن تاکید دارند:«اينطور نبود كه كُشندگان و تروركنندگان و حملهكنندگانِ ناجوانمرد به شهداى عزيز هفتم تير، با شخص و جناح و گروهى مخالف باشند؛ آنها با اصل نظام اسلامى و استقلال ايران مخالف بودند. نامها تأثيرى نمىگذارد؛ حقايق را بايد در نظر گرفت. حقيقت مخالفت با شخصيتهايى مثل شهيد بهشتى و ديگر بزرگانى كه در هفتم تير به شهادت رسيدند، در همين جمله خلاصه مىشود: مقابله با حاكميت اسلام و قوانين و ارزشهاى اسلامى.» مظلومیت بهشتی هم ناشی از دفاع او از اسلام و دستگاه قضایی اسلامی بود. او در مقام ریاست دیوان عالی کشور در مقابل بسیاری حرف و حدیث ها در خصوص قصاص و احکام اسلامی ایستاد. رهبر انقلاب در باب مظلومیت او چنین می گویند: «امام فرمودند شهيد بهشتى مظلوم بود. ما هم يادمان هست كه او چقدر مظلوم بود؛ اما اين مظلوميت از سوى چه كسانى بر او تحميل مىشد؟ از جمله كسانى كه بايد پاسخ مظلوميت اين شهيد عزيز را بدهند، اينهايى هستند كه حاضر نبودند قضاى اسلامى را در جامعه ايران اسلامى تحمل كنند.» ***** بعد از عزل بنی صدر التهابات در کشور به اوج خود رسید. دعواهای خیابانی به ترورهای گسترده ای انجامید که منافقین طرح ریزی می کردند. بهشتی قربانی خشونت کسانی بود که دم از آزادی می زدند. می دانستند به مقابله با چه کسی برخواسته اند. در اسناد ساواک، بهشتی مغز گردانندگان فعاليت هاي امام در ايران لقب گرفته بود. می خواستند نهضت نباشد. می خواستند انتقام عزل بنی صدر را از امام بگیرند. ***** چند دقیقه بیشتر تا انفجار نمانده بود. غسل شهادت کرده بود. موضوع جلسه حزب به انتخاب رئیس جمهور بعد از قرار بود آیت الله خامنه ای و چهره هایی چون شهید باهنر هم همان جا ترور شوند. اما چنین نشد و "آقا" ماند تا بار نهضت را بعد از امام به دوش بکشد و همان مظلومیت ها، همان تخریب ها و همان فحاشی ها را نسبت به انقلابیون نظاره کند. کار نه با انفجار دفتر حزب جمهوری تمام شد، نه با ترورها و انفجارها و نه حتی با بار سفر بستن امام. راه ماند و مخالفان این راه هم ماندند و تاریخ همچنان به خود پیچید تا تجربه دیروز را برای آیندگان تکرار کند. سخنان امام هم در حافظه تاریخ ماند: «تهمتهاى ناگوار به ايشان مىزدند! از آقاى بهشتى اينها مىخواستند موجود ستمكار ديكتاتور معرفى كنند... بر خلاف آنچه اين بىانصافها در سرتاسر كشور تبليغ كردند و "مرگ بر بهشتى" گفتند، من او را يك فرد متعهد، مجتهد، متعهد، متدين، علاقه مند به ملت، علاقه مند به اسلام و به درد بخور براى جامعه خودمان مىدانستم.» ***** بهشتی باید بماند. اما چگونه؟ مقام معظم رهبری فرمودند که هفتم تیر باید احیا شود. ایشان همچنین افزودند: «پوستر و امثال اينها، خوب است. من هم از آن آدمهايي كه ضد پوستر باشند، نيستم. حالا بعضيها هستند كه از آنطرف افتادهاند و ضد پوسترند. تا صحبت پوستر و سيلك و امثال اينها بشود، فوري يك حالي ميشوند. من كه آنطوري نيستم؛ اما شما از پوستر و سيلك، چه مقصودي را تعقيب ميكنيد و اينها چهقدر آن مقصود را تأمين خواهند كرد؟ اين، واقعا يك سؤال است... مثلاً ممكن است چهارصدهزار پوستر شهيد بهشتي توزيع شود. شهيد بهشتي، اين همه عكس دارد؛ حالا در زير عكس نوشته خواهد شد: نهمين سالگرد شهادت. من اين سؤال را دارم كه از اين كار، چه چيزي در ميآيد؟» ایشان همچنین ادامه دادند: «عرضم اين است كه اين كار بايد احيا بشود. احيايش چهطوري است؟ من عرض ميكنم، بيشترين سرمايهگذاري را روي اين قسمت قضيه بكنيد. براي آقاي مطهري ـ شهيدي با اين عظمت ـ سه، چهار سال سالگرد ميگرفتند و راديو چيزي ميگفت و بعد يواش يواش به اين فكر افتادند كه كاري بكنند تا اين سالگردها، براي اين خطي كه مطهري نمايندهي آن است، اثري داشته باشد. اين كار را كردند و خوب هم هست. در هر سال، كاري ميكنند. مثلا بحثي ميشود و مسأله جديدي در فضاي فكري عالم اسلام توليد ميگردد يا پرداخته ميشود. بالاخره چنين كارهايي بايد كرد. چگونه ميشود هفتم تير را بزرگ داشت؟ به نظر من، مسأله اين است.» اولا دست های زیادی در کار هست که شرایط مساعد جدیدی را که در پرتو بیانیه امام به وجود آمد، بر هم بزنند. ثانیا تحریکات تازه به وسیله گروهک ها در سراسر کشور برای مشغول کردن ذهن مردم و نیروها در داخل در اینجا آنچه ضامن چیره شدن بر این مشکلات است، دو چیز است یکی آمادگی و بیداری و فداکاری خود مردم و دیگر تصمیم گیری های به مورد و قاطع رهبری و مسئولان به همین جهت در رابطه با این فتنه گری ها که از طرف گروهک ها می شود قبل از هر چیز لازم است خود مردم عکس العمل مناسب نشان دهند. یعنی بیزاری و تنفر خودشان را از این فتنه گری ها ابراز کنند و بکوشند تا زمینه های ذهنی این فتنه گری ها را از بین ببرند. توضیح بدهند اصولا این همه دروغ و شایعه که هر روز به وجود می آید با بزرگ کردن بعضی از جریان های جزئی یا شبه جزئی برای همین است که بتوانند در جامعه ذهنیت و زمینه روحی پذیرای این فتنه ها را به وجود بیاورند و تقویت کنند و مردم باید با توضیحات خودشان و با آگاهی دادن های خودشان این نیرنگ دشمن را خنثی کنند. دوم تصمیم گیری های به جا و قاطع مسئولان است. رهبری و مسئولان با تصمیم گیری های قاطع و برخورد قاطع با این فتنه ها بر پایه بیانیه روشن دادستانی کل انقلاب باید به وظیفه الهی خودشان عمل کنند ما از همه جوان ها و نوجوان ها می خواهیم که چشم و گوش باز کنند ببینند که با کمال تاسف دستور تشکیلاتی که به آنها داده شده این است که با کسی بحث نکنیم. منبع : رجا نیوز
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 12:47  توسط احسان
|
جين شارپ 81 ساله با خطاب قرار دادن اغتشاشگران اعلام كرد كه وي آماده است به آنها كمك كند تا بتوانند
بيشتر بر روي اعتراضات متمركز شوند.
دستور العمل ها و راهنمايي هاي جين شارپ دقيقاٌ مانند دفترچه راهنمايي است كه فعالان صربستان براي سرنگون كردن دولت میلوسوویچ در یوگسلاوی در سال 2000 ميلادي از آن بهره هاي فراواني بردهاند. جين شارپ كه بيش از 30 سال در دانشگاه هاروارد تحقيقات انجام داده است، با ارائه راهنمایی به فعالان جنگ هاي رواني و انقلاب هاي مخملي در شرق اروپا كمك فراواني كرده است که از آن جمله مي توان به انقلاب هاي مخملي "انقلاب گل رز" در گرجستان و انقلاب نارنجي در اوكراين اشاره كرد. شارپ و برخی ديگر شاگردان وی با حمايت از اغتشاشگران اعلام كردند كه اغتشاشگران بايد از روشهاي متنوعي استفاده كنند و از ديگر روش ها نيز بهره بگيرند و تنها به تظاهرات خياباني قانع نشوند. يه گفته پيتر آكرمان، يكي از بنيانگذاران مركز بين المللي مناقشات غير قهرآميز در واشنگتن كه در سال 2005 در دبي براي گروههاي اپوزيسيون فعال ايران جلسات توجيهي برگزار كرده است، گفت: اگر اين حركت آنگونه تعريف شده است كه بيشتر به صورت تظاهرات و اغتشاشات خياباني عليه پليس باشد، ممكن است كه به ضد و خورد هاي خشونت آميز ختم شود يا ختم نشود كه اين با شكست اپوزيسيون پايان خواهد پذيرفت. همچنین پاپوویک، يكي از بنيانگذاران گروه هاي مقاومت دانشجويي صربستان خطاب به اغتشاشگران ايران گفت: اين معترضان بايد خود را براي مدت طولاني مقاومت آماده كرده و از تاكتيك هاي با ريسك پايين استفاده كنند. وي به عنوان نسخه عملياتي به كاربران سايت تويتر پیشنهاد كرد چراغ هاي جلوی ماشين خود را به عنوان اعتراض روشن نگه داشته و در كنار خيابانها با بالا گرفتن قرآن کتاب آسمانی خود به روي سر به اعتراضها ادامه دهند البته بايد همزمان كارهاي ديگري هم انجام دهند. وي چند تاكتيك را به اغتشاشگران پيشنهاد كرده است: لباس سبز بپوشند و به دادن شعارهاي اول انقلاب مبادرت كنند. پاپويك كه در حال حاضر به عنوان يكي از اعضاي ثابت مركز فعاليت هاي استراتژيك در بلگراد مشغول به كار است، خطاب به اغتشاشگران گفت: شرايط فرهنگي و موقعيتها براي اعتراضات متفاوت است اما اصول يكي است. وي اجتناب نيروهاي امنيتي در سركوب اغتشاشگران در اوكراين و گرجستان را باعث پيروزي انقلاب در آن كشورها دانست و گفت: تاكتيك هاي منسجم و مقتدر نيروهاي امنيتي ايران باعث شده است كه ترديدهايي در موفقيت "انقلاب سبز" موسوی بهوجود آید. به گفته ميخائيل پوگربينسكي يكي از تحليل گران اوكرايني، "نخبگاني كه در دولت اوكراين بهسر مي بردند از فعالان اپوزيسيون جدا بودند و خطري آنها را تهديد نمي كرد. اعمال خشونت و سركوب، كمبود دسترسي به رسانه و برهم خوردن يكپارچگي و اتحاد معترضان در ايران، شانس اين افراد را به حداقل كاهش داده است." رهبران ايراني شواردنادزه نيستند كه قدرتش واقعاً ضعيف بود، دولتمردان ايراني از حمايت مردمي قوي برخوردار هستند كه كنترل وضعيت و موقعيت هاي گوناگون را در اختيار دارند، ارتش ايران متشکل از ناراضیان و شورشيان نيست، در صورتي كه در زمان شواردنادزه در انتخابات نوامبر ۲۰۰۳ و در پی وقوع انقلاب رنگی در گرجستان، شورشيان نظامي نقش مهمي را دركودتا به عهده گرفتند و سهم بهسزايي ايفا كردند. منبع : رجا نیوز
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 12:10  توسط احسان
|
|
|